خان زاده های منطقه دیواندره سودای بازگشت دارند
اقداماتی اداری صورت می گیردکه موجب ظاهر شدن خوانین قبلی و دیگر افرادسودجو ومنفعت طلب در فضایی دلالی و واسطه گری شاهد ادعا و تصرف زمین های کشاورزی عده ای از روستاییان دیواندره ای هستیم که هر روز با یک بهانه ادعای زمین و ارث پدری را از این ملت رنج کشیده می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرنگار سارال خبر، یکی از مهم ترین ویژگی های امام در طول زندگی شان دفاع از طبقات فقیر و بویژه کارگران و کشاورزان بوده است، جمله مشهور ایشان مبنی بر اینکه «سند دست های پینه بسته دهقانان است»« یک وجب از این خاک ها به مالکین نمیرسد» هیچ گاه از ادبیات انقلاب پاک نخواهد شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,در زمان های گذشته که دوره ی پادشاهی خان ها در روستا ها بود روستاهای دیواندره نیز خان های خود را داشت خان ها تقریبا صاحب کل روستا بودند و دستور آن ها در روستا باید اجرا می شد و هیچ کس حق مخالفت نداشت.
,خان ها از تمام زمین های کشاورزی روستا سهم می بردند و کشاورز باید سهم خان را نگه می داشت.وقتی که موقع برداشت محصول می شد خان سوار بر اسب خود بر سر زمین های کشاورزی می آمد تا ناظر بر تقسیم محصولات کشاورزی باشد تا کشاورز سهم کمتری به او ندهد و چند روزی که خان بر سر زمین ها بود صبحانه،نهار و شام او برعهده ی کشاورز بود و کشاورز به ناچار غذای خان را چرب تر و مفصل تر از غذای خود درست می کرد.
,اگر خان برای انجام کاری به خانه ی خود می رفت دور محصولات کشاورزی را با چوب های شیار دار مخصوصی که محصول را اندازه گیری می کرد علامت می گذاشت و اگر محصول کمی جا به جا می شد خان آن را به حساب دزدی کشاورز می گذاشت و کشاورز باید پاسخگو می بود.
,کشاورزان برای اینکه کار خود را از دست ندهند به هر حرف زوری از طرف اربابتن در می دادند اگرچنانچه رعیتی از طرف خان یا ارباب در هر زمان از شبانه روز احضار می شد و رعیت بی توجهی می کرد و یا ماموریت خود را درست انجام نمی داد سختی تنبیه می شد که از جمله آن تنبیه بدنی و از دست دادن کار خود و اخراج از روستا بود. ماموریتهای محوله بیشتر به انجام امور شخصی ارباب امور خانه، خدمتکاری و..بود.
,در بیشتر مزارع سهم کشاورز از محصول گندم 25 درصد ( در اصطلاح محلی چهار یک) و در بعضی نقاط 20 درصد از کل محصول بود. از 75 درصد باقی مانده مجصول, سهمی بابت بذر، سهمی بابت دروچینی و برداشت محصول. کنارمی گذاشتند.
,زمان رژیم پهلوی اقشار مختلف جامعه تحت سیطره و سلطه یک خاندان قرار داشتند که بنابراین با ظهور انقلاب اسلامی و خلق این انقلاب به دست رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) شرایط قابل بهبود بااصلاحات و رفورمهایی عمیق در جامعه پدیدار شده و مردمان آن از جامعه ملک الطوایفی رهایی یافتند.
,حکومت خود فروخته پهلوی با استفاده از خان های دست نشانده شان انواع ظلم ها و تحقیر ها را نسبت به این مردم انجام دادند، خان ها مردم را مانند وسیله و شی برای خود میدانستند که هر بلایی که بخواهند میتوانند سر آن ها آورند، آن ها به مردم به چشم رعیتی نگاه میکردند که همیشه باید جلو ارباب خود سر افکنده و ذلیل باشد، آری پدران و مادران ما برای این انقلاب کردند که دینشان حفظ شود، برای این انقلاب کردند که عزت انسانی خود را حفظ کنند.
,یکی از نتایج فوری و عینی انقلاب اسلامی در سال 1357، برچیده شدن ظلم خانهایی بود که به دلیل ثروت و نزدیکی به مسئولین پهلوی، هیچ خط قرمزی در عذاب دادن مردم زیردست خود یا به اصطلاح همان رعیت نمیدیدند. این روزها میشود پای صحبت قدیمیترهایی نشست که از نزدیک این ظلمها و تحقیرها را چشیدهاند.
,اطرافیان خان ها دست به هر کاری می زدند ،چون از حمایت و پشت گرمی خان ها برخوردار بودند واز عدم آگاهی مردم سوءاستفاده می کردند.در این میان یاغییان که گروهی دزد و چپاول گر بودند ،دست کمی از خان ها نداشتند.
,در وصیت نامه امام آمده که یک وجب از این خاک ها به مالکین نمیرسد اما متاسفانه همین مالکین و ظالمان که مردم از ظلم آنها دست به انقلاب زدند دارند به محل ظلم خود برمیگردند و خون این مردم زجر دیده و بدبخت را دوباره و بدتر از قدیم می مکند و زمینها و …که در اصل مال همین مردم سیاه چاره بود و به کمک عوامل پهلوی سند به نام خود زده بودند را دوباره از کشاورزان و بیچارگان میگیرند و دوباره به خاک سیاه می نشانند.
,فقط یه مسئله همیشه ما را زجر میدهد تکلیف این سند های خالی در دست کشاورزان روستایی چیست؟ سندهای که سهمیه کود و و….دارند اما زمینی نیست که………کار به دستان محترم مگر این مردم بدبخت این همه مدت نگهبان زمین این فراری های ظالم و از خدا بی خبر بوده اند؟
,ولی حال، عدم تحلیل صحیح از سوی نظام اداری اقداماتی صورت می گیردکه به دلیل عدم شناخت دقیق مالکیت موجب ظاهر شدن خوانین قبلی و دیگر افرادسودجو ومنفعت طلب در فضایی دلالی و واسطه گری شاهد ادعا و تصرف زمین های کشاورزی عده ای از روستاییان دیواندره ای هستیم که هر روز با یک بهانه یک به اصطلاح "خانزاده " به این مناطق برمی گردند و ادعای زمین و ارث پدری را از این ملت رنج کشیده که حق برحقشان است می کنند و متاسفانه یک سری از مراحل اداری به اقتضای نفوذ این نامردان با آنها همکاری کرده و کشاورز روستایی ما را با هزاران دلهره و ناامیدی روبرو می کنند.
,در ضیافت های شاخص دول توسعه یافته، دولتمردان با کاشت نهال به رسم یادبود به طبیعت هدیه می دهند و نماد آن سرسبزی و نشاط است ولی همین خوانین جعلی و ساختگی به علت سهل انگاری درصدد غصب زمینهای کشاورزی وفضاهای شهری و به کام خویش هستند.
,خان و خانزاده های منطقه دیواندره از جمله منطقه هوه تو به فکر این هستند که بتوانند ثروت هنگفتی از قلع و قمع ساکنان به دست آورند و به تهران یا آمریکا واروپا ببرند و در این راستا هم بعضی از ادارات ما نیز بدون توجه به ماهیت این افراد ناخودآگاه به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک می کنند و تا به حال نیز حکم بسیاری از زمین ها را برای ارباب قدیم صادر کرده اند و خان هایی که زمانی مردم از جور و ستم آنها به ستوه آمده بودند دوباره ظهور پیدا کرده اند.
,این نوع از آدم ها به گونه ای از مردم کینه در دل دارند که گویا خدا بندگانش را برای نوکری آنها خلق نموده و کینه توزی آنها به جایی رسیده است که حتی به اماکن عمومی که انسانهای خیر خواه معمولا برای توشه آخرت خود برای عموم می سازند حکم تصرف را برای این مراکز گرفته اند دشمنی دیگر تا چه حد؟
,ادارات متبوع توجه داشته باشید قوانین باید برای عموم باشد نه خان و خانزاده ها
,اوائل انقلاب اسلامی ، خانهای زورگو و ظالم طرفدار شاه ،یا از کشور فرار کردند و یا اسیر دادگاه انقلاب شدند و زمینهای این اربابان که سالها بود مردم ستمدیده از ظلم پهلوی با کمترین مواجب برای آنها کار می کردند ،توسط انقلاب ،به این همین مردم سپرده شد .
,اما چند سالی است که برخی از این خانها و برخی از ورثه یا در بعضی جاها برخی به عنوان وکیل از سوی این افراد اقدام به باز پس گرفتن زمینها نموده اند .
,این زمینها اوایل انقلاب توسط هیئت هفت نفره سابق به اهالی روستا ها واگذار شد و حدود 30 سالی است که زمینهای کشاورزی توسط کشاورزان کشت شده است ولی طی دو دهه اخیر کسانی که زمین از آنها مصادره شده بوده و به کشاورزان واگذار شده اقدام به شکایت کرده اند و خلع ید گرفته اند در حالیکه همین مردم بیچاره دولت اوایل انقلاب سندهای قطعی با پرداخت چک ها در اختیارشان گذاشته و امروز کاغذ باطله ای بیش نیست چون باز کشاورزان ما تهی دست و بدون پارتی هستند و خان ها به واسطه غارت و چپاول اموال و سرمایه هایی که با عرق و زحمت رعیت بیچاره جمع کرده بودند و در کلان شهرها سرمایه گذاری نموده اند هنوز خود را خان می دانند و نوچه هایشان را خانزاده و این اشخاص در هرجایی که بر کاری گمارده شده اند همان ژنتیک ظلم و زورگویی را در خود دارند و دنبال فرصتی هستند تا عقده خود را بر زیر دستان خود خالی کنند.
,خان زاده چشمهایت را باز کن و دوران جدید را ببین! نه این دوره، دوره آبا و اجدادی شماست که ظلم کنید و زور بگویید و نه مردم این دوره رعیت شما که از هیچی خبر نداشته باشند مطمئن باشید که دوران زورگویی و ظلم و شرارت و راهزنی شماها خیلی وقت پیش تمام شد و نیست و نابود شدید و در این دوره هرکس خان و آقای خود است و کاری از پیش نخواهید برد و مزدوران شما هم در روستاها که باقیمانده چاپلوسان پدرانتان هستند تنها می توانند از شما پذیرایی کنند و دیگر هیچ!
,اگر قصد قلدری و بازگشت دارید زهی خیال باطل!
,شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه!
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه