10 روایت خواندنی از زندگی شهدای مبارزه با رژیم ستم شاهی؛
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
شبکه اطلاع رسانی مرصاد به مناسبت دهه فجر روایت هایی خواندنی از شهدای عرصه مبارزه با رژیم ستم شاهی را منتشر می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از پایگاه خبری مغرب، یکی از شهدای شاخص شهر کرمانشاه در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی جوانی از طبقه مرفه جامعه بود که هیچگاه سبک و خلق و خوی زندگی مبتنی بر پول و ثروت روی او اثر منفی نگذاشت و ما اینگونه رفتارهایی را از او ندیدیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, پایگاه خبری مغرب,
این سخنان فردی است که همپای شهید صابون پز مبارزات انقلاب را پیگیری می کرده و در زمان شهادت وی در راهپیمایی علیه رژیم پهلوی حضور داشته است.
علی رستمی از همرزمان شهید صابون پز در دوران انقلاب اسلامی ایران است که در راهپیمایی مردمی در خیابان آیت الله کاشانی به همراه یکدیگر حضور داشتند که منجر به شهادت این جوان انقلابی کرمانشاه می شود.
علی رستمی وضعیت زندگی شهید صابون پز را متوسط به بالا عنوان می کند و می گوید: شهید صابون پز دارای زندگی نسبتا مرفهی بود و از لحاظ مالی دغدغه ای در بین خانواده آنها وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید.
وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم.
رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید صابون پز اظهار داشت: به طور خلاصه بگویم شهید صادق امیرالمونین (ع) را الگوی رفتاری و گفتاری خود قرار داده بود و به خاطر دارم که بارها به اهالی منزل خود تذکر می داد که به فکر مستمندان باشند و نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاک نو این قدر اصرار ورزید، مگر همه پولدار هستند و می توانند لباس تهیه کنند؟ در کشور ما این قدر فقیر وجود دارد که از مسلمانی به دور است آن ها را از یادبرده و به فکر خودمان باشیم.
وی ادامه داد: خود او همیشه ساده می پوشید و ساده می خورد و بالاخره ساده زندگی می کرد. به یاد ندارم که شهید صادق لباسی اعیان تر از ما پوشیده و یا غذایی بیشتر از آنچه که ما می خوردیم خورده باشد و همین ساده زیستی او بود که خیلی از اهالی محل جذب او شدند.
رستمی به خاطره ای از فعالیت های کاری شهید صادق اشاره می کند و می گوید: در تابستان ۱۳۵۲ بود که به همراه صادق به یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه برای کارگری رفتیم و شب ها به خانه برمی گشتیم. این در حالی بود که او هیچ نیازی به اینگونه پول ها نداشت و یا پس از اخذ مدرک تحصیلی خود پدرش شرکتی را برای او راه اندازی کرد اما او با رد اینگونه کارها به شهرستان سرپل ذهاب رفت و در آنجا کار و فعالیت می کرد.
این مبارز انقلابی کرمانشاه در خصوص شروع مبارزات انقلابی شهید صابون پز اظهار داشت: وی برای اخذ مدرک تحصیلی به تهران رفت و در آنجا با کانون های مبارزاتی آشنا شد و به شناخت مبانی فکری و تئوری های انقلاب اهتمام ورزید.
وی همچنین گفت: بعد از بازگشت به کرمانشاه، به همراه یکدیگر در جلسات مذهبی انجمن که آن زمان انجمن اسلامی کرمانشاه نامیده می شد وارد شدیم و در ابتدا محور مبارزات ما علیه گروه های منحرف و ضد دین چون بهائیت بود. ما در راه روشنگری اسلامی حرکت می کردیم تا اینکه موج های انقلاب اسلامی ایران را دریافت کردیم و مبارزات خود را علنی نمودیم.
رستمی ادامه داد: شهید صابون پز به شهرهای دیگر می رفت و کتاب و اعلامیه تهیه می نمود تا در بین مردم و جوانان پخش کند تا بدینوسیله بتواند مسیر انقلاب را برای مردم کرمانشاه تبیین نماید. او نوارهای سخنرانی سخنورانی چون آیت ا... فلسفی، آیت ا... غفاری، علی حجتی کرمانی و فخرالدین حجازی را گوش می داد و به جوانان کرمانشاه اهدا می کرد.
این همرزم شهید در خصوص چگونگی شهادت شهید صابون پز نیز گفت: مراسم بزرگی در مسجد آیت الله بروجردی برگزار شده بود و به همراه شهید صابون پز تلاش زیادی در هرچه باشکوه تر برگزار شدن آن داشتیم؛ زیرا آن اولین تظاهراتی بود که جوانان و مردم انقلابی در حال تدارک دیدن بودند و جامعه ی روحانیت هم مخفیانه عده ای را برای شرکت در این تظاهرات تشویق کرده بودند.
وی افزود: پس از برگزاری مراسم در مسجد، مردم به صورت راهپیمایی اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم.
رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت ۸ شب روز یک شنبه ۹ مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک او را هدف گلوله قرار داد و به فیض شهادت نایل آمد.
کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
این سخنان فردی است که همپای شهید صابون پز مبارزات انقلاب را پیگیری می کرده و در زمان شهادت وی در راهپیمایی علیه رژیم پهلوی حضور داشته است.
علی رستمی از همرزمان شهید صابون پز در دوران انقلاب اسلامی ایران است که در راهپیمایی مردمی در خیابان آیت الله کاشانی به همراه یکدیگر حضور داشتند که منجر به شهادت این جوان انقلابی کرمانشاه می شود.
علی رستمی وضعیت زندگی شهید صابون پز را متوسط به بالا عنوان می کند و می گوید: شهید صابون پز دارای زندگی نسبتا مرفهی بود و از لحاظ مالی دغدغه ای در بین خانواده آنها وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید.
وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم.
رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید صابون پز اظهار داشت: به طور خلاصه بگویم شهید صادق امیرالمونین (ع) را الگوی رفتاری و گفتاری خود قرار داده بود و به خاطر دارم که بارها به اهالی منزل خود تذکر می داد که به فکر مستمندان باشند و نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاک نو این قدر اصرار ورزید، مگر همه پولدار هستند و می توانند لباس تهیه کنند؟ در کشور ما این قدر فقیر وجود دارد که از مسلمانی به دور است آن ها را از یادبرده و به فکر خودمان باشیم.
وی ادامه داد: خود او همیشه ساده می پوشید و ساده می خورد و بالاخره ساده زندگی می کرد. به یاد ندارم که شهید صادق لباسی اعیان تر از ما پوشیده و یا غذایی بیشتر از آنچه که ما می خوردیم خورده باشد و همین ساده زیستی او بود که خیلی از اهالی محل جذب او شدند.
رستمی به خاطره ای از فعالیت های کاری شهید صادق اشاره می کند و می گوید: در تابستان ۱۳۵۲ بود که به همراه صادق به یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه برای کارگری رفتیم و شب ها به خانه برمی گشتیم. این در حالی بود که او هیچ نیازی به اینگونه پول ها نداشت و یا پس از اخذ مدرک تحصیلی خود پدرش شرکتی را برای او راه اندازی کرد اما او با رد اینگونه کارها به شهرستان سرپل ذهاب رفت و در آنجا کار و فعالیت می کرد.
این مبارز انقلابی کرمانشاه در خصوص شروع مبارزات انقلابی شهید صابون پز اظهار داشت: وی برای اخذ مدرک تحصیلی به تهران رفت و در آنجا با کانون های مبارزاتی آشنا شد و به شناخت مبانی فکری و تئوری های انقلاب اهتمام ورزید.
وی همچنین گفت: بعد از بازگشت به کرمانشاه، به همراه یکدیگر در جلسات مذهبی انجمن که آن زمان انجمن اسلامی کرمانشاه نامیده می شد وارد شدیم و در ابتدا محور مبارزات ما علیه گروه های منحرف و ضد دین چون بهائیت بود. ما در راه روشنگری اسلامی حرکت می کردیم تا اینکه موج های انقلاب اسلامی ایران را دریافت کردیم و مبارزات خود را علنی نمودیم.
رستمی ادامه داد: شهید صابون پز به شهرهای دیگر می رفت و کتاب و اعلامیه تهیه می نمود تا در بین مردم و جوانان پخش کند تا بدینوسیله بتواند مسیر انقلاب را برای مردم کرمانشاه تبیین نماید. او نوارهای سخنرانی سخنورانی چون آیت ا... فلسفی، آیت ا... غفاری، علی حجتی کرمانی و فخرالدین حجازی را گوش می داد و به جوانان کرمانشاه اهدا می کرد.
این همرزم شهید در خصوص چگونگی شهادت شهید صابون پز نیز گفت: مراسم بزرگی در مسجد آیت الله بروجردی برگزار شده بود و به همراه شهید صابون پز تلاش زیادی در هرچه باشکوه تر برگزار شدن آن داشتیم؛ زیرا آن اولین تظاهراتی بود که جوانان و مردم انقلابی در حال تدارک دیدن بودند و جامعه ی روحانیت هم مخفیانه عده ای را برای شرکت در این تظاهرات تشویق کرده بودند.
وی افزود: پس از برگزاری مراسم در مسجد، مردم به صورت راهپیمایی اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم.
رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت ۸ شب روز یک شنبه ۹ مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک او را هدف گلوله قرار داد و به فیض شهادت نایل آمد.
کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
این سخنان فردی است که همپای شهید صابون پز مبارزات انقلاب را پیگیری می کرده و در زمان شهادت وی در راهپیمایی علیه رژیم پهلوی حضور داشته است.
علی رستمی از همرزمان شهید صابون پز در دوران انقلاب اسلامی ایران است که در راهپیمایی مردمی در خیابان آیت الله کاشانی به همراه یکدیگر حضور داشتند که منجر به شهادت این جوان انقلابی کرمانشاه می شود.
علی رستمی وضعیت زندگی شهید صابون پز را متوسط به بالا عنوان می کند و می گوید: شهید صابون پز دارای زندگی نسبتا مرفهی بود و از لحاظ مالی دغدغه ای در بین خانواده آنها وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید.
وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم.
رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید صابون پز اظهار داشت: به طور خلاصه بگویم شهید صادق امیرالمونین (ع) را الگوی رفتاری و گفتاری خود قرار داده بود و به خاطر دارم که بارها به اهالی منزل خود تذکر می داد که به فکر مستمندان باشند و نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاک نو این قدر اصرار ورزید، مگر همه پولدار هستند و می توانند لباس تهیه کنند؟ در کشور ما این قدر فقیر وجود دارد که از مسلمانی به دور است آن ها را از یادبرده و به فکر خودمان باشیم.
وی ادامه داد: خود او همیشه ساده می پوشید و ساده می خورد و بالاخره ساده زندگی می کرد. به یاد ندارم که شهید صادق لباسی اعیان تر از ما پوشیده و یا غذایی بیشتر از آنچه که ما می خوردیم خورده باشد و همین ساده زیستی او بود که خیلی از اهالی محل جذب او شدند.
رستمی به خاطره ای از فعالیت های کاری شهید صادق اشاره می کند و می گوید: در تابستان ۱۳۵۲ بود که به همراه صادق به یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه برای کارگری رفتیم و شب ها به خانه برمی گشتیم. این در حالی بود که او هیچ نیازی به اینگونه پول ها نداشت و یا پس از اخذ مدرک تحصیلی خود پدرش شرکتی را برای او راه اندازی کرد اما او با رد اینگونه کارها به شهرستان سرپل ذهاب رفت و در آنجا کار و فعالیت می کرد.
این مبارز انقلابی کرمانشاه در خصوص شروع مبارزات انقلابی شهید صابون پز اظهار داشت: وی برای اخذ مدرک تحصیلی به تهران رفت و در آنجا با کانون های مبارزاتی آشنا شد و به شناخت مبانی فکری و تئوری های انقلاب اهتمام ورزید.
وی همچنین گفت: بعد از بازگشت به کرمانشاه، به همراه یکدیگر در جلسات مذهبی انجمن که آن زمان انجمن اسلامی کرمانشاه نامیده می شد وارد شدیم و در ابتدا محور مبارزات ما علیه گروه های منحرف و ضد دین چون بهائیت بود. ما در راه روشنگری اسلامی حرکت می کردیم تا اینکه موج های انقلاب اسلامی ایران را دریافت کردیم و مبارزات خود را علنی نمودیم.
رستمی ادامه داد: شهید صابون پز به شهرهای دیگر می رفت و کتاب و اعلامیه تهیه می نمود تا در بین مردم و جوانان پخش کند تا بدینوسیله بتواند مسیر انقلاب را برای مردم کرمانشاه تبیین نماید. او نوارهای سخنرانی سخنورانی چون آیت ا... فلسفی، آیت ا... غفاری، علی حجتی کرمانی و فخرالدین حجازی را گوش می داد و به جوانان کرمانشاه اهدا می کرد.
این همرزم شهید در خصوص چگونگی شهادت شهید صابون پز نیز گفت: مراسم بزرگی در مسجد آیت الله بروجردی برگزار شده بود و به همراه شهید صابون پز تلاش زیادی در هرچه باشکوه تر برگزار شدن آن داشتیم؛ زیرا آن اولین تظاهراتی بود که جوانان و مردم انقلابی در حال تدارک دیدن بودند و جامعه ی روحانیت هم مخفیانه عده ای را برای شرکت در این تظاهرات تشویق کرده بودند.
وی افزود: پس از برگزاری مراسم در مسجد، مردم به صورت راهپیمایی اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم.
رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت ۸ شب روز یک شنبه ۹ مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک او را هدف گلوله قرار داد و به فیض شهادت نایل آمد.
کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
این سخنان فردی است که همپای شهید صابون پز مبارزات انقلاب را پیگیری می کرده و در زمان شهادت وی در راهپیمایی علیه رژیم پهلوی حضور داشته است.
علی رستمی از همرزمان شهید صابون پز در دوران انقلاب اسلامی ایران است که در راهپیمایی مردمی در خیابان آیت الله کاشانی به همراه یکدیگر حضور داشتند که منجر به شهادت این جوان انقلابی کرمانشاه می شود.
علی رستمی وضعیت زندگی شهید صابون پز را متوسط به بالا عنوان می کند و می گوید: شهید صابون پز دارای زندگی نسبتا مرفهی بود و از لحاظ مالی دغدغه ای در بین خانواده آنها وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید.
وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم.
رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید صابون پز اظهار داشت: به طور خلاصه بگویم شهید صادق امیرالمونین (ع) را الگوی رفتاری و گفتاری خود قرار داده بود و به خاطر دارم که بارها به اهالی منزل خود تذکر می داد که به فکر مستمندان باشند و نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاک نو این قدر اصرار ورزید، مگر همه پولدار هستند و می توانند لباس تهیه کنند؟ در کشور ما این قدر فقیر وجود دارد که از مسلمانی به دور است آن ها را از یادبرده و به فکر خودمان باشیم.
وی ادامه داد: خود او همیشه ساده می پوشید و ساده می خورد و بالاخره ساده زندگی می کرد. به یاد ندارم که شهید صادق لباسی اعیان تر از ما پوشیده و یا غذایی بیشتر از آنچه که ما می خوردیم خورده باشد و همین ساده زیستی او بود که خیلی از اهالی محل جذب او شدند.
رستمی به خاطره ای از فعالیت های کاری شهید صادق اشاره می کند و می گوید: در تابستان ۱۳۵۲ بود که به همراه صادق به یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه برای کارگری رفتیم و شب ها به خانه برمی گشتیم. این در حالی بود که او هیچ نیازی به اینگونه پول ها نداشت و یا پس از اخذ مدرک تحصیلی خود پدرش شرکتی را برای او راه اندازی کرد اما او با رد اینگونه کارها به شهرستان سرپل ذهاب رفت و در آنجا کار و فعالیت می کرد.
این مبارز انقلابی کرمانشاه در خصوص شروع مبارزات انقلابی شهید صابون پز اظهار داشت: وی برای اخذ مدرک تحصیلی به تهران رفت و در آنجا با کانون های مبارزاتی آشنا شد و به شناخت مبانی فکری و تئوری های انقلاب اهتمام ورزید.
وی همچنین گفت: بعد از بازگشت به کرمانشاه، به همراه یکدیگر در جلسات مذهبی انجمن که آن زمان انجمن اسلامی کرمانشاه نامیده می شد وارد شدیم و در ابتدا محور مبارزات ما علیه گروه های منحرف و ضد دین چون بهائیت بود. ما در راه روشنگری اسلامی حرکت می کردیم تا اینکه موج های انقلاب اسلامی ایران را دریافت کردیم و مبارزات خود را علنی نمودیم.
رستمی ادامه داد: شهید صابون پز به شهرهای دیگر می رفت و کتاب و اعلامیه تهیه می نمود تا در بین مردم و جوانان پخش کند تا بدینوسیله بتواند مسیر انقلاب را برای مردم کرمانشاه تبیین نماید. او نوارهای سخنرانی سخنورانی چون آیت ا... فلسفی، آیت ا... غفاری، علی حجتی کرمانی و فخرالدین حجازی را گوش می داد و به جوانان کرمانشاه اهدا می کرد.
این همرزم شهید در خصوص چگونگی شهادت شهید صابون پز نیز گفت: مراسم بزرگی در مسجد آیت الله بروجردی برگزار شده بود و به همراه شهید صابون پز تلاش زیادی در هرچه باشکوه تر برگزار شدن آن داشتیم؛ زیرا آن اولین تظاهراتی بود که جوانان و مردم انقلابی در حال تدارک دیدن بودند و جامعه ی روحانیت هم مخفیانه عده ای را برای شرکت در این تظاهرات تشویق کرده بودند.
وی افزود: پس از برگزاری مراسم در مسجد، مردم به صورت راهپیمایی اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم.
رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت ۸ شب روز یک شنبه ۹ مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک او را هدف گلوله قرار داد و به فیض شهادت نایل آمد.
کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
,
این سخنان فردی است که همپای شهید صابون پز مبارزات انقلاب را پیگیری می کرده و در زمان شهادت وی در راهپیمایی علیه رژیم پهلوی حضور داشته است.
,,
علی رستمی از همرزمان شهید صابون پز در دوران انقلاب اسلامی ایران است که در راهپیمایی مردمی در خیابان آیت الله کاشانی به همراه یکدیگر حضور داشتند که منجر به شهادت این جوان انقلابی کرمانشاه می شود.
,,
علی رستمی وضعیت زندگی شهید صابون پز را متوسط به بالا عنوان می کند و می گوید: شهید صابون پز دارای زندگی نسبتا مرفهی بود و از لحاظ مالی دغدغه ای در بین خانواده آنها وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید.
,,
وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم.
,,
رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید صابون پز اظهار داشت: به طور خلاصه بگویم شهید صادق امیرالمونین (ع) را الگوی رفتاری و گفتاری خود قرار داده بود و به خاطر دارم که بارها به اهالی منزل خود تذکر می داد که به فکر مستمندان باشند و نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاک نو این قدر اصرار ورزید، مگر همه پولدار هستند و می توانند لباس تهیه کنند؟ در کشور ما این قدر فقیر وجود دارد که از مسلمانی به دور است آن ها را از یادبرده و به فکر خودمان باشیم.
,,
وی ادامه داد: خود او همیشه ساده می پوشید و ساده می خورد و بالاخره ساده زندگی می کرد. به یاد ندارم که شهید صادق لباسی اعیان تر از ما پوشیده و یا غذایی بیشتر از آنچه که ما می خوردیم خورده باشد و همین ساده زیستی او بود که خیلی از اهالی محل جذب او شدند.
,,
رستمی به خاطره ای از فعالیت های کاری شهید صادق اشاره می کند و می گوید: در تابستان ۱۳۵۲ بود که به همراه صادق به یکی از روستاهای اطراف کرمانشاه برای کارگری رفتیم و شب ها به خانه برمی گشتیم. این در حالی بود که او هیچ نیازی به اینگونه پول ها نداشت و یا پس از اخذ مدرک تحصیلی خود پدرش شرکتی را برای او راه اندازی کرد اما او با رد اینگونه کارها به شهرستان سرپل ذهاب رفت و در آنجا کار و فعالیت می کرد.
,,
این مبارز انقلابی کرمانشاه در خصوص شروع مبارزات انقلابی شهید صابون پز اظهار داشت: وی برای اخذ مدرک تحصیلی به تهران رفت و در آنجا با کانون های مبارزاتی آشنا شد و به شناخت مبانی فکری و تئوری های انقلاب اهتمام ورزید.
,,
وی همچنین گفت: بعد از بازگشت به کرمانشاه، به همراه یکدیگر در جلسات مذهبی انجمن که آن زمان انجمن اسلامی کرمانشاه نامیده می شد وارد شدیم و در ابتدا محور مبارزات ما علیه گروه های منحرف و ضد دین چون بهائیت بود. ما در راه روشنگری اسلامی حرکت می کردیم تا اینکه موج های انقلاب اسلامی ایران را دریافت کردیم و مبارزات خود را علنی نمودیم.
,,
رستمی ادامه داد: شهید صابون پز به شهرهای دیگر می رفت و کتاب و اعلامیه تهیه می نمود تا در بین مردم و جوانان پخش کند تا بدینوسیله بتواند مسیر انقلاب را برای مردم کرمانشاه تبیین نماید. او نوارهای سخنرانی سخنورانی چون آیت ا... فلسفی، آیت ا... غفاری، علی حجتی کرمانی و فخرالدین حجازی را گوش می داد و به جوانان کرمانشاه اهدا می کرد.
,,
این همرزم شهید در خصوص چگونگی شهادت شهید صابون پز نیز گفت: مراسم بزرگی در مسجد آیت الله بروجردی برگزار شده بود و به همراه شهید صابون پز تلاش زیادی در هرچه باشکوه تر برگزار شدن آن داشتیم؛ زیرا آن اولین تظاهراتی بود که جوانان و مردم انقلابی در حال تدارک دیدن بودند و جامعه ی روحانیت هم مخفیانه عده ای را برای شرکت در این تظاهرات تشویق کرده بودند.
,
وی افزود: پس از برگزاری مراسم در مسجد، مردم به صورت راهپیمایی اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم.
,,
رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت ۸ شب روز یک شنبه ۹ مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک او را هدف گلوله قرار داد و به فیض شهادت نایل آمد.
,,
کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد
, کشتی گیر شهیدی که برای اولین بار عکس امام را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد معصومه امامی خواهر شهید مصطفی امامی در گفتگو با مرصاد اسپرت در خصوص خاطرات و فعالیت های سیاسی برادر شهیدش اظهار داشت: مصطفی در سال 1333 در کرمانشاه دیده به جهان گشود بعد از دوران کودکی به علت فوت پدرمان مجبور شد از همان ایام مشغول به کار شود و شبانه درس بخواند.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد , مرصاد اسپرت,,
وی افزود: مصطفی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و در کنار کشتی به خواندن قرآن می پرداخت و برای این کار تحت تعالیم اساتید آن زمان در مسجد بروجردی کرمانشاه قرار گرفت. در همان دوران بود که به عضویت هیات بنی زهرا(س) در مسجد حاج آقا رحیم آل آقا در آمد و در جلسات مذهبی مسجد آیت الله حاج آقا میبدی و دیگر جلسات در مساجد شهر کرمانشاه شرکت می کرد.
,,
خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت.
,,
وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی بود که عکس امام خمینی (ره) را بر درب شهربانی کرمانشاه نصب کرد به همین علت مورد شناسایی نیروهای ساواک قرار گرفته بود.
,,
معصومه امامی گفت: روز نهم مهر ماه سال 57 بود که مصطفی بعد از غسل شهادت و گرفتن حلالیت از اعضای خانواده به جمع تظاهرکنندگان کرمانشاهی پیوست. در آن روز در جواب یکی از همکارانش که پرسید با این عجله کجا می روی، گفت باید به جایی بروم که از اینجا واجب تر است.
,,
وی در خصوص تظاهرات نهم مهر ماه آن زمان گفت: این تظاهرات به دعوت روحانیون از مسجد بروجردی آغاز شده بود که مصطفی به همراه سایر تظاهر کنندگان پس از به آتش کشیده شدن مشروب فروشی ها و سایر مراکز فساد به ساختمان استانداری سابق حمله ور شدند.
,,
معصومه امامی در خصوص نحوه شهادت شهید امامی در ادامه گفت: در همین تظاهرات بود که مامورین شهربانی در محله ای نزدیک استانداری به نام پل سمندی وارد عمل شدند و دیدند که مصطفی با فریاد الله اکبر از مردم می خواهد که در مقابل مامورین ایستادگی کنند و اسلحه هایشان را تحویل بگیرند. به همین علت از ناحیه سر مورد اصابت گلوله توسط مامورین قرار گرفت و نام اولین شهید شهر کرمانشاه را برای همیشه ثبت کرد.
,,
خواهر شهید امامی در ادامه شهید امامی را عاشق اهل بیت و دوستدار امام و رهبری وقت خود معرفی کرد و گفت: او همیشه مولایمان علی(ع) را الگوی خود قرار می داد، در دستگیری از یتیمان و نیازمندمان همیشه پیش قدم بوده و شهادت در راه اسلام را همیشه از خداوند خواستار بود.
,,
شهید حمدالله مبارکی؛ تنها شهید مبارزات انقلابی در اسلام آبادغرب
, شهید حمدالله مبارکی؛ تنها شهید مبارزات انقلابی در اسلام آبادغرب,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از اسلام آبادخبر، شهید حمدالله مبارکی در سال 1341 در روستای تنگ سرخ از توابع شیروان چرداول دیده به جهان گشود. خانواده وی بعلت موجود نبودن امکانات اولیه زندگی در سال 51 در اسلام آبادغرب ساکن شدند.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, اسلام آبادخبر,,
پدر و مادر شهید هردو از خانواده های اصیل و مذهبی منطقه بوده و هستند؛ پدرش در اوج خفقان سیاسی رژیم ستمشاهی از اذان گو های متدین و شجاع زمان خود بوده است.
,,
شهید حمدالله مبارکی در سن 17 سالگی در پنجم بهمن ماه سال 1357 در روز خونین انقلاب در تظاهرات خیابانی اسلام آبادغرب به ضرب گلوله دژخیمان شاه به شهادت می رسد.
,,
با وصف اینکه در تظاهراتها تعداد زیادی از مردم تیر خورده و زخمی شده اند و بعد از انقلاب و در دفاع مقدس نیز مردم شهید پرور اسلام آبادغرب 1280 شهید گلگون کفن را به انقلاب تقدیم نموده اند، این شهید والامقام اولین و تنها شهید انقلاب در شهرستان اسلام آبادغرب است اما به نظر می رسد آنگونه که شایسته شآن و مقام این شهید مبارز انقلابی است در شهرستان اقدام خاصی توسط مسئولین امر انجام نشده است و جا دارد که یک مکان فرهنگی یا خیابان جهت پاسداشت و یادبود این شهید والامقام نامگذاری شود.
,,
البته خبرنگار اسلام آبادخبر این موضوع را از مسئولین امر جویا شده ولی آنها پاسخ دادند که خانواده ایشان برای چنین اموری مراجعه نکرده اند، و درست هم می گفتند، چون خانواده این شهید آنقدر بزرگوار، متدین و بی ادعا بوده و هستند که دنبال امتیاز و مسائل حاشیه ای نبوده و نیستند، اما مسئولین باید وظیفه خود را در قبال چنین شهیدان بزرگی بدانند.
, اسلام آبادخبر,,
به هر حال هرچند مسئولین امر از سالها پیش کوتاهی کرده اند اما پایگاه خبری اسلام آبادخبر بعنوان نماینده مردم شهیدپرور اسلام آبادغرب بر خود وظیفه دانست که نام این شهید بلند مرتبه را مجددا" یادآوری نماید و برای این منظور جویا شدیم که خانواده این شهید گرانقدر از شهرستان هجرت نموده اند و فقط خانواده خواهر و عموی ایشان در اسلام آبادغرب حضور دارند.
,,
البته برادر شهید مبارکی که یکسال از ایشان کوچکتر بوده و در اکثر مبارزات دوران انقلاب همراه ایشان بوده و بعد از شهادت حمدالله به خیل مبارزان و رزمندگان اسلام در سپاه می پیوندد اکنون در کرمانشاه سکونت دارند که بنا بر توصیه دوستان بعلت جراحات و آثار باقیمانده ناشی از دفاع مقدس در جنگ با دشمن بعثی مصلحت بر آن دیده شد که با ایشان گفتگو نشود.
,,
بنابر این خبر نگار اسلام آبادخبر برای یادآوری گوشه ای از رشادت های این مبارز شهید گفتگویی را با سرهنگ هوشنگ مبارکی جانشین انتظامی شهرستان اسلام آبادغرب (پسر عموی شهید) و یکی از خواهر زاده های شهید انجام داده که به سمع و نظر شما مخاطبین گرامی می رسانیم.
, اسلام آبادخبر,,
سرهنگ هوشنگ مبارکی خاطرات خود را از شهید اینگونه آغاز کرد: در سال 56 که مبارزات جدی شده بود شهید حمدالله مبارکی با تلاش خستگی ناپذیر و ارتباط مستقیم با نمایندگان حضرت امام(ره)، نوارها، رساله ها و اعلامیه های امام را در شهر های مختلف توزیع می کردند.
,,
,
وی گفت: شهید حمدالله در سال 56 در حال پخش اعلامیه در اهواز دستگیر می شود که پس از مدتی او آزاد می شود و ساواک شهید مبارکی را از اهواز اخراج می کند. در تابستان 57 فعالیت خود را بشدت در کرمانشاه از سر گرفته که در پائیز 57 بار دیگر در کرمانشاه توسط شهربانی دستگیر می شود که پس از مدتی زندان با پا در میانی انقلابیون صاحب نفوذ آزاد شده و بعلت لو رفتن هویتش در کرمانشاه برای مبارزه به اسلام آبادغرب می آید.
,,
سرهنگ مبارکی بیان داشت: شهید حمدالله مبارکی با وجود سن کمش خیلی شجاع بود و بارها درتظاهرات ها شرکت نموده و درمبارزات خطرناک با مامورین ساواک و شهربانی مستقیما" درگیر می شد و نبرد می کرد.
,,
وی افزود: در روز 5 بهمن سال 57 در اسلام آباد که چماق بدستان و نیروهای مسلح به طرفداری از شاه به خیابان آمده، حاج آقا بهشتی از روحانیون مبارز آن زمان به انقلابیون پیغام داده بود که امروز قصد دارند مردم را به خاک و خون بکشند به همین دلیل مردم بیرون نروند اما در حالیکه مزدوران شاه با پشتیبانی نظامی شعار جاوید شاه می دادند و به طرف مسجد قمر بنی هاشم می آمدند، شهید حمدالله مبارکی به همراه تعدادی از جوانان مبارز اسلام آبادی در آن زمان تحمل نیاورده و به مقابله با آنها پرداختند و آنها را با خفت و خواری به عقب راندند. در نهایت نیروهای نظامی به سمت آنان تیر اندازی کردند که موجب شد زیادی از جوانان مبارز تیر خورده و زخمی شدند.
,,

, ,
وی اضافه کرد: شهید حمدالله با شجاعت جلو دار بود و تیرهای زیادی به وی اثابت کرده بود و خون زیادی از بدن ایشان می رفت در همین حال مزدوران شاه راههای مواصلاتی به بیمارستان شیرخورشید اسلام آبادغرب را بسته بودند که در نهایت منجر شد که" حمدالله مبارکی" به فیض شهادت نائل گردد.
,,
سرهنگ مبارکی در ادامه گفت: پس از شهادت حمدالله خون این شهید در رگهای مردم اسلام آبادغرب جوشش کرد و هزاران حمدالله سر برآوردند. روز بعد از شهادت ایشان مردم اسلام آبادغرب چنان تشییع جنازه با شکوهی برای این شهید برگزار کردند که انگار تمام مردم جزء خانواده این شهید بودند.
,,
وی افزود: بعد از آنروز ژاندارمری، ارتش، ساواک و شهربانی عملا" قدرت خود را از دست داده و توان مقابله با مردم را نداشتند اما در حالیکه بختیار حکومت را دست داشت و امام هنوز به ایران نیامده بود، ساواک برای ترساندن مردم جنگ روانی بپا کرده بود و حتی در شهر شایعه انداخته بودند که قرار است خانواده شهید حمدالله مبارکی که بر علیه شاه مبارزه کرده اند را کلا" اعدام کنند. در این بین شجاعت مادر حمدالله مثال زدنی بود و در جواب می گفت اشکالی ندارد من پسرم را در راه خدا داده ام و حاضرم تمام خانواده ام را فدای امام خمینی (ره) و انقلاب نمایم.
,,
مبارکی گفت: مادر شهید بسیار معتقد و پشتیبان انقلاب بود و همیشه عکس امام خمینی را که از تلویزیون نشان می داد می بوسید. اکثر اوقات به سر مزار حمدالله می رفت و درد دل هایش را با وی می گفت زیرا او را خیلی دوست داشت؛ حتی در زمان حیات خویش زمین کنار مزار شهید را برای قبر خودش خریداری کرده بود که پس از فوتش در سال 74 بنا به وصیتش در کنار فرزند شهیدش به خاک سپرده شد.
,,
سرهنگ مبارکی در پایان تصریح کرد: برای پاسداشت و بزرگداشت یاد و خاطره شهدا باید به گونه ای کار شود که نسل جدید هدف شهدا را با تمام وجود لمس کنند و پذیرا باشند و همانند یک افسانه از آن یاد نکنند.
,,
در ادامه شاهین شهبازی خواهر زاده شهید که متولد 1362 و از فرزندان انقلاب می باشد در گفتگو با خبر نگار اسلام آبادخبر اظهار داشت: مادرم همیشه از ایمان، صداقت و شجاعت برادر شهیدش برای ما تعریف و به ما تاکید می کند که اخلاق، منش و سیره دایی شهیدمان را الگوی خود قرار دهیم. مادرم می گوید در حالیکه در آنزمان جوانان هم سن شهید بی تفاوت بوده یا بدنبال لذتهای دیگری بودند اما شهید حمدالله پیام ولی فقیه زمان خودش را دریافت نموده و جانش را در راه آن فدا کرد.
, اسلام آبادخبر,,

, ,
وی بیان داشت: هدف ما این است که راه دایی شهیدمان را ادامه بدهیم و در تمام کارها ولایتپذیری او را الگوی خود قرار دهیم.
,,
خواهر زاده شهید با گلایه از مسئولین امر گفت: خودمان سال گذشته در 5 بهمن یادواره شهدای کوچکی برای این شهید بزرگوار برگزار کردیم. این برای خیلی از جوانان و مردم اسلام آبادغرب تعجب برانگیز بود که شهید حمدالله مبارکی اولین و تنها شهید انقلاب در اسلام آبادغرب است.
,,
شهید جهانبخش حسنی؛ اولین شهید انقلابی مبارزه با رژیم شاه در گیلانغرب
, شهید جهانبخش حسنی؛ اولین شهید انقلابی مبارزه با رژیم شاه در گیلانغرب,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد خدا بخش حسنی که خود نیز از پیشکسوتان دوران مبارزه با طاغوت است در گفتگو با مطلع الفجر در خصوص شهادت پدرش به عنوان اولین شهید انقلاب در گیلانغرب اظهار داشت: پدرم به گواه همشهریان مردی خوش نام، متعهد به دین و شریعت و در عین حال کاسبی منصف و مردمی بود.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, مطلع الفجر,,
وی افزود: در سالهایی که ظلم، خفقان و ستم بیداد میکرد و زمستان استبداد و ستم شاهنشاهی غنچه های امید را از دلهای بهاری ربوده و در کام سیاهی خود کشیده بود به ناگاه فریادی از جانب مردی خدایی و آزادمنش بنام روح اله (ره) با رسایی و اقتدار و صلابت در فضای خفقان سرد و یخ زده اجتماع ایران طنین انداز شد.
,,
وی تصریح کرد: در این برهه بسیاری از آزاد مردان و آنهایی که دل در گرو راه عدالت، آزادی و حق پرستی داشتند به فریاد حق طلبانه و ظلم ستیز امام بزرگوار لبیک گفتند و در این زمان بود که مردم گیلانغرب هم همپای سایر ملت انقلابی ایران اسلامی فریاد حق طلبی و استبداد ستیزی خود را بلند تر و آشکار تر هویدا ساختند.
,,
حاجی خدابخش حسنی گفت: در یکی از روزهای آغازین مبارزات ضد طاغوتی بود که در معیت جمعی از فرهنگیان و بعد از آن اجتماعی از آحاد مردم که با همراهی روحانی به نام "شیخ ربانی (ره) که در آن سالها که گیلانغرب هنوز امام جمعه نداشت ایشان به عنوان امام جماعت مسجد در گیلانغرب حضور داشتند، از سمت میدان کنونی آموزش پرورش به سمت مسجد جامع حرکت میکردیم و شعارهای ضد حکومت و رژیم ستم شاهی میدادیم.
,,
وی افزود: تجمعات مردمی با شعارهای ضد حکومتی و طاغوتی چیزی نبود که مزدوران شاه تحمل آن را داشته باشند. اگر چه از همان ابتدای شکل گیری اولین تجمعات ضد طاغوتی، ژاندارمری به شدت تحرکات را زیر نظر داشت اما تا آن روز دست به اقدام خشونت باری در گیلانغرب نزده بود.
,,

, ,
وی یاد آور شد: دقیقا هنگامی که به درب مسجد جامع رسیدیم و بعد از استماع سخنان شیخ ربانی روحانی مومن و خدا دوست، اتفاقی غیر منتظره به وقوع پیوست. بعد از این تجمع در درب مسجد جامع بود که در حین متفرق شدن مبارزان و در هنگام بازگشت به خانه ها مزدوران رژیم شاه دیگر تاب و تحمل این حرکت آزادای خواهانه را نداشتند و شروع به تیر اندازی کردند و مردم بی گناه را به رگبار بستند.
,,
وی گفت: در آن میان جهانبخش حسنی پدر این جانب بر اثر اصابت گلوله مستقیم شهید و شخصی دیگری دیگر بنام جمال اسدی مجروح شدند. بعد از آن واقعه بود که خون شهدا درخت انقلاب را تنومند تر و نهایتا نور ظهور انقلابی آزاد اندیشانه روزهای تاریک ستم شاهی را پایان بخشید.
,,
حسنی در باره منش پدر بزرگوارش و چگونگی پیوستن او به صفوف انقلابیون گفت: پدرم که خود مردی مهربان و منصف و مردمی بود همواره از ظلمی که در حق مردم توسط رژیم فاسد شاه می شد نگران و بلکه ناراحت بود و همواره در محافل دامنه ظلم و بی عدالتی شاه را بازگو میکرد.
,,
وی افزود: اگرچه پدرم در راه هدف انقلابی خود در سالهای اول انقلاب و در صفوف مبارزات جان خود را نثار انقلاب کرد اما ما هم سعی کردیم تا رهرو خوبی برای آن پدر متعصب و انقلابی و شهید باشیم. امیدواریم بتوانیم اکنون بعد از گذشت بیش از سه دهه از آغاز انقلاب اسلامی تحت توجهات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و منویات نایب برحقش مقام معظم رهبری همواره سفیران شایسته ای برای ترویج فرهنگ و آموزه های این انقلاب عزت بخش و کرامت آور باشیم.
,,
شهیده طیبه زمانی؛ شهید انقلابی شهرستان کنگاور
, شهیده طیبه زمانی؛ شهید انقلابی شهرستان کنگاور,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از آفتاب کنگاور، شهید طیبه زمانی دانشجوی کنگاوری رشته شیمی در مشهد بود و در دانشگاه هم به فعالیت سیاسی و مذهبی خود ادامه داد.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, آفتاب کنگاور,,
خواهر شهید طبیه زمانی در گفتگو با خبرنگار آفتاب کنگاور با اشاره به فعالیت های انقلابی و مذهبی شهیده زمانی در دوران تحصیلش اظهار داشت: خواهرم در مدرسه حجاب داشت و برای دفاع از حجاب و ارزش های اسلامی بسیار تلاش کرد.
,,
وی همچنین به فعالیت های فرهنگی شهیده زمانی برای مبارزه با رژیم پهلوی اشاره و خاطر نشان کرد: خواهرم علاقه زیادی به عکاسی داشت به طوری که در زلزله طبس به عنوان عضو گروه امدادی از سوی امام خمینی(ره) به همراه گروهی از دانشجویان دیگر به آنجا رفته بود و برای نشان دادن محرومیت و فشار طبقه مستضعف طبس و شناساندن ماهیت ظالمانه و تبعیضآمیز رژیم پهلوی عکس های متعددی را ثبت کرد.
,,
زمانی تصریح کرد: پس از سفر به طبس وقتی به کنگاور برگشت با همان عکس هایی که انداخته بود نمایشگاهی را برپا کرد و از این کار او ماموران رژیم بسیار ترسیدند.
,,
وی در خصوص مبارزات شهیده زمانی در دوران دانشجویی گفت: در روز ۲۶ دی ماه ۵۶ که به عنوان روز آزادی زن اعلام شده بود، به همراه دیگر دانشجویان مسلمان در مشهد به تظاهرات پرداخت و از حجاب اسلامی و انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) حمایت کرد. پس از آن عمال کوردل رژیم استبدادی شاهنشاهی، او و دوستانش را دستگیر کردند اما بلافاصله با پیام آیتالله شیرازی آزاد شدند.
,,
خواهر شهیده زمانی در خصوص نحوه شهادت خواهرش گفت: در 17 دیماه سال 57 زمانی که در شهرستان کنگاور در حمایت از امام خمینی (ره) راهپیمایی برگزار شده بود، طبیه در این راهپیمایی شرکت کرد اما نیروهای رژیم به سمت شرکت کنندگان در راهپیمایی تیراندازی کردند که موجب شد خواهرم در این راهپیمایی به شهادت برسد.
,,
شهید حبیب الله مرادی؛ شهید روانسری انقلاب اسلامی
, شهید حبیب الله مرادی؛ شهید روانسری انقلاب اسلامی ,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از سراب روانسر، شهید والامقام حبیب الله مرادی در اولین روز از بهار سال 1341 در روستای تپه رش از توابع شهرستان روانسر در یک خانواده کم بضاعت، انقلابی و مذهبی اهل تسنن دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی خود را در دامان پر مهر و محبت پدر و مادر در زادگاهش سپری کرد.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, سراب روانسر,,
این شهید بزرگوار بعد از گذشت هفت سال از بهار زندگی خود وارد مدرسه شد و به مانند دیگر هم سالان خود خواندن و نوشتن را آغاز کرد.
,,
دوران تحصیلات ابتدایی را در روستای همجوار زادگاهش "حسن آباد" سپری کرد و با اینکه سن و سال کمی داشت هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک می کرد.
,,
بعد از سپری کردن دوره ابتدایی وارد مقطع راهنمایی شد و در روانسر دوران راهنمایی را پشت سر گذاشت.
,,
سر انجام با توجه به فقر و کم دستی خانواده و همچنین نبود امکانات لازم در منطقه درس را رها کرد و در سن نوجوانی لاجرم رهسپار وادی غربت شد و تهران را برای کسب و کار و کمک به خانواده مقصد خود قرار داد.
,,
او در تهران در یکی از مهمانسراهای ناصر خسرو مشغول بکار شد با توجه به شرایط سال 1357، استبداد و زورگویی رژیم شاهنشاهی و سایه منزجر طاغوت بر سر مردم و با توجه به اوج گیری تظاهرات بر علیه رژیم از نزدیک با افکار انقلابی آشنا شد.
,,
بارها هم نوا با دیگر مردم به خیابان آمد و اعتراض و نفرت خود را نسبت به رژیم غاصب پهلوی و شاهنشاهی به اوج رساند تا اینکه در 22 بهمن ماه سال 1357 در تظاهراتی که در محدوده توپخانه تهران روی داد با گلوله دژخیمان رژیم شاهنشاهی به درجه رفیع شهادت نایل گشت و رخت از این دنیای فانی بر بست؛ دنیایی که هیچگاه پاسخگوی روح آرام و روحانی او نبود.
,,
در آن زمان با توجه به شرایط منطقه و به دلیل موقعیت زمانی و مکانی موجود حاکم بر کل کشور توسط مردم تهران در بهشت زهرا در منطقه 25 دفن شد.
,,
شهید مرادی و امثال او در راه اسلام جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و همه چیز را پس زدند تا ما امروز با اطمینان خاطر و آرامشی مثال زدنی در زیر سایه درخت تنومند انقلاب اسلامی زندگی کنیم.
,,
سینه عشایر کرمانشاه جلوی گلوله های رژیم فاسد شاهنشاهی
, سینه عشایر کرمانشاه جلوی گلوله های رژیم فاسد شاهنشاهی,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از ریوار، شهید حاج محمد ناصری یکی از شهدای دوران انقلاب اسلامی و شهیدی برخاسته از دل عشایر استان کرمانشاه است که برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی سینه خود را سپر گلوله های ذلت رژیم شاهنشاهی قرار داد تا این انقلاب به سرانجام خود برسد.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد , ریوار,,
عبدالحسین ناصری فرزند شهید انقلابی محمد ناصری در گفتگو با خبرنگار ریوار با اشاره به خصوصیات اخلاقی پدرش اظهار داشت: پدرم یکی از بزرگان و ریش سفیدان منطقه دورودفرامان کرمانشاه بود و تنها چیزی که علاقه او را در دنیا به خود جلب می کرد، عشق به اسلام، مسجد و روحانیت بود به طوریکه هر زمان که وقتش را پیدا می کرد به شهر می آمد و در مساجد علاوه بر خواندن نماز از حضور روحانیون وقت نیز بهره می برد.
, ریوار,,
وی با اشاره به اینکه پدر شهیدش دوست داشت که همه فرزندانش با اسلام مرتبط باشند و اهل مسجد بار بیایند، افزود: این خصوصیات در وجود پدرم برای مردم منطقه شناخته شده بود و مردم حاج محمد را به این فضایل و بلاخص رسیدگی به ایتام می شناختند. به همین دلیل پدرم دوست داشت که نسل های بعدی خود نیز همین مسیر را انتخاب کنند و با امر به معروف و نهی از منکر کردن راه را برای جوانان مشخص می کرد.
,,
این فرزند شهید گفت: در زمان انقلاب پدرم 70 سال سن داشت و با اینکه کشاورزی و دامداری اصلی ترین شغل وی بود اما برای مسائل سیاسی نیز وقت می گذاشت و با دوستان خود مقوله انقلاب را پیگیری می کردند. به دلیل اعتقادات و علاقه ای که به خط مشی امام راحل داشتند به جمع انقلابیون پیوستند و در این مسیر از جان خود نیز گذشتند.
,,
ناصری حاصل ریخته شدن خون هر یک از این شهدا را قطع یکی از رگهای حیات رژیم شاه عنوان کرد و گفت: پدر من و امثال او پس از به ثمر نشستن انقلاب پیروز واقعی بودند بطوری که هم نظام به یک نظام اسلامی تبدیل شد و هم اینکه شهدا مزد کار خود را با نائل آمدن به درجه شهادت از خداوند متعال گرفتند.
,,
این فرزند شهید اشاره ای به نحوه شهادت پدرش داشت و افزود: در روز 13 دی ماه سال 57 حکومت نظامی شدیدی از سوی رژیم اعمال شده بود به طوریکه هر کس در ساعات حکومت نظامی بیرون از منزل بود به طور قطع از سوی حکومت به عنوان ضد رژیم برچسب می خورد و به شدت مورد اذیت و آزار قرار می گرفت. با این حال پدر من با همکاری تعداد دیگری از دوستانش با هم قرار گذاشته بودند که در میدان نواب صفوی(میدان وزیری سابق) کرمانشاه جمع شوند و تظاهرات کنند.
,,
وی گفت: آن ها این کار را انجام دادند اما نظامیان رژیم مردم را از دم به گلوله بستند و پدر من هم ساعت 10 صبح هدف مستقیم گلوله نظامیان قرار گرفت و در ساعت 4 بعد از ظهر به شهادت رسید.
,,
وی در ادامه سخنان خود با اظهار گلایه از افرادی که خود را دست مایه شادی دشمن قرار می دهند، گفت: آن ها نباید مردم را ساده فرض کنند و بصیرت مردم را نادیده بگیرند زیرا در فتنه سال 88 عده ای می خواستند نظام اسلامی را به چالش بکشند اما دیدیم که مردم در 9 دی چگونه به میدان آمدند و این افراد را رسوا کردند.
,,
ناصری خاطر نشان کرد: سران فتنه که در سال 88 به دنبال براندازی نظام بودند باید به شدت مجازات شوند و دیگر نباید به حال آنان رحم کرد. باید آنان را که رسوا بودند رسوا تر کرد تا برای کسایی که به نظام و انقلاب اسلامی نظر سویی دارند، درس عبرتی شوند.
,,
این فرزند شهید در پایان به شغل پدری خود به عنوان شغل اصلی و امروزی فرزندان شهید اشاره کرد و گفت: در دوران انقلاب یکی از خواسته ها امام راحل استقلال غذایی بود و به همین دلیل پدر من در زمینه کشاورزی و دامداری تلاش مضاعفی داشت و ما هم برای اینکه راه پدر خود را ادامه دهیم شغل کشاورزی را انتخاب کرده و همچنان ادامه می دهیم.
,,
دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
, دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از کلاس خبر، ابراهیم پروانه وار در بیستم خرداد ماه سال 1345 در محله پیره سوند شهرستان سنقر بدنیا آمد. از همان دوران کودکی آثار ایمان در وی هویدا بود.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, کلاس خبر,,
با وجودی که به سن تکلیف نرسیده بود نمازش را اول وقت به جای می آورد و در ماه مبارک رمضان روزه می گرفت، همیشه به مسجد محله می رفت و در مراسمات شرکت می کرد. خصلت های خوب شهید باعث شده بود که دوستانش نیز تحت تاثیر اخلاق وی به مسجد بروند.
,,
شهید پروانه وار محصل بود اما همواره در تظاهراتهایی که بر علیه رژیم ستم شاهی برگزار می شد، حضور داشت. خانواده اش بخاطر اینکه سن و سالش کم بود او را منع می کردند اما او دست از این کار نمی کشید.
,,
سرانجام شهید ابراهیم پروانه وار در هفتم دی ماه سال 1357 در یک تظاهرات خیابانی و در حال شعار دادن علیه حکومت پهلوی، بر اثر اصابت گلوله به ناحیه دهانش به فیض شهادت نائل گشت.
,,
شهد امیر پاکبر نیز دیگر دانش آموزی بود که فعالیت های زیادی در دوران مبارزات انقلابی داشت.
,,
او در سال 1342 در شهرستان سنقر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان احمدیه گذراند و در مدرسه راهنمایی امام حسین(ع) مشغول تحصیل شد.
,,
شهید پاکبر مومن، باهوش و با ادب بود و از همان کودکی به همراه پدرش به مسجد محله می رفت و نماز می خواند. همیشه در تظاهراتها شرکتی فعال داشت و با دیگر دوستانش بر ضد رژیم بر روی دیوار شعارنویسی می کردند.
,,
شهید پاکبر در هشتم دی ماه سال 57 در تظاهرات مورد اصابت گلوله دژخیمان قرار گرفت و به شهادت رسید.
,,

, ,
فرزاد عطایی پسر خاله شهید پروانه وار و دوست شهید پاکبر می گوید: من و شهیدان پروانه وار و پاکبر سال 54 در دبستان همکلاس بودیم. در حوادث دی ماه سال 57 در سنقر این دو شهید بزرگوار به فاصله یک روز به شهادت رسیدند و در مزار شهدا سنقر در کنار هم به خاک سپرده شدند.
,,
عطایی می گوید: من هر وقت سر مزار شان می روم حسرت می خورم که ای کاش من هم در کنارشان بودم.
,,
وی گفت: در شهرستان سنقر به نام هر یک از این دو شهید مدارسی نامگذاری شده است.
,,
شهیدی که مردانه جلوی گلوله های مزدوران ستم شاهی ایستاد
, شهیدی که مردانه جلوی گلوله های مزدوران ستم شاهی ایستاد,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد، شهید خان مراد شهبازی در یک خانواده مذهبی و مومن در شهر سرپل ذهاب دیده به جهان گشود.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد,,
این شهید بزرگوار اخلاقی نیکو داشت و به مهمان نوازی معروف بود به خاطر همین خصوصیت در بین اقوام با نام مهماندار شهرت داشت.
,,
فرمان شهبازی فرزند شهید خان مراد شهبازی در گفتگو با خبرنگار پاک پرس با بیان اینکه این شهید ارادت ویژه ای به امام خمینی (ره) داشت، اظهار داشت: در زمان شهادت پدرم خانواده ما همگی به روستای امامیه از توابع سرپلذهاب رفته بودند. در بهبوهه های انقلاب بود که چند نفر به روستا حمله کردند و پدرم در حمایت از انقلاب به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
, پاک پرس,,
وی افزود: من در لحظه شهادت پدرم چهارسال بیشتر نداشتم و اولین نفری بودم که به بالین پدرم رسیدم. پدرم همراه چند نفر دیگر غرق خون بود.
,,
فرمان شهبازی گفت: از این خوشحالم پدرم ازجلو تیرخورده بود و تمام گلوله ها به سینه پدرم اصابت کرد زیرا این نشان می دهد که پدرم فرار نکرده بود و با شجاعت ایستاده بود. من به پدرم افتخار می کنم که خودش راهش را انتخاب کرده بود.
,,
وی گفت: من دو خاطره از پدرم را هرگز فراموش نمیکنم. اولین خاطره زمان نمازخواندن پدرم است که در دوران بچگی محکم دورگردن پدر رامی گرفتم و وقتی پدرم به سجده می رفت و بلند می شد همراه پدر به رکوع و سجده می رفتم. دیگر خاطره این است که وقتی به بالین غرق خون پدرم رسیدم نمی دانستم باید چکار کنم.
,,
فرزند این شهید گرانقدر در پایان گفت: یاد و خاطره شهیدان راه و رسم زندگی و در یک کلمه راه رفتن درست را یادمان می دهند که فراموش نکنیم به خون شهدای این انقلاب مدیونیم.
,,
سلمان فرامرزی؛ دومین شهید انقلاب اسلامی سرپلذهاب
, سلمان فرامرزی؛ دومین شهید انقلاب اسلامی سرپلذهاب,,
به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد به نقل از بازی دراز 1404، شهید فرامرزی در تاریخ 5 تیرماه سال 1337 در یکی از روستاهای شهرستان دالاهو در ایل باباجانی دیده به جهان گشود.
, شبکه اطلاع رسانی مرصاد, بازی دراز 1404،,,
مادر شهید سلمان فرامرزی در گفتگو با بازی دراز اظهار داشت: شهید فرامرزی دوران کودکی خود را درروستا سپری و در کنار خانواده مشغول به کار کشاورزی شد. سپس در دوران نوجوانی به شهرستان سرپل ذهاب رفت و درآنجا مشغول به کار شد که دقیقا با روزهای نخستین انقلاب مصادف بود.
,,
حوری زاد یوسف پور درباره مبارزات فرزندش در دوران انقلاب گفت: شهید فرامرزی در جلسات انقلابیون که شبها در مساجد و حرم احمدابن اسحاق (ره) برگزار می شد شرکت می کرد و به پخش کردن اعلامیه در سطح شهر می پرداخت.
,,
مادر این شهید والامقام در ادامه اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: تنها آرزوی شهید فرامرزی پایان یافتن رژیم ستم شاهی بود و همه تلاش خود را در راه سرنگونی رژیم پهلوی به کار می گرفت.
,,
وی افزود: شهید فرامرزی به قیام امام (ره) لبیک گفت و درخط امام در مبارزه با دژخیمان رژیم پهلوی سنگر گرفت و پا به پای پیروان امام(ره) با این دژخیمان کوردل مبارزه کرد تا اینکه در 11 دی ماه سال 57 درسن 20 سالگی در سرپل ذهاب به شهادت رسید که بعد از شهید ایرج رستمی دومین شهید شهرستان محسوب می شود.
,,
این مادر دل سوخته در خصوص تلاش رژیم ستم شاهی برای ربودن پیکر فرزند شهیدش گفت: هنگامی که پیکر فرزند شهیدم را به بیمارستان قصرشیرین منتقل کردند، کوردلان رژیم پهلوی، قصد ربودن پیکرش را داشتند که با مقاومت مردم ناکام ماندند.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه