دانش آموزی از نسل انقلاب:
هنوز صدای « ایست » ماموران رژیم شاه در گوشم است
دانش آموزی از نسل انقلاب گفت: هنوز صدای « ایست » ماموران رژیم شاه در گوشم است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا نورحسن نوراحمدی یکی از فرهنگیان کرمانشاه از خاطرات زمان انقلاب در گفتگو با خبرنگار کلاس خبر بیان داشت: سال 1357 دانش آموز پایه پنجم ابتدایی بودم و همراه خانواده ام در ایلام زندگی می کردیم. معلم کلاس پنجمم خانم هاشمی نام داشت، با وجودی که پدرش خان بود خودش از طرفداران انقلاب بود؛ و سر کلاس برای ما در مورد انقلاب و امام صحبت می کرد، گاهی هم کلاس را تعطیل می کرد تا ما در راهپیمایی شرکت کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرنگار کلاس خبر ,
وی در ادامه خاطراتش می گوید: آن زمان برادر بزرگم با چند نفر از دوستانش فعالیت انقلابی می کردند و اولین عکس امام را هم او با دوستانش در مسجد شهر نصب کردند. هنگام نصب عکس امام من هم آنجا بودم و از اینکه برای اولین بار عکس ایشان را می دیدم بسیار خوشحال بودم.
,
نوراحمدی با ذکر این نکته که هیچ وقت آن شب را فرموش نمی کنم گفت: کمی قبل از پیروزی انقلاب یک شب همراه برادرم و دوستش به منزل خواهرم رفتیم، اداره تربیت بدنی کنار منزل آنها بود، روی تابلوی سردر اداره آرم شیر خورشید و تاج بود. ما سه نفر با خانواده خواهرم تصمیم گرفتیم روی تابلو را رنگ کنیم.
,
برای انجام اینکار باید حواسمان را جمع می کردیم، یکی از ما نگهبانی می داد تا سربازانی که در آن حوالی گشت می زدند سرنرسند. بعد از تلاش زیاد و پایین آوردن تابلو آن را رنگ کرده و سرجایش گذاشتیم. در راه برگشت به خانه، دوست برادرم گفت: اگر در مسیر کسی به شما ایست زد سریع بگویید « آشنا » و گرنه با گلوله شما را می زند. در همین فکر بودیم که نزدیک منزل و در تاریکی شب ناگهان صدای بلندی گفت « ایست» من و برادرم خشکمان زد و نتوانستیم حتی یک کلمه حرف بزنیم، بلافاصله یکی از سربازها که در حد فاصل 50 متری بود به زانو نشست و اسلحه اش را آماده شلیک کرد، ما منتظر شلیک گلوله بودیم که دوست برادرم با دست پاچگی گفت: « آشنا ». بعد یکی از آنها گفت: دست ها را روی سر بگذارید و جلو بیاید. پس از بازدید بدنی و یکسری سوال و جواب ما را آزاد کردند . ولی تا لحظه ای که به خانه رسیدیم و هنوز صدای « ایست » ماموران رژیم شاه در گوشم است.
,
انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه