آناج از وضعیت بازار در آستانهی عید گزارش میدهد
داراها میخرند و ندارها نگاه میکنند!/مقصر آشفته بازار این روزهای تبریز چه کسی است؟!
امروز که به بازار تبریز رفتیم بهتزده شدیم، خبری از شور و نشاط گذشته و ازدهام جمعیت نبود، لحظهای شک کردیم که در آستانه عید قرار داریم! /////// کلید واژه ندارد///منبع خبر هایپرلینک نیست///تصویر اصلی خبر ندارد////[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، حال و هوای این روزهای شهر اولینها متفاوت است، هر سال در چنین روزهایی همه منتظر آمدن عید بودند، بازار تبریز شاهد حضور پرشور مردم بود، در این میان چونهزنیهای مردم سر خرید هم شیرینی خاص خود را داشت؛ یکی تنها میآمد و یکی با خانواده. برای پرسیدن قیمت لباس مورد نظر باید منتظر میماندی تا سر فروشنده یکم خلوت شود، بازار ماهی فروشی، سفرهی هفتسین، کیف و کفش، لوازم خانگی حسابی داغ بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,اما امروز که به بازار تبریز رفتیم بهتزده شدیم، خبری از شور و نشاط گذشته و ازدهام جمعیت نبود، لحظهای شک کردیم که در آستانه عید قرار داریم؛ داخل اکثر مغازههای شهر خالی بود و بعضی فروشندگان را هم دیدیم که از بیکاری خوابشان برده بود. البته در این میان کسانی هم بودند که از مراکز فروشگاهی مدرن سطح شهر خرید میکردند، تیپ و قیافهشان نشان میداد از طبقهی مرفح جامعه هستند. اما این تعداد هم زیاد قابل توجه نبود.
,

, در میان مردم که گشتیم به ندرت چهرهی خندانی دیدیم، با خودم گفتم آیا همیشه در آستانه عید وضعیت اینگونه بود؟! به ذهنم رسید با فروشندگان حرفی بزنم شاید من اشتباه میکنم و امروز مردم نیامدهاند! در ا��تدا سری به بازار 29 بهمن زدیم، حضور مردم چشمگیر نبود، به همکارانمان گفتم حالا خوب است که اینجا یکی از مراکز خرید پوشاک اقشار کمدرآمد جامعه است، اگر قیمتها بالا بود چه میشد؟! همکارم خندید و گفت: معلوم است، مردم برای تماشا هم به باز نمیآمدند.
,مردم فقط نگاه میکنند، کسی خریدار نیست!
,داخل پاساژ که شدیم همه حرف داشتند، میخواستند به گونهای ناراحتی خود را از عدم استقبال مردم ابراز کنند، یکی از این کاسبان نامش محمد خانعلیپور میباشد، وی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی آناج، با اعلام نارضایتی از وضعیت آشفتهی بازار در آستانهی عید، بیان میکند: بنده 12 سال است که در این صنف فعالیت دارم و تا به حال شاهد چنین وضعیتی نبودم، از اول اسفند ماه مدام به خودمان دلگرمی میدهیم که اگر چند روز بگذرد مردم میآیند ولی متاسفانه خبری نیست و ما همچنان امیدواریم چراکه اگرغیر از این شود به شدت ضرر خواهیم کرد، دلگرمی بازاریان همین عید نوروز امسال بود که آن هم اینگونه شد.
,,

, وی ادامه میدهد: پارسال از اوایل اسفندماه مردم خرید خود را آغاز کرده بودند و اجناس هم خوب به فروش میرفت اما سال جاری وضعیت به شدت نامطلوب است، صبح زود مغازه را باز میکنیم و شب کرکره را پایین میکشیم ولی در عوض به زور میتوانیم دوعدد شلوار بفروشیم و با این فروشها نمیتوان حتی مبلغ اجاره بهای مغازه را تامین کرد. مردم فقط نگاه میکنند و قیمت میپرسند ولی نمیخرند! این وضعیت مختص مغازه من نیست و در همه جای بازار شرایط غالب است. ما برای آنکه بتوانیم اجناس را بفروشیم قیمتها را هم پایین آوردیم ولی اثری نداشت و دلیل آن عدم نقدینگی میباشد.
,توان قدرت خرید آنقدر کم شده است که افراد سر پیراهن 10 هزارتومانی هم چونه میزنند!
,در ادامه سری به بازار دستفروشان واقع در خیابان تربیت میزنیم، بر خلاف انتظارمان آنجا هم زیاد شلوغ نیست و دستفروشان با یکدیگر مشغول حرف زدن هستند، اما روحیهشان شاد و است و همچنان میخندند، ما را که میبینند میگویند از ما هم عکس بگیریند شاید یکم معروف شدیم و اجناسمان را فروختیم، با چند تن از آنان همصحبت میشوم، حرفهایشان یکی است و همه از عدم استقبال مردم ناراحتند.
,رضا باقرپور از دستفروشان تبریزی در گفتگو با خبرنگار آناج، گفت: 30 سال است که شغل بنده دستفروشی میباشد و از این کار ماهیانه به طور میانگین 700 هزار تومان درآمد دارم، پیراهن 10 هزارتومانی را میفروشم که در مغازهها قیمت آن دو برابر است ولی آن را هم از ما به زور میخرند، مشتریان ما اغلب اقشار ضعیف و آسیبپذیر جامعه میباشد و سر جنس 10 هزارتومانی هم با ما چونه میزنند.
,روزی 20 تومن سود کنم خوشحال میشوم/شرمندهی خانوادهام شدم!
,وی میافزاید: هر سال در چنین روزهایی مردم به علت قیمت پایین اجناس به اینجا هجوم میآوردند و در آن زمان من روزانه کمتر از 100 هزار تومان سود نداشتم ولی سال جاری روزانه 20 هزار تومان سود کنم خوشحال میشوم.
,,

, وی با بیان اینکه خودش نیز نتوانسته برای بچههایش خرید کند، اضافه میکند: خود بنده هنوز آنقدر سود نکردهام که بتوانم برای خانوادهام لباس نو بخرم و دلیل آن این است که هرچه در میآورم را به اجاره خانه و اقساط بانکی و مواد غذایی میدهم، باور کنید زندگیام خیلی سخت میگذرد ولی چارهای ندارم. من نیز دوست دارم دست بچههایم را بگیرم و برایشان خرید کنم ولی توان آن را ندارم و این برای یک پدر خیلی سخت است که شرمندهی خانوادهاش شود.
,اختلاف قیمت اجناس مشابه فاحش است/توان خرید بنده نسبت به سال قبل از نصف هم کمتر شده!
,بعد از سر زدن به مغازههای مناطق مختلف شهر و شنیدن اظهارات تلخ آنان به سراغ مردم میرویم. اکثریت آنان با ظاهری عبوس فقط از کنار مغازهها عبور میکنند، ترغیب فروشندگان و دعوت آنان به دیدن اجناس داخل مغازه هم زیاد تاثیرگذار نیست، در دست تعداد معدودی از افراد کیف دستی مشاهده میشود، از دور خانوادهای را میبینم که از اجناس مغازهها دیدن میکنند، به سراغشان میروم، پدر خانواده نامش روزبه آستانی است و کارمند میباشد، به شوخی میگویم حتما عیدیهایتان را گرفتید که برای خرید آمده اید! در پاسخ ابراز میکند: والا عیدی ما که خیلی کم است، ولی دستشان درد نکند، لا اقل میتوانیم با آن برخی از وسایل موردنیازمان را تهیه کنیم.
,وی ادامه میدهد: بنده از لحاظ درآمد از طبقهی متوسط جامعه میباشم و امروز برای خرید وسایل عید به بازار آمدیم و در گشت و گذاری که داشتیم متوجه اختلاف قیمت اجناس مشابه بین فروشندگان شدیم، متاسفانه بازرسیها در حد شعار است و برخی فروشندگان ارزان میدهند و برخی گران!
,,

, وی میافزاید: دولت همواره گفته است آمار تورم کاهش یافته و شاهد رشد اقتصادی بودیم ولی قیمت بازار و عدم حضور مردم نشان از این دارد که توان خرید در بین مردم بسیار اندک است. این امر از شرایط زندگی زندگی خودم نیز قابل استنباط میباشد چراکه توان خرید خود بنده نسبت به پارسال از نصف هم کمتر شده است.
,این شهروند تبریزی با اشاره به عدم استقبال مردم از لوازم خانگی، اذعان میکند: در سالهای قبل مردم در کنار خرید پوشاک تجدید در دکوراسیون خانه را هم در اولویت قرار میدادند ولی امسال بازار لوازم خانگی بدتر از پوشاک است.
,بنده قصد خرید لباس و لوازم موردنیاز عید را ندارم!/یک هزارتومان هم در زندگی بنده تاثیر دارد!
,حمزهعلی پورعباس یکی از شهروندان تبریز که به تنهایی در بازار از قیمتها خبر میگرفت در گفتگو با خبرنگار اجتماعی آناج،با اشاره به بالا بودن قیمت اجناس اعلام کرد: امروز آمدم تا وضعیت را مشاهده کنم و به این نتیجه رسیدم که توان خرید پوشاک برای اعضای خانواده را ندارم مگر اینکه از کسی قرض بگیرم! آن هم در آستانه عید امکانپذیر نیست و همه وضعیت دشواری را سپری میکنند.
,

, وی میافزاید: حقوق مردم افزایش نمییابد ولی قیمتها با شیب تندی در حال افزایش است البته این امر تاثیری بر قشر ثروتمند جامعه ندارد و فقرا هستند که سختی میکشند. آن کسی که درآمد میلیونی دارد برایش هم نیست که قیمتها ارزان باشد یا گران! او دارد و میخرد.
,اومدم لباس بخرم پولم نرسید ماهی خریدم!!!
,راستش را بخواهم بگویم بعد از شنیدن این درد و دلها و دیدن وضعیت بازار حالمان حسابی گرفته شد. همکارم گفت دیگر بس است یکم دیگر ادامه دهیم اشکمان در میآید! در حال برگشت مغازه ماهیفروشی که تقریبا از ازدهام قابل توجهی برخوردار بود نظرم را به خودش جلب کرد. قیمت هر ماهی بین دویست الی دوهزار تومان بود، با صاحب مغازه که همصحبت شدیم، گفت: 40 سالی میشود که در این عرصه فعالیت دارم و مشتریان ما اکثرا کودکانی هستند که با شور خاصی به استقبال عید میروند.
,

, در این میان یکی از جوانان تبریزی با خنده به ما گفت: آمدم لباس بخرم پولم نرسید ماهی خریدم، اونم 4تا!
,از مغازه که خارج شدیم در راه برگشت به محل کار حسابی فکرم مشغول بود، با خودم میگفتم خدایا آن کودکی که فردا بعد از عید با لباس کهنه به مدرسه خواهد رفت و لباس نو همکلاسی هایش را خواهد دید چه حالی خواهد شد؟! پدری که در برابر خانوادهاش شرمسار است را چگونه میتوان درک کرد؟! فروشندگانی که برای اجناس خریداری شده چک دادهاند و اکنون به فروش نمیرود، چه خواهند کرد؟! و هزاران سوال دیگر!
,گویا این موضوع داراها و ندارها همچنان ادامه خواهد داشت، البته تفاوتش این است که روز به روز به تعداد ندارها اضافه میشود! ولی آنچه که اهمیت دارد این است که حتی فقرا هم با خرید دوتا ماهی به استقبال عید میروند و همچنان به آینده امیدوارند.
,بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذ رنگی!
,بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو!
,بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ!
,با اینا زمستونو سرمیکنم، با اینا خستگیمو در میکنم...!
,نویسنده: مجید قنبرزاده
]
ارسال دیدگاه