نویسندگان و شاعران معاصر آذربایجان:
جبهه ملی برای انقلاب چه کرد؟/ علت ناپدید شدن امام در 12 بهمن چه بود؟/تبریز بود که جسارت قیام را به شهرهای دیگر داد
در حالی که ما اصلا خواب به چشممان نمی آمد اما ایشان خیالشان کاملا راحت بود در هواپیما نیز وقتی خبرنگار از امام پرسید حال که بعد از 14 سال وارد میهن شده اید، چه احساسی دارید؟ در جواب گفتند: هیچی! هیچ کس نمی توانست این کلمه را هضم کند و همه فهمیدند که امام کوه عظیمی است که عقلانی برخورد می کند نه احساسی.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، استاد سید محمد مسعود نقیب ازجمله نویسندگان و شاعران معاصر آذربایجان است که آثار قابل توجهی در منوگرافی و بیوگرافی آذربایجان دارد وی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه نقیب و مولف اثر ارزشمند خلخال و مشاهیر و مدیرکل سابق مرکز اسناد ملی شمالغرب کشور می باشد. وی به عنوان دبیر جدید دفتر منطقه ۷ کمیسیون حقوق بشر اسلامی انتخاب و معرفی شد. از همین رو گفتگویی ویژه با او ترتیب داده و تاریخ آذربایجان، انقلاب و برخی مطالب و دغدغه های امروز را مورد بررسی قرار دادیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, استاد سید محمد مسعود نقیب ازجمله نویسندگان و شاعران معاصر آذربایجان است که آثار قابل توجهی در منوگرافی و بیوگرافی آذربایجان دارد وی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه نقیب و مولف اثر ارزشمند خلخال و مشاهیر و مدیرکل سابق مرکز اسناد ملی شمالغرب کشور می باشد. وی , استاد سید محمد مسعود نقیب ازجمله نویسندگان و شاعران معاصر آذربایجان است که آثار قابل توجهی در منوگرافی و بیوگرافی, , آذربایجان دارد وی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه نقیب و مولف اثر ارزشمند خلخال و مشاهیر و مدیرکل سابق مرکز اسناد ملی شمالغرب کشور می باشد. وی ,آناج: از تحصیلات و دوران انقلاب بگویید و اینکه چطور شد وارد فضای انقلاب شدید؟
, آناج: از تحصیلات و دوران انقلاب بگویید و اینکه چطور شد وارد فضای انقلاب شدید؟,من متولد خلخال و از خانواده روحانی هستم که در سال 1351 به تبریز آمده و به تحصیل مشغول شدم و در اواخر سال 1355 بعد از سه ماه دوره آموزش اجباری در خرم آباد قرار بود ما را به « ظفار » اعزام کنند من فرار را بر قرار ترجیح دادم و در تبریز و خلخال رفت آمد داشتم تا بعد از پیروزی انقلاب در مسئو لیتهایی چون، دبیر آموزش و پرورش، مسئول کمیته امداد، شهردار خلخال، فرماندار هشترود و مغان ، دبیر کمیته قفقاز و به عنوان عضوی از اعضای کمیته و شوراهای مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و...مشغول فعالیت بوده ام.
, من متولد خلخال و از خانواده روحانی هستم که در سال 1351 به تبریز آمده و به تحصیل مشغول شدم و در اواخر سال 1355 بعد از سه ماه دوره آموزش اجباری در خرم آباد قرار بود ما را به « ظفار » اعزام کنند من فرار را بر قرار ترجیح دادم و در تبریز و خلخال رفت آمد داشتم تا بعد از پیروزی انقلاب در مسئو لیتهایی چون، دبیر آموزش و پرورش، مسئول کمیته امداد، شهردار خلخال، فرماندار هشترود و مغان ، دبیر کمیته قفقاز و به عنوان عضوی از اعضای کمیته و شوراهای مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و...مشغول فعالیت بوده ام.,مدتی دروس مقدماتی حوزوی خواندم و چند سالی نیز در رشته برق و الکترونیک تحصیل نموده و پس از آن به ادبیات و حقوق پرداختم.
,از سال 1342 در خلخال با آیت الله یکتایی روحانی مبارز و عالم بزرگوار (که بعد از پیروزی انقلاب سال های زیادی امام جمعه خلخال و دوره ای نیز نماینده استان آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان بود و اکنون نیز در زنجان تشریف دارند) آشنا شدم و معمولا در جلسات سخنرانی و تفسیر قرآن ایشان حاضر می شدم و بعد ها هم در انجمن « کتاب و عترت » که موسس آن آیت الله یکتایی بود، فعالیت داشتم.
,در اوایل دهه 1350 که سه تن از علما و آیات منتظری، نوری همدانی و مروارید در خلخال تبعید بودند، من در فرصت های مختلف به خصوص در تعطیلات تابستان در خدمت آن بزرگواران بودم. حتی یکی از آن ها در آن موقع در خلخال نماز جمعه اقامه می کرد و مومنین خلخال و علما شرکت می کردند من نیز در آن جمع حاضر می شدم. از آن تاریخ تا سال ها در تبریز و خلخال تحت تعقیب بودم و چند بار هم در خلخال و تبریز دستگیر شدم حتی در تبریز در کلانتری شش کتک مفصلی هم زدند و دو دندانم را شکستند. در اواخر نتوانستم در خلخال و تبریز بمانم . وقتی خبر رسید که امام می خواهد به ایران بیاید، حدود بیست روز قبل از تشریف فرمایی امام به تهران رفتم ؛ و در حساس ترین دوره انقلاب در تهران بودم.
,در 12 فروردین حضرت امام (ره) آمدند و قرار بود وقتی ایشان می آیند من نیز جلوی دانشگاه بمانم؛ قبل از اینکه هواپیمای امام (ره) وارد آسمان تهران شود ما برای خود جایی را در مقابل دانشگاه فراهم کرده بودیم چون می دانستیم امام قرار است مقابل دانشگاه سخنرانی کند و ممکن بود در شلوغی جمعیت دیگر جایی برای ایستادن یا نشستن پیدا نکنیم. اما برنامه تغییر یافت و امام به جای دانشگاه به بهشت زهرا رفتند. به یاد دارم صحنه هایی را که پیر زنان و پیر مردان با ویلچر یا بچه ی بسیار کم سن و سال و جوان و زن و مرد چطور با اشتیاق به سمت بهشت زهرا و به شوق و شور وصف ناشدنی به دیدار امام می شتافتند. با دیدن این صحنه ها به راحتی می شد به عشق و علاقه ی مخصوص مردم نسبت به امام و انقلاب پی برد. یکی از آن صحنه های جالب همان ساختمان اسکلت بندی شده ای است که همه ساله تلویزیون نشان می دهد که جمعیت انبوه در آن جمع شده بودند و من از نزدیک آن را دیدم که واقعا لذت بخش بود؛ کسانی که در طبقه ی اول ساختمان ایستاده بودند در شعارشان می گفتند: «خوش آمدی خمینی به خاک خونین ما؛» طبقه دوم هم شعار می دادند: « به همت تو نابود دشمن دیرین ما» طبقه ی سوم با آهنگ مخصوص مجددا می گفتند - خوش آمدی خمینی به خاک خونین ما- و طبقه چهارم مصرع بعدی را تکرار می کرد. هنوز امام وارد فرودگاه نشده بود ولی همه آماده و خیابان ها و مسیر ها گلباران، منتظر ورود امام بودند و دم به دم از طریق بی سیم موقعیت حضرت امام به ما گزارش می شد.
,

, ,
بالاخره امام وارد تهران شدند و سرود معروف « خمینی ای امام » ... « ای مجاهد ای مظهر شرف » طنین انداز شد. اما تا امام برسد مدتی در اثر شلوغی مسیر دیر شد و بیشتر از زمانی که ما پیش بینی کرده بودیم به تاخیر افتاد تا اینکه دیدیم مسیر امام به طرف بهشت زهرا تغییر یافت. ما که نزدیک جایگاه جا گرفته بودیم، از اینکه دیگر نمی توانستیم امام را از نزدیک ببینیم خیلی ناراحت شدیم. از کوچه پس کوچه ها گذشتیم و به خیابان کارگر رسیدیم و دیدیم یک وانت در حال حرکت است؛ از او خواستیم ما را به بهشت زهرا ببرد و سپس چند نفر سوار وانت شدیم. وقتی رسیدیم که امام تند ترین صحبت هایش را بیان می کردند و چند دقیقه بعد فرمودند : « من تو دهن این دولت می زنم؛ من با کمک این ملت دولت تعیین می کنم و ...» سپس خطاب به سران ارتش فرمودند که « تو نمی خواهی آدم شوی؟ من می خواهم تو آدم بشی.»
,باید بگویم حضور پرشور آن جمعیت عظیم روحیه ی اضطراب آمیز را به روحیه و احساسات انقلابی تبدیل کرد. درواقع پرده ی دیگر انقلاب بعد از سخنان حضرت امام (ره) در 12 بهمن گشوده شد و انقلاب چهره ای دیگر یافت؛ چهره ای که با قبل فرق داشت. پس از سخنرانی امام(ره) بود که شجاعت، مقاومت، و نترسی در انقلابیون تجلی یافت.
,در مورد جریان هلی کوپتر و آمبولانسی که حضرت امام(ره) را سوار کردند، من در موقعیتی بودم که تقریبا اشراف داشتم و می دیدم اما نمی دانستم که امام داخل آمبولانس هستند. بعدا که تصاویر مربوطه پخش شد فهمیدم که امام داخل آمبولانس بودند. آمبولانس تا نزدیک هلیکوپتر رفت و چند بار بالا و پایین شد و بالاخره پرواز کرد ولی ما چیزی متوجه نشدیم و بعدا فهمیدیم که امام به علت ازدحام بیش از حد مردم و علاقمندان نمی توانستند سوار آمبولانس و هلیکوپتر شوند و در عکس ها و فیلم ها دیدیم که حالتی پیش آمده بود و عمامه مبارک امام نیز از سرشان افتاده بود.
,از بهشت زهرا تا تهران و جایی که من می خواستم بروم خیلی فاصله بود و حساب کردم و دیدم که اگر همین طوری پیاده بروم فردا صبح به مقصدم می رسم؛ در حالی که حکومت نظامی بود و نباید برخوردی با مامورین پیش می آمد. ماشین ها پشت سر یکدیگر می آمدند و رد می شدند که یک نفر لطف کرد و مرا هم سوار کرد.
,شنیدم که حضرت امام (ره) به مدت کوتاهی گم شدند. آقای ناطق نوری که داخل هلی کوپتر بودند در خاطراتش می نویسد ما نمی دانستیم کجا برویم و ترس از این داشتیم که نکند ما را بدزدند. ناطق نوری می گوید به یادم آمد که ماشینم را مقابل بیمارستان هزار تخت خوابی (بیمارستان امام فعلی) پارک کرده ام ؛ به خلبان گفتم در محوطه بیمارستان فرود آید . وقتی هلی کوپتر نشست پزشک ها و پرستارها گمان کردند مریض آورده اند لذا همه بیرون ریختند، اما وقتی امام از هلیکوپتر پیاده شد هیجان عجیبی بین پزشک ها و پرستاران و حاضرین به وجود آمد و همه برای زیارت امام از هم پیشی می گرفتند. دیدم که برنامه ها خیلی به هم خورده است؛ سریعا امام (ره) را با مرحوم حاج احمد آقا سوار ماشین یکی از پزشکان کرده و به محلی که ماشینم را پارک کرده بودم بردیم، من رانندگی می کردم . اما نمیدانستم که به کجا و کدام مسیر بروم و کسی هم نمی دانست که امام سوار بر پیکانی قراضه است. امام فرمود یکی از بستگان ما اطراف سید خندان زندگی می کنند و به آن سمت برویم. رفتیم و وقتی فامیل های امام، ایشان را دیدند بسیار شگفت زده شدند. اما ایشان در کمال آرامش و به طور عادی کمی نشستند و قدری استراحت کردند، در حالی که ما اصلا خواب به چشممان نمی آمد اما ایشان خیالشان کاملا راحت بود در هواپیما نیز وقتی خبرنگار از امام پرسید حال که بعد از 14 سال وارد میهن شده اید، چه احساسی دارید؟ در جواب گفتند: هیچی! هیچ کس نمی توانست این کلمه را هضم کند و همه فهمیدند که امام کوه عظیمی است که عقلانی برخورد می کند نه احساسی.
,آناج: آیا به محل سکونت امام هم رفتید ؟
, آناج: آیا به محل سکونت امام هم رفتید ؟,در دهه 30 برخی از علما مدرسه ای را به نام دبیرستان علوی برای فرزندان خانواده های مذهبی تاسیس کرده بودند . وقتی امام به ایران آمدند به مدرسه علوی و مدرسه رفاه (که کنار مدرسه علوی بود) رفتند و من نیز بارها در ملاقات عمومی امام حضور داشتم و در 19 بهمن ماه نیز آنجا بودم و پرسنل نیروی هوایی را دیدم که در مغازه ها لباسشان را عوض می کردند و یونیفرم نظامی شان را می پوشیدند و لباس شخصی خود را به مغازه دار ها می دادند تا برایشان امانت نگه دارند. مغازه دارها نیز با شور و شوق عجیبی از آن ها استقبال و حتی پذیرایی نیز می کردند. آن ها به حضور امام رسیدند و ادای احترام نظامی کردند، امام نیز به احساسات آن ها پاسخ گفتند و اظهار لطف کردند، این پرسنل شریف و انقلابی موقع برگشتن به قدری هیجان زده بودند که برخی لباس هایشان را هم عوض نکردند و این برنامه آثار بسیار زیادی در ارتش و به خصوص در نیروی هوایی ایجاد کرد .
,آناج: در روز های پیروزی کجا بودید ؟
, آناج: در روز های پیروزی کجا بودید ؟,در روز 21 بهمن حدودا در جنوب تهران بودم و می خواستم به شمال تهران بروم، رادیو اعلام کرد که حکومت نظامی از ساعت 4 و نیم عصر شروع می شود؛ من عاجز ماندم چون تا آن موقع نمی توانستم خودم را به مقصد برسانم. در بین راه یکدفعه دیدیم برخی ماشین ها بوق می زنند و برخی نیز در خیابان دست نوشته هایی به دست گرفته اند و داد میزنند که به فرمان امام خمینی(ره) حکومت نظامی غیرقانونی است... مردم به خیابان ها بریزید. مردم به سرعت به خیابان ها ریختند و حتی در خیابان سنگرهایی درست می کردند من نیزدر مسیر خود به آن ها کمک می کردم.در شبی که فردایش انقلاب به پیروزی رسید در اطراف نیاوران و سلطنت آباد با انقلابیون همراه بودم بودم و کلانتری ها یکی پس از دیگری سقوط می کردند، کشتار و قتل و غارت به پا شده بود. اضطراب و دلهره و فریاد های الله اکبر که از پشت بام ها به گوش می رسید و فضای عجیبی ایجاد کرده بود، همه صحنه هایی از انقلاب بودند که نه با بیان و نه با قلم نمی توان آن را به تصویر کشید. در صبح 22 بهمن رادیو پیروزی انقلاب را اعلام کرد: "صدا صدای انقلاب و سرود های انقلابی و پیروزی شروع شد؛ رژیم 2500 ساله ومنحوس شاهنشاهی از بین رفت و انقلاب اسلامی پیروز شد."
,,
آناچ: لطفا از خاطرات گروه ها و حزب هایی مثل حزب ملی بگویید که در اوایل سعی داشتند به امام (ره) نزدیک شوند و حتی شهید مطهری و شهید بهشتی نیز نسبت به این موضوع حساس شده بودند:
, آناچ: لطفا از خاطرات گروه ها و حزب هایی مثل حزب ملی بگویید که در اوایل سعی داشتند به امام (ره) نزدیک شوند و حتی شهید مطهری و شهید بهشتی نیز نسبت به این موضوع حساس شده بودند:,البته قبل از روزهای بحرانی انقلاب نیز چنین فضایی وجود داشت یعنی گروه های مختلف به صورت مخفی و گاهی آشکار به تناسب قوه و امکانات خود عرض اندام می کردند؛ از آن جمله فدائیان خلق ، حزب توده، کمونیسم، منافقین، نهضت آزادی، ملی گرایان، برخی روشنفکران و ... بودند که زمینه فعالیتشان مخصوصا در محیط دانشگاه فراهم بود. حتی یک سال مانده به انقلاب برخی از این گروه ها نشریاتی بدون مجوز نیز انتشار می دادند. اما هیچ یک از این گروه ها هدف مشخصی نداشتند و نمی دانستند تا کجا باید این راه را ادامه بدهند؛ درواقع کور بودند، هم هدفشان کور بود و هم حرکتشان. گروه هایی که قدری شهرت پیدا کرده بودند ، از جمله : منافقین، نهضت آزادی و جبهه ملی بود. غیر از این ها ، توده ای هاو کمونیست ها و ...هم بودند . سران بعضی از این جمعیت و گروها افرادی زندان دیده بود. مثلا مهندس بازرگان یا سحابی زندان دیده بودند. ولی مسیر و هدف آن ها کور بود و از طرفی نیز افکار و سلایق مخصوص به خود داشتند؛ مثلا نهضت آزادی و جبهه ملی خواستار ابقای شاه و تغییر قانون اساسی بودند و درواقع می خواستند شاه به صورت تشریفاتی و مترسک باقی بماند و سلطنت کند نه حکومت. علت شان نیز این بود که آن ها معتقد بودند نمی توانند سه چیز را تغییر دهند که آن عبارت از ارتش و شاه و امریکا بود. آنها معتقد بودند دستشان خالی است و تز آن ها نیز همین بود، مهندس بازرگان نیز همین حرف را وقتی امام (ره) در پاریس بود، به ایشان گفته بود اما امام فرموده بود: شاه باید برود. گویی به امام الهام شده بود که می گفت شاه باید برود. حتی در 21 بهمن ماه که حکومت نظامی اعلام شده بود علمایی همچون آیت الله طالقانی گفته بودند به خانه هایتان بروید و کشت و کشتار راه نیندازید اما وقتی به امام گفته بودند، امام با طمانینه جواب داده بودند حکومت نظامی غیرقانونی است و مردم به خیابان ها بریزند. و آیت الله طالقانی با امام تماس گرفتند و پرسیدند آیا فکر نمی کنید امام زمان (عج) بابت این کشت و کشتار ناراحت شوند؟ امام در جواب گفته بودند اگر امام زمان (عج) راضی باشند چه؟! آقای طالقانی از سخن بازماندند و بعدا می گفتند خیلی عجیب است! گویی امام به جایی وصل هستند. با فرمان امام مردم به خیابان ها ریختند و در نتیجه انقلاب پیروز شد. بعدا امام در یکی از بیاناتشان فرمودند قرار بود در خانه هاتان بریزند، در مراکز حساس بریزند، عده ای را اعدام کنند، عده ای را بگیرند، انقلاب را از بین ببرند؛ این قدرت الهی بود که مردم را پیروز کرد و لاغیر.
, البته قبل از روزهای بحرانی انقلاب نیز چنین فضایی وجود داشت یعنی گروه های مختلف به صورت مخفی و گاهی آشکار به تناسب قوه و امکانات خود عرض اندام می کردند؛ از آن جمله فدائیان خلق ، حزب توده، کمونیسم، منافقین، نهضت آزادی، ملی گرایان، برخی روشنفکران و ... بودند که زمینه فعالیتشان مخصوصا در محیط دانشگاه فراهم بود. حتی یک سال مانده به انقلاب برخی از این گروه ها نشریاتی بدون مجوز نیز انتشار می دادند. اما هیچ یک از این گروه ها هدف مشخصی نداشتند و نمی دانستند تا کجا باید این راه را ادامه بدهند؛ درواقع کور بودند، هم هدفشان کور بود و هم حرکتشان. گروه هایی که قدری شهرت پیدا کرده بودند ، از جمله : منافقین، نهضت آزادی و جبهه ملی بود. غیر از این ها ، توده ای هاو کمونیست ها و ...هم بودند . سران بعضی از این جمعیت و گروها افرادی زندان دیده بود. مثلا مهندس بازرگان یا سحابی زندان دیده بودند. ولی مسیر و هدف آن ها کور بود و از طرفی نیز افکار و سلایق مخصوص به خود داشتند؛ مثلا نهضت آزادی و جبهه ملی خواستار ابقای شاه و تغییر قانون اساسی بودند و درواقع می خواستند شاه به صورت تشریفاتی و مترسک باقی بماند و سلطنت کند نه حکومت. علت شان نیز این بود که آن ها معتقد بودند نمی توانند سه چیز را تغییر دهند که آن عبارت از ارتش و شاه و امریکا بود. آنها معتقد بودند دستشان خالی است و تز آن ها نیز همین بود، مهندس بازرگان نیز همین حرف را وقتی امام (ره) در پاریس بود، به ایشان گفته بود اما امام فرموده بود: شاه باید برود. گویی به امام الهام شده بود که می گفت شاه باید برود. حتی در 21 بهمن ماه که حکومت نظامی اعلام شده بود علمایی همچون آیت الله طالقانی گفته بودند به خانه هایتان بروید و کشت و کشتار راه نیندازید اما وقتی به امام گفته بودند، امام با طمانینه جواب داده بودند حکومت نظامی غیرقانونی است و مردم به خیابان ها بریزند. و آیت الله طالقانی با امام تماس گرفتند و پرسیدند آیا فکر نمی کنید امام زمان (عج) بابت این کشت و کشتار ناراحت شوند؟ امام در جواب گفته بودند اگر امام زمان (عج) راضی باشند چه؟! آقای طالقانی از سخن بازماندند و بعدا می گفتند خیلی عجیب است! گویی امام به جایی وصل هستند. با فرمان امام مردم به خیابان ها ریختند و در نتیجه انقلاب پیروز شد. بعدا امام در یکی از بیاناتشان فرمودند قرار بود در خانه هاتان بریزند، در مراکز حساس بریزند، عده ای را اعدام کنند، عده ای را بگیرند، انقلاب را از بین ببرند؛ این قدرت الهی بود که مردم را پیروز کرد و لاغیر.,گروه های دیگر هرچند زندان دیده بودند و نقشی هم در انقلاب داشتند اما نقششان چه قبل از انقلاب و چه در طول دو سال مانده به پیروزی انقلاب، اساسی نبود بلکه گاهی به میخ و گاهی به نعل می زدند. یعنی باد قدرت به هر سو که می وزید آن ها به آن سمت می رفتند و به نوعی سازشکارانه عمل می کردند اما به هرحال می خواستند شاه بماند؛ برخی از آن ها حتی مجتهد (مجتهدی که رساله اش نیز پخش شده بود) هم داشتند که می خواست شاه بماند و از سلطنت و حکومت حمایت هم می کرد.
,محکم ترین حرکت انقلاب را دین به وجود آورد
, محکم ترین حرکت انقلاب را دین به وجود آورد, محکم ترین حرکت انقلاب را دین به وجود آورد,محکم ترین حرکت انقلاب را مذهب و دین به وجود آورد و نقش عمده را مذهب و دین ایفا کرد به طوری که تک تک شعار ها نیز به نوعی رنگ دینی و مذهبی داشتند. مثلا شعار می دادند:« این است شعار ملی، خدا قرآن خمینی» این شعار در مقابل ملی گرایان بود.
,یکی از سیاست های حکومت این بود که سلطنت طلبان برای خود نیرو جمع کنند و در مقابل انقلابیون در خیابان شعار بدهند؛ یکی از شعار های این گروه در تبریز این بود: « قویماریخ الدن گئده، سلطنت پهلوی» در تهران نیز شعار می دادند: «خدا قرآن شاه» در مقابل این شعار ها بود که مردم فریاد می زدند: "این است شعار ملی، خدا قرآن خمینی".جالب این است برخی از ملی گرایان و گروه های دیگر، مخصوصا مهندس بازرگان و سحابی پس از دیدار با امام در پاریس، از هر گونه حرکتی عاجز شده بودند.شاه قبل از فرار یک شورای سلطنتی تشکیل داد که رئیس آن سید جلال الدین تهرانی که سابقه دیانت داشت. او از طرف دولت و شورا مامور شد که به پاریس برود و با امام صحبت کند تا قدری آمدنش را به تاخیر بیاندازد یا تجدید نظر کند اما امام(ره) قبول نکرد و گفت باید او هم استعفا بدهد. سیدجلال الدین تهرانی که تحصیل کرده و دارای روحیه ی مذهبی بود، در فرانسه استعفای خود را نوشت و تقدیم امام کرد و امام هم او را پذیرفت. هر کس که به پاریس و به دیدار امام (ره) می رفت، شیفته ی جذابیت و قدرت ایشان می شد. امریکا و دیگر کشورها نماینده ای را نزد امام فرستادند تا با امام صحبت کنند آن نیز گاهی مودبانه و گاهی حالت تهدید آمیز آمدند و با امام صحبت کردند تا جلوی ایشان را بگیرند اما امام گفتند من هر طور که شده، روی آب و هوا هم باشد پیغام خود را می دهم و به نمایندگان فرانسه گفته بودند این وسط فقط به حکومت و کشور شما که دم از آزادی و حمایت از آزادی می زنید، لطمه وارد می شود.یکی دیگر از نشانه های اقتدار امام خمینی این بود که وقتی به امام گفتند که بهتر است مردم به جمهوری دموکراتیک رای بدهند، امام فرموده بود: نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر؛ فقط جمهوری اسلامی ایران. بازرگان همچنین در یکی از نامه های خود به امام، انقلاب را بدون قید اسلامی آن ذکر کرده بود؛ که امام فرمودند چند بار بگویم انقلاب، اسلامی هم دارد! امام روی این موضوع خیلی حساس بودند چرا که می دانستند دشمن چه خواهد کرد و از کجا تغذیه خواهد شد. ایشان نسبت به اسلام زدایی واقف بودند و می دانستند که آن ها چرا از کلمه ی اسلام می ترسند.
,آناج: حال این سوال پیش می آید که اسلام در زمان شاه هم بود؛ آن زمان هم اذان پخش می شد؛ شاه ملعون قرآن آریامهر را هم پخش می کرد؛ اما چرا آن موقع از اسلام نمی ترسیدند و بعد از انقلاب این همه از اسلام هراس دارند؟
, آناج: حال این سوال پیش می آید که اسلام در زمان شاه هم بود؛ آن زمان هم اذان پخش می شد؛ شاه ملعون قرآن آریامهر را هم پخش می کرد؛ اما چرا آن موقع از اسلام نمی ترسیدند و بعد از انقلاب این همه از اسلام هراس دارند؟,بعد از انقلاب ماهیت اسلام واقعی روشن شد، قبل از انقلاب، اسلام آمریکایی بود، و غالبا حرکت ها ضد ارزش بودند. وقتی گلادستون نخست وزیر وقت انگلستان به ایران آمده بود صدای اذان را شنید و پرسید این چیست؟ گفته بودند این صدای اذان است که اعلام می کند نماز بخوانید؛ سپس پرسید آیا اذان ضرری هم برای انگلستان دارد؟ پاسخ داده بودند: نه؛ گفت: اگر برای انگلستان ضرری ندارد هر چه می خواهند اذان بگویند. آن زمان الله اکبر برای استکبار و صهیونیسم ضرری نداشت اما امروز همین ندا برای آنان خیلی وحشت آور و ضرر دارد. الله اکبر امروز سلاحی بر دستان مردم است که دشمن از آن هراس دارد.و نتیجه همان بیداری اسلامی و بیداری ملت هاست.
, بعد از انقلاب ماهیت اسلام واقعی روشن شد، قبل از انقلاب، اسلام آمریکایی بود، و غالبا حرکت ها ضد ارزش بودند. وقتی گلادستون نخست وزیر وقت انگلستان به ایران آمده بود صدای اذان را شنید و پرسید این چیست؟ گفته بودند این صدای اذان است که اعلام می کند نماز بخوانید؛ سپس پرسید آیا اذان ضرری هم برای انگلستان دارد؟ پاسخ داده بودند: نه؛ گفت: اگر برای انگلستان ضرری ندارد هر چه می خواهند اذان بگویند. آن زمان الله اکبر برای استکبار و صهیونیسم ضرری نداشت اما امروز همین ندا برای آنان خیلی وحشت آور و ضرر دارد. الله اکبر امروز سلاحی بر دستان مردم است که دشمن از آن هراس دارد.و نتیجه همان بیداری اسلامی و بیداری ملت هاست.,آناج: گویا غربی ها در فرانسه تصمیم به ترور امام خمینی (ره) داشتند؛ اما چه شد که بعدا از ترور رهبر قیام منصرف شدند؟
, آناج: گویا غربی ها در فرانسه تصمیم به ترور امام خمینی (ره) داشتند؛ اما چه شد که بعدا از ترور رهبر قیام منصرف شدند؟,البته این حقیقت دارد که دشمن نقشه هایی جهت سر به نیست کردن حضرت امام (ره) داشت. این گونه حرکت ها هم در نجف، هم در طول عزیمت از نجف به کویت و از بغداد به فرانسه و هم در طول اقامت چند ماهه در فرانسه این موضوع مطرح بود که غربی ها مخصوصا امریکا (سیا یا پنتاگون) درباره ی ترور رهبر انقلاب نقشه هایی کشیده بودند. ( فکر کنم در خاطرات ارتشبد ازهاری و ... خواندم که) حتی این موضوع مابین شورای ارتشی های پر و پا قرص طرفدار پهلوی نیز مطرح شده بود و گفته بودند تنها راه رهایی از این بحران این است که امام را ترور کنیم. وقتی ارتشبد امریکایی (ژنرال هایزر) به ایران آمد زمینه ای برای کودتا بود و در طول انقلاب نیز آموزش های ضد کودتا در محیط هایی مثل دانشگاه برگزار می شد تا جوانان و دانشجویان انقلابی بدانند که موقع کودتا چه کارهای ضد کودتایی انجام بدهند. زیرا می دانستند که هدف از آمدن ژنرال هایزر این بود که زمنیه مناسبی را برای کودتای ارتشی ا فراهم کند و شاه بیاید. اثر و هدف کودتا این بود که مجموعه ای بر سرکار بیاید که در این صورت عده ای کشته می شدند؛ در اسناد باقی مانده از ساواک روشن است که قرار بود بعد از کودتا عده ای را اعدام کنند؛ این عده نیروهای خاص انقلاب بودند که با از بین رفتن آن ها دشمن می توانست به راحتی امام را نیز از بین ببرد. اما وقتی در 12 بهمن امام به ایران آمد برنامه دشمن بهم ریخت و امام در نقطه اصلی قرار گرفت و بنا را بر این گرفته بودند که مقر امام را محاصره و ایشان را دستگیر و اعدام کنند. این برنامه ها علاوه بر داخل کشور، هم در خارج از کشور و هم بعد از پیروزی انقلاب نیز وجود داشت. تا حدود یک سال پس از پیروزی انقلاب، برخی افراد مثل قطب زاده ها مدعی انقلابی بودن، بودند؛ به مرحله ای رسیدند که علیه انقلاب یاغی شدند.شنیده ام یک پاسدار در نزدیکی جماران با یک سگ مواجه می شود و سگ پارس می کند؛ پاسدار از دست سگ فرار می کند و وارد یک خرابه می شود و در را می بندد و قتی سگ بر می گردد. آن خرابه تاریک بوده ولی بعد از کمی که چشم پاسدار به تاریکی عادت می کند، متوجه می شود که دور تا دور این خرابه پر از اسلحه است. آن پاسدار آنچه را که دیده بود به نهادهای ارشد بیان می کند و موضوع پیگیری می شود تا اینکه معلوم می شود این توطئه ی استکبار جهانی است که قطب زاده در راس آن قرار داشت . خبر به امام رسید و در مقابل همین موضوع بود که ایشان در یکی از سخنرانی هایشان گفتند: سگ هم مامور خدا بود.
, البته این حقیقت دارد که دشمن نقشه هایی جهت سر به نیست کردن حضرت امام (ره) داشت. این گونه حرکت ها هم در نجف، هم در طول عزیمت از نجف به کویت و از بغداد به فرانسه و هم در طول اقامت چند ماهه در فرانسه این موضوع مطرح بود که غربی ها مخصوصا امریکا (سیا یا پنتاگون) درباره ی ترور رهبر انقلاب نقشه هایی کشیده بودند. ( فکر کنم در خاطرات ارتشبد ازهاری و ... خواندم که) حتی این موضوع مابین شورای ارتشی های پر و پا قرص طرفدار پهلوی نیز مطرح شده بود و گفته بودند تنها راه رهایی از این بحران این است که امام را ترور کنیم. وقتی ارتشبد امریکایی (ژنرال هایزر) به ایران آمد زمینه ای برای کودتا بود و در طول انقلاب نیز آموزش های ضد کودتا در محیط هایی مثل دانشگاه برگزار می شد تا جوانان و دانشجویان انقلابی بدانند که موقع کودتا چه کارهای ضد کودتایی انجام بدهند. زیرا می دانستند که هدف از آمدن ژنرال هایزر این بود که زمنیه مناسبی را برای کودتای ارتشی ا فراهم کند و شاه بیاید. اثر و هدف کودتا این بود که مجموعه ای بر سرکار بیاید که در این صورت عده ای کشته می شدند؛ در اسناد باقی مانده از ساواک روشن است که قرار بود بعد از کودتا عده ای را اعدام کنند؛ این عده نیروهای خاص انقلاب بودند که با از بین رفتن آن ها دشمن می توانست به راحتی امام را نیز از بین ببرد. اما وقتی در 12 بهمن امام به ایران آمد برنامه دشمن بهم ریخت و امام در نقطه اصلی قرار گرفت و بنا را بر این گرفته بودند که مقر امام را محاصره و ایشان را دستگیر و اعدام کنند. این برنامه ها علاوه بر داخل کشور، هم در خارج از کشور و هم بعد از پیروزی انقلاب نیز وجود داشت. تا حدود یک سال پس از پیروزی انقلاب، برخی افراد مثل قطب زاده ها مدعی انقلابی بودن، بودند؛ به مرحله ای رسیدند که علیه انقلاب یاغی شدند.شنیده ام یک پاسدار در نزدیکی جماران با یک سگ مواجه می شود و سگ پارس می کند؛ پاسدار از دست سگ فرار می کند و وارد یک خرابه می شود و در را می بندد و قتی سگ بر می گردد. آن خرابه تاریک بوده ولی بعد از کمی که چشم پاسدار به تاریکی عادت می کند، متوجه می شود که دور تا دور این خرابه پر از اسلحه است. آن پاسدار آنچه را که دیده بود به نهادهای ارشد بیان می کند و موضوع پیگیری می شود تا اینکه معلوم می شود این توطئه ی استکبار جهانی است که قطب زاده در راس آن قرار داشت . خبر به امام رسید و در مقابل همین موضوع بود که ایشان در یکی از سخنرانی هایشان گفتند: سگ هم مامور خدا بود.,آناج: چرا امام را در فرانسه ترور نکردند؟ چرا به این نتیجه نرسیدند که ترور امام منجر به شکست جریان انقلاب خواهد شد؟
, آناج: چرا امام را در فرانسه ترور نکردند؟ چرا به این نتیجه نرسیدند که ترور امام منجر به شکست جریان انقلاب خواهد شد؟,این از الطاف خفیه الهی بود که امام را سالم نگهداشت تا ماموریت الهی خویش را به سر منزل مقصود برساند. امام فقط یک هدف داشت و آن این بود حکومت اسلامی در ایران محقق شود. طبق یک قاعده ی مهم هر انقلاب سه عنصر اصلی دارد: مردم، رهبری، ایدئولوژی؛ و اگر یکی از این سه نباشد عناصر دیگر فایده ای ندارد. هر سه عنصر در انقلاب ما محقق بود. ایدئولوژی انقلاب ما اسلام بود. یکی از دلایلی که موجب شکست مشروطه شد همان جریان مشروطه ی مشروعه بود که محقق نشد. قبل و بعد از آن نیز قیام های جسته گریخته ای وجود داشت که معمولا یا بدون رهبر بودند و یا بدون ایدئولوژی که هیچ گاه هم پیروز نشدند. اما امام از سال 42 به بعد ایدئولوژی خود را در جاهای مختلف مثل ترکیه و نجف بیان کرد و همه فهمیدند. اتفاقا یکی از مهمترین مباحث امام در نجف موضوع ولایت فقیه بود. دشمن چنان توطئه ای کرده بود که حتی برخی از علمای نجف نیز به امام روی خوش نشان نمی دادند.در فرانسه علیرغم اینکه لیبرال ها و ... در اطراف امام می پلکیدند اما امام هیچ گاه از ایدئولوژی اسلامی دست برنداشت. جالب ترین حرکتی که حضرت امام در مصاحبه با رسانه های خارجی داشتند این بود که امام در وسط مصاحبه یک دفعه پرسیدند ساعت چنده؟ وقتی فهمیدند وقت اذان است از جا برخاستند؛ خبرنگاران پرسیدند امام خمینی کجا رفتند؟ شخصی که در خانه ی امام بود گفت: آقا رفتند که نمازشان را بخوانند. آنها فهمیدند که امام تا چه اندازه تقید به اسلام دارد. تا آخرین لحظه و حتی در بستر بیماری و بیمارستان هم امام به هر طریقی که شده نمازش را به موقع به جا آورد. زیرا امام تحصیل کرده ی نهضت حضرت اباعبدالله (ع) بود؛ همان امام شهیدی که هدف قیامش را احیای دین و سنت جدش رسول الله (ص) و امربه معروف و نهی از منکر بیان کرد. امام نیز همین سبک و سیاق را در پیش گرفت و در انقلاب نیز هر حرکتی که انجام می داد در راستای همین نهضت بود و لاغیر.
,آناج: گروه هایی مثل جبهه ملی اقدام به کارهایی مثل قرار دادن آیت الله طالقانی مقابل امام یا مصادره شهید چمران کردند؛ هدفشان از این قبیل رفتارها چه بود؟
, آناج: گروه هایی مثل جبهه ملی اقدام به کارهایی مثل قرار دادن آیت الله طالقانی مقابل امام یا مصادره شهید چمران کردند؛ هدفشان از این قبیل رفتارها چه بود؟,روحیات و مواضع افرادی مثل آیت الله طالقانی و شهید چمران کاملا مشخص بود. شهید چمران چرا به لبنان و فلسطین رفت؟! چرا جاهای دیگر نرفت؟! چرا کودکان را تربیت می کرد و به آن ها درس می داد؟! دعاهای کمیل و ضجه های های دکتر چمران هنوز هم در ذهن ها مانده و فراموش نمی شود؛ مگر امکان دارد که چنین فردی لیبرال باشد؟! لیبرال ها مگر در دعای کمیل و ندبه شرکت می کردند؟! مبارزه های آیت الله طالقانی در راه انقلاب نیز در تاریخ ماندگار است هرچند که ایشان نوعی روحیات جذب گرایی داشتند و می خواستند منافقین را به راه درست جذب کنند اما در آخر جواب آنان را خود آقای طالقانی داد. این گروه ها در زمان حیات حضرت امام شایعاتی درست کردند و گفتند آیت الله طالقانی قهر کرده و رفته است؛ اما آیت الله طالقانی در قم به حضور امام رسید و اعلام کرد که هر موقع حالتی رخ داد و ضرورتی پیش آمد خدمت امام می رسم و فقط از امام روحیه می گیرم. این موضوع را روزنامه ها نیز منتشر کردند و تمام نقشه های آنها نقش برآب شد.البته در شرایط زمانی مختلف موقعیت های متفاوتی وجود داشت؛ مثلا در سال های 1330 و 1332 وضعیت لیبرال ها با دهه ی اول 1342 و درهه آخر 1350 خیلی فرق داشت. حتی زمانی که امام با قیام مسلحانه مخالف بود، منافقین اسلحه به دست گرفتند چون آن ها فکر می کردند یک روزه می توانند شاه را فراری بدهند.
, روحیات و مواضع افرادی مثل آیت الله طالقانی و شهید چمران کاملا مشخص بود. شهید چمران چرا به لبنان و فلسطین رفت؟! چرا جاهای دیگر نرفت؟! چرا کودکان را تربیت می کرد و به آن ها درس می داد؟! دعاهای کمیل و ضجه های های دکتر چمران هنوز هم در ذهن ها مانده و فراموش نمی شود؛ مگر امکان دارد که چنین فردی لیبرال باشد؟! لیبرال ها مگر در دعای کمیل و ندبه شرکت می کردند؟! مبارزه های آیت الله طالقانی در راه انقلاب نیز در تاریخ ماندگار است هرچند که ایشان نوعی روحیات جذب گرایی داشتند و می خواستند منافقین را به راه درست جذب کنند اما در آخر جواب آنان را خود آقای طالقانی داد. این گروه ها در زمان حیات حضرت امام شایعاتی درست کردند و گفتند آیت الله طالقانی قهر کرده و رفته است؛ اما آیت الله طالقانی در قم به حضور امام رسید و اعلام کرد که هر موقع حالتی رخ داد و ضرورتی پیش آمد خدمت امام می رسم و فقط از امام روحیه می گیرم. این موضوع را روزنامه ها نیز منتشر کردند و تمام نقشه های آنها نقش برآب شد.البته در شرایط زمانی مختلف موقعیت های متفاوتی وجود داشت؛ مثلا در سال های 1330 و 1332 وضعیت لیبرال ها با دهه ی اول 1342 و درهه آخر 1350 خیلی فرق داشت. حتی زمانی که امام با قیام مسلحانه مخالف بود، منافقین اسلحه به دست گرفتند چون آن ها فکر می کردند یک روزه می توانند شاه را فراری بدهند.,آناج: آیا شما معتقد به این هستید که برخی اختلاف افق ها بین امام جامعه و برخی خواص وجود دارد؟ اگر موافقید این اختلاف ها را ناشی از چه می دانید که مثلا امام می گویند جنگ جنگ تا رفع فتنه، اما برخی خواص می گویند جنگ جنگ تا آزاد سازی مرز؛ یا امام از فلسطین حرف می زنند و برخی خواص از منافع کشور؟
, آناج: آیا شما معتقد به این هستید که برخی اختلاف افق ها بین امام جامعه و برخی خواص وجود دارد؟ اگر موافقید این اختلاف ها را ناشی از چه می دانید که مثلا امام می گویند جنگ جنگ تا رفع فتنه، اما برخی خواص می گویند جنگ جنگ تا آزاد سازی مرز؛ یا امام از فلسطین حرف می زنند و برخی خواص از منافع کشور؟,برای پاسخ به این سوال لازم است به برخی قراین و شواهدی که در طول تاریخ اسلام وجود داشته، اشاره کنم. باید تفاوت افق فکری خواص، بین زمان پیامبر و امیرمومنان(ع) و ماجرای طلحه و زبیر، اشعث و ... را مورد توجه قرار بدهیم؛ یا اینکه در زمان امام حسین(ع) افق فکری خواصی مثل عمرسعد و شمر و دیگر افراد چگونه بوده است. این ها از خواص و در زمان پیامبر (ص) و امیرمومنان (ع) از فرماندهان جنگ بودند؛ پس چطور شد که در زمان امام حسین (ع) افق فکری آنها تغییر یافت؟ چگونه 30 هزار نفر به جنگ 72 تن آمدند. اگر بر مبنا لیبرالیسم باشد، 72 نفر باید از اکثریت (30 هزار نفر) تبعیت می کرد. بین آن 30 هزار نفر نماز خوان و حتی نمازشب خوان هم وجود داشت و کسانی هم بودند که با زبان روزه به جنگ امام حسین (ع) آمده بودند! خوشحال بودند که به خاطر کشتن خارجی ها (از دین خارج شده ها) به بهشت خواهند رفت! آنها همه از نسبت امام حسین(ع) با پیامبر(ص) آگاه بودند. استکبار آن زمان معاویه و یزید بودند و متاسفانه خواص یا ریاست طلب بودند یا مادی فکر می کردند یا دنبال شهرت و شهوت بودند و بصیرت هم نداشتند و عوام نیز نا آگاه بودند.
,در طول انقلاب نیز رویش ها و ریزش های زیادی رخ دارد. ببینید در طول هشت سال دفاع مقدس چه کسی بود که رفت و در رادیو عراق علیه ایران حرف زد؟! شیخ علی تهرانی یکی از علمای معروف مشهد درس اخلاق می گفت ! امام یک بار در سخنرانی هایشان گفتند: افرادی بودند که درس اخلاق می گفتند... یا اینکه رهبر خلق مسلمان که از علما و خواص بود و چه کرد، منافقین چگونه بودند و چگونه شدند و چه شد که بعدا سر از ناکجا آباد درآوردند و رجوی ها بروز کردند که اکنون هم دارند بر ضد نظام و انقلاب کار می کنند.
,,
در جریان فتنه 88 نیز اصحاب فتنه از همین خواص بودند آن که نخست وزیر دوره انقلاب بود و مدعی هم بود که من نخست وزیر دوره انقلاب بودم اما هنوز هم که هنوز است شعار تقلب در نظام را سر می دهند! کروبی زمانی رئیس مجلس بود، سال های سال زندان بود و مدتی هم مسئول بنیاد شهید شده بود. آن ها که در زمان امام مبارزه می کردند چرا امروز این کار را کردند و امثال این ها که باید از خودشان پرسید اگر رویکرد امروزشان درست است چرا در زمان امام این شکل مبارزه را پیاده نکردند؟! و اگر فعالیت و مبارزه شان در زمان امام درست بود، پس چرا همان راه را ادامه ندادند؟! فقط یک پاسخ می تواند برای این پرسش ها داد و آن این است که اینها هواپرست بودند. شهوت که فقط برای مسائل جنسی نیست، شهوت مقام و میز و ریاست هم هست. این ها شهرت طلب بودند و برخی متاسفانه علاوه بر بحث مخالفت هایی که در داخل کشور کردند، جذب بیگانگان شدند کمک فکری و مالی گرفتند، در یک مورد مبلغ 400 میلیون دلار از کجا به دست یکی از این ها رسید و چقدر یورو و دلار به حسابشان ریخته شد.
,وزارت آموزش و پرورش مهترین ارگان تربیت بهایی ها بود
, وزارت آموزش و پرورش مهترین ارگان تربیت بهایی ها بود, وزارت آموزش و پرورش مهترین ارگان تربیت بهایی ها بود,یک مورد تاریخی هم عرض کنم ، در جنگ 6 روزه ی عرب و اسرائیل، کشورهای عربی نفت را برای اسرائیل تحریم کردند و تنها کشوری که به اسرائیل نفت می داد، متاسفانه ایران بود که شاه تمام نفت تحریم شده ی اسرائیل را جبران کرد. می بینید که عجیب است و باید از تاریخ عبرت گرفت. اسرائیل در مقابل آن نفت ها، 140 هزار هکتار از اراضی اشغال شده ی فلسطین را به هویدا نخست وزیر شاه ایران هدیه کرد! و علت این کار نخست وزیر بودن هویدا نبود بلکه وقتی علت را ریشه یابی می کنیم می بینیم که هویدا بهایی بوده و در دوران نخست وزیری اش چند تن از وزیران بهایی بودند که وزیر آموزش و پرورش به عنوان مهمترین ارگان تربیتی بهایی بود. مقر اصلی بهائیت نیز در اسرائیل بود. لذا در اسرائیل به بهائیت زمین اهدا کرده بودند و اکنون هم بهائیت در اسرائیل فعالیت می کند و طراح همه ی این نقشه ها انگلیس بود. و این انگلیس هست که امروز نیز توطئه های مدرن خود را با فتنه انگیزی و ... انجام می دهد و با سایر کشورهای استکباری و صهیونیستی در فکر انقلاب مخملی و ... هستند. و این ها هستند که مثلث شوم استکباری را تشکیل داده اند ، یعنی امریکا ، اسرائیل ، انگلیس هستند در داخل کشور فتنه ها و توطئه های مختلف و در خارج نیز ایجاد گروه هایی ا ز قبیل : طالبان ، بن لادن ، النصره ، دامس ، داعش ، تکفیری ، بهایی ، وهابی ، گروه شیرازی ها و بالاخره شیعه انگلیسی و سنی امریکایی ایجاد کرده و در مقابل اسلام واقعی ، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی قد علم کرده اند.
,در فتنه 88 نیز منشاء اصلی اسرائیل و آمریکا و انگلیس بودند و اگر برخی از خواص اسیر هوا و شهوت شدند و ریزش کردند در اثر نقشه های این دشمنان بود که یک مثلث متساوی الاضلاع شوم هستند. و متاسفانه عده ای از خواص فریفته ی پول و شهرت و مقام و ریاست شدند.
,هر چه انقلاب پیش می رود دشمنان و مخالفانش نیز زیاد می شود. من با بررسی و تحقیق، آماری را به دست آوردم که تا پارسال 30 کودتا و شبه کودتا در جمهوری اسلامی ایران رخ داده است که اگر یکی از آن ها در کشوری دیگر اتفاق می افتاد آن کشور سقوط می کرد اما علت عدم سقوط کشور ما همان سه عنصر رهبری، مردم و ایدئولوژی اسلامی بود ولی در این بین نقش رهبری که همان ولی فقیه است، بسیار اساسی بود.در اثر تدابیر ولایت فقیه و تشخیص صلاح کشور توسط ایشان است که ما تا به امروز شکست نخورده ایم و بعد از این هم شکست نمی خوریم. اگر تا به امروز مصر و لیبی و یمن و دیگر کشورها به نتیجه نرسیده اند به این دلیل است که هرچند مردم بیدار هستند اما رهبری ندارند که آن ها را به ید واحدی تبدیل کند. حضرت آقا می فرمایند ما در دل این شرایط نه تنها شکست نخوردیم و متوقف نشدیم و در جا نزدیم، بلکه پیشرفت هم کرده ایم و این خود در اثر همان نقش ولایت فقیه است. حضرت آقا در راستای حیله ها و برنامه های دشمن بارها از راه های مختلف وارد شده اند . مثلا یکبار از تهاجم دشمن به عنوان شبیخون فرهنگی، و گاهی تهاجم فرهنگی ، زمانی ناتوی فرهنگی و امثال آن یاد کردند و اخیرا نیز رخنه ی فرهنگی را ذکر کرده اند. هم خود این کلمات و هم مفاهیم آن ها حساب شده هستند و آقا به دلیل اینکه زمان شناس و دشمن شناس می باشند، می دانند که کدام مفهوم را چه زمانی به کار ببرند. و در مقابل دشمن بایستند و توطئه هارا خنثی کنند.
,حاج قاسم تربیت یافته مکتب رهبری است
, حاج قاسم تربیت یافته مکتب رهبری است, حاج قاسم تربیت یافته مکتب رهبری است,یک مورد مهم تاریخی باز بگویم ، وقتی حضرت امام رحلت کرد دشمنان داخلی و خارجی منتظرشکست و سقوط انقلاب بودند، اما آن ها نمی دانستند که مقام معظم رهبری سکان دار قوی و پرقدرتی است. امروز در اثر رهبری داهیانه ایشان انقلاب اسلامی بیش از پیش قدرتمند شده و با تمام قدرت رو به جلو می رود امروز نیرو های قوی و ارزشی بسیاری در همه صحنه ها و رشته ها اعم از : سیاسی ، علمی و فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی داریم ،امثال سردارانی چون قاسم سلیمانی نیز تربیت یافته ی همین مکتب رهبر ی هستند که امریکا او را جزء ده ژنرال قوی دنیا می داند و جان کری می گوید می خوهم فقط یکبار او را از نزدیک ببینم. امریکا می گوید اگر ده نفر مثل قاسم سلیمانی را داشتم دنیا را تسخیر می کردم.
,یکی از توطئه های دشمن این است که با امکانات سخت افزاری و نرم افزاری که در اختیار دارد می خواهد به هیئت های ما نفوذ کند، فرقه ی شیرازی را ایجاد می کند که در هیئت ها رخنه کند، ارزش ها و اصول را منحرف کند و مثلا مشغول کارهایی مثل قمه زنی شوند. به محیط دانشگاه و فضای مجازی و دیگر عرصه ها نیز به طرق مختلف رخنه کنند. مثلا ذهن جوان را از ارزش ها و اصول اسلامی به سمت مسائل جنسی و شهوات سوق دهند. دشمن تلاش می کند روحیه ی دینی و فرهنگ اسلامی ما را از ما بگیرد. دشمن در تلاش است که واژه های ارزشی و فرهنگی ما به تدریج حذف شود و در رسانه و روزنامه ها کلماتی مانند :شهید، شهادت، انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس، امام خمینی، امام خامنه ای و نهضت عاشورا ، انتظار فرج ، ولایت فقیه وغیره نوشته نشود ، زیرا دشمن می داند که هر ضربه ای به او وارد می شود از همین ها نشات می گیرد. شما دیدید علیرغم مشکلات، سختی ها و گرانی ها چگونه در 22 بهمن سیل عظیم میلیونی جمعیت به میدان آمدند به خاطر این است که دوست و دشمنشان را شناخته اند و این در سایه ی رهبری داهیانه رهبر مقتدر ماست. مردم برای تفریح در سرمای زمستان راهپیمایی نمی کنند؛ راهپیمایی که تفریح نیست، بلکه مردم ماهیت کارشان را می فهمند. دشمن نیز این حضور را پیش بینی کرده بود و می دانست. لذا برای مقابله با آن نیز برنامه ریزی کرده بود. سخنان حضرت آقا حساب شده است و طبق گفته ی ایشان نه تحریم های اقتصادی و نه گزینه ها و تهدید های نظامی هیچ کدام اثر گذار نیست همان طور که تا بحال اثرگذار نبودهاست.
,,

,
, آناج: شما که تحریم ها و قحطی های زمان جنگ را تجربه کرده اید به نظرتان وضعیت امروز ما مثل همان روزهاست؟ آن موقع هم مردم از مشکلات گله مند بودند اما پای اصل انقلاب ایستادند:
, آناج: شما که تحریم ها و قحطی های زمان جنگ را تجربه کرده اید به نظرتان وضعیت امروز ما مثل همان روزهاست؟ آن موقع هم مردم از مشکلات گله مند بودند اما پای اصل انقلاب ایستادند:,در این 36 سال که از عمر انقلاب می گذرد، انقلاب ما دوره ها و بحران های مختلفی را از سر گذرانده است؛ فاصله ی پیروزی انقلاب تا شروع جنگ یک بحران است، فاصله ی بین شهریور 59 تا 68 (زمان هشت سال دفاع مقدس)بحران دیگر است و پس از آن نیز در زمان ها و دوره های مختلف و در جو های متفاوت بحران های دیگری را از سر گذرانده ایم. نسل اولی ها که انقلاب را تجربه کرده است و همه ی این بحران ها را درک کرده اما نسل دوم، سوم یا چهارم برخی از بحران های گذشته را ندیده اند. اکنون که جنگی مثل هشت سال دفاع مقدس وجود ندارد اما اگر خدای نکرده چنان شرایطی به وجود بیاید به نظر من جوانان امروزی دو آتشه تر از آن موقع به میدان می روند. یک جوان طبیعتا زیباپسند و راحت طلب است اما وقتی کار به جاهای باریک می کشد همین جوان مسلمان ومتعهد رفاه و راحتیکنار میگذارد و از آرمان واصول دفاع می کند ،. من جوانان زیادی را می بینم و تاریخ معاصر نیز گواه این مسئله است. و به نظر من 90 درصد آنان همین طورند و مصمم تر از جوانان هشت سال دفاع مقدس به میدان می روند. غیرت جوان ایرانی اثبات شده است و بارها و بارها دیده ایم که از شیرین ترین و عزیز ترین داشته هایش در راه اعتقاد و ارزش هایش چشم پوشیده است و به قول معروف هرکس به قدر همت خود خانه می سازد و از انقلاب اسلامی حمایت می کنند . من در اعتکاف ها جوانانی را در حال سجده و گریه دیده ام که اگر او را با این وضع ظاهری در خیابان می دیدم می گفتم این به چه درد مملکت می خورد! اما در اعتکاف به قدری در درگاه خداوند خاشع می شود و گریه می کند و چنان ارتباطی برقرار می کند که آدم دلش می خواهد مدتی را کنار او بگذراند. باطن جوانان را بر اساس ظاهرشان قضاوت نکنیم.
,در هشت سال دفاع مقدس تمام دنیا علیه ایران به جنگ آمده بود و هیچ کشوری به ایران کمک نمی کرد. خود شوروی هم به صدام اسلحه می داد. ولی جوانان به میدان رفتند عده ای شهید شدند، امروز جانبازانی هستند که 80 درصد اعضای خود را از دست داده اند! پاهایشان را قطع کرده اند، چشمانشان را تخلیه کرده اند، قطع نخاع شده اند! اما بچه های همین جوانان دیروز دو آتشه تر از پدران خود هستند. تحریم فقط مال امروز نیست، ماقبلا هم در تحریم بودیم. وقتی ما را تحریم اقتصادی کردند امام فرمودند ما باید از این تحریم ها خوشحال باشیم، این از الطاف خداوند است، ما چنین چیزی را از خدا خواسته ایم که خودمان روی پای خودمان بایستیم.
,ما در رتبه چهلم رشد علمی دنیا بودیم و حالا اول شدیم
, ما در رتبه چهلم رشد علمی دنیا بودیم و حالا اول شدیم, ما در رتبه چهلم رشد علمی دنیا بودیم و حالا اول شدیم,یک واقعیتی عرض کنم ،ایران در قبل از انقلاب از نظر علمی پنجاه و دومین کشور جهان بود اما الان هفدهمین کشور هستیم. در سرعت رشد علمی چهلمین کشور بودیم اما الان اولین کشور هستیم. تعداد دانشجویان ایران در سالها آخر سلطنت پهلوی 150 هزار نفر بود اما الان 3 میلیون نفر است. در زمان شاه 7هزار نفر پزشک داشتیم، الان 84 هزار نفر است. نرخ با سوادی در ایران در آخرین سال سلطنت 28 درصد بود اما اکنون 88 درصد است. آن زمان در المپیاد علمی هیچ رتبه ای نداشتیم اما امروز جزء ده کشور برجسته ی جهان هستیم و آن موقع هیچ انرژی اتمی و هیچ رتبه ای در هوا و فضا نداشتیم اما امروز در هر دو مورد جزو ده کشور اول جهان هستیم. آن زمان بنزین را وارد می کردیم اما الان به درجه خودکفایی رسیده ایم. سن امید به زندگی در دوران شاه 55 سال بود اما امروز علیرغم همه ی فشارها 77 سال است و ... . جالب تر این است که ما آن موقع با آمریکا و همه ی کشورهایی که امروز تحریممان کرده اند، رابطه داشتیم اما وضعمان آن بود و امروز که رابطه نداریم و در تحریم هستیم به این درجه رسیده ایم. مردم باید اینها را بدانند و مقایسه کنند تابینند تحریم واقعا خوب است یا بد و ما نیز باید اهمیت تاریخ نگاری انقلاب را منعکس کنیم و این موارد و مسائل نگاشته شود آن چیزهایی که جوانان نسل امروز باید از آن آگاه شوند.
,یک واقعیت دیگر تاریخی عرض کنم ،در سال 1340 حدود 100 اتوبوس از مردم شریف تبریز به مراسم اربعین آیت الله بروجردی رفته بودند و این خیلی مهم است یا وقتی در 12 بهمن امام به ایران آمد 80 هزار نفر از تبریز به تهران رفته بودند تا امام را در فرودگاه از نزدیک ببینند. این وقایع خیلی مهم هستند و جوان ما باید اینها را بداند و ارتباط ایدئولوژیک بین مردم و رهبری ملاحظه کنند.ما مشکلاتی داریم، با سوء مدیریت ها و فسادهایی در چالش هستیم و همه ی اینها واقعیت است اما به هرحال ارابه ی انقلاب به سرعت دارد پیش می رود و تا بحال متوقف نشده است.
,آناج: برخی معتقدند انقلاب اسلامی در داخل کشور به اندازه ی خارج از کشور الهام بخشی نداشته است و به عقیذه ی برخی ما موشک های پیشرفته می سازیم اما در صنعت خودرو خیلی ضعف داریم؛ به نظر شما این شبهات وارد است یا خیر؟
, آناج: برخی معتقدند انقلاب اسلامی در داخل کشور به اندازه ی خارج از کشور الهام بخشی نداشته است و به عقیذه ی برخی ما موشک های پیشرفته می سازیم اما در صنعت خودرو خیلی ضعف داریم؛ به نظر شما این شبهات وارد است یا خیر؟,به نظر من منشاء آن استکبار است و دشمن هرجا که موفقیت ما را می بیند آنجا سنگ اندازی می کند. من امسال اربعین در کربلا بودم ، در مسیر نجف – کربلا که پیاده می رفتیم و دیدم که از 60 ملیت به کربلا آمده اند و من خودم با افرادی از 17 کشور صحبت هایی مصاحبه گونه کردم. لبنانی ها را دیدم که عکس آقا و سید حسن نصرالله را در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: فی قلبی. حدود دو هزار نفر از زنان عربستانی را دیدم که ان ها نیز عکس آیت الله شیخ نمر و مقام معظم رهبری را با خود حمل می کردند؛ در نجف و کربلا در جاهای مختلف مثل مغازه ها عکس امام و رهبر و حتی سردار قاسم سلیمانی را زده بودند؛ بحرینی ها و دیگر کشورها را نیز این چنین دیدم؛ حتی مردمانی از جمهوری آذربایجان به خودم گفتند که آقای شما در قلب ماست؛ گفتم کدام آقا را می گویید؟ گفتند مگر چند آقا داریم؟! آیت الله خامنه ای را می گویم. این ها نشانه ی بیداری اسلامی است که به سرعت در حال رشد است.
,بعد از پیامی که حضرت آقا به جوانان غربی دادند، جوانان نخبه از نقاط مختلف غرب گفتند با این پیام گویی دریچه ای نو به روی ما باز شده و هیچ کدام از رهبرهای دنیا اینگونه با جوانان حرف نزده است و ما رهبر شما را قلبا دوست داریم. درواقع اثر پیام رهبر از مجله ی شارلی ابدو که 3 میلیون منتشر کردند مهمتر شده است. وقتی این مجله توهین به پیامبر را در سه میلیون تیراژ منتشر کرد دیگر از این جایش خبر نداشت که هرکس برخداوند مکر کند، خداوند نیز مکر می کند که خداوند بهترین مکر کنندگان است؛ لذا چند روز بعد از اهانت به پیامبر ،آقا پیامش را به جوانان غربی صادر کرد و شنیدم از این پیام به بعد حدود صدها نفر اسلام آورده اند و در اثر همین پیام ، گروهی از داعشی ها پشیمان شده و فرار کرده اند که عده ای نیز از زنان هستند که در اثر نامهٔ رهبر فهمیدند اسلام ،آن اسلامی نیست که داعش و اوباما و شارلی ابدو می گوید. کار به جایی رسیده است که جک استراو نیز می گوید پیام آیت الله خامنه ای غرب را به هم ریخته است در حالی که جک استراو جوان نیست ؛ یعنی پیام آقا بر روی پیر و جوان همه اثر داشته است. از تاریخ صدور پیام آقا به بعد، نتانیاهو نتوانسته حرفی بزند و شدیدا با تهاجم جوانان روبروست. با این حال دشمن از پای ننشسته است و مدام تلاش می کند؛ و توطئه می کند اما اوضاع به گونه ای است که استکبار در وحشت است و می ترسد که هرآن اسلام داشته هایشان را از آن ها خواهد گرفت. شنیده ام دشمن در تلاش است سه موضوع را به حاشیه براند و اصلا صحبتی از آن در میان نباشد: نهضت عاشورا، انتظار فرج، ولایت فقیه. هر سه اینها برای دشمن خطرناک و وحشتناک است و نمی خواهند این تفکرها گسترش پیدا کند. برای همین بود که چند سال پیش در پنتاگون به این نتیجه رسیدند که با تحریم و حمله و تهدید نمی توان انقلاب اسلامی ایران را از پای درآورد بلکه باید در چند زمینه به صورت دراز مدت و کوتاه مدت روی ایران کار کنیم؛ باید مجتهدین را از مردم بگیریم چون آن ها هستند که فتوا می دهند و مردم هم با فتوای آن ها تا شهادت پیش می روند؛ باید امام حسین و فرهنگ عاشورا را از آن ها بگیریم اما این یکدفعه ممکن نیست بلکه باید به تدریج و با ترفندهای مختلف و ایجاد و انحراف های گوناگون حاصل شود، مثلا کاری کنیم موقع عزاداری لخت شوند، قمه بزنند، محتواهایی غلط را در نوحه ها بخوانند، تحریف کنند موقع عزاداری و در دسته ها ارکست و نی زن و ... بیاورند که این کارها را هم می کنند و ما و شما این ها را می بینیم اما نمی دانیم که همه نتیجه ی توطئه های دشمن است. با این ترفند ها ما را دچار توقف می کنند ولی کور خوانده اند.
,امروز در کشورهای غربی و جهان استکبار نیز توقف و تشتت ایجاد شده و در کنگره ی امریکا در مورد ایران سلیقه های مختلفی بروز کرده و به جان یکدیگر افتاده اند. حتی خود اوباما نیز یک روز از وتوی تحریم جدید علیه ایران حرف می زند و روز دیگر در برنامه ی سالانه چیزهای دیگری می نویسد و این ها نشانگر این است که بین خودشان هم ثبات رأی ندارند.
,آناج: در 29 بهمن چطور شد که مردم آذربایجان دست به ایجاد حماسه ای ماندگار در تاریخ انقلاب زدند؟
, آناج: در 29 بهمن چطور شد که مردم آذربایجان دست به ایجاد حماسه ای ماندگار در تاریخ انقلاب زدند؟,دو قیام در تبریز، در سرنوشت ملت ما خیلی تاثیرگزار بود؛ قیام اول قیام مشروطه است که به شکست محمدعلی شاه انجامید. قیام دوم در 29 بهمن سال 56 علیه محمدرضا شاه پهلوی صورت گرفت و صفحه ای جدید در انقلاب ایجاد کرد تا اینکه یک سال پس از آن رژیم سرنگون شد.
, دو قیام در تبریز، در سرنوشت ملت ما خیلی تاثیرگزار بود؛ قیام اول قیام مشروطه است که به شکست محمدعلی شاه انجامید. قیام دوم در 29 بهمن سال 56 علیه محمدرضا شاه پهلوی صورت گرفت و صفحه ای جدید در انقلاب ایجاد کرد تا اینکه یک سال پس از آن رژیم سرنگون شد.,چند عامل موجب خروش مردم آذربایجان و وقوع قیام 29 بهمن در تبریز شد که از آن جمله :برنامه های دیکته شده از طرف امریکا به شاه، حضور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مستشاران امریکایی در کشور که بر تمام ارگان های ایران تسلط یافته بودند و حتی دستورات لازم را به مقامات ایران می دادند، استبداد و دیکتاتوری خاندان پهلوی که روز به روز شدت بیشتری می گرفت، قرار دادن بهائیان در پست های مهم کشور، موضوع کاپیتالاسیون که طبق آن امریکایی ها برای انجام هرکاری در ایران آزاد بودند و مقام قضائی ما نیز حق نداشت با آن ها برخورد کند، بی اهمیتی نسبت به ارزش های اسلامی و قرآنی و منسوخ کردن آن و ... بود که همه زمینه های لازم را برای قیام فراهم کرده بود و مردم، بخصوص تبریز و آذربایجان، دنبال بهانه ای بودند تا علیه رژیم به پا خیزند. مردم تبریز تعصب فوق العاده نسبت به دین و مذهب دارند و منتظر یک بهانه و فرصت مناسب بودند که در 19 دی ماه اتفاقی در قم افتاد و آن این بود که در یکی از روزنامه ها، شخص مجهولی به نام احمد رشیدی مطلق در مقاله ای تحت عنوان « استعمار سرخ و سیاه» به حضرت امام(ره) توهین کرد. مردم در اعتراض به این عمل به خانه ی مراجع هجوم برده و با رهبری علما و مراجع تظاهرات کردند. و ماموران شاه نیز تعدادی از مردم را در قم به شهادت رساندند. پس از چهل روز از این ماجرا، تبریز به بهانه اربعین شهدای قم و توهین به امام ،ماهیت خود را نشان داد. این قیام و اقدام تبریز خیلی عجیب بود.
,مردم تبریز اگر گرم شوند دیگر سرد نمی شوند
, مردم تبریز اگر گرم شوند دیگر سرد نمی شوند, مردم تبریز اگر گرم شوند دیگر سرد نمی شوند,به تعبیر شهید قاضی مردم تبریز شبیه یک دیگ سنگی هستند که به آسانی گرم و داغ نمی شوند اما اگر گرم شوند دیگر سرد نمی شوند. این یک واقعیت است که در تاریخ به اثبات رسیده که اگر تبریز بر حقانیت و اصالت چیزی پی ببرد دیگر رهایش نمی کند تا اینکه به مقصود برسند.تبریز اولین شهری بود که در اربعین شهدای قم قیام کرد و در تبعیت از علماودر راس آنها شهید قاضی طباطبایی که اعلامیه ای منتشر کردند که در آن نوشته شده بود: در تاریخ 29/11/56 ساعت 10 تا 12 از طرف روحانیت اعلان سوگ عمومی می شود و روز شنبه جهت شادی روح شهدای قم در مسجد میرزا یوسف (معروف به مسجد قیزیلی) مجلس سوگواری برقرار است.مردم به صورت خودجوش مقابل مسجد جمع شده بودند و درب مسجد را که نیروهای شاه بسته بودندمی خواستند باز کنند. سرگرد حق شناس رئیس کلانتری شش تبریز آنجا حاضر شده و به ساحت مسجد جسارت و اهانت مکند و می گوید : در این طویله را چه کسی باز کرده است! جوانی دانشجو به نام محمد تجلا به دلیل تعصب دینی که داشت سکوت نکرد و یک کشیده به آن سرگرد زد. در این حالت سرگرد به محمد تجلا شلیک کرد و او را به شهادت رساند. مردم جنازه ی شهید تجلا را بر دوش گرفتند و از همین جا قیام شروع شد. در عرض یک یا دو ساعت، بدون اینکه نیروهای انتظامی و ساواک و ... فرصت اقدام پیدا کنند، تمام مراکز فساد را در مسیر های خود. شهربانی و نیروی انتظامی و ... هیچ خبر نداشتند و جالب تر اینکه استاندار نیز به پارس آباد مسافرت کرده بود . شبانه به خانه ای در ولیعصر برگشت و تا صبح مشغول عیاشی بود ؛ وقتی نزدیک ظهر موضوع را به او خبر دادند گفت بود: در محل حکومت من چنین اتفاقی نمی افتد و همه ی اینها شایعه است. وقتی مستی از سرش پرید و بیرون آمد دید که اوضاع خیلی به هم خورده و دیوانه شده بود و نمی دانست چه کند.در قیام مردم تبریز دو مسئله بسیار مهم وجود دارد؛ اول اینکه مردم تبریز متمسک به ائمه اطهار علیهم السلام بودند. تمسک به کتاب الله و عترت پیامبر که در حدیث ثقلین آمده است در قیام 29 بهمن تبریز به عینه محقق شد، و این حرکت یک حرکت دینی بود نه چپی و راستی و ... دوم اینکه قیام 29 بهمن تبریز برای امام و روحانیت پشتوانه شد چرا که مردم به تبعیت از امام و روحانیت به پا خواسته بودند.بنابراین قیام 29 بهمن از دو انگیزه نشات گفت که یکی ظاهری (اربعین شهدای قم) و انگیزه باطنی همان مبارزه با رژیم بود. مردم حمله کرده و نقاط و مراکز فساد مثل مشروب فروشی ها و بانک ها را تخریب کردند. از جمله بانک صادرات را تخریب کردند که متعلق به بهائیت بود. نقل می کنند که در تخریب بانک پول های زیادی زمین ریخته بود ولی حتی یک نفر هم به آن پول ها اعتنا نکرد و مردم یک ریال هم از آن ها برنداشتند در حالی که اگر انگیزه قیام چیزی غیر از دین و سرنگونی طاغوت بود، پول ها را غارت می کردند. طبق آمار حدود 43 بانک و مرکز فساد به آتش کشیده شد. به 30 بانک و مرکز فسات خسارت وارد شد. ساختمان های حزب رستاخیز، دو سینما، یک هتل، کاخ جوانان که مرکز فساد بود، و ماشین های مراکز فساد از جمله جاهایی بودند که توسط مردم به آتش کشیده شدند.در این واقعه 581 نفر دستگیر شدند که از این تعداد 548 نفر زندانی شدند و 14 نفر نیز به شهادت رسیدند که اولین آن ها نیز شهید تجلا بود. طبق سندی 118 الی 175 نفر نیز زخمی شدند. جالب این است که طبق اسناد موجود عده ای از کودکان صغیر را نیز دستگیر کرده بودند! کودکانی که برای تماشا به خیابان آمده بودند .هر چند نقطه اصلی و نطفه قیام از قم شروع شد ، ولی قیام تبریز در 29 بهمن 56 13 کمر رژیم را شکست و در نتیجه پس از این قیام شهرهای دیگر(یزد، مشهد، رفسنجان، جهرم، اهواز، شیراز، اصفهان و ...) به صورت پی در پی اربعین شهدای شهرهای دیگر را برگزار کردند و این اربعین ها به صورت زنجیره ای تا پیروزی انقلاب ادامه یافت. این تبریز بود که جسارت قیام را به شهرهای دیگر داد و راه را برای پیروزی انقلاب هموار کرد.بازتاب خارجی قیام نیز عجیب بود و به صورت عجیبی در رسانه های خارجی بازتاب داده شد که این نیز به نوبه ی خود کمک زیادی به پیروزی انقلاب کرد. در پی این قیام تمام مقامات موجود از ریز و درشت عوض شدند و تعویض مقامات نیز ضعف دولت و شاه را آشکار ساخت و مردم جسور تر شدند. 29 بهمن ادامه یافت و در فروردین 57 نیز یک روز درمیان در تبریز تظاهرات و راهپیمایی و اجتماعاتی صورت می گرفت و روزها و ماه ها بازار را در اعتراض به اعمال و عمال رژیم تعطیل می کردند تا اینکه در مهر ماه مدارس و دانشگاه ها نیز تعطیل شدند. در اربعین 1357و بیست وهشت صفر همان سال نیز مردم تظاهرات عظیمی انجام دادند در یکی از تظاهرات تبریز که هزاران نفر شرکت کرده بودند، در اثر حمله ماموران رژیم حدود 500 نفر از مردم شهید و زخمی شدند ،بازار و فضای دانشگاه ها تعطیل ودگرگون شده بود. در دی ماه خبر آمدن امام موجب بیشتر شدن شور و شوق و هیجان مردم شد. از 12 تا 21 بهمن در تبریز و شهرهای مختلف آذربایجان راهپیمایی ها و تظاهرات متعددی شکل گرفت و عده ی زیادی هم به شهادت رسیدند تا اینکه 22 بهمن رسید و انقلاب پیروز شد. البته یکی دو روز بعد از 22 بهمن نیز در تبریز حرکاتی جهت تثبیت انقلاب انجام شد زیرا نیروهای سلطنت طلب و وابسته به شاه موانعی را ایجاد می کردند اما در هر حال همه ی آن ها سقوط کردند.
,,
گفتگو از: وهاب حسنی اعظمی _ رویا سلمانی
, گفتگو از: وهاب حسنی اعظمی _ رویا سلمانی,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه