شهید رضا امینی؛
شهید14ساله کهگیلویه و بویراحمدی که سرش از تن جدا شد
شهید رضا امینی با وجود سن کم و جسه نحیفی که داشت با شعور و آگاهی کامل فرمان ولایت را لبیک گفت و بعد از چند بار اعزام و مصدوم شدن، در عملیات کربلای چهار مانند امام شهیدش سرش از تن جدا شد و به درجه رفیع شهادت نائل شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ،حجت الاسلام ابراهیم امینی برادر شهید نوجوان14ساله رضا امینی در گفت و گو با پایگاه خبری قلم دنا عنوان کرد: شهید اولین فرزند خانواده بود و با وجود مخافت های زیاد از سوی مدرسه و ستاد اعزام، در سن 14 سالگی به جبهه حق علیه باطل اعزام شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , قلم دنا,
وی گفت: هر وقت افراد خانواده و اقوام به شهید می گفتند چون سن کم و جسه کوچکی داری بر تو تکلیفی برای جبهه رفتن نیست باید فعلا درست را بخوانی،شهید قبول نمی کرد و می گفت جنگ جنگ تا نابودی فتنه در جهان.
برادر شهید افزود: شهید در زمان اعزام به جبهه نامزد داشت و خانواده در تدارک عروسی او بودند، از رضا می خواستند بخاطر نامزدش فعلا به جبهه نرود ولی شهید می گفت امیدوارم شربت شهادت را بنوشم و در صحرای محشر همدیگر را ملاقات کنیم.
حجت الاسلام امینی ابراز داشت: شهید در جنگ آر پی چی زن بود و بخاطر سختی کاری که انجام می داد دست هایش تاول زده بود و هر وقت به مرخصی می آمد دست هایش را با مادر نشان نمی داد.
وی در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت: شهید یک بار زخمی شد و برای معالجه به خانه آمد، بعد از بهتر شدن شرایط جسمی دوباره به جبهه رفت و سال 65 در منطقه مینو و عملیات کربلای چهار در منطقه باتلاقی گیر افتادند و مانند سرور و سالار شهیدان سرش از تن جدا شد.
وی گفت: من و سه برادر دیگرم به عنوان برادران شهید تا آخرین قطره خون خود در راه ولایت و رهبری خواهم ایستاد و از خداوند می خواهم شهادت در راهش را نصیبمان کند.
انتهای پیام/ش
وی گفت: هر وقت افراد خانواده و اقوام به شهید می گفتند چون سن کم و جسه کوچکی داری بر تو تکلیفی برای جبهه رفتن نیست باید فعلا درست را بخوانی،شهید قبول نمی کرد و می گفت جنگ جنگ تا نابودی فتنه در جهان.
برادر شهید افزود: شهید در زمان اعزام به جبهه نامزد داشت و خانواده در تدارک عروسی او بودند، از رضا می خواستند بخاطر نامزدش فعلا به جبهه نرود ولی شهید می گفت امیدوارم شربت شهادت را بنوشم و در صحرای محشر همدیگر را ملاقات کنیم.
حجت الاسلام امینی ابراز داشت: شهید در جنگ آر پی چی زن بود و بخاطر سختی کاری که انجام می داد دست هایش تاول زده بود و هر وقت به مرخصی می آمد دست هایش را با مادر نشان نمی داد.
وی در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت: شهید یک بار زخمی شد و برای معالجه به خانه آمد، بعد از بهتر شدن شرایط جسمی دوباره به جبهه رفت و سال 65 در منطقه مینو و عملیات کربلای چهار در منطقه باتلاقی گیر افتادند و مانند سرور و سالار شهیدان سرش از تن جدا شد.
وی گفت: من و سه برادر دیگرم به عنوان برادران شهید تا آخرین قطره خون خود در راه ولایت و رهبری خواهم ایستاد و از خداوند می خواهم شهادت در راهش را نصیبمان کند.
انتهای پیام/ش
وی گفت: هر وقت افراد خانواده و اقوام به شهید می گفتند چون سن کم و جسه کوچکی داری بر تو تکلیفی برای جبهه رفتن نیست باید فعلا درست را بخوانی،شهید قبول نمی کرد و می گفت جنگ جنگ تا نابودی فتنه در جهان.
برادر شهید افزود: شهید در زمان اعزام به جبهه نامزد داشت و خانواده در تدارک عروسی او بودند، از رضا می خواستند بخاطر نامزدش فعلا به جبهه نرود ولی شهید می گفت امیدوارم شربت شهادت را بنوشم و در صحرای محشر همدیگر را ملاقات کنیم.
حجت الاسلام امینی ابراز داشت: شهید در جنگ آر پی چی زن بود و بخاطر سختی کاری که انجام می داد دست هایش تاول زده بود و هر وقت به مرخصی می آمد دست هایش را با مادر نشان نمی داد.
وی در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت: شهید یک بار زخمی شد و برای معالجه به خانه آمد، بعد از بهتر شدن شرایط جسمی دوباره به جبهه رفت و سال 65 در منطقه مینو و عملیات کربلای چهار در منطقه باتلاقی گیر افتادند و مانند سرور و سالار شهیدان سرش از تن جدا شد.
وی گفت: من و سه برادر دیگرم به عنوان برادران شهید تا آخرین قطره خون خود در راه ولایت و رهبری خواهم ایستاد و از خداوند می خواهم شهادت در راهش را نصیبمان کند.
انتهای پیام/ش
وی گفت: هر وقت افراد خانواده و اقوام به شهید می گفتند چون سن کم و جسه کوچکی داری بر تو تکلیفی برای جبهه رفتن نیست باید فعلا درست را بخوانی،شهید قبول نمی کرد و می گفت جنگ جنگ تا نابودی فتنه در جهان.
برادر شهید افزود: شهید در زمان اعزام به جبهه نامزد داشت و خانواده در تدارک عروسی او بودند، از رضا می خواستند بخاطر نامزدش فعلا به جبهه نرود ولی شهید می گفت امیدوارم شربت شهادت را بنوشم و در صحرای محشر همدیگر را ملاقات کنیم.
حجت الاسلام امینی ابراز داشت: شهید در جنگ آر پی چی زن بود و بخاطر سختی کاری که انجام می داد دست هایش تاول زده بود و هر وقت به مرخصی می آمد دست هایش را با مادر نشان نمی داد.
وی در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت: شهید یک بار زخمی شد و برای معالجه به خانه آمد، بعد از بهتر شدن شرایط جسمی دوباره به جبهه رفت و سال 65 در منطقه مینو و عملیات کربلای چهار در منطقه باتلاقی گیر افتادند و مانند سرور و سالار شهیدان سرش از تن جدا شد.
وی گفت: من و سه برادر دیگرم به عنوان برادران شهید تا آخرین قطره خون خود در راه ولایت و رهبری خواهم ایستاد و از خداوند می خواهم شهادت در راهش را نصیبمان کند.
انتهای پیام/ش
,
وی گفت: هر وقت افراد خانواده و اقوام به شهید می گفتند چون سن کم و جسه کوچکی داری بر تو تکلیفی برای جبهه رفتن نیست باید فعلا درست را بخوانی،شهید قبول نمی کرد و می گفت جنگ جنگ تا نابودی فتنه در جهان.
,,
برادر شهید افزود: شهید در زمان اعزام به جبهه نامزد داشت و خانواده در تدارک عروسی او بودند، از رضا می خواستند بخاطر نامزدش فعلا به جبهه نرود ولی شهید می گفت امیدوارم شربت شهادت را بنوشم و در صحرای محشر همدیگر را ملاقات کنیم.
,,
حجت الاسلام امینی ابراز داشت: شهید در جنگ آر پی چی زن بود و بخاطر سختی کاری که انجام می داد دست هایش تاول زده بود و هر وقت به مرخصی می آمد دست هایش را با مادر نشان نمی داد.
,,
وی در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت: شهید یک بار زخمی شد و برای معالجه به خانه آمد، بعد از بهتر شدن شرایط جسمی دوباره به جبهه رفت و سال 65 در منطقه مینو و عملیات کربلای چهار در منطقه باتلاقی گیر افتادند و مانند سرور و سالار شهیدان سرش از تن جدا شد.
,,
وی گفت: من و سه برادر دیگرم به عنوان برادران شهید تا آخرین قطره خون خود در راه ولایت و رهبری خواهم ایستاد و از خداوند می خواهم شهادت در راهش را نصیبمان کند.
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه