جسلین راداک می گوید:

دیدار من با ادوارد اسنودن!

دیدار من با ادوارد اسنودن!
آمار تکان دهنده برای دولت آمریکا که از جانب رسانه های این کشور نیز منتشر شده است نشان از حمایت ۶۰ درصدی مردم از اقدام اسنودن دارد و هزاران نفر از کارکنان سابق سازمان های اطلاعاتی آمریکا نیز کار وی را تحسین کرده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،جسلین راداک در مقاله ای با عنوان دیدار من با ادوارد اسنودن می نویسد:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, جسلین راداک , در,  مقاله ای , مقاله, با عنوان,  دیدار من با ادوارد اسنودن , می نویسد, :,

هرچند اسنودن در تبعید و دور از کشوری  خود زندگی می کند، اما او همچنان با علاقه و اشتیاقی زیاد مناقشات بوجود آمده درباره افشاگری خود را دنبال می کند.

,

هفته گذشته من و سه آمریکایی دیگر برای دیدار با اسنودن به روسیه سفر کردیم تا جایزه سالانه موسسه سام آدامز بعنوان نشان امانت در اطلاعات را به و اهدا کنیم. در این سفر سه تن از کارکندان سابق سازمان اطلاعاتی آمریکا و سازمان سیا که همگی بعنوان افشاگر شناخته می شوند من را همراهی می کردند. به همین دلیل مشخص بود که اسنودن از گرفتن این جایزه از دستان افرادی که خود زمانی در دستگاه اطلاعاتی آمریکا فعالیت می کردند احساس موفقیت ویژه ای خواهد داشت. ما اولین آمریکایی هایی بودیم که از زمان هنگ کنگ توسط اسنودن، موفق به دیدار او شده بود و این ما را نگران می کرد. نه بدلیل اینکه ما به روسیه سفر می کنیم. به این دلیل که احتمال می دادیم در آمریکا با ما برخورد شود. به همین دلیل زمانی که واشنگتن را ترک کردیم هیچ وسیله الکترونیکی به همراه نداشتیم- هیچ لپ تاب،تلفن همراه،تبلت و…- زیرا می دانستیم در صورت همراه داشتن آنها، سازمان های اطلاعاتی آمریکا به خوبی و براحتی می توانستند ما را ردیابی کنند. در ضمن در هنگام بازگشت به کشور قطعا این لوازم از ما مصادره می شد.

,

جایزه سالانه سام آدامز، از نام یک مامور سابق سازمان سیا در آمریکا گرفته شده که در سال ۱۹۶۷ فاش کرد که بیش از نیم میلیون نیروی کمونیست ویتنامی در نیروی نظامی ویتنام وجود دارد. آماری تقریبا دو برابر آمار رسمی که دولت آمریکا اعلام کرده بود. این باعث شد تا بسیاری از مردم آمریکا ادعای نظامیان این کشور مبنی بر پیشرفت در ویتنام را جعلی بخوانند. بسیاری سعی کردند تا ادعای ادامز را دروغ جلوه دهند و به همین دلیل او را تحت فشار گذاشتند. در نهایت او در سن ۵۵ سالگی در اثر حمله قلبی جان خود را از دست داد.  شاید این تفکر همواره در ذهن او بود که اگر افشاگری نمی کرد، نمی توانست جان بسیاری را نجات دهد. ما معتقدیم که اسنودن نیز با همان شجاعت آدامز دست به افشاگری زد و بدون توجه به عواقب کارش حقیقت را برای مردم بازگو کرد. آمار تکان دهنده برای دولت آمریکا که از جانب رسانه های این کشور نیز منتشر شده است نشان از حمایت ۶۰ درصدی مردم از اقدام اسنودن دارد و هزاران نفر از کارکنان سابق سازمان های اطلاعاتی آمریکا نیز کار وی را تحسین کرده اند.

,

چیزی که همگان از من سوال می کردند این بود که اسنودن در چه وضعیتی به سر می برد و باید گفت علی رغم فشارهای زیادی که بر او وارد شده و در این شرایط خاص، وضعیت او مطلوب است. او هنوز هم محکم و استوار درباره صحبت های خود ایستاده است و از ما میزبانی گرمی بعمل آورد. وی همچنین به شوخی عنوان می کرد که اگر او جاسوس بود روسیه بهتر با او رفتار کرده بود و در منطقه ترانزیت فرودگاه چند هفته او را منتظر نمی گذاشت. او شخصی است ایده ال گرا و شاید همین خاصیت او باعث شده تا جرمی بزرگ از دولت در مقابل مردم کشور آمریکا را فاش سازد. اسنودن معتقد است زمانی که بدون اطلاع مردم در اطلاعات شخصیشان جاسوسی می شود دموکراسی از بین خواهد رفت و او برای زنده ماندن دموکراسی در آمریکا چنین اقدامی را انجام داده است. او بیشتر از هرکسی می دانست که به دلیل افشاگری ممکن است دستگیر شده و مدت های زیادی را در زندان به سر ببرد.

,

تبعید اسنودن در ذهن عموم مردم بیشتر چنین سوالاتی را بوجود آورده که اکنون اسنودن در چه وضعیتی به سر می برد؟ چه کسی از وی محافظت می کند؟ در حالی که شاید بهتر باشد دلیل این را بدانیم که چرا فردی مثل اسنودن باید در یک مخفی گاه زندگی کند. پاسخ به این سوال که در کجا زندگی می کند کاملا واضح است: نمیدانم؛ حتی اگر بدانم هم هیچ گاه امینت او را با فاش کردن محل زندگی اش به خطر نخواهم انداخت. چراکه اسنودن برخلاف اصرار رسانه های آمریکایی که وی را فراری معرفی می کنند یک پناهنده سیاسی است. متاسفانه برخی خبرنگاران آمریکایی که از افشاگری های اسنودن مقاله می نویسند نیز وی را فراری می خوانند. یک پناهنده حق این را دارد که در تنهایی زندگی کند نه اینکه هر لحظه هراس داشته باشد که شکار شود. درست مانند مدیر سایت افشاگر ویکی لیکس جولیان آسانژ؛ اسنودن هم در برزخی قرار دارد که آمریکا آن را بوجود آورده است: آزاد اما نه کاملا آزاد.  اسنودن اکنون آزاد است اما بسیاری از حقوقدانان در کشور مادریش تلاش میکنند تا اعطای پناهندگی سیاسی از جانب روسیه به وی را غیر قانونی بنامند و او را به آمریکا بازگردانند.

,

اما در پاسخ به چگونگی تامین امنیت برای اسنودن، که بسیاری از ویکی لیکس،FSB برای تامین کننده امنیت وی نام می برند و از سوی دیگر آمریکا سعی دارد تا نشان دهد این روسیه است که اکنون از اسنودن مراقبت به عمل می آورد باید گفت اسنودن نه از جانب روسیه و از نه از جانب افرادی که گمان می رود حفاظت نمی شود. او کاملا مستقل زندگی و تصمیم گیری می کند و از اینکه برخی او را متهم می کنند که اطلاعات آمریکا را در اختیار روسیه قرار می دهد بسیار آشفته است. او شواهد زیادی را آورده تا خلاف این نظر را اثبات کند. او در ابتدا می گوید که هیچ گاه نخواسته تا با به خطر انداختن زندگی خود پناهنده روسیه شود. دوم اینکه او دلیل حضورش در روسیه را آمریکا می داند، چراکه دولت آمریکا پاسپورت وی را در راه سفر به آمریکای لاتین باطل کرد، سوم اینکه او اعلام کرده سارا هاریسن خبرنگار ویکی لیکس در تمام این مدت در کنار وی بوده و می تواند شهادت دهد که اسنودن در هیچ فعالیت جاسوسی شرکت نداشته است. چهارم اینکه آنچه مشخص است افشاگری اسنودن در رابطه جاسوسی دولت در اطلاعات شخصی مردم کشور آمریکا بوده نه کشورهای دیگر.

,

مسئله امنیت اسنودن بسیار مهم به نظر می رسد. او تحت پناهندگی سیاسی روسیه است و این کشور از پناهندگانش حمایت می کند. ژنرال اریک هولدر آمریکایی اعلام کرده که اگر اسنودن به آمریکا بازگردد شکنجه نخواهد شد که این قول مساعدی است. از سویی سناتور دیان فاینشتاین اسنودن را یک خاین به کشور خوانده و مجازاتش را تنها با مرگ وی عادلانه می داند. هفته گذشته نیز کایکل هایدن و مایک راجرز از اعضای سابق سازمان سیا و عضو فعلی کمیته روسای سازمان اطلاعاتی به شوخی عنوان کردند که نام اسنودن را در لیست ترور خود قرار خواهند داد. حضار به صحبت های آنها خندیدند اما هیچ کس به آنها انتقاد نکرد که چنین صحبتی بسیار غیر حرفه ای است و می تواند عواقبی را در آینده برای آمریکا داشته باشد. زمانی که اسنودن این اظهار نظرها را در مورد خود می شنود تنها سر تکان می دهد چراکه می داند بسیاری از این صحبت ها در عین مضحک بودن می تواند کاملا جدی و واقعی باشد.

,

اسنودن اخبار را با اشتیاق دنبال می کند و از اقدامات اصلاحی که در اثر افشاگری او در آمریکا و خارج از آمریکا در حال رخ دادن است اظهار خرسندی می کند. اظهار نظر او در هنگام صرف شام که عنوان کرد: دولت باید به ارتباطات میان مردم اطمینان داشته باشد. مرا به فکر فرو برد که چنین صحبتی بنظر بدیهی است اما در عمل در آمریکا غیرممکن شده است.حرف های او مرا به یاد شواهدی انداخت که چند هفته پیش در پارلمان اروپا مطرح شد و طی آن به این موضوع پرداخته شد که هیچ دولتی بدون اینکه عموم مردم را از فعالیتهای خود مطلع کند نمی تواند امنیت آنها را برقرار سازد.

,

در میان اخبار و افشاگری ها دیگر همواره یک نکته در مورد جولیان آسانژ برای من قابل تحسین بوده است. علی رغم تمام خطراتی که برای او وجود داشت، آسانژ همواره از برخورد ناشایست دولت آمریکا نسبت به افشاگران احساس نگرانی می کند. افرادی مانند چلسی مانینگ، دریک، ویلیام بینی و جان کریاکو که همگی متهم به جاسوسی شده اند. این ها کسانی هستند که در جنگی نابرابر با دولت آمریکا تشنه چنین نگرانی ها و حمایت هایی هستند. در وضعیتی مشابه، ادوارد اسنودن که شاید مهمترین فرد تحت تعقیب دنیای امروز است، نگران تهدیدهای جنایتکارانه ای است که قطعا در مسیر زندگی آینده خود با آنها رو به رو خواهد شد.

,

و بزرگترین افشاگری تاریخ را در وسعتی جهانی برای رسوایی دولت آمریکا انجام داده و در ازای آن هیچ چیزی طلب نکرده است. اما درست مانند سایر افشاگران، عده زیادی در تلاشند تا از اسنودن انتقام بگیرند، افرادی که برای دستگیری او از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند، کسانی که سعی دارند با نابودی اسنودن بر اقدامات مخرب و اشتباه خود برای ملت امریکا سرپوش بگذارند. این ها همان اشخاصی هستند که با شنیدن اتهامات دولت برای اقدام علیه قانون اساسی آمریکا سکوت اختیار کرده اند. آری، اسنودن بار دیگر با شجاعتی مانند آدامز برای دولت آمریکا رسوایی دیگری را رقم زدو او و دولت آمریکا باید بدانند که ۶۰ درصد از مردم آمریکا طبق آمار رسمی از وی حمایت می کنند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه