نماز، روح عبادات

نماز، روح عبادات
به فرموده رسول مهربانی پیامبر اعظم (ص): نماز همچون نهر آبی است که روح انسان هر روز باشستشوی در آن از پلیدی ها و گناهان پاک می شود. نماز کلید بهشت است و نماز اول وقت فاضل ترین همه کارهاست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گل رامیان،پیش از این بخش اول «روح عبادت» در همین پایگاه خبری منتشر شده بود که اکنون بخش دوم آن برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گل رامیان, گل رامیان, گل رامیان, گل رامیان, روح عبادت, روح عبادت, روح عبادت, روح عبادت,

همانطور که می دانیم نماز ستون مسلمانی و بنیاد دین و سرور همه عبادتها است؛ هر عملی که انسان انجام میدهد، مُهر قبولی در گرو نماز است. به فرموده رسول مهربانی پیامبر اعظم (ص): نماز همچون نهر آبی است که روح انسان هر روز باشستشوی در آن از پلیدی ها و گناهان پاک می شود. نماز کلید بهشت است و نماز اول وقت فاضل ترین همه کارهاست. خداوند تعالی پس از توحید و اقرار به یگانگی اش هیچ چیز را بر بندگان واجب تر از نماز قرار نداده است؛ و اگر چیزی محبوب تر از نماز بود خداوند فرشتگان خود را به آن مشغول می داشت چون آنها همه در نماز هستند گروهی در رکوع و گروهی در سجود و گروهی در قیام و گروهی درقعود و گروهی در قنوت.
نماز ظاهری دارد و باطنی، اعمالی که در نماز انجام می شود کالبد و صورت نماز است و این صورت را حقیقتی هست که آن، روح نماز است. و یقیناً هر عملی از اعمال نماز و هر ذکری از اذکار آن روحی دیگر دارد که مخصوص همان ذکر است، که اگر اصل روح نباشد، نماز همچون آدمی مرده و کالبدی بی جان است. و اگر اصل و روح نماز (خشوع) باشد ولی اعمال و آداب و ارکان ناتمام باشد همچون آدمی مُثله (چشم کنده و گوش و بینی بریده) است. اما اگر اعمال و ارکان باشد و روح و حقیقت آن عمل و آن رکن رعایت نشود همانند کسی است که چشم دارد و بینایی ندارد و گوش دارد و شنوایی ندارد.
اصل و روح نماز خشوع است و حضور قلب در همه نماز؛ چون مقصود از نمازصافی شدن دل است با حق تعالی و تازه کردن ذکر و یاد خداوند از طریق یاد هیبت و عظمت او چراکه خداوند تبارک و تعالی فرموده است : « اقم الصلوة لذکری » (طه / 14 ) «نماز را برای یاد کردن من به پا دارید»
و پیامبر ( ص ) فرمود: « بسا کسا که نصیب وی از نماز جز رنج و ماندگی چیزی نیست و معنی این آن است که شخص اقامه ظاهر نماز می کند اما به دل غافل است.»
و نیز پیامبر فرموده است : آن مقدار از نماز را برای هر کس جزو اعمال خیر می نویسند که حضور دل در آن داشته باشد.
و نیز فرمود : آنچنان نماز بگذارمانند آنکه می خواهد کسی را  وداع کنی. یعنی با خواندن نماز با خود و با هوا و هوس خود وداع کن. و در مرتبه بالاتر هر آنچه غیر از خداست با آنها وداع کن و تمام وجود خود را به نماز بسپار.
و نیز فرمود : هرنمازی که دل در آن حاضر نباشد خداوند در آن نماز نمی نگرد. ( در واقع میخواهد بگوید ارتباط، طرفینی است. اگر در نماز توجه مان با خدا بود خداوند هم به ما و اعمال نیک ما توجه می نماید و نظر لطف و عنایت می نماید و اِلا هیچ )
حضرت علی (ع) چون می خواست به نماز بپردازد لرزه بر وی می افتاد و می گفت: آمد وقت آن امانتی که بر هفت آسمان و کوه ها و زمین عرصه کردند و آنها طاقت آن نداشتند. ( اشاره به آیه شریفه « اِنا عرضنا الامانة علی السماوات و الارض و الجبال فاّبین ان یحملنها و اّشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا » (احزاب/72) ).
حقیقت و اساس اقامه نماز توجه و حضور قلب در تمام نماز است. آنکه جز به وقت تکبیر حضور دل نداشته باشد او را رمقی بیشتر نیست مانند زنده ای که نفسی بیشتر از او باقی نمانده است .
حال چگونه می توان راه علاجی برای دل پیدا کرد تا حضور قلب حاصل شود؟ به عبارتی علاج دل غافل چیست؟ غفلت دل در نماز دو علت دارد یکی علت ظاهری و بیرونی و دیگر علت باطنی و درونی.
اما علت ظاهری یعنی اگر در جایی نماز بگذارد که نور و صدا و تصاویرمزاحم زیاد باشد، همین موارد باعث دل مشغولی انسان می شود. چرا که چشم و گوش به تدریج دل را تابع خود می کند.
زدست دیده و دل هر دو فریاد      که هر چه دیده بیند دل کند یاد

, .,
, .,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,


راه حل این مشکل این است که در جایی نماز بخواند که هیچ  آوازی نباشد و اگر در جایی تاریک باشد بهتر است چرا که در جای وسیع و سر و صدا و پر نقش و نگار تمرکز و حضور قلب به سختی حاصل می شود.

,
,


علت دوم که مانع حضور قلب می شود باطنی است که آن هم چند نوع است. گاهی مربوط به فشار های جسم است مثل گرسنگی زیاد یا درد های مختلف در بدن که بایستی آنها حتی الامکان رفع شده تا حضور قلب حاصل شود.

,
,


گاهی مربوط به افکار مزاحمی است که دل انسان در طول روز مشغول آنها بوده است که راه علاج آن این است که دل را به معانی اذکار و قرآنی که در نماز خوانده می شود متوجه نماید. که این عمل در مواردی است که آن افکار، سطحی و مواج بوده باشد، اما اگر افکار مزاحم خیلی عمیق و ریشه دار باشد مثل وابستگی های دنیوی از قبیل مال و املاک فراتر از حد نیاز و مشغلات فراوان که فوق توان انسان باشد و ....  . راه درمان این درد، انفاق مال و زدودن دل مشغولی های غیر ضرور است که موجب آن فراغ خاطر برای انسان حاصل می شود و اگر اراده این کار را ننماید و به این راه حل ها عمل نکند، نماز او همیشه با حدیث نفس آمیخته خواهد بود و مثل او مانند کسی است که زیر درختی پر از گنچشکان نشسته باشد و بخواهد از سر و صدای آنها در امان باشد که میسر نخواهد شد. و او هر چقدر با چوب بخواهد آنها را دور کند دوباره بر می گردند ؛ چاره کار این است که آن درخت را از ریشه در آورد. چرا که تا درخت باشد نشیمن گنجشکان است.

,
, . ,


همچنین است تا شهوت کاری بر دل انسان مسلط باشد افکار مزاحم آن در نماز همراه انسان خواهد بود. از این جهت بود که شخصی نزد پیامبر (ص) آمد و لباسی منقش به او هدیه داد و چون پیامبر (ص) در نماز چشمش به آن نقش افتاد پس از نماز لباس را به صاحبش بر گرداند و لباس ساده خود را پوشید.

,
,


چه نماز باشد آن را که تو در نماز باشی                تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد

,
,


راه دیگر در کسب حضور قلب اقامه نوافل است.

,
,


ادامه دارد ......

,
,


اقل عباد الرحمن  مهدی سعیدی

,
,

 

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه