در یادواره سرداران و 212 شهید شهرستان گناوه ؛
سخنرانی انقلابی حاج سعید قاسمی در گناوه / زوایای پنهان پذیرش قطعنامه 598
حاج سعید قاسمی با اشاره به دو و سه سال آخر جنگ و تنگ کردن عرصه بر امام برای نوشیدن جام زهر و مقایسه آن با عملکرد بعضی از آقایون در شرایط فعلی کشور به تشریح مسائل پرداخت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛به نقل از گناوه پرس؛سردار سعید قاسمی سه شنبه شب در یادواره سرداران و 212 شهید شهرستان گناوه افزود: اوج و عظمت ایران صدای اسرائیلی ها را در آورده بگونه ای که آنان به سازمان ملل اعلام نموده اند که بدبخت شدیم و به دادمان برسید که در غزه، لبنان و یمن دست ایرانی ها را می بینیم و ما را محاصره کرده اند.
وی به بررسی دستاوردهای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: پس از گذشت 37 سال از انقلاب امام شناسی، انقلاب شناسی و دفاع مقدس شناسی درکتب درسی ما نیامده و چند برگ از این کتب از امام و انقلاب آموزشی به دانش آموزان داده نشده است.
,
,
سردار سعید قاسمی با پرداختن به موضوع دو و سه سال آخر جنگ و قضیه استعفا رئیس دولت وقت و کارشکنی خواص آن دوران و تنگ کردن شرایط و عرصه بر امام (ره) برای پذیرش قطعنامه 598 گفت: امام (ره) با شنیدن قضیه استعفا این شخص پیامی دادن که در تاریخ است توی همین جریانات بود که یک سال آخر جنگ ماهی دو اتفاق می افتاد بخشی از زمین های که با خون گرفته بودیم از دست می دادیم هر روز خبر می دادن قسمتی را گرفته اند « مهران ٬ دهلران و سومار و ... » امام(ره) در این شرایط همه را فرا خواند اما بازم نشد ، دولت وقت استعفا داد و نیاورد امکانات را پای جنگ، سیاسیون هم از همون اول استمرار جنگ بعداز فتح خرمشهر را اشتباه میدانستند ٬ نظامیون بریدن و هم فرماندشون استعفا داد و بعد از استعفا که امام قبول نکرد و در نامه ای نوشتند که اگر قرار به ادامه جنگ است ما اینقدر تانک، اینقدر سلاح و ... می خواهیم ، تازه می توانیم با فراهم شدن این ها در سال های ۷۲ و ۷۳ پنج سال بعد، پیروزی هایی به دست بیاوریم و همه دولت مردان وقت به امام بباورونند که کف گیر به ته دیگ خورده و دیگر امام (ره) را قانع کنند که نمی شود.
, سردار سعید قاسمی با پرداختن به موضوع دو و سه سال آخر جنگ و قضیه استعفا رئیس دولت وقت و کارشکنی خواص آن دوران و تنگ کردن شرایط و عرصه بر امام (ره) برای پذیرش قطعنامه 598 گفت: امام (ره) با شنیدن قضیه استعفا این شخص پیامی دادن که در تاریخ است توی همین جریانات بود که یک سال آخر جنگ ماهی دو اتفاق می افتاد بخشی از زمین های که با خون گرفته بودیم از دست می دادیم هر روز خبر می دادن قسمتی را گرفته اند « مهران ٬ دهلران و سومار و ... » امام(ره) در این شرایط همه را فرا خواند اما بازم نشد ، دولت وقت استعفا داد و نیاورد امکانات را پای جنگ، سیاسیون هم از همون اول استمرار جنگ بعداز فتح خرمشهر را اشتباه میدانستند ٬ نظامیون بریدن و هم فرماندشون استعفا داد و بعد از استعفا که امام قبول نکرد و در نامه ای نوشتند که اگر قرار به ادامه جنگ است ما اینقدر تانک، اینقدر سلاح و ... می خواهیم ، تازه می توانیم با فراهم شدن این ها در سال های ۷۲ و ۷۳ پنج سال بعد، پیروزی هایی به دست بیاوریم و همه دولت مردان وقت به امام بباورونند که کف گیر به ته دیگ خورده و دیگر امام (ره) را قانع کنند که نمی شود.,

این در شرایطی است که حضرت روح اله پیوسته صحبت های آتشینی دارد می کند که باید همه چیز را پای کار بیارید اما سیاسیون گفتند که دیگر جواب نمی دهد و دوستان هم گفتند که کم آوردیم ، نظامیون هم گفتند که دیگر نمی شود به پیروزی رسید امام وقتی این شرایط را دید صادقانه فرمود : جام را می نوشم.

این در شرایطی است که حضرت روح اله پیوسته صحبت های آتشینی دارد می کند که باید همه چیز را پای کار بیارید اما سیاسیون گفتند که دیگر جواب نمی دهد و دوستان هم گفتند که کم آوردیم ، نظامیون هم گفتند که دیگر نمی شود به پیروزی رسید امام وقتی این شرایط را دید صادقانه فرمود : جام را می نوشم.,
, ,
چرا کسی جرات نمی کند پیام قطعنامه ۵۹۸ را برای جوانان بخوانند؟ برای شما از این واقعه تلخ تاریخی نمی گویند تا از پذیرش قطعنامه های کثیف خاطره ای نداشته باشید که دو مرتبه تکرار شد شما عکس العملی نداشته باشید . قرار بود سازمان مللی ها خط را بگیرند و غرامت داده بشود و... و از این حرفا ، که پذیرفتیم ؛به فاصله سه روز دشمن احساس کرد نمی توانیم خط نگهدار باشیم اتفاقی بدتر از ۳۱ شهریور ۵۹ اتفاق افتاد که در هیچ یک از کتاب های تاریخی کامل و جامع به آن اشاره نشده است اتفاقی که بزرگی آن به اندازه ۸ سال دفاع مقدس بود ایرانی که در ۸ سال جنگ فقط ۱۲ هزار اسیر داده بود حالا در سه شب ۱۲ هزار اسیر داد مسعود رجوی در کنار رژیم بعث عراق از مجنون و جاده دشت عباس ٬ دهلران ٬ فکه ٬ سومار ٬ قصر شیرین ٬ مهران ٬ گیلان غرب را گرفته و به سمت داخل می آمدند و بعد از ۸ سال جنگ، دشمن دوباره از خوزستان آمد روی جاده آسفالته اهواز- خرمشهر و از منطقه فکه آمد تا روی جاده دشت عباس - مهران و دهلران دو مرتبه گرفته شد و نفت شهر هم که دستش بود اومد توی منطقه قصرشیرین و اون داستان منافقین اتفاق افتاد خدا کند در تاریخ هیچ وقت عقب نشینی نبینید دشمن وقت نمی کرد غنیمت ها را جمع کند .به نوعی ۶۰ درصد سرزمین های گرفته شده را در طول 3 شب دوباره از دست دادیم . اینجا بود که امام ره آن پیام تاریخی را در سه خط داد« اینجا نقطه حیاتی کفر و اسلام است یعنی نقطه شکست و پیروزی یا اسلام یا کفر است، متر به متر باید جنگید، هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست اینجا لحظه ایست که یا موجب می شود که سپاه دوباره در کشور حیات پیدا کند یا برای همیشه تاریخ سپاه یک سپاه ذلیل و مرده ای بشود»
و آن عملیات غرور آفرین مرصاد و حماسه آفرینی های صیاد شیرازی شروع شد و ما توی این شرایط می بینیم که مردم آمدن با لباس معمولی و تیروکمون و تفنگ بادی و ماشین شخصی و با بیل و کلنگ ریختن تویه جبهه و قضیه رو جمع کردند.
و آن عملیات غرور آفرین مرصاد و حماسه آفرینی های صیاد شیرازی شروع شد و ما توی این شرایط می بینیم که مردم آمدن با لباس معمولی و تیروکمون و تفنگ بادی و ماشین شخصی و با بیل و کلنگ ریختن تویه جبهه و قضیه رو جمع کردند.,
,
برای شما از این واقعه تلخ تاریخی نمی گویند تا از پذیرش قطعنامه های کثیف خاطره نداشته باشید که دو مرتبه تکرار بشود. اون روزا این حرفها بود که جبهه که شلوغه بریم جبهه چکار تا یک ترم دیگر .
, برای شما از این واقعه تلخ تاریخی نمی گویند تا از پذیرش قطعنامه های کثیف خاطره نداشته باشید که دو مرتبه تکرار بشود. اون روزا این حرفها بود که جبهه که شلوغه بریم جبهه چکار تا یک ترم دیگر .,قاسمی با اشاره به سخنان وحشت زده وزیر امورخارجه در رابطه با قدرت برتر نظامی غربی ها در دانشگاه تهران گفت : وقتی آقای وزیر گفت به ما حق بدهید بترسیم زیرا که اونها می توانند با زدن یک کلید همه ما رو ازبین ببرند حضرت آقا پیامی به مسئولان نظامی کشور دادند قریب به این مضمون که دست این آقای وزیر را بگیرند و ببرند در تاسیسات و نهادهای امنیتی بچرخانند و پیشرفت و دستاوردهای بزرگ نظامی را به ایشان نشان دهند زیرا که ایشان اینجا نبوده و در جریان نیست.
, قاسمی با اشاره به سخنان وحشت زده وزیر امورخارجه در رابطه با قدرت برتر نظامی غربی ها در دانشگاه تهران گفت : وقتی آقای وزیر گفت به ما حق بدهید بترسیم زیرا که اونها می توانند با زدن یک کلید همه ما رو ازبین ببرند حضرت آقا پیامی به مسئولان نظامی کشور دادند قریب به این مضمون که دست این آقای وزیر را بگیرند و ببرند در تاسیسات و نهادهای امنیتی بچرخانند و پیشرفت و دستاوردهای بزرگ نظامی را به ایشان نشان دهند زیرا که ایشان اینجا نبوده و در جریان نیست.,

,
,
انتهای پیام/پ
, انتهای پیام/پ]
ارسال دیدگاه