مسئولین غیور دولتم آسوده باشید
چرا باید آسمانم پر از نام و سفره ام خالی از نان باشد
تومور های سر برادرانم و جوش های زیر پوستی پدرانم و قلب های شکسته دختران و ماردانم را کدامین درهم و دینار تو مداوا می کند و کسی که انتهای جیبش به خزانه تو وصل است حتی برای درد دل هم به کار نمی آید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "دانشجونیوز" ، دیر زمانی است که مرا با واژه های نخل و انرژی و گمرک و پالایشگاه فریب می دهند و سعی دارند غیرت بوشهری ام را با این الفاظ کلیشه ای به بازی بگیرند و در پستو به غیرت و شور جوانی ام قهقه بزنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "دانشجونیوز" ,هیچ وقت نگفتند این جا بوشهر است، معدن دودهای سمی و گازهای کشنده که هر روز یکی از برادرانم را که نان آور خانه است به کام مرگ می کشاند، چرا هیچ کس صدای گریه دختر بچه بوشهری را بخاطر از دست دادن پدر جوانش در فازهای پارس جنوبی نمی شنود؟
,از سرزمین من فقط باید زبانه های آتش عسلویه را ببینند، آتشی که قلب بسیاری از خانواده ها را می سوزاند، ولی آتش درون و صورت گندمگون ما را در هوای شرجی کسی نباید ببیند.
,اینجا بخشنده ترین نقطه روی زمین است، گازهای خنک سرزمینم را به راحتی به آن سر دنیا می فرستند، از شرق گرفته تا غرب عالم همه از خوان خلیج فارس ما بهره ای گرفته اند ولی اینجا «الدّار ثم الجّار» معنایی ندارد و پدر پیرم برای گرم کردن اجاق خانه هنوز باید کپسول بر کتف مجروحش بگذارد.
,وقتی لهجه شیرین کارگران را در دمای بالای 50 درجه عسلویه می شنوم زندگی به کامم تلخ می شود و در اندیشه آنم که چرا کلاه سفید کناری نباید از فرزندان دیار من باشد؟
,در هوایی که به جز شروه مفتون و فایز آرامم نمی کند به فلرهای آتشین عسلویه چشم دوخته ام و سفر سرمایه های سرزمینم را به دور دست های عالم نظاره گرم و در این گرماگرم شرجی غیرتم آزارم می دهد که مثل مسئولینم سکوت کنم.
,عسلویه! پایتخت انرژی کشور! ای قاتل آرزوهای من! کی جنگ بر سر تو پایان می پذیرد؟ تو را به تعداد بشکه های نفتت، نه، به رقم های اختلاس هایت قسم می دهم بس کن و بیش از این تازیانه بر پیکر شهرم مزن.
, عسلویه! پایتخت انرژی کشور! ای قاتل آرزوهای من! کی جنگ بر سر تو پایان می پذیرد؟ تو را به تعداد بشکه های نفتت، نه، به رقم های اختلاس هایت قسم می دهم بس کن و بیش از این تازیانه بر پیکر شهرم مزن.,جوانان دیارم از بس به تو رو زده اند دیگر توان ایستادن پشت فنس های نقره ای و زل زدن به تو را ندارند، به واژه بومی گزینی سخت حساس شده اند، با تو هستم! مگر اشک جوانان دیارم دیدن دارد؟
,دودهای غلیظت بر دستانم لبخند می زنند و ریزگردهای گوگردی ات ریه سرزمینم را سخت می آزارد و من باید به نخل های کهنسال بیمار از دست تو افتخار کنم و البته افتخار هم می کنم، هر دو به گونه ای شلاق تو را خورده ایم؛ من به شوق تو او را رها کرده و او از گازهای تو بیمار و بی بار شده است.
,تومور های سر برادرانم و جوش های زیر پوستی پدرانم و قلب های شکسته دختران و ماردانم را کدامین درهم و دینار تو مداوا می کند و کسی که انتهای جیبش به خزانه تو وصل است حتی برای درد دل هم به کار نمی آید.
, تومور های سر برادرانم و جوش های زیر پوستی پدرانم و قلب های شکسته دختران و ماردانم را کدامین درهم و دینار تو مداوا می کند و کسی که انتهای جیبش به خزانه تو وصل است حتی برای درد دل هم به کار نمی آید., تومور های سر برادرانم و جوش های زیر پوستی پدرانم و قلب های شکسته دختران و ماردانم را کدامین درهم و دینار تو مداوا می کند و کسی که انتهای جیبش به خزانه تو وصل است حتی برای درد دل هم به کار نمی آید.,رییس علی برخیز و ببین چگونه خالو حسین های تو فوج فوج فلج و از کار اخراج می شوند، ببین چگونه دست ردهای بی مهر سینه جوانان دیارت را نشانه می رود، برخیز و دوباره حدیث غیرت بخوان.
,آری من فرزند نخل و سخاوتم، من فرزند دریا، دیر و کنگانم، فرزند رییس علی، تنگستان و دشتستانم، فزرند خالو حسین و زائر خضرخانم، فرزند گناوه، دیلم و فاضلم و همسایه باوفای خلیج فارس خروشانم و تمام غیرتم وامدار همین سرزمین است.
,ولی چرا باید آسمانم پر از نام و سفره ام خالی از نان باشد، صحبت از آب و نان نیست زیرا روزی رسان کس دیگریست، صحبت ما زخم کهنه ایست که گاه به گاه باز می شود و درد دل جوانی است که دیگر رمق رفتن و نه شنیدن در پارس جنوبی را ندارد و چاره ای جز صبر تلخ ندارد.
,"بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم **** تا سختی کمان شما نیز بگذرد"
,و مسئولین غیور دولتم آسوده باشید و جلسات سیاسی و بازی های حزبی خود را ادامه دهید و فکر خون بهای بی مهری هایتان به جوانان بوشهر نباشید زیرا سیلی های بیکاری آنقدر محکم به صورت ما نواخته شده است که مرهم شما دیگر چاره ساز نیست.
, و مسئولین غیور دولتم آسوده باشید و جلسات سیاسی و بازی های حزبی خود را ادامه دهید و فکر خون بهای بی مهری هایتان به جوانان بوشهر نباشید زیرا سیلی های بیکاری آنقدر محکم به صورت ما نواخته شده است که مرهم شما دیگر چاره ساز نیست.,دعا می کنیم پای سفره به فکر سفره های خالی همسایگان دیوار به دیوار پارس جنوبی نیافتید و همیشه خوش اشتها باشید و برق زمان، زرق سفره شما را با خود نبرد، گرچه می دانیم
, دعا می کنیم پای سفره به فکر سفره های خالی همسایگان دیوار به دیوار پارس جنوبی نیافتید و همیشه خوش اشتها باشید و برق زمان، زرق سفره شما را با خود نبرد، گرچه می دانیم,"زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد"
, "زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد",===============
, ===============,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه