نگاهی گذرا بر زندگی یکی از یاران امام
مرحوم دکتر صادق طباطبایی؛ کسی که ندای انقلاب را از نوفللوشاتو به گوش جهان رساند
دکتر صادق طباطبایی ریشه در خانوادهای مذهبی دارد. وی فرزند آیتالله محمدباقر سلطانی بروجردی، نوه آیتالله صدر، خواهرزاده امام موسی صدر و برادر همسر سید احمد خمینی بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح توس، دکتر صادق طباطبایی ریشه در خانوادهای مذهبی دارد. وی فرزند آیتالله محمدباقر سلطانی بروجردی، نوه آیتالله صدر، خواهرزاده امام موسی صدر و برادر همسر سید احمد خمینی بود. وی فارغالتحصیل رشته بیوشیمی در دانشگاه بوخوم آلمان و مدرس این دانشگاه در سن ۳۲ سالگی بود. عضویت در جامعه پژوهشگران آلمان و فعالیت سیاسی در سازمان کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی و همچنین عضویت در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا و امریکا و کانادا ازجمله فعالیت سیاسی – مذهبی او در اروپا بود. از یاران امام در پاریس و سپس معاون سیاسی نخستوزیر بازرگان و سخنگوی دولت موقت شد. وی در سال ۱۳۴۴ با دخترخاله خود خانم “فاطمه صدر عاملی” (فارغالتحصیل روانشناسی و نیز جامعهشناسی تعلیم و تربیت) ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر و پسر بنامهای غزاله (پزشک و متخصص مغز و اعصاب، متولد ۱۳۵۲) و عدنان (دانشجوی حقوق و اقتصاد سیاسی، متولد ۱۳۵۷) میباشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,
سابقه فعالیتهای مذهبی و سیاسی مرحوم دکتر طباطبایی به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بازمیگردد زمانی که وی در اروپا دانشجو بود. از مهمترین فعالیتهای انقلابی دکتر صادقی در قبل از انقلاب، تأسیس اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا بود. در ادامه دیدگاه مرحوم را در رابطه با سلطهطلبی سیریناپذیر غرب و عدم وجود اخلاق در مسیر توسعهاش را میخوانیم که بیارتباط به شرایط فعلی کشورهای غربی در مذاکرات هستهای با ایران نیست. جالب اینجاست درزمانی که غرب در اوج توسعهیافتگی اقتصادی و سیاسی به سر میبرد و مصادف با گذراندن دوران دانشجویی دکتر طباطبایی در آلمان بود، اروپا با تبختر کامل شرق را عقبافتاده میدانست اما امروز به برکت انقلاب نهتنها ایران را خوب شناخته بلکه مجبور به مذاکره با ایران شده است.
,
روزنامه اعتماد: خب در مغرب زمین هم دو جنگ جهانی بزرگ در فاصله کوتاه زمانی به وجود آمد اما موج اصلی توسعه پایدار در غرب بعدازاین دو جنگ خانمانسوز بود؟
دکتر طباطبایی: اما پیشزمینهها و عوامل و تبعات این توسعه چه بود؟ قرنها استثمار کشورهای تحت سلطه؛ غارت منابع طبیعی و بهرهکشی از مجموعه ثروتهای بیحد و کران سرزمینهای تحتالحمایه؛ همه اینها سرمایههایی بودند که رشد و توسعه را در آن جهان سبب شدند. مگر نه این بود که غرب این بار جنگ و آتش گسترده آن را به خارج از دنیای خود منتقل کرد. مگر نه این است که کشتارهای وسیع را در بیرون از مرزهایش دامن زد. وضع بهگونهای شده است که امروزه تعدادی از متفکران و اندیشمندان غربی بنا را بر نقد خودشان گذاشتهاند. ویکتور فرانکل، دانشمند یهودیتبار برجسته آلمانی در کتاب «انسان در جستوجوی معنا» ریشه بدبختیها و نابسامانیها را در تفکر منحصراً مادی گرایانه غربی جستوجو میکند و میگوید علم صرفاً حلال مشکلات نیست. باید به اخلاق هم توجه کرد. نمیگویم آنچه در کشورهای شرقی انجام میگیرد ممزوج بااخلاق است اما حداقل در مبانی اعتقادی ما ریشه دارد. مگر همین غرب باعث به وجود آمدن تروریسم در دنیا نشد؟ وقتیکه تروریستها برجهای دوقلو را منفجر کردند تازه یادشان آمد که باید با تروریسم مبارزه کنند.
,
,
اصلاً چه کسی طالبان را به وجود آورد؟ مگر همین امریکا به طالبان آموزش نظامی و اسلحه نمیداد تا در مقابل اتحاد جماهیر شوروی بجنگند؟ همین قدرتهای بزرگ دنیا بودند که به طالبان تعلیمات نظامی میدادند و نیروی نظامی پاکستان هم از آنها حمایت میکرد و افغانستان تبدیل به بزرگترین پایگاه نظامی امریکا در خارج از امریکا شده بود. در اردوگاه مارکسیستها هم وضع به همین منوال بود. حاکمان شوروی افرادی را بر کشورهای اروپای شرقی حاکم میکردند که در راستای اجرای فرامین و منویات رفقای بزرگتر باشند. برای حاکمان شوروی فرق نمیکرد چه بر سر مردم کشورهایی مانند رومانی و مجارستان و چک و اسلواکی میرود. به آنها ربطی نداشت که حاکمان دستنشاندهشان چه بر سر مردم میآورند. گورباچف برای اصلاحاتش آمد کلیساها را احیا کرد چون ثروتمندان مسیحی و وابستگان به واتیکان برای احیای کلیساها سرمایه و پول و دانش به شوروی میآوردند. گورباچف با برنامه گلاسنوست آمد تا سرمایه اروپاییها را به روسیه بکشاند تا برای ۳۰۰، ۴۰۰ میلیون انسانهای وابسته به اقمار خود علاوه بر ایجاد اشتغال؛ کالای صنعتی مصرفی نیز تولید کند. خب اینیک سرمایهگذاری مطمئنتری بود برای اروپاییها بهجای اینکه بروند مثلاً به جنوب آفریقا. اما آقای گورباچف باتجربه از رویدادهای اقتصادی در اروپا؛ خصوصاً در آلمان که مجموعه کانونهای ثروت به دست یهودیان افتاد؛ با مذاکراتی که با واتیکان انجام داد؛ به قول خودش این امتیاز را به یهودیان داد که به ارض موعود و به سرزمین مقدسشان مهاجرت کنند. گورباچف با این سیاستهایش در پی این بود که اتحادی با اروپا و جنوب شرقی آسیا ایجاد کند که نتیجهاش قدرت بازرگانی و تجاری و سیاسی قویتری نسبت به امریکا باشد. خب آمریکاییها هم فهمیدند و پاتک زدند. جنگ بالکان را راه انداختند و سالها فاجعه آفریدند. آیا این رفتارها میتوانست معلول رشد علمی و صنعتی بدون باورهای دینی و اخلاق باشد؟
,
,
انتهای پیام/گ
,,
]
ارسال دیدگاه