وصیت نامه شهید دانش آموز رضا افشاری
در رکاب حسین می جنگم تا پرچم خونین اسلام را در کوههای بلند زاگرس برافراشته سازم
آری باید در رکاب حسین جنگید و درخت تنومند اسلام را آبیاری کرد و این را هم بگویم که من با رضایت خود و خانواده در رکاب حسین می جنگم تا پرچم خونین اسلام را در کوههای بلند زاگرس برافراشته سازم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کردستان بیست، مرور خاطرات و زندگینامه شهداء موجب تداعی ارزشهای والای انقلابی و اسلامی در ذهن هر خواننده ای می شود.شهداء افرادی بودند که پیوستن به لقاء الله را به زندگی در این دنیای وانفساء ترجیح دادند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کردستان بیست, کردستان بیست,حال نوشتن از این افرادی افلاکی هر چند دشوار است اما بارها شنیده ایم که ترویج فرهنگ شهادت و زنده نگه داشتن یاد و نام آنها کمتر از خود شهادت نیست.
,شهید رضا افشاری فرزند تقی در سال 1343 در شهر بیجار متولد شد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در همان شهر به پایان رسانید و در دبیرستان مشغول به تحصیل گردید؛ تا اینکه از طریق بسیج دانش آموزی به جبهه های جنگ اعزام شد و در تاریخ 22/8/89 در سومار به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد .
,,
وصیت نامه ی شهید:
, وصیت نامه ی شهید:," ... آری باید در رکاب حسین جنگید و درخت تنومند اسلام را آبیاری کرد و این را هم بگویم که من با رضایت خود و خانواده در رکاب حسین می جنگم تا پرچم خونین اسلام را در کوههای بلند زاگرس برافراشته سازم "
,,
چکامه ای از شهید معظم:
, چکامه ای از شهید معظم:," آری با مردن من خوار و رسوا می شود، دشمن . بگیریدم ، ببندیم که من از جان خود هرگز سلاحی برتر و برنده تر در اختیارم نیست، اگر با کشتنم نام عدالت زنده می ماند من از مردن نمی ترسم. مرا ز رفتن این راه بی برگشت باکی نیست که از مردن نمی ترسم. مردن برای من کابوس و هیولا نیست ، من یک پاسدارم ، جانفشانم سرباز جانبازم که من یک پیشمرگم یک مسلمانم می جنگم می میرم."
,,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه