چرا پوشیدن کفش کتانی در زمان پهلوی ممنوع بود؟/ روحانی که بالباس مبدل از زندان قزل‌حصار فرار کرد+عکس

چرا پوشیدن کفش کتانی در زمان پهلوی ممنوع بود؟/ روحانی که بالباس مبدل از زندان قزل‌حصار فرار کرد+عکس
وقتی مبارزان انقلابی از برخی محدودیت‌های خنده‌دار زمان طاغوت سخن می‌گویند نشاند دهنده این موضوع است رژیم پهلوی از ظلمی که در حق ملت روا می‌داشت آگاه بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  پایگاه خبری ثامن، مبارزان انقلابی قم نقش زیادی در روشنگری دیگر شهرهای کشور داشتند کانون تغذیه فکری کشور قم و حوزه علمیه قم بود، مردم انقلابی قم تا جایی علم بصیرت داشتند که حتی روستاهای کوچک اطراف قم از برخی شهرها هم آگاه‌تر به مسائل روز بودند و علاوه بر روشنگری در روستاها به دلیل مجاورت با قم برای پیگیری مبارزات به قم می‌آمدند تا از غافله مبارزان علیه رژیم جا نمانند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری ثامن،,

گفتگویی داشتیم با جانباز سر افراز سید عباس خوش‌رو از مبارزان انقلابی و رزمنده 8سال جنگ تحمیلی از اهالی روستای صرم قم.

,

ثامن: خودتان را معرفی نمایید؟

, ثامن:,

خوش‌رو: سید عباس خوش‌رو متولد سال 1340/9/1 در روستای صرم،در 20 کیلومتری قم، و بازنشسته نیروهای مسلح هستم.

, خوش‌رو:,

ثامن:  باوجود سن کم چگونه وارد مبارزات علیه رژیم شدید؟

, ثامن:,

خوش‌رو: آشنایی من با ظلم طاغوت ماجرای جالبی دارد، من کلاس پنجم ابتدایی بودم در حال خطاطی با قلم و دوات بودن ناگهان دوات روی عکس شاه که ریخت، فردا که مدرسه رفتم معلم وقتی دید روی عکس شاه دوات ریخته به من یک سیل محکم زد من نفهمیدم چرا این سیلی را خوردم  من کاری نکرده بودم، من را تهدید کردند اگر کسی متوجه شود برایم دردسرساز می‌شود و کتاب من را هم تعویض کردند، مسئله بعدی که ذهن من را به خودش مشغول می‌کرد نوشته  "خدا شاه میهن "بود که در کلاس‌ها نصب بود، مگر می‌شود یک انسان را باخدا هم‌ردیف کرد، با این نوشته خیلی فکر می‌کردم زیرا برایم قابل‌قبول نبود این شاه مگر کیست که خود را جانشین خدا می‌داند.

, خوش‌رو:,

تابستان سال 55در سنین نوجوانی هم یک اتفاق خاص در روستای ما رخ داد، در منزل در حال استراحت بودیم که ناگهان متوجه شدیم یک آقایی از بالای دیوار به خانه حیاط ما پرید، به پدرم گفت من به شما پناه  آوردم گفت مسیر طولانی را طی کردم هوا خیلی گرم بود یادم می‌آید مادرم برایش یک‌کاسه آب دوغ خیار تهیه کرد تا خستگی از تنش به درآید پدرم در منزلمان از او پذیرایی کرد و کمی استراحت کرد وقتی از ماجرا جویا شدیم گفت من میر هاشمی اهل خرم‌آبادی هستم و از زندان قزل‌حصار فرار کردم و ز طریق بیابان‌های جمکران به روستای شما رسیدم یک کیسه همراه او بود که در آن لباس طلبگی بود متوجه شدیم او از روحانیون مبارز علیه رژیم طاغوت است پدرم  برادر بزرگم را به دنبال آقا علی از بزرگان روستا که در زمان جنگ پسرش به فیض شهادت نائل شد، فرستاد آقا علی به منزل ما آمد و با آقای میر هاشمی صحبت کرد من آن زمان نمی‌دانستم ولی آقا علی با قم و امام خمینی در ارتباط بود وقتی صحبت‌های این طلبه را شنید گفت برای نماز مغرب به مسجد روستا بیا تا نماز را به شما اقتدا کنیم سپس برای اهل روستا سخنرانی کنید.

,

ثامن: آقای میر هاشمی در مورد چه مسئله‌ای سخنرانی کرد؟

, ثامن:,

خوش‌رو: من بچه شلوغی بودم نماز می‌خواندم اما در نماز جماعت زیاد شرکت نمی‌کردم اما به خاطر این مسئله به مسجد رفتم آقای میر هاشمی سخنرانی کوبنده‌ای انجام داد و در خصوص ظلم رژیم پهلوی و شخصیت امام خمینی سخنرانی افشاگری کرد صراحتاً می‌گفت خاندان پهلوی ظالم و خیانت‌کار و فاسد است من آنجا بود که نام آیت‌الله خمینی را شنیدم ، آقای میر هاشمی چند نوار کاست به پدرم داد دریکی از این نوارها سروده‌های آقای میر هاشمی در وصف امام بود که بعد از هر بند نام امام خمینی آمد و باعث کنجکاوی ما در خصوص شناخت از امام خمینی می‌شد، آقای میر هاشمی شب را در منزل ما سپری کرد اما فردا صبح که بلند شدیم از او خبری نبود.

, خوش‌رو:,

ثامن:  بعدازآن آقای میر هاشمی راندید؟

, ثامن:,

خوش‌رو: او به پدرم توصیه کرد و گفت سید عباس را به مدرسه خان  بفرست تا درس طلبگی بخواند، چندین بار هم او را دیدم بعدها به دنبال او به قم رفتم وقتی به حجره‌اش سر زدم دیدم ازآنجا رفته بعد از پیروزی انقلاب یک‌بار دیگر به روستای صرم آمد اما بعد از تا به امروز از او خبری ندارم.

,

بعدازاین ماجراها بود که مستقیم وارد مبارزات انقلابی شدم.

, بعدازاین ماجراها بود که مستقیم وارد مبارزات انقلابی شدم.,

ثامن:  خانواده شما مخالف فعالیت شما نبودند؟

, ثامن:,

خوش‌رو: پدرم از مبارزان رژیم بود اما چنان خفقانی حاکم بود که اصلاً در این مورد صحبت نمی‌کرد، بعدها برایمان تعریف کرد که در 15 خرداد 42 هم شرکت داشت و از کفن پوشان بودند و دیگر حوادث هم حضور داشت.

, خوش‌رو:,

ثامن:  فعالیت شما علیه رژیم پهلوی چه بود؟

, ثامن:,

خوش‌رو:بزرگ‌ترها که برای راهپیمایی به قم می‌آمدند ما را با خود نمی‌بردند در روستای ما یک مینی‌بوس بود که به قم می‌آمد اما ما را سوار نمی‌کرد من چند نفر از دوستانم هم سر جاده می‌ایستادیم تا با ماشین‌های گذری به قم برویم، در قم اعلامیه‌های و عکس‌های امام را پخش می‌کردیم و به روستا می‌آوردیم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم، چون عکس‌های امام را با هزینه شخصی تهیه و پخش می‌کردیم برای تأمین هزینه فعالیت‌های خود نصف عکس‌های امام رامی فروختیم و نصف دیگرش را به‌صورت رایگان پخش می‌کردیم.

, خوش‌رو:,

پایگاه اطلاع رسانی ثامن

, پایگاه اطلاع رسانی ثامن,

ثامن:  یکی از خاطرات مبارزاتی خود را نقل کنید.

, ثامن:,

خوش‌رو: اردیبهشت سال 57 دریکی از سفرها به قم آمدم، تانک‌های رژیم شاه از سه‌راه خیابان آذر به سمت خیابان آذر درحرکت بودند،نورافکن‌های تانک‌ها روشن بود و با مسلسل گلوله مشقی شلیک می‌کردند و رعب و وحشت ایجاد می‌کردند می‌گفتند حکومت‌نظامی است نمی‌دانستم حکومت‌نظامی یعنی چه ، زن و مرد و بچه از ترس فرار می‌کردند و گاهی زمین می‌خوردند و به سمت میدان پامنار حرکت می‌کردند به‌طرف گاراژی که در آنجا بود رفتند و پناه گرفتند من هم به دنبال آن‌ها در گاراژ پناه گرفتم نیروهای  گارد دیدند مردم  در یک مغازه نجاری پناه گرفتند اما بازهم تانک‌های خود را وارد میدان کردند و شروع به کوبیدن درکردند و گفتند اگر بیرون نیاید مغازه را آتش می‌زنیم اما مردم سکوت کرده بودند و جواب نمی‌دادند نیروهای گارد هم تصور کردند مردم ازآنجا رفته‌اند آن‌ها هم پراکنده شدند یک ساعت بعد که اوضاع آرام شد بیرون آمدیم و من به صرم بازگشتم و ماجرا را تعریف کردم و گفتم که ما برای راهپیمایی نرفته بودیم اما نیروهای شاه فقط به دلیل رفت‌وآمد عادی مردم با تانک آن‌ها را دنبال می‌کردند و گلوله مشقی شلیک می‌کردند.

, خوش‌رو:,

آن‌ها هم گفتند یکی از اهالی سرم به نام شهید علی صحرایی که 15 ساله بود  در قم تیرخورده و با زحمت پیکرش را به صرم آورده بودند، از آن روزبه بعد بود که صبح به قم می‌آمدیم  و فعالیت‌های مبارزاتی خود را انجام می‌دادیم  و غروب به روستا برمی‌گشتیم.

,

ثامن:  نقش امام خمینی در گرایش جوانان برای مبارزه با رژیم طاغوت چگونه بود؟

, ثامن:,

خوش‌رو: از نگاه من دو علت امام خمینی را این‌چنین محبوب کرده بود که ما حاضر بویم برای پخش اعلامیه‌اش جانمان را به خطر بیندازیم یکی این‌که امام خدائی بود ، دیگر اینکه حرف و عملش یکی بود حرف‌هایش صداقت داشت.

, خوش‌رو:, از نگاه من دو علت امام خمینی را این‌چنین محبوب کرده بود که ما حاضر بویم برای پخش اعلامیه‌اش جانمان را به خطر بیندازیم یکی این‌که امام خدائی بود ، دیگر اینکه حرف و عملش یکی بود حرف‌هایش صداقت داشت.,

ثامن:  یکی از مسائلی که نشان از خفقان زمان طاغوت بود را به یاد دارید؟

, ثامن:,

خوش‌رو: من آن زمان فوتبالیست بودم و به کفش کتانی که معروف به کتانی چینی بود علاقه داشتم اکثراً جوانان به کتانی چینی علاقه داشتند(با خنده) تا جایی که برای مراسم ازدواجم به پدر همسرم گفتم برای من به‌جای کفش دامادی ، کتانی چینی بخرید،اما هر کس آن زمان  کفش کتانی می‌پوشید مانوران او را دستگیر می‌کردند و مجبورش می‌کردند کفش‌هایش را دربیاورد و پابرهنه برود، زیرا کفش کتانی راحت بود و فرار را آسان می‌کرد این رژیم چنان بزدل بود از اینکه یک جوان کفش کتانی بپوشید ترس داشتند نکند برای پخش اعلامیه آمده و می‌خواهد به‌راحتی فرار کند.

, خوش‌رو:,

این کتانی چینی چنان رژیم شاه را حساس کرده بود که اگر پاشنه کفش پایین بود کاری نداشتند اما اگر کفش به‌صورت کامل در پا قرار داشت مجبور می‌کردند فرد کفشش را دربیاورد و پابرهنه برود.

,

شاید بگویند که نیروی گارد به افرادی که راهپیمایی می‌کردند حساس بودند اما در حقیقت وضع بدتر بود اگر دو یا سه نفر همزمان درحرکت بودند آن‌ها را متوقف می‌کردند و علت همراهی را می‌پرسیدند مثل اگر می‌گفتند برای زیارت به حرم می‌رویم نفر اول را آزاد می‌کردند که برود افراد بعدی را به فاصله 20 دقیقه آزاد می‌کردند که برود.

,

ثامن: از بهمن 57 برایمان بگویید؟

, ثامن:,

خوش‌رو: میزان بصیرت مردم قم بسیار بالابود و به همین دلیل قم زودتر از شهرهای دیگر آرام شد، 12 بهمن منزل خواهر بودیم و ورود امام خمینی را مستقیم از تلویزیون می‌دیدم که ناگهان برنامه قطع شد و عکس شاه آمد تقریب 200نفر در آنجا بودیم، همگی فریاد مرگ بر شاه مردادیم بعد دو خواننده زن را نشان داد اما بعدازآن دوباره تصویر امام پخش شد که بعدها فهمیدم نیروهای انقلابی صداوسیما را گرفتند تا مردم بتوانند برنامه ورود امام خمینی به ایران را تماشا کنند،وقتی روز 22 بهمن رادیو را روشن کردیم  و صدای شهید محلاتی را گفت صدای ما را از جمهوری اسلامی می‌شنوید را شنیدم برایم بسیار لذت‌بخش و خوشایند بود، مردم قم سه روز را بسیار باشکوه جشن گرفتند یکی فرار شاه دیگری روز 22 بهمن در زمان جنگ تحمیلی روز آزادی خرمشهر.

, خوش‌رو:,

ثامن:  صحبت پایانی.

, ثامن:,

خوش‌رو: از جوانان می‌خواهم وصیت‌نامه شهدا را بخوانند و تابع ولایت‌فقیه باشند.

, خوش‌رو:,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه