شهیدی که سه شبانه روز چیزی نخورد ، تا حال سیدالشهدا (ع) را بهتر درک کند/ این شهید به جای کفن ، با پرچم سید الشهدا به خاک سپرده شد+ تصاویر

شهیدی که سه شبانه روز چیزی نخورد ، تا حال سیدالشهدا (ع) را بهتر درک کند/ این شهید به جای کفن ، با پرچم سید الشهدا به خاک سپرده شد+ تصاویر
خون هادی ذوالفقاری و دیگر مدافعین حرم ، نوچه های آمریکا را ان سوی مرز ها نگاه داشته است و اگر نبودند هادی ذوالفقاری ها ، امروز باید در مرز های خود با حرامیان درگیر می شدیم...امروز می خواهیم از کسی بگوییم که ، اگرچه مزاری در عراق برایش ساخته اند اما مزار واقعیش در قلب ماست...در این گزارش قصد داریم به چند روایت شنیدنی در خصوص زندگی این شهید ، از زبان دوستانش اشاره ای داشته باشیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ره به ری" : در گزارش قبل در خصوص بخش هایی از زندگی شهید والامقام ، مدافع حرم آل الله ، هادی ذوالفقاری  و توجه این شهید به نیازمندان و سکونت ایشان در نجف جهت تحصیل علوم دینی اشاره داشتیم .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ره به ری,

امروز بیشتر از انها که در حرم یار ساکن اند ، ما بوی عطر تربت کربلا  را احساس می کنیم.

,

اسمش این است که جنگ تمام شده ، اما از من اگر بپرسی با جرات می گویم که هر نسل از این انقلاب ، شهدای خاص خود را دارد ، ما نسل سومی ها ، همپای نسل اول انقلاب ، امروز داریم شهید می دهیم.

,

شهدایی که جنگیدن را از شهیدان صدر اسلام آموخته اند ، شهدای نسل ما شهادت را از شهدای جنگ اموخته اند .

,

اگر نسل اول انقلاب ابراهیم همت داشت ، برند معروف نسل سوم انقلاب ، پیراهن غرق در خون شهید هادی ذوالفقاری است.

,

آری ما به پهلوی شکسته حسین غلام کبیری می نازیم.

,

ما بسنگ نشسته بر گونه هادی ذوالفقاری را از یاد نخواهیم برد .

,

ما با آنچه که از شکستگی پهلو خسین غلام کبیری و سنگ نشسته بر صورت هادی ذوالفقاری دیده ایم ، روضه اهل را بیت بهتر درک می کنیم.

,

خون هادی ذوالفقاری و دیگر مدافعین حرم ، نوچه های آمریکا را ان سوی مرز ها نگاه داشته است و اگر نبودند هادی ذوالفقاری ها ، امروز باید در مرز های خود با حرامیان درگیر می شدیم…

,

امروز می خواهیم از کسی بگوییم که ، اگرچه مزاری در عراق برایش ساخته اند اما مزار واقعیش در قلب ماست…

,

در این گزارش قصد داریم به چند روایت شنیدنی در خصوص زندگی این شهید ، از زبان دوستانش اشاره ای داشته باشیم.

,

همانگونه که در گزارش قبل گفته شد ، یکی از مهم ترین تحولات زندگی شهید از زمانی اتفاق افتاد که ایشان به همراه جمعی از دوستان در سال ۱۳۹۰ برای زیارت قبر سیدالشهدا  (ع)، راهی کربلا شدند.

,

ارادت به سالار شهیدان

,

یکی از دوستان شهید ,ماجرا علاقه این شهید به سید الشهدا(ع) را اینگونه بیان می کند:برای امام حسین (ع)با سوز دل بسیار گریه می کرد .

,

ماه محرم از حساب شخصی خود ، هزینه ای هم برای عزا ی امام حسین (ع) در نظر می گرفت و درآخرین ماه محرم عمرش مبلغ ۲۰۰ هزار تومان به عنوان کمک به هیئت پرداخت کرد و تاکید داشت که هر کجا در مراسم به مشکل برخوردید به من هم اطلاع دهید.

,

شهید برای اهل بیت علیهم السلام مداحی می کرد و ذکر هیئت را هم ایشان می گفت.

,

برای امام حسین(ع) واقعا سوخت و هر انچه که خواست از ارباب گرفت ، حرمی نبود که پیکر ایشان را در انجا طواف نداده باشند . کاظمین ، نجف ، کربلا و …

,

بدون کفن هم ایشان را داخل مزار گذاشتند و یک پرچم امام حسین (ع)از کربلا خریده بود که او را درون همان پرچم گذاشته و به خاک سپردند .

,

 

,

 

,

6767767 (14)

, 6767767 (14), 6767767 (14),

6767767 (12)

, 6767767 (12), 6767767 (12),

6767767 (11)

, 6767767 (11), 6767767 (11),

6767767 (10)

, 6767767 (10), 6767767 (10),

6767767 (9)

, 6767767 (9), 6767767 (9),

6767767 (8)

, 6767767 (8), 6767767 (8),

6767767 (3)

, 6767767 (3), 6767767 (3),

6767767 (5)

, 6767767 (5), 6767767 (5),

6767767 (2)

, 6767767 (2), 6767767 (2),

6767767 (16)

, 6767767 (16), 6767767 (16),

ماجرای عجیب از شهید برای درک بهتر ، حال امام حسین (ع)

,

یکی از دوستان شهید ، ماجرایی را از ایشان نقل می کند که شنیدنش خالی از لطف نیست:شهید هادی ذوالفقاری برای بنده تعریف کرد که می خواهم امام حسین(ع) را درک کنم و بفهمم اینکه سه روز ایشان را محاصره کرده و غذا و آب نخوردند چه کشیدند.

,

یک روز این کار را کردم و سه روز هیچ نخوردم ، نه آب خوردم ، نه غذا خوردم ، روز سوم نه چشمانم ، جایی را می دید نه حال خوبی داشتم ، افتادم و حالم طوری بود که باید با ویلچرجابه جایم می کردند و از ان روز به بعد خیلی برای امام حسین (ع)سوختم و خیلی گریه کردم.

,

خیلی برای ارباب گریه می کرد ، قرآن ، مداحی و  همچنین  به اهل بیت انس زیادی داشت .

,

البته ایشان بسیار شوخ طبع بودند و به محض اینکه که در یک جمع حضور می یافت ، خنده را در جمع حاکم می کرد ، اما در عزا امام حسین (ع) سنگ تمام می گذاشت.

,

سعی می کرد مفاهیم دینی را با شوخی و طنز به نوجوانان بیاموزد ، حتی احکامی که شاید خیلی برای برخی قابل توجه نباشد مانند عنوان کردن مکروهات در وضو را با زبان طنز  به نوجوانان توضیح می داد.

,

یکی از دوستان شهید اثر گذاری ایشان بر نوجوانان را اینگونه تعریف می کند : بعضی از نوجوانان بعد از هیئت به ما می گفتند ، آقا هادی چه کار می کند که  وقتی در هیئت حضورپیدا می کندآنچنان شوری دارد که حال و هوای هیئت را  عوض می کند.

,

نمی دانستم چه جوابی به  نوجوان ها  بدهم ، گفتم : ایشان ساکن نجف هستند و کنار امیرالمومنین (ع)هستند و همیشه زائر امام حسین(ع) و حضرت علی (ع) هستند و حالات ایشان نیز از همین سرچشمه می گیرد.

,

ایشان در هیئت اهل بیت بسیار  تاثیر گذار بود و این موضوع طوری بود که توجه نوجوانان را به هیئت اباعبدلله جلب می کرد.

,

به غلام  امام حسین (ع)که حضرت (جون) بود  خیلی علاقه داشت.

,

ماجرا جون که به امام حسین(ع) می گفت : چرا به من اجازه ورود به میدان را نمیدهید ؟ من بو می دهم که نمی گذارید برای دفاع از شما به میدان بروم؟ و …

,

شهید هادی ذوالفقاری به این ماجرا خیلی علاقه داشت و همیشه این جمله را می گفت.

,

6767767 (17)

, 6767767 (17), 6767767 (17),

تلاش برای بهبود معیشت مردم

,

خیلی به حال و احوال مردم اهمیت می داد. ایرانی و ترک و لر کرد و عرب هم برایش فرقی نداشت.

,

در نجف ، دستگاه اتو ی لوله خریده بود و کارهای لوله کشی منازل را انجام می داد. دوستان  به او می گفتند بابا یه پولی برای خودت بگیر و از این راه در امدی کسب کن…

,

می گفت : نه این عراقی ها اوضاع مالی خوبی ندارند ، وضعشان خوب نیست…

,

در نجف یک دوچرخه داشت و راه می افتاد و خانه های افرادی که استطاعت مالی نداشتند و نیاز به کمک داشتند مراجعه می کردو مشکلات انها را بر طرف می کرد.

,

وقتی بالاترین مقام دولتی ایران دست شهید مدافع حرم را بوسید:

,

ایشان در قالب اردوهای جهادی نیز در مناطق محروم حضور می یافت و به کارهای عمرانی می پرداخت.

,

به محرومان در ساخت و ساز و کارهای عمرانی کمک می کرد و به انجام کار فرهنگی در مناطق محروم می پرداخت.

,

یک بار آقای رئیس جمهور جلسه ای با حضور جهادگران کشوری برگزار کرد و ایشان نیز در ان جلسه حضور داشتند.

,

دوستان شهید که در ان جلسه همراه ایشان بودند ، ماجرا آن دیدار را اینگونه روایت می کنند. : در ان جلسه وقتی ایشان نزد آقای احمدی نژاد رفت آقای احمدی نژاد دست ایشان را بوسید بود .

,

ادامه دارد /. ان شالله…

,

انتهای پیام/ش

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه