نقش آفرینی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی؛

بانویی از تبار گیل

بانویی از تبار گیل
زنی مبارز که نه تنها با مال بلکه باتمام جان خودوفرزندانش واردعرصه مبارزه باظلم شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، درآستانه سی وششمین سالگرد انقلاب اسلامی به اتفاق اعضای پایگاه خبری تحلیلی گیل بانو مهمان بانویی 86 ساله ، ولی راست قامت وخستگی ناپذیرهستیم که بخشی ازتاریخ مبارزات مردم گیلان مدیون خانواده ای است که اونقش همسری ومادری آن رابرعهده داشته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی گیل بانو,

سیده فاطمه شاد سعادت مادرشهیدان محمود ومهدی نهی قناد وجانبازسرافرازحمیدنهی قناد، بانویی است بسیارباهوش وسخنور، اوبه دلیل این توانایی توانسته جزعمارهای زمانه باشد ودرمواقع لزوم ودربحران های سیاسی اجتماعی باروشنگری خودجامعه راهدایت کنداو همین اینک مشاور سردار علی فضلی در امور راهیان نورمی باشد.

,

بدون شک سیده فاطمه شاد سعادت جز افرادی است که نقش بسزایی درمبارزات قبل وبعدازانقلاب درگیلان راایفا نموده است.

,

درادامه گفتگوی گیل بانوبا فاطمه شادسعادت رامی خوانید:

,

گیل بانو:خاطرات زنانی چون شماخاطرات شخصی نیست بلکه سرمایه ملی ومتعلق به انقلاب است وبایددرتاریخ ثبت شودتافردانقش زن مسلمان درانقلاب انکاریاتحریف نشود.لطفابرای آشنایی نسل جوان باسبک زندگی زنان مسلمان انقلابی ازآغاززندگی سیاسی خودبگویید.

, گیل بانو:خاطرات زنانی چون شماخاطرات شخصی نیست بلکه سرمایه ملی ومتعلق به انقلاب است وبایددرتاریخ ثبت شودتافردانقش زن مسلمان درانقلاب انکاریاتحریف نشود.لطفابرای آشنایی نسل جوان باسبک زندگی زنان مسلمان انقلابی ازآغاززندگی سیاسی خودبگویید., گیل بانو:خاطرات زنانی چون شماخاطرات شخصی نیست بلکه سرمایه ملی ومتعلق به انقلاب است وبایددرتاریخ ثبت شودتافردانقش زن مسلمان درانقلاب انکاریاتحریف نشود.لطفابرای آشنایی نسل جوان باسبک زندگی زنان مسلمان انقلابی ازآغاززندگی سیاسی خودبگویید.,

سیده فاطمه شاد سعادت:درکودکی پدرم بدست ژریم پهلوی به شهادت رسیدوازپدرخاطره ای ندارم .مادرم برایم تعریف کرده که پدر23ساله وروحانی بود. در زمان رضاخان به دلیل پوشیدن لباس روحانیت و برنداشتن عمامه،درزیرزمین کلانتری یک رشت به دست مأموران پهلوی به شهادت رسید.مادرم آن زمان شش ماهه باردار ویک هفته ازایشان بی خبربودند تااینکه بواسطه یکی ازمأموران که با دایی ام آشنا بود ازماجراآگاه می شوند.

,

 

,

gilbanoo7330

, gilbanoo7330, gilbanoo7330,

پدر بزرگوار سیده فاطمه شاد سعادت مادرشهیدان محمود ومهدی نهی قناد

, پدر بزرگوار سیده فاطمه شاد سعادت مادرشهیدان محمود ومهدی نهی قناد,

 

,

مادرم زنی بسیارجوان ورنج کشیده بودو که باداشتن چندفرزند بیوه شد وباشرایط خفقان رضا خانی زندگی سختی راگذراند درماجرای کشف حجاب مادر لباس بلندی دوخت که همان را رژیم اجازه نمی داد. اوقرآن بسرمی گذاشت و شاه رانفرین می کرد.روزی که شاه ازایران رفت .من به سرمزارمادررفتم وگفتم :"بالاخره نفرینت گرفت".مادرم باید زنده می ماند تا ببیند سختی هایش به ثمر رسیده است .

,

گیل بانو:درباره فعالیت های خودتان در تظاهرات پیش ازپیروزی انقلاب دررشت لطفا بفرمایید.

, گیل بانو:درباره فعالیت های خودتان در تظاهرات پیش ازپیروزی انقلاب دررشت لطفا بفرمایید., گیل بانو:درباره فعالیت های خودتان در تظاهرات پیش ازپیروزی انقلاب دررشت لطفا بفرمایید.,


در آن زمان من کارمند مخابرات و مسئول مرکز اتصالات تلفن های مخابرات گیلان بودم و وقتی تماس های ساواکی ها و نیروهای امنیتی، برای سرکوب تظاهرات و تجمعات خیابانی را می شنیدم، تلفن ها را قطع می کردم تا ارتباط ماموران با یکدیگر، برای حضور میدانی و ضربه زدن به مردم معترض، کمتر شود.

,
,

در سال 56، توسط ماموران ساواک در محل کارم که مخابرات گیلان بود، دستگیر شدم ، در آن زمان که کارمند 25 ساله مخابرات گیلان بودم به مدت یک هفته، در بازداشتگاه نیروهای امنیتی رشت حبس شدم.

,

دلیل حبس من فاش شدن ارسال نامه های امام خمینی(ره) از قم بود چون شوهرم قمی و پدرشوهرم از روحانیان ساکن قم بودند،مکتوباتی ازقم، هرماه به منزل ماه ارسال می شد و بوسیله پسرم، مهدی در بین انقلابیون توزیع می شد، درحالیکه من از محتوا و موضوعات نامه های ارسالی اطلاعی نداشتم، ایشان در سال 60 به دست منافقین در رشت به شهادت رسید.
یکبار مهدی برای دریافت نامه ها، آدرس مخابرات گیلان را به ارسال کنندگان داده بود، موقعی که نامه های ارسالی به مخابرات رسید، ظاهرا مامور شهربانی که نگهبان اداره مخابرات بود ، با دیدن آدرس نامه به آن مشکوک شده و محتوای نامه را جستجو می کند و آن را به ساواک رشت تحویل داد و د ر پی آن، ماموران ساواک بعد از ورود به مخابرات، مرا چشم بسته، ازآنجا به مرکز ساواک رشت منتقل کردند.
ساواک هفت روزمرادریک اتاق تنگ وتاریک حبس کرده بودوباروشن و خاموش کردن نورآن وایجاد رعب و تهدید، درصدد وادار کردنم به اعتراف درباره منشاء نامه ها بودند، نامه ها با هماهنگی فرزند شهیدم با بستگان پدرش درقم، وبوسیله او منتشر می شد و من اطلاعی از روند انتقال نامه ها نداشتم.
من از خانواده های سمیعی رشت هستم و پدرم که روحانی بود نام خانوادگی ما را به شاد سعادت تغییر داده بود، بیان کرد: تلاش های من وخانواده ام برای اثبات بی اطلاعی درباره انتقال نامه امام خمینی(ره) از قم به رشت، بی نتیجه بود.

,
,
,
,

در آن زمان،یکی از پسرعموهای من به نام هوشنگ سمیعی، وزیر پست وتلگراف و تلفن دوران شاه بود و شوهرم از بستگانم در رشت، نامه ای خطاب به وی گرفت و به تهران برد و بوسیله وزیر پست و تلگراف رژیم شاه، توانستم از دست ماموران ساواک رهایی یابم
پس از آزادی، عزم واراده خود را برای مشارکت درتظاهرات و تجمعات متعدد شهر رشت بیشتر کردم ، از آنجائیکه مخابرات در میدان شهرداری مستقر بود و بسیاری از تجمعات انقلابی از آنجا شروع می شد، به تظاهر کنندگان انقلابی پیوستم وبدین ترتیب با فرزندان انقلابی شهیدم، همراه شدم که در آن زمان تازه به دوران جوانی رسیده بودند.

,
,


گیل بانو : از دیگر خاطراتی که در آن زمان شما و خانواده تان با آن درگیر بودید چه بود؟
فرزندان شهیدم، علاوه بر توزیع نامه های امام، درمنزل کوکتل مولوتوف می ساختند و برای تهیه آن از بنزین تاکسی یکی ازفرزندانم استفاده می کردند و آن را برای مقابله با ماموران ساواک، در زمان تظاهرات و تجمعات بکارمی گرفتند و همچنین پسرم مهدی، در هفته دوتا سه روز، در اتاقی از منزل که به نشست انقلابیون اختصاص داده بود، با دیگر نیروهای انقلابی به مشورت می پرداختند.

,
, گیل بانو : از دیگر خاطراتی که در آن زمان شما و خانواده تان با آن درگیر بودید چه بود؟ , گیل بانو : از دیگر خاطراتی که در آن زمان شما و خانواده تان با آن درگیر بودید چه بود؟,
,

یک روزمهدی ازتظاهرات شب برمی گشت یک پاسبان که خانواده ما رامی شناخت شبانه مهدی راتعقیب کرد وبه او سنگ اندازی کرد و مهدی ازپشت یک خانه فرارکرد.

,

خاطره ای دیگردررابطه باشرکت درتظاهرات ،برخورد فیزیکی مأمورساواک با من درمحل اداره مخابرت است. بطوریکه وقتی مامورساواک دریکی ازروزها وزمانی که من محل کار خود را برای شرکت درراهپیمایی ترک کرده بودم،هنگام بازگشت از راهپیمایی ازمن بازخواست کرد ودراین هنگام زمانی که لبریزازخشم شده بود خطاب به من گفت شماحقوق ازدولت پهلوی می گیریدوعلیه دولت به تظاهرات می روید.ودرهمان حال گوشی تلفن را برسرمن می کوبد که منجربه شکسته شدن وخونریزی سرم می شود. این قائله بعد از جرو بحثی مفصل به پایان می یابد که چند وقت بعد مطلع شدم که وی در یک تصادف کشته شده بود و اینکه سر وی در این تصادف قطع شد.

,

گیل بانو: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.

, گیل بانو: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید., گیل بانو: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه