ماجرای "فرزند کمتر؛ زندگی بهتر"

نسلی که باید با عمو و خاله خداحافظی کند/زنانی که مادر بودن را فدای مدرنیته می کنند

نسلی که باید با عمو و خاله خداحافظی کند/زنانی که مادر بودن را فدای مدرنیته می کنند
"فرزند کمتر؛ زندگی بهتر" این شعاری بود که می گفت باید فرزندان مان را قربانی مدرنیته کنیم و حالا نگاه خانواده ها بر اساس همین سیاست شکل یافته است و باید منتظر نسلی باشیم که نه معنی عمو را می داند و نه خاله.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، جمعیت، باروری و دلیال عدم فرزندآوری خانواده ها موضوعی است که ائل پرس دستمایه گزارش خود قرار داده است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل پرس,

حول حوش سالهای ۵۶ و ۵۷...
چند ماهی تا پیروزی انقلاب اسلامی زمان باقیست، کوچه ها و خیابانها اگر چه بوی خون می دهند اما فکر کردن به لحظه های پیروزی انقلاب با رهبری امام روح الله دلها را سرشار از شوق و قدم ها را استوارتر می سازد، پدر گرچه وظیفه تامین معاش خانواده را به عهده دارد، اما زودتر از همیشه  کار را تعطیل می کند تا از وظیفه انقلابی عقب نماند و ایمان دارد که روزی با خداست  و اکنون وظیفه مهمتری دارد....

, حول حوش سالهای ۵۶ و ۵۷...,
,

دغدغه، نان نیست...

, دغدغه، نان نیست...,

بچه ها از ابتدایی گرفته تا دانشگاهی اصل انقلاب را به خوبی درک می کنند، دغدغه نان و خواب و پوشاک دغدغه فرزندان خانواده نیست اصل حضور است و بس....،

,

مادر همچنان مادر است...

, مادر همچنان مادر است...,

مادر همچنان مادر است با تمام وظایف  مادری، از مدیریت داخلی خانه گرفته تا تر و خشک کردن همسر و فرزندان، از حمایت معنوی اعضای خانه گرفته تا قناعتی که باید با برنامه ریزی تمام  روزهای سخت مبارزه را سپری کند، هر چند که غصه از دست دادن جوانان  فامیل و همسایه  مادر را از درون غمگین و شکسته کرده، هر چند که وضع مالی و دست تنگی مادر را دل نگران می کند اما مادر همچنان می خواهد مادر باشد....
با اینکه روزهای سختی است اما مادر محنت و رنج بارداری را به امید اینکه بچه هایش در روزهای انقلاب شریک شوند، تحمل می کند و هیچ مادری در این اوضاع به خاطر اوضاع معیشتی نامناسب یا وضع روحی یک یا دو بچه را به تعداد بیشتر بچه ها ترجیح نمی دهد،  ....
تا یادم نرفته بگویم که کسی به فکر تغییر دکوراسیون خانه یا خریدن مبل و لوستر و ماشین و...نیست ، خانه ها ساده اما دلها پر از غرور انقلابی است که با سادگی ظاهری اما با دریایی از معرفت عمیق همراه است.

,
,
,

حوالی جنگ؛ سالهای ۵۹ و ۶۰

, حوالی جنگ؛ سالهای ۵۹ و ۶۰,

هنوز فشار روزهای سخت انقلاب بر دوش مردم است، اما این جنگ با جنگ های دیگر فرق می کند، اینجا رهبری ساده و بی آلایش هست، اینجا پیر و جوان از سیزده ساله گرفته تا هفتاد ساله، بدون هیچ چشم داشتی فقط و فقط به عشق اسلام و امام و وطن می جنگند.

,

زندگی همچنان جاریست
 هیچکس تجاوز به ذره ای از خاک وطن را تحمل نمی کند زن ها و مادران هم باید داغ جوانان و همسران از دست رفته را تحمل کنند و زندگی را چرخانده و در کنار آن به فکر پشتیبانی جبهه باشند... ولی زندگی همچنان جاریست...

, زندگی همچنان جاریست,
,

فرزندانی که پدر را درست ندیدند

, فرزندانی که پدر را درست ندیدند,

جوانان چند ماهی که از عملیات فارغ شده یا به مرخصی برمی گردند، خانواده ها سریع بساط عروسی و ازدواج شان را فراهم می کنند...کم نیستند زنانی که چشم براه فرزند در راهشان هستند که خبر شهادت همسرانشان را می شنوند...

,

چشم براه فرزندان پسر به امید...
با این وجود اکثر خانواده ها به فکر افزایش فرزندان هستند (دختر و پسر فرقی ندارد اما دعا می کنند تا فرزند پسر به دنیا بیاید تا ...) تا خدای ناکرده اگر سالهای جنگ طولانی شود فرزندان پسر بزرگ شده و جای شهدای جنگ را بگیرند....
هنوز تجملات و کالاهای آن چنانی جای  فرزندان سوم و چهارم و پنجم و ...را نگرفته است و هنوز اولویت اصلی مادران و زنان این سرزمین حفظ بنیان خانواده، تربیت فرزندان و ازدیاد نسل هایی پاک است که باید وظایف خطیر انقلاب را به خوبی به عهده بگیرد....

بعد از اتمام جنگ حوالی دوران سازندگی

سرمایه هایی که به جای جمعیت صرف مدرنیته شد؟! 

بنابر استدلال دولتمردان که زمینه های پیشرفت کشور را فراهم می کنند بنا براین اصل بنا نهاده  شد که فرزند کمتر زندگی بهتر و همین تفکر به صورت بخش نامه به مراکز بهداشت، ارگانهای دولتی و فرهنگی ابلاغ می شود تا تعداد خانواده های ایرانی روز به روز کم و کم جمعیت تر شوند تا پیشرفت و آبادانی کشور به مشکلات ناشی از افزایش جمعیت نخورده و سرمایه ها به جای جمعیت صرف تکنولوژی و مدرنیته ! شود.

, چشم براه فرزندان پسر به امید...,
,
,
,
, بعد از اتمام جنگ حوالی دوران سازندگی,
,
, سرمایه هایی که به جای جمعیت صرف مدرنیته شد؟! ,
,
,

زنانی که از قافله مدرنیته عقب نماندند...

, زنانی که از قافله مدرنیته عقب نماندند...,

 اکنون زنان و مردان پابه پای هم برای اینکه از این قافله مدرنیته عقب نمانند کار می کنند، تعداد زنان شاغل روز به روز بیشتر می شود، والدین فکر می کنند نیازی به فرزند بیشتر هم نیست هر چقد کمتر بهتر، کوپن و بیمه هم که برای فرزندان بیش از سه شماره نمی دهند،یکی دو فرزند اضافه را هم در مهدهای کودک بزرگ می کنیم، پول هم که هیچ وقت اضافی نمی آید  تاکی باید روی فرش بنشینیم، مبل و لوستر و ماشین خارجی و...برای انسان ساخته شده.قرار نیست همه چیز در خانه مورد استفاده قرار گیرد بهتر است از هر کالایی چه مورد نیاز باشد چه نباشد چندین دست خریده و نگه داری شود بالاخره یک روزی به درد می خورد....

دهه هشتاد و نود 

,
,
, دهه هشتاد و نود ,

ماجرای خانم دکترهای مجرد

, ماجرای خانم دکترهای مجرد,


کم کم همه از این غرق شدن در کار و روزمرگی وافزایش مصرف گرایی و کاهش صله رحم و فرزندانی بدون عمه و خاله و دایی و عمه احساس خطر می کنند و همه به تکاپو می افتند تا رویکرد را عوض کرده و فرزند بیشتر زندگی بهتر را الگو قرار دهند اما غافل از اینکه ...

,
,

سری به دانشگاه در میان اساتید و قشر فرهیخته، علمی و نخبه ای که باید الگوی جامعه در ساختن زیر ساخت های جامعه شوند می زنیم تا ببینیم تا چه حد به صورت عملی اعتقادی به فرزند بیشتر زندگی بهتر دارند چراکه شک نداریم این طبقه ممکن است جزو قشر بسیارمرفه جامعه نباشند اما مشکل مالی آن چنانی که اکثر خانواده ها مانع اصلی برای فرزند دار شدن می بینند ندارند، آمار نسبی که به صورت  اتفاقی از یکی از دانشکده های دانشگاه تبریز در می آوریم هیچ کدام از اساتید زن یا مرد بیشتر از تعداد دو فرزند ندارد و به خصوص اساتید زن ترجیح می دهند به جای ازدواج یا حتی افزایش فرزند به مقاطع بالای علمی دست یابند....

خاطره ای پر از حرف و حدیث...استاد همچنان غرولند می کرد

درگیر همین بحث ها هستیم که یکی از دانشجویان خاطره ای از فرزندان اساتید نقل می کند؛ استاد نزدیک به پنجاه سال سن دارد با عصبانیت و ناراحتی تمام دختر چهار ساله خود را به کلاس آورد، این چهارمین بار بود که استاد دخترش را به کلاس و آزمایشگاه می آورد، دختر بچه در گوشه ای از کلاس مشغول نقاشی بود هر چند که خواب به چشمانش امان نمی دهد، استاد نتوانست  جلوی عصبانیت خود را بگیرد رو کرد  به دانشجویان دختر کلاس و گفت : گفته باشم درسی که جای زندگی کردن را می گیرد پشیزی برای شما ارزش ندارد، همسر من فوق تخصص زنان و زایمان است و بعد از کلی بحث و جدل و دعوا و به اصرار من زمانی که من ۴۵ سال و همسرم چهل سال داشت صاحب فرزند شدیم اما همسرم حتی شش ماه بعد از زایمان به فکر تربیت و بزرگ کردن دخترمان در خانه نبود از همان نوزادی بچه را به مهد کودک سپرد و روزهایی که مهد تعطیل می شود من با خود سرکار می برم....این که نشد تربیت بچه...یک روز بسیار عصبانی شدم که این دختر اصلا روی مادر نمی بیند مرخصی گرفت و در خانه ماند اما صبح اول وقت باز دخترم را به مهد برد تا تنها روز مرخصی را به خرید و کارهای شخصی خود صرف کند....من نمی دانم این زن نمی داند دختر بچه نیاز به مادر دارد و ...استاد همچنان غرولند می کرد و ... ما هم در کلاس می خندیدیم....

,
,
, خاطره ای پر از حرف و حدیث...استاد همچنان غرولند می کرد,
,
,

تجملاتی که  ضروری تعریف می شوند

, تجملاتی که  ضروری تعریف می شوند,

با مشاهده حال و روز اساتید دانشگاه سری به کارمندان زن یکی از ادارات دولتی می زنم، اکثرا یک یا دو بچه دارند با وجود اینکه همسرشان نیز شاغل است اما باز هم از مشکلات مالی گلایه دارند، یکی از کارمندان که به تازگی از مرخصی زایمان اولین فرزند خود بازگشته است با صداقت تمام به سوالات ما پاسخ می دهد؛ خانم "م" سی و چهار ساله و همسرش نیز کارمند می باشد در پاسخ به سوال ما که دارای خانه و ماشین است می گوید: بله ماشین به تازگی خریدیم و نزدیک به دو سال است خانه دار هستیم اما هزینه های اضافی زندگی مانع از زود بچه دار شدن ما می شد.....به ته حرف های خانم "م" که می رسیم هزینه های اضافی که از دیدگاه ایشان ضروری نیز تلقی می شود تعویض فرش ها و مبل ها هزینه مهد کودک فرزند، پس انداز هایی که باز هم صرف خرید لوازم غیر ضروری خانه می شود و ...است.

,

خداحافظ عمو، خداحافظ خاله

, خداحافظ عمو، خداحافظ خاله,

پیش خودم فکر می کنم وقتی دیدگاه قشر تحصیل کرده درباره جمعیت اینگونه است وای به حال بقیه... هر چند که در میان تمامی قشرها استثناهایی وجود دارد که توانسته اند با مدیریت صحیح با تعداد فرزندانی نزدیک سه، چهار و بلکه بیشتر زندگی کرده و حتی به مقاطع بالای تحصیلی و معرفتی دست یابند و برخی ها نیز با وجود سن بالا در پاسخ به احساس خطر پیر فرزانه انقلاب اقدام به افزایش جمعیت خانواده کرده اند اما بسیاری از خانواده ها وضعیت مالی  و عدم وجود وقت را مانع اصلی فرزند بیشتر می دانند و نسل های بعدی را از صمیمت ناشی از جمع شدن عمه و عمو و دایی و خاله محروم می کنند هر چند که با مشغله زیاد برای درآوردن پول نیازی به این فامیل ها وجود ندارد...

,

با خود می گویم اگر مشکل بحران های اقتصادی جامعه است در زمان انقلاب و سالهای دفاع مقدس این مشکلات که از اکنون نیز بیشتر بود اما چگونه والدین از ازدیاد نسل ها غافل نمی شدند یا اگر مشکل کمبود وقت و صرف اوقات زنان برای تحصیلات و علم و بالارفتن درک و شعور است چگونه مادران زمان انقلاب و جنگ که با شعور و علم و ایمان تمام فرزندان و همسران خود را به صحنه های نبرد راهی می کردند و تک و تنها مسولیت اداره خانه و تربیت فرزندان را به عهده می گرفتند....بنابراین مشکل را باید در جای دیگری جستجو کرد، سالهایی که جمعیت زیاد یکی از موانع اصلی پیشرفت محسوب می شد دشمن سرمایه گذاری خوبی روی نگاههای خانواده ها به فرزندان انجام می داد و یک راهکار مهم نابودی این نظام را در نابودی نسل هایی می دانست که انقلاب را بر پا کرده و سرپانگه داشتند و چه راهکاری بهتر از اینکه نابودی این نسل ها به دست خود خانواده های ایرانی رقم بخورد.

,

امان از روزی که راه گم شود

, امان از روزی که راه گم شود,

اکنون برخی ها درک کرده اند چه غفلتی از جمعیت صورت گرفته اما غافل از اینکه اکنون نگاهها تغییر یافته و الا در مسیری که به سوی تعالی می رود مشکلات همواره باقی است امان از روزی که مردم راه را گم کرده و ندانند در چه مسیری قدم برمی دارند...
یاد سخنان پیرفرزانه می افتم که ای کاش در عرصه عمل و پیدا کردن مسیر همواره به آن عمل می کردیم؛
"ما معتقدیم که زنان در همه جامعه بشری قادرند و باید فرصت پیدا کنند که در حد سهم خود تلاش و مسابقه خویش را در پیشرفت های علمی ،اجتماعی و سازندگی و اداره این جهان به عهده بگیرند .از این جهت میان مرد و زن تفاوتی نیست..."
"ارزش زن به این است که بتواند محیط زندگی را برای خود و برای مرد خود و فرزندان یک بهشت ،یک مدرسه ،یک محیط امن ،عروج به معارف و مقامات معنوی تبدیل کند..."
"زن مسلمانی که الگویش فاطمه زهرا (س) یا زینب کبری (س) در مقابل تجملات خویشتن دار است .اگر زن به فکر تجملات و خوشگذرانی ها و هوس های زود گذر و تسلیم شدن به احساسات بی بنیاد و بی ریشه باشد نمیتواند آن راه را برود .زنان باید این وابستگی ها را که مثل تار عنکبوت بر پای یک انسان رهروست ،از خود دور کنند تا بتوانند راه متعالی را بروند .زن ایرانی در دوران جنگ همین کار را کرد..."
"زن باید مایه آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد .در دامان پر مهر و پر عطوفت و با سخنان مهر آمیزش ،فرزندان سالمی را از لحاظ روانی تربیت کند .انسانهای بی عقده ،خوش روحیه و سالم از لحاظ روحی و اعصاب در دامان او پرورش کنند.مردان و زنان و شخصیت های جامعه را به وجود بیاورند..."
"اساسی ترین کار زن ،کاری است که با خلقت زنانه او ،با احساسات و عواطف به ودیعت نهاده الهی در وجود او همخوان و هماهنگ باشد...."

,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه