خاطره گویی «حاجی نوریان» از انقلاب بجنورد(2)
دانشجویی که اعلامیه های امام(ره) را مخفیانه در یک شرکت آمریکایی چاپ می کرد
بخش زیادی از اعلامیه ها را یک دانشجو در یک چاپخانه مشهد که کاملا دست آمریکایی ها بود چاپ می کرد و برای ما ارسال می کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از «دانشجویان بیدار» پاییز از راه رسیده بود و خیابان های بجنورد مملو از برگ درختان چنار شده بود، زمزمه هایی در کوچه بازار شنیده می شد که این روز ها مردم استانهای دیگر در تبعیت از یک سید بزرگوار اعتراضاتی مستقیم به شخص شاه می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,شروع تظاهرات انقلابی در بجنورد توسط دانشجویان و جرقه در انبار باروت
,صبح یکی از روزهای آبانماه بود که خبر رسید جمعی از دانشجویان دانشکده انستیتو به بهانه آسفالت جلوی درب ورودی ساختمان دست به تظاهرات زده اند.
,این تظاهرات در واقع یک علامت بود، بهتر بگویم یک جرقه در انبار باروت...
,سند این مدعا که این تظاهرات آگاهانه و با هدایت دانشجویان انقلابی انجام شده بود نیز برپایی نمایشگاه کتاب از آثار حضرت امام(ره) و برخی شخصیت های انقلاب توسط این دانشجویان و در یکی از مدارس بجنورد بود.
,بعد از این تظاهرات بود که خبر شهادت یکی از معلمان مشهدی بعلت اعتراض به رژیم ستمشاهی به گوش فرهنگیان بجنورد رسید و این خبر سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات انقلابی مردم بجنورد شد.
,در ادامه «حاج آقا نوریان» که به شخصه دفتر خاطرات انقلاب اسلامی در بجنورد هستند ماجرا را روایت می کنند.
,سربازان گهواره ای حضرت امام(ره) در بجنورد
,20 آبان 57 بود که در پی ترور یکی از معلمان مشهدی به نام منوچهر رزاقی توسط دژخیمان پهلوی خیلی از مدارس خراسان شمالی تعطیل شد و فرهنگیان بجنورد نشست فوق العاده گذاشتند.
,پس از این نشست در واقع دومین حرکت جدی بعد از تظاهرات دانشجویان کلید خورد و شبکه پیچیده و گسترده معلمان و دانش آموزان برای توزیع اعلامیه های حضرت امام(ره) شکل گرفت.
,به جرات می توان گفت این شبکه یکی از مهمترین نقشها را در پیروزی انقلاب اسلامی خراسان شمالی ایفا کرد.
,اولین شعارهای «مرگ بر شاه» بر تخته سیاه مدارس بجنورد
,دو روز بعد از نشست فرهنگیان یعنی 5 شنبه 22 آبان دانش آموزان عکس شاه را در کلاسها شکستند و اولین شعار ها را با گچ روی درب و دیوار نوشتند؛ «مرگ بر شـــــاه»...
,کم کم احساسات انقلابی در وجود دانش آموزان که اکثرا نیز متولدین سال 42 بودند شکل گرفته بود، نوجوانانی که حضرت امام وعده ظهور آنان را در پاسخ به تمسخر ماموران شاه ملعون داده بودند؛ «یاران من در گهواره ها هستند...»
,ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم
,یادم می آید یک روز که برای انجام کاری به میدان 6 بهمن وقت و میدان شهید فعلی رفته بودم دیدم تعداد زیادی دانش آموز در حال شکستن تابلو های انقلاب سفید شاه هستند.
,تابلو هایی که شعار های اصلاحات ارضی، آزادی زنان، و منشور آزادی روی آنها نوشته شده بود.
,دیدم اوضاع دارد از کنترل خارج می شود و هر لحظه ممکن است ماموران شهربانی برسند و خون و خونریزی راه بیفتد.
,به کمک چند تا از دانش آموزان که می شناختم از سکویی بالا رفتم و بلند فریاد زدم بچه ها «ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم...»
,یکهو دیدم همه شعار دادند «ما بت شکنیم شیشه شکن نیستیم» و چند دور به دور میدان چرخیدند...
,آمین گفتن زیر لب فرمانده ماموران شهربانی برای نابودی شاه
,کم کم جمعیت دانش آموزان به بیش از هزار نفر رسید و دیدم اگر آنها را به جهتی هدایت نکنم اوضاع خطرناک می شود لذا به سرعت آنها را به سمت مسجد انقلاب فعلی.
,کمی پول به خادم آنجا دادم و از او خواستم در را باز کند، وقتی دانش آموزان وارد مسجد شدند دیگر جای خالی باقی نمانده بود، سریع یکی از بچه ها را فرستادم دنبال حاج آقا شاددل از روحانیون انقلابی ساکن در بجنورد.
,ایشان آمدند و با سخنرانی محکم و انتقادی نسبت به شاه خائن دانش آموزان را دعوت به آرامش کردند و پیشنهادات خوبی به آنها کردند، از جمله اینکه هر کاری می کنید حتما با هماهنگی روحانیت آگاه باشد.
,بعد هم در انتها وقتی داشت برای پیروزی انقلاب به رهبری حضرت امام(ره) و نابودی رژیم شاه دعا می کرد دیگر ماموران شهربانی رسیده بودند و تهدید می کردند که هرچه سریعتر افراد متفرق شوند.
,اما این صحنه را هم دیدم که فرمانده آنان که مرد شریفی بود و دل در گرو امام(ره) داشت زیر لب و رو به مسجد طوری که مشخص نباشد آهسته آمین می گفت.
,شبکه پیچیده و گسترده توزیع اعلامیه حضرت امام(ره) توسط دانش آموزان بجنوردی
,برادرم شهید نوریان یک مغازه داشت و بعد از مدرسه به آنجا آمده و اعلامیه ها را لای ورقه های امتحانی علوم می پیچید و در فضایی مناسب بین دانش آمزوان توزیع می کرد.
,اعلامیه ها را هم یک دانشجوی مهندسی که در یک چاپخانه مشهد که کاملا دست آمریکایی ها بود چاپ می کرد و به دستش می رساند.
,او چون ساکن کارگاه بود همیشه چند ساعت پیش از شروع کار چاپخانه و هنگامی که کسی نبود بسیار شجاعانه اعلامیه ها را با دستگاه های پیشرفته، سریع و با کیفیت چاپ می کرد .
,,

, ,
این کار او گرچه خطر بزرگی برایش داشت کار ما را جلو انداخته بود و واقعا در پیشبرد برنامه ها موثر بود.
,هر دانش آموز وظیفه داشت نیمه شب اعلامیه ها را به منازل افرادی که می شناخت دل در گرو انقلاب دارند بیندازد و وقتی آنها صبح از خواب بر می خواستند اعلامیه ها را می یافتند و از اخبار روز و مواضع حضرت امام آگاه می شدند.
,حضور روحانیت آگاه در صف اول تظاهرات و مشروعیت بخشی به مبارزه
,توزیع این اعلامیه ها و پس از آن ورود روحانیت به صف اول تظاهر کنندگان باعث مشروعیت بخشی به این اعتراضات شد و شور و شعور خاصی به انقلاب داد.
,یکی دیگر از مولفه های مهم در پیروزی انقلاب در بجنورد سخنرانی های آتشین و بصیرت بخش روحانیونی چون شهید هاشمی نژاد بود که یادم می آید هنگام ذکر مصیبت که چراغها خاموش می شد اعلامیه ها به سرعت توزیع می شد.
,سخنرانی های روشنگرانه آیت الله مهمان نواز در مسجد انقلاب فعلی نیز بسیار موثر بود.
,شهادت دانش آموز شهید حسن آبادی و فصل جدید مبارزه علیه شاه
,آذر ماه بود که تظاهرات و اعتراضات شدت گرفت و در این بحبوحه دانش آموز شهید حسن آبادی بعنوان اولین پرستوی راه عشق بال و پر گشود فدای راه انقلاب در بجنورد شد.
,من اولین بار بود که یک شهید را از نزدیک می دیدم و هیچ وقت فراموش نمی کنم لحظه ای که پدر شهید حسن آبادی پس از غسل شهادت و کفن فرزندش نجوایی در گوشش کرد و به ترکی گفت: «پسر جان رفتی محضر امام حسین(ع) سلام من را هم برسان».
,تا اینکه بعد از شهادت چند تن دیگر از انقلابیون بجنوردی و فرار شاه در دی ماه تظاهرات و حضور مردم بجنورد به اوج خود رسید و تقریبا همه شواهد حاکی از پیروزی انقلاب بود.
,شهربانی نیز طی اقدامی انقلابی تصرف و فرمانده آن به درک واصل شد و پس از ورود حضرت امام(ره) و پیوستن ارتش به ملت طومار ظلم و جنایت و فساد برچیده شد و شادی در تمام کوچه ها و خیابان های بجنورد موج زد.
,,
انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه