این پرستاران "زن" هستند

این پرستاران "زن" هستند
چهره‌اش تکیده است به‌طوری‌که به‌سختی می‌توان حدس زد سن و سالش بیش از 4 دهه نیست و حالا او که مجبور به پرستاری از سالمندانی است که حتی فرزندانشان آنان را فراموش کرده‌اند، در پس مشکلات ریزودرشت کاری عزمی راسخ دارد چراکه یک زن است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری زنان قم ، زنان در جوامع اجتماعی همواره با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو هستند این در حالی است که گاهی زنان به دلیل مشکلات زندگی مجبور به کارهای سختی و زیان‌آور شده این مشکلات را باهمتی والا تحمل می‌کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری زنان قم,

یکی از مشاغلی که زنانه بوده و هیچ ارگانی و یا سازمانی بر آن نظارت ندارد پرستاری از سالمندان و بیماران در منزل است به‌طوری‌که نه‌تنها از بیمه و مزایای آن برخوردار نیستند بلکه کارفرما هیچ مسئولیتی در قبال سلامتی آنان نداشته و میزان حقوقی که برای آنان تعریف می‌شود تماماً به وسع کارفرما بستگی داشته و عرف مشخصی ندارد به همین دلیل زنانی که در این حرفه مشغول به کار هستند با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند.

,

ن.ا یکی از زنانی است که به پرستاری و نگهداری از سالمندان اشتغال دارد، می‌گوید: بیشتر وقت‌ها به دلیل کهولت سن، سالمندان در بیمارستان به سر می‌برند این در حالی است که گاهی پیش می‌آید به دلیل وخامت حال او من 24 ساعت نخوابیده و باید کارهای شخصی او را انجام دهم.

,

وی می‌گوید: کار ما خیلی سخت بوده و گاهی به بیمار شدن خودمان منجر می‌شود اما به دلیل اینکه کار ما ساعتی است، کارفرما هیچ مسئولیتی در قبال بیماری خود ما حین انجام کار به عهده نگرفته و عملاً باید چند روز در ماه در بستر بوده و هزینه‌های درمان خودرا تقبل کنیم.

,

ن.ا که دارای دو فرزند است می‌گوید: بعضی‌اوقات مجبورم چند روز پشت سرهم به منزل نرفته و از سالمند خود پرستاری کنم به همین دلیل تربیت فرزندانم با مشکل مواجه شده به‌طوری‌که پسر 12 ساله‌ام می‌گوید دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود و می‌خواهد کار کند، بااینکه تمام مشکلات ما از بی‌سوادی خودم و همسرم ناشی می‌شود اما حتی توان تغییر عقیده پسر 12 ساله‌ام را هم ندارم چراکه روزهایی که من مشغول پرستاری از سالمند مردم بودم وی تمام‌وقت خودرا آن‌گونه که دوست داشته سپری کرده و حالا با تمام رنجی که برای بزرگ کردنش کشیده‌ام هیچ سهمی در تربیت او ندارم و این موضوع رنج مرا بیش‌ازپیش می‌کند.

,

ن.ا که 40 سال بیشتر ندارد مدام از درد پا و کمر ابراز ناراحتی کرده و می‌گوید: چند سالی است که کمر در دو پادرد دارم اما می‌دانم تا وقتی می‌توانم کارکنم که جان در بدن داشته باشم چراکه نه‌تنها بیمه نیستم بلکه بیمه خوداشتغالی هم ندارم تا امیدوار باشم روزی بازنشسته شده و استراحت خواهم کرد درحالی‌که کار ما باید جزء مشاغل سخت باشد چراکه 24 ساعته باید مراقب بیمار خود بوده و تمام‌کارهای شخصی او را که نیاز به توان بالای فیزیکی دارد را انجام دهیم، به همین دلیل است که خیلی زود دچار کمر دردو پادرد شده و عملاً ازکارافتاده می‌شویم.

,

او که از درآمد خود نسبتاً راضی است می‌گوید: البته درآمدش بد نیست اما به دلیل ساعتی بودن کار ما درست از لحظه‌ای که پول خودرا از صاحب‌کار می‌گیریم دیگر هیچ مسئولیتی در قبال سلامتی ما نداشته و عملاً کار ما با آن‌ها به پایان می‌رسد این درحالی است که من و همکارانم حداقل دویا سه روز بعد از پایان کار باید به درمان کمردرد و پادرد خود بپردازیم که این موضوع نیز خالی از هزینه نیست.

,

م.ه یکی دیگر از زنانی است که به شغل پرستاری در منزل اشتغال دارد وی که از مشکلات و مصائب کار خود چیزی برای گفتن ندارد می‌گوید: من‌بعد از به زندان افتادن همسرم به دلیل اینکه سرپناهی نداشتم به کمیته امداد مراجعه کردم و آن‌ها نیز این خانم را به من معرفی کردند، خدا را شکر الآن راضی‌ام اما قبل از این چند جایی که کار می‌کردم اصلاً محیط مناسبی نبود و من نیز که جوان هستم برایم مشکلاتی به وجود آمد اما پیش این خانم که مادر شهید هم هستند احساس خوبی دارم چراکه هم من و هم او به‌خوبی به هم خوکرده‌ایم و این موضوع اسباب راحتی هردو ما را فراهم آورده است.

,

وقتی از او علت عدم جدایی از همسرش که محکومیت 20 ساله دارد را جویا شدم در جوابم گفت: بااینکه الآن زنی هستم که شوهر داشته و شناسنامه‌ام این را ثابت می‌کند اما بازهم با مشکلات کمی روبه‌رو نبودم چه رسد به اینکه مطلقه باشم چراکه من 22 سال بیشتر ندارم و اگر طلاق بگیرم نمی‌توانم به‌راحتی الآن زندگی کرده و حرف‌وحدیث‌های زیادی پشت سر من خواهد بود چراکه این مسئله در مورد همکاران من نیز صدق می‌کند و تجربه آنان باعث شد تن به طلاق غیابی ندهم.

,

بااین‌حال الآن که در خدمت یک مادر شهید بوده و از همه مهم‌تر سرپناهی برای زندگی خودم و دخترم دارم، بسیار خوشحالم هرچند که نه بیمه دارم و نه آتیه‌ای اما بر خدا توکل کرده وزندگی را می‌گذرانم.

,

ح.ک یکدیگر از زنانی است که روزگاری در نظام پزشکی پرستار بوده اما به دلیل بیماری صعب‌العلاجی که داشته قادر به ادامه نبوده و با بازنشستگی پیش از موعد خود حالا که بیماریش درمان شده و سنی از او گذشته است برای تأمین مخارج خود مجبور به پرستاری از سالمندان است.

,

وی در صحبت‌های خود گلایه چندانی ندارد اما از اینکه با توجه به کهولت سن مجبور به این کار است ابراز ناراحتی کرده و می‌گوید: من ازلحاظ بیمه مشکلی ندارم اما به‌طورقطع اشتغال به این کار بسیار سخت بوده و باید جزء مشاغل سخت قرار گیرد اما متأسفانه هیچ جایگاهی در بین مشاغل ندارد و کسانی که در این حرفه مشغول هستند با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند.

,

با این تفاسیر می‌توان به‌سادگی عمق مشکلات زنانی که پرستار خانگی سالمندان و معلولان هستند را درک کرده و دریافت تنها کسانی به این شغل روی می‌آوردند که دچار فقر شدیدی بوده و یا به دلیل نداشتن سرپناه به دنبال سرپناهی برای زندگی هستند این درحالی‌که است که زنان به دلیل روحیه زنانگی خود توان تحمل مشکلات و مصائب این‌چنین را ندارند. اگرچه جبر فقر آنان را به سمت این کار کشانده است اما نمی‌توان از مشکلات آنان چشم‌پوشی کرده و لازم است مسئولان امر نگاه ویژه‌ای نسبت به این امر داشته باشند.

,
,
, ,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه