بردسیر میعادگاه پنج هزار سال پیش مردمان صنعت ذوب مس

بردسیر میعادگاه پنج هزار سال پیش مردمان صنعت ذوب مس
پنج هزار سال پیش از این میعادگاه مردمانی بوده که برای اولین بار یه صنعت ذوب مس دست یافتند، پیداست که چنین مردمی از درایت و هوش و علم و آگاهی برخودار بوده اند. دلیل دیگر، موقعیت خاص این شهرستان از نظر جغرافیایی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از هزار نیوز ،‌بردسیر در قبل از اسلام  به دلایلی می توان گفت  ؛  سرزمین کهن تاریخ و از جمله امکانی است که هزاران سال پیش از این، مرمی برخوردار از تمدن در آن زندگی می کردند. نخستین دلیل، وجود تل ابلیس است کهبر اساس آخرین تحقیقات انجام شده، پنج هزار سال پیش از این میعادگاه مردمانی بوده که برای اولین بار یه صنعت ذوب مس دست یافتند، پیداست که چنین مردمی از درایت و هوش و علم و آگاهی برخودار بوده اند. دلیل دیگر، موقعیت خاص این شهرستان از نظر جغرافیایی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هزار نیوز,

می دانیم که انسان ها در گذشته و قبل ازاستحصال آب از عمق زمین و کشف قنات و کاریز، ناگذیر در محل هایی تجمع می کردند کهدارای رودخانه، ارتفاعات پربرف، و آب فراوان باشد، از آنجا که همه ی این امکانات در بردسیر وجود داشته، لذا می توان آن را به عنوان زیستگاه انسان های هزاران سال قبل به حساب آورد.

,

وجود برخی آثار تاریخی که سابقه آن ها به قبل از اسلام برمی گردد،نظیر پیرجارسوز، برج تاریخی قلعه،برج نگار، قلعه غبیرا و آثار دیگری از این قبیل نیز می توانند دلیلی بر این مدعا باشد.

,

اظهار نظر برخی مورخین نیزبر قوت این نظر می افزاید، هر چند که به دور دست های تاریخ اشاره نمی شود به عنوان مثال، ناصرالدین منشی، در سمط العلی (ص ۱۲) اینگونه اظهار نظر می کند که « گشتاسب بن لهراسب وقتی از استخر فارس که آشیان کامکاری و نشیمن شهریاری بود بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنان گرای شد و چون به هومه بردسیر رسید و آن حدود را مستعد عمارت یافت، به اساحت و اجرای کاریز اسف و بنای دهکده آن مثال داد . آتش خانه معبد آن جا را احداث فرمود تا منزل و مناخ صادر و وارد باشد».

,

قدام آذر ماهان، حاکم کرمان در عصر انوشیروان که بنای شهر ماهان را به او نسبت می دهند دائر به روستایی به همین نام در بردسیر نیز از جمله این دلایل به شمار می رود. روستای ماهونو یا ماهونک بردسیر هنوز با همین اسم وجود دارد.

,

بردسیرپس از اسلام: اگر چه بعد ازاسلام و در تواریخ مختلف به نام «بردسیر» بر می خوریم، اما بیان برخی از مورخین چنین شبهه ای را به وجود آورده که در بسیاری از موارد، منظور از بردسیر همان کرمان کنونی بوده است. حتی اینکه در زمان علی ابن الیاس مرکز حکومتی از سیرجان به بردسیر انتقال یافته، باز هم منظور همان کرمان کنونی است. «لسترنج» در جغرافیای سرزمین های خلافت شرقی به طور مفصل به ایم موضوع پرداخته که بخش هایی از آن آورده می شود. ( هم اکنون گفتیم که کرسی فعلی استان کرمان شهر کرمان است و این شهر گر چه اول اسلام نیستولی از زمان ساسانیان شهری مهم بوده و اصل آن را ، به قول حمزهی اصفهان مورخ قرن چهاردهم هجری، اردشیر مؤسس سلطنت ساسانیان شاخت و آن را «به اردشیر» نامید (جای نیک اردشیر) و اعراب آن را بهرسیر (یا بهدسیر) و بردسیر (یا بردشیر) تلفظ کردند و ایرانیان، به قول مقدسی، آن را گواشیر نامیدند که مأخوذ بود از «ویه ارتخشیر» (صورت قدیم تری از بیه اردشیر) یاقوت گوید: بردسیر را در زمان او «جواسیر» یا «جواشیر» و نیز «گواشیر» می گفتند. همه این اسامی با اسم عربی بردسیر مطابق است و به جای آن استعمال می شود.

,

(شهر بردسیر که در زمان سلطنت آل بویه کرسی جدید ایلت کرمان شد بدون شک و تردید همان شهر جدید کرمان است) زیرا آنجه در کتابهای جغرافیا در باب محل بردسیر نوشته شده  و تعریفی که اکثر جغرافی نویسان عری از ابنیه بردسیر و اوضاع طبیعی ان کرده اند و تمام آن هنوز موجود است است همه بر شهر فعلی کرمان تطبیق می شود. وقایع نگراران ای رانی و عرب چنان که ذکر خواهیم کرد متفقند که پس از قرن چهارم بردسیر، که گواشیر نامیده می شد، کرسی کرمان گردید و مردم به جای تمام آن اسمی اسم «شهر کرمان» را به کار بردند و رفته رفته «شهر کرمان» را مختصرا «کرمان» گفتند و چنان که تا کنون هم معمو است، اسم ایالت بر کرسی آن اطلاق گردید. مقدسی که به تفصیل در باره ی بردسیر سخن گفته است آن را هنگامی که در عهد آل بویه کرسی ایلت کرمان بود چنین وصف می کند: اگر چه شهر بزرگی نیست و لی شهری بسیا مستحکم است، بیرون شهر قلعه بزرگی است واقع بر فراز تپه ای دارای باغستان و چاهی عمیق که به دستور ابن الیاس حاکم آن جا، مکه قبلا نامی از وی بردیم، کنده شده و ابن الیاس معمولا هر شب سوار می شد و از آن تپه بالا می رفت و در آن ثلعه می خوابید. در دروازه شهر، قلعه دیگری وجود داشت که اطراف آن خندقی حفر شده بد و به وسیله چند پل از آن خندق می گذشتند. در وشط شهر نیز قلعه دیگر بود که مسجد جامع بزرگ و باشکوه شهر درکنار آن قرار داشت . شهر دارای چهار دروازه بود که سه تای آن هر کدام به نام شهری که از آن دروازه به سوی شهر می رفتند موسوم بود، به این قرار: دروازه ماهان، دروازه خبیص و دروازه زرند. دروازه ی چهارم دروازه ی مبارک نام داشت که ظاهرا منسوب به شخضی مبارک نام بوده است. مقدسی گوید در شهر باغ های بسیار است که از آب قنات ها سیراب می شوند و آب خوردنی شهر از چاه است.

,

از وقتی که ابن الیاس در زمان سلطنت عضدالدوله کرسی ایلات را به بردسیر منتقل کرد، چنان که گفتیم این شهر به این مقام یعنی کرسی بودن کرمان باقی می ماند و سرنوشت آن تابع سرنوشت ایالت کرمان شد که به قاعده ی زمان هر کس حکمران فارس بود حکومت کرمان را نیز داشت. در اوایل قرن پنجم دولت آل بویه در مقابل سلجوقیان که از سال ۴۳۳ تا سال ۵۸۳ فرمان روایان ایالت کرمان بودند سقوط کرد، در زمان فرمانروایی اینان اگر چه سیرجان یکی از شهرهای عمده منطقه فرمانروایی آنان بود اما بردسیر همچنان به صورت دارالملک باقی ماند. در تاریخ سجوقیان تألیف ابن ابراهیم پایتخت دولت گاهی به اسم بردسیر و گاهی به نام گواشیر ذکر شده در حالی که میرخواند م‍‍‍‍‍ؤلف روضه الصفا در فصول مربوط به آن زمان دارالملک سلجوقیان را به نام «شهرکرمان» و یا مختصرا به اسم«کرمان» ذکر می کند و نام بردسیر در روضه الصفا در هیچ جا ذکر نشده است. بنابراین این هر دو اسم، یعنی بردسیر و کرمان، بدون تفاوت بر یک محل اطلاق می شده چنانکه ابن اثیر در اخبار سال ۴۹۴ گوید ایرانشاه سلجوقی را از بردسیر که شرکرمانست بیرون کردند».(ص۳۲۸ تا ۳۲۶)

,

لسترنج در پایان نتیجه گیری می کند که آنچه درباره ی بردسیر از مآخذ مختلف وجود دارد، از مقدسی در قرن چهارم تا حافظ ابرو در اوایل قرن نهم، همه در شهر کنونیکرمان موجود است. حتی مسجد تورانشاه که حمدالله مستوف از آن نام می برد، همان مسجد ملک(امام کنونی) است.

,

با این همه، شهری که در گذشته از چنان عظمت و اقتداری برخوردار بوده، و حتی پس از اسلام و در عصر سلاجقه کتابخانه ای با پنج هزار جلدکتاب و بیمارستان و مدرسه داشته، نمی تواند شهری محقر و کم اهمیت باشد.

,

مقدسی نیز در احسن التقاسیم که به سال ۳۷۵ه.ق تألیف کرده، برای کرمان پنج ناحیه اصلی و یک ناحیه فرعی ذکر می کند«بردسیر که در محل، گواشیر می گویند و کرسی نشین آن نیز موسوم به بردسیر و ناحیه فرعی آن خبیص است».(سایکس ص۷۲)

,

انتهای پیام /گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه