خبرنگار پیشکسوت کیهان و جوان مطرح کرد؛

با موتور به سفر شمال کشور رفتم/ وقتی یک خبرنگار سر سروان رژیم پهلوی کلاه گذاشت!

با موتور به سفر شمال کشور رفتم/ وقتی یک خبرنگار سر سروان رژیم پهلوی کلاه گذاشت!
در یک تابستان با موتور سوزوکی خود راهی شمال کشور برای تفریح شده و در بین راه برای غذا خوردن در شهر منجیل توقف کردم. در آن موتور بنزین سوپر(سفید) می ریختم که باعث دود کردن نشود و مردم اذیت نشوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از "سپاس"، خبرنگاران نقش مهمی در گسترش انقلاب و تفکر انقلابی در بدنه مردم را داشتند، از این رو شخصیت آنان بسیار قابل احترام است. در همین راستا یا علی پیرمرادی گفتگویی ترتیب دادیم که سابقه خبرنگاری روزنامه ها و نشریات کشوری مانند کیهان، جوان، اطلاعات و صبح امروز را در کارنامه دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "سپاس"، خبرنگاران نقش مهمی در گسترش انقلاب و تفکر انقلابی در بدنه مردم را داشتند، از این رو شخصیت آنان بسیار قابل احترام است. در همین راستا یا علی پیرمرادی گفتگویی ترتیب دادیم که سابقه خبرنگاری روزنامه ها و نشریات کشوری مانند کیهان، جوان، اطلاعات و صبح امروز را در کارنامه دارد., "سپاس"، ,

لطفا خودتان را معرفی کنید و شغلتان در آن زمان چه بوده است؟

, لطفا خودتان را معرفی کنید و شغلتان در آن زمان چه بوده است؟, لطفا خودتان را معرفی کنید و شغلتان در آن زمان چه بوده است؟,

اینجانب علی پیرمرادی متولد سال1331 اهل و ساکن برازجان دارای دیپلم ناقص رشته فرهنگ و ادب هستم.

, اینجانب علی پیرمرادی متولد سال1331 اهل و ساکن برازجان دارای دیپلم ناقص رشته فرهنگ و ادب هستم.,

از چه سالی کار رسانه ای خود را آغاز کردید؟

, از چه سالی کار رسانه ای خود را آغاز کردید؟, از چه سالی کار رسانه ای خود را آغاز کردید؟,

فعالیت رسانه ای خود را در سال 1343 با فروش نشریات کیهان شروع کردم، بنده فقط کار فروش را در این قسمت بر عهده داشتم و چند سالی هم در شهر بوشهر خبرهای ورزشی شهر را برای مطبوعات  کشور ارسال می کردم.

, فعالیت رسانه ای خود را در سال 1343 با فروش نشریات کیهان شروع کردم، بنده فقط کار فروش را در این قسمت بر عهده داشتم و چند سالی هم در شهر بوشهر خبرهای ورزشی شهر را برای مطبوعات  کشور ارسال می کردم.,

در آن زمان دیدگاه مردم نسبت به امام و فعالیت های انقلابی چه بود؟

, در آن زمان دیدگاه مردم نسبت به امام و فعالیت های انقلابی چه بود؟, در آن زمان دیدگاه مردم نسبت به امام و فعالیت های انقلابی چه بود؟,

مردم در آن زمان هنوز روشن بین نشده بودند و زیاد خبر از اوضاع کشور نداشتند و بعد از گذشت مدتی وقتی که صدای رهبر انقلاب در بین مردم رواج پیدا کرد و مردم آرام آرام پیدا شدند. آنان به ندای امام لبیک گفتند و زمینه پیروزی انقلاب را در برابر رژیم شاه آغاز کردند.

, مردم در آن زمان هنوز روشن بین نشده بودند و زیاد خبر از اوضاع کشور نداشتند و بعد از گذشت مدتی وقتی که صدای رهبر انقلاب در بین مردم رواج پیدا کرد و مردم آرام آرام پیدا شدند. آنان به ندای امام لبیک گفتند و زمینه پیروزی انقلاب را در برابر رژیم شاه آغاز کردند.,

یکی از برادران به نام جعفر شیخی که در زمان دانش آموزی به خاطر حضور در فعالیت های ضد رژیم مشغول بود چند بار مورد تذکر قرار گرفت که سرانجام دستگیرش کردند. در زمان جنگ تحمیلی هم به عنوان داوطلب و هم به عنوان سرباز در جبهه های حق حضور یافتند.

, یکی از برادران به نام جعفر شیخی که در زمان دانش آموزی به خاطر حضور در فعالیت های ضد رژیم مشغول بود چند بار مورد تذکر قرار گرفت که سرانجام دستگیرش کردند. در زمان جنگ تحمیلی هم به عنوان داوطلب و هم به عنوان سرباز در جبهه های حق حضور یافتند.,

خانواده تان در فعالیت های انقلابی با شما همراه بودند؟

, خانواده تان در فعالیت های انقلابی با شما همراه بودند؟, خانواده تان در فعالیت های انقلابی با شما همراه بودند؟,

خانواده ما به کار خود مشغول بودند و پدر بنده هم که یک کارگر ساده بود در ایام محرم هم با برپایی مراسمات روضه خوانی بر اهل بیت در دو ماهه ماه محرم و صفر با جمع آوری مردان و زنان مومن مراسم را در خانه برپا می کردند.

, خانواده ما به کار خود مشغول بودند و پدر بنده هم که یک کارگر ساده بود در ایام محرم هم با برپایی مراسمات روضه خوانی بر اهل بیت در دو ماهه ماه محرم و صفر با جمع آوری مردان و زنان مومن مراسم را در خانه برپا می کردند.,

قبل از انقلاب اقوام و دوستان زیادی داشتیم که به خاطر مخالفت با مسئله بد حجابی و دیگر کارهای فساد رژیم پهلوی مورد دستگیری قرار گرفتند و در زندان های اهواز، شیراز و برازجان سال های طولانی زندانی بودند که بعد از پیروزی اننقلاب آزاد شدند.

, قبل از انقلاب اقوام و دوستان زیادی داشتیم که به خاطر مخالفت با مسئله بد حجابی و دیگر کارهای فساد رژیم پهلوی مورد دستگیری قرار گرفتند و در زندان های اهواز، شیراز و برازجان سال های طولانی زندانی بودند که بعد از پیروزی اننقلاب آزاد شدند.,

خبرهای درباره انقلاب را چگونه به روزنامه های کشوری می فرستادید؟

, خبرهای درباره انقلاب را چگونه به روزنامه های کشوری می فرستادید؟, خبرهای درباره انقلاب را چگونه به روزنامه های کشوری می فرستادید؟,

در آن زمان که مردم اعتصاب می کردند فرهنگیان برازجان در محل اداره سابق آموزش و پرورش واقع در نزدیکی کاروانسرای مشیر الملک، دست به اعتصاب زده بودند که بنده بعد از مراجعه به محل تحصن فرهنگیان و گرفتن خبر از آنجا به مخابرات برازجان رفتم که خبر را به روزنامه های کیهان و آیندگان مخابره کنم، ولی با مخالفت این کار به دلیل اعتصاب کارکنان این اداره مواجعه شدم و و ناچار شدم به بوشهر برای ارسال خبر بروم. بعد از رفتن به بوشهر و مراجعه به مخابرات آنجا هم تحصن کرده بودند که به آنها گفتم من خبر اعتصاب مردم برازجان را آورده ام تا برایم مخابره کنید ولی یکی از کارمندان گفت ما کار نمی کنیم. البته در پایان پس از ساعت ها بحث و جدل گفت به این خاطر که از برازجان آمده ای برایت این کار را انجام می دهم. آن کارمند برگه را از من گرفت، به اتاق رفت و بعد از مطلع شدن از متن خبر به من آفرین گف. فردای آن روز هم این خبر در دو روزنامه به چاپ رسید.

, در آن زمان که مردم اعتصاب می کردند فرهنگیان برازجان در محل اداره سابق آموزش و پرورش واقع در نزدیکی کاروانسرای مشیر الملک، دست به اعتصاب زده بودند که بنده بعد از مراجعه به محل تحصن فرهنگیان و گرفتن خبر از آنجا به مخابرات برازجان رفتم که خبر را به روزنامه های کیهان و آیندگان مخابره کنم، ولی با مخالفت این کار به دلیل اعتصاب کارکنان این اداره مواجعه شدم و و ناچار شدم به بوشهر برای ارسال خبر بروم. بعد از رفتن به بوشهر و مراجعه به مخابرات آنجا هم تحصن کرده بودند که به آنها گفتم من خبر اعتصاب مردم برازجان را آورده ام تا برایم مخابره کنید ولی یکی از کارمندان گفت ما کار نمی کنیم. البته در پایان پس از ساعت ها بحث و جدل گفت به این خاطر که از برازجان آمده ای برایت این کار را انجام می دهم. آن کارمند برگه را از من گرفت، به اتاق رفت و بعد از مطلع شدن از متن خبر به من آفرین گف. فردای آن روز هم این خبر در دو روزنامه به چاپ رسید.,

در آن اعتصاب ها کسی هم مجروح یا شهید شد؟

, در آن اعتصاب ها کسی هم مجروح یا شهید شد؟, در آن اعتصاب ها کسی هم مجروح یا شهید شد؟,

بعد از برگشت به برازجان مطلع شدم تا مامورین انتظامی (شهربانی و دژ سابق) به اعتصاب کنندگان در آموزش و پرورش حمله کرده اند و که در این بین سلیمان شریفی که یکی از معلمین اهل روستای درواهی (آبپخش) در بین تحصن کنندگان بود. بوسیله مامورین رژیم وی را از نرده های اطراف دیوار آموزش و پرورش آن زمان به پایین انداختند و او را به شهادت رساندند البته در این بین هم تعدادی مجروح شدند.

, بعد از برگشت به برازجان مطلع شدم تا مامورین انتظامی (شهربانی و دژ سابق) به اعتصاب کنندگان در آموزش و پرورش حمله کرده اند و که در این بین سلیمان شریفی که یکی از معلمین اهل روستای درواهی (آبپخش) در بین تحصن کنندگان بود. بوسیله مامورین رژیم وی را از نرده های اطراف دیوار آموزش و پرورش آن زمان به پایین انداختند و او را به شهادت رساندند البته در این بین هم تعدادی مجروح شدند.,

شما سفر زیاد می رفتید، از این سفرها خاطره ای در نظر دارید؟

, شما سفر زیاد می رفتید، از این سفرها خاطره ای در نظر دارید؟, شما سفر زیاد می رفتید، از این سفرها خاطره ای در نظر دارید؟,

در یک تابستان با موتور سوزوکی خود راهی شمال کشور برای تفریح شده و در بین راه برای غذا خوردن در شهر منجیل توقف کردم. در آن موتور بنزین سوپر(سفید) می ریختم که باعث دود کردن نشود تا مردم اذیت شوند. کلیه وسایل خود را پشت موتور بسته بودم و در رستوران نشسته بودم با زاویه ای که موتورم را در زیر نظر داشته باشم. بعد از صرف دو قاشق غذا سربازان به رستوران آمدند و بنده را دستگیر کردند و بنده را با یک استیشن که به (آهوی بیابان و عروس خیابان) معروف بود به هنگ ژاندارمری بردند.

, در یک تابستان با موتور سوزوکی خود راهی شمال کشور برای تفریح شده و در بین راه برای غذا خوردن در شهر منجیل توقف کردم. در آن موتور بنزین سوپر(سفید) می ریختم که باعث دود کردن نشود تا مردم اذیت شوند. کلیه وسایل خود را پشت موتور بسته بودم و در رستوران نشسته بودم با زاویه ای که موتورم را در زیر نظر داشته باشم. بعد از صرف دو قاشق غذا سربازان به رستوران آمدند و بنده را دستگیر کردند و بنده را با یک استیشن که به (آهوی بیابان و عروس خیابان) معروف بود به هنگ ژاندارمری بردند.,

بعد از مدتی کار بازجویی را شروع کردند و یک درجه دار چاق و چله ای که کار بازجویی را انجام می داد و در کنار آن هم  مامور ساواک بود از من پرسید: این جا چه داری و برای چه آمده ای؟ من را خرابکار صدا می زد و می گفت: در چه نقطه ای می خواهی خرابکاری کنی؟! در بین همین سوالات بود که آقای دباغ فرزند سید دباغ از سادات بوشهری که مقیم برازجان بود و پست وی در همان پادگان بود، در حالی که ظرف های ناهارش را شسته بود وارد اتاق شد و بعد از ورود من را دید بعد از روبوسی با بنده گفت اینجا چکار میکنی؟ در جواب گفتم از این ها بپرس؟ وی گفت: ایشان از خبرنگاران خوب شهرمان است و... خلاصه دیگر من را آزاد کردند و کلیه وسایل من را که گرفته بودند به من پس دادند.

, بعد از مدتی کار بازجویی را شروع کردند و یک درجه دار چاق و چله ای که کار بازجویی را انجام می داد و در کنار آن هم  مامور ساواک بود از من پرسید: این جا چه داری و برای چه آمده ای؟ من را خرابکار صدا می زد و می گفت: در چه نقطه ای می خواهی خرابکاری کنی؟! در بین همین سوالات بود که آقای دباغ فرزند سید دباغ از سادات بوشهری که مقیم برازجان بود و پست وی در همان پادگان بود، در حالی که ظرف های ناهارش را شسته بود وارد اتاق شد و بعد از ورود من را دید بعد از روبوسی با بنده گفت اینجا چکار میکنی؟ در جواب گفتم از این ها بپرس؟ وی گفت: ایشان از خبرنگاران خوب شهرمان است و... خلاصه دیگر من را آزاد کردند و کلیه وسایل من را که گرفته بودند به من پس دادند.,

سروان مختاری! یکی از مامورانی که غالب انقلابیون بوشهری با نام وی آشنا هستند... با مختاری هم برخوردی داشته اید؟

, سروان مختاری! یکی از مامورانی که غالب انقلابیون بوشهری با نام وی آشنا هستند... با مختاری هم برخوردی داشته اید؟, سروان مختاری! یکی از مامورانی که غالب انقلابیون بوشهری با نام وی آشنا هستند... با مختاری هم برخوردی داشته اید؟,

در زمان انقلاب وقتی که تظاهرات بالا گرفت فردی به نام سروان مختاری که وارد شهر برازجان شده بود در محل کاروانسرای مشیرالملک با نیروهای تازه نفس مستقر شده بود. در عصر یکی از این روزها وقتی که معلمین مقابل مغازه ای که داشتم جمع شده بودند و در همان موقع متوجه شدیم که سروان مختاری دارد به طرف ما می آید. من هم تعدادی از معلمین را به داخل مغازه بردم و آنها نیز پشت ویترینی بلند بود پنهان شدند. درهمان حال که صداها در سینه حبس شده بود سروان مختاری نزدیک من آمد و پرسید: آقایانی که اینجا بودند کجا رفتند و من گفتم جناب سروان تا شما را دیدند پراکنده شدند! مختاری بعد از شنیدن این حرف در حالی که می خواست به طرف دژ برود بوی سیگار یکی از معلمین را و صرفه یکی از آنها را متوجه شد و نا خودآگاه سروان را به داخل مغازه کشاند. با شلاقی که در دست داشت آقایان را مورد نوازش قرار داد و بعد از این ماجرا مغازه بنده را به مدت دو روز بستند!

, در زمان انقلاب وقتی که تظاهرات بالا گرفت فردی به نام سروان مختاری که وارد شهر برازجان شده بود در محل کاروانسرای مشیرالملک با نیروهای تازه نفس مستقر شده بود. در عصر یکی از این روزها وقتی که معلمین مقابل مغازه ای که داشتم جمع شده بودند و در همان موقع متوجه شدیم که سروان مختاری دارد به طرف ما می آید. من هم تعدادی از معلمین را به داخل مغازه بردم و آنها نیز پشت ویترینی بلند بود پنهان شدند. درهمان حال که صداها در سینه حبس شده بود سروان مختاری نزدیک من آمد و پرسید: آقایانی که اینجا بودند کجا رفتند و من گفتم جناب سروان تا شما را دیدند پراکنده شدند! مختاری بعد از شنیدن این حرف در حالی که می خواست به طرف دژ برود بوی سیگار یکی از معلمین را و صرفه یکی از آنها را متوجه شد و نا خودآگاه سروان را به داخل مغازه کشاند. با شلاقی که در دست داشت آقایان را مورد نوازش قرار داد و بعد از این ماجرا مغازه بنده را به مدت دو روز بستند!,

به عنوان سخن پایانی چه صحبتی با جوانان دارید؟

, به عنوان سخن پایانی چه صحبتی با جوانان دارید؟, به عنوان سخن پایانی چه صحبتی با جوانان دارید؟,

دهه فجر فرصت بسیار مغتنمی برای آشنایی نسل جدید با دستاوردهای انقلاب است. در این ایام باید بصیرت بخشی به جامعه اصل برنامه ها باشد زیرا فرصت مناسبی برای انتقال ارزش های انقلاب به نسل جوان جامعه است.

, دهه فجر فرصت بسیار مغتنمی برای آشنایی نسل جدید با دستاوردهای انقلاب است. در این ایام باید بصیرت بخشی به جامعه اصل برنامه ها باشد زیرا فرصت مناسبی برای انتقال ارزش های انقلاب به نسل جوان جامعه است.,

انتهای پیام/پ

, انتهای پیام/پ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه