گفت و گو با «ارشد امیر اسکندری» بازیگر و مجری محبوب گیلانی + تصاویر

عشق کودکی ام بازیگری بود/ تئاتر خیابانی را به خاطر چهره به چهره شدن با مخاطب دوست دارم

عشق کودکی ام بازیگری بود/ تئاتر خیابانی را به خاطر چهره به چهره شدن با مخاطب دوست دارم
ارشد امیر اسکندری بازیگر و مجری محبوب گیلانی است که با بازی زیبا و صدای دلنشینش برای بینندگان گیلانی خاطره می سازد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از «دیارباران»: ارشد امیر اسکندری23 اسفند 1355 در محله خط ماشین رشت متولد شد و در استان ها، شهرها و محله های مختلفی زندگی کرده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارباران,

وی در یک خانواده فرهنگی پرورش یافته و پدر و مادرش هر دو معلّم بودند. او در سال 1380 مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد و یک ترم هم کارشناسی ارشد خواند که بنا به دلایلی ادامه نداد و به کار بازیگری پرداخت.

,

ارشد فعالیت هنری خویش را از سال79 به صورت حرفه ای آغاز کرد.برنامه کودک شبکه باران به مدت 3 سال، مجری برنامه آوای گیلان، گزارشگر برنامه صبح و نشاء، جُنگ گیلار، شبکه نسیم، سریال های مرگ تدریجی یک رویا، ایستگاه آخر، خانه بخت، سقفی برای همه و فیلم سینمائی «خواب لیلا» از جمله هنرنمایی ارشد امیر اسکندری است.

,

وی همچنین در تئاترهای بوسه بر آتش، دیگر مرا صدا نزن مادر، پایین گذر سقاخانه، روزهای زرد ، باغ وحش شیشه ای، حرّ، خاطرات پائیزی، چشم های روشن اندوه، مضرات دخانیات، زمستون دو سال پیش، نقش آفرینی کرده است.

,

متن زیر گفت و گوی صمیمانه خبرنگار «دیارباران» با ارشد امیر اسکندری است که در ادامه می آید:

, دیارباران,

«دیارباران»: از چه زمانی و چگونه وارد کار هنر شدی؟

, «دیارباران»: از چه زمانی و چگونه وارد کار هنر شدی؟,

همه ما در محفل های خانوادگی خود به دنبال کودکان بازیگوش هستیم که به قول گفتنی سر ما را گرم کنند و خب کودکان هم در این محفل ها خوب شیطنت می کنند و من هم در آن دوران کودکی بچه بازیگوشی بودم و چون خانواده و اقوام پر جمعیتی داشتم شروع به نقش بازی کردن می کردم.

,

در آن زمان سریالی به نام «سلطان و شبان» پخش می شد که در آن سلطانی بود و قرار بود برایش اتفاقاتی بیفتد، من همیشه برای خودم یک سیبیل درست می کردم و بالشتک را زیر لباس خود می گذاشتم و برای خود شکم درست می کردم و پارچه ها را به خود می بستم که مثلا پادشاه هستم و فامیل هم به من جایزه می دادند.

,

از آن موقع به بازیگری علاقه مند شدم اما به شکل کاملا رسمی از سال 79 در یک جمعی مشغول به ساز زدن بودم که کارگردانی کار نوازندگی من را دید و به بنده پیشنهاد همکاری جهت نوازندگی در یک تئاتر را داد تئاتری به نام «دوستت دارم با صدای آهسته» نوشته سرکار خانم «چیستا یثربی» که این کار برای جشنواره جوان گیلان بود.

,

بنده این کار را قبول کردم اما در کار جای یک بازیگر که باید نقش یک پیرمرد را ، که در واقع پدر دختر قهرمان قصه بود بازی می کرد خالی بود که به پیشنهاد کارگردان کار جناب آقای«ابراهیم حسن زاده» این نقش به من پیشنهاد شد و من این نقش را با قبول یک گریم 180 درجه ای انجام دادم.

,

پس از اجرای کار حتی دوستان بنده من را نشناختن و همه منتظر بودند پیرمرد داستان خودش را معرفی بکند زیرا تا آن زمان چنین بازیگری را در عرصه تئاتر گیلان ندیده بودند این اولین کار بازیگری بنده بود که توانستم بعد از آن کار های دیگری هم داشته باشم، تا به الان حدود 54 کار تئاتر جدی داشته ام.

,

«دیارباران»: چطور کار مجری گری را شروع کردی؟

, «دیارباران»: چطور کار مجری گری را شروع کردی؟,

خب باید بگویم من قبلش در سازمان صدا و سیمای مرکز گیلان کار بازیگری می کردم و حدود 3 سال بازیگر برنامه های کودک گیلان بودم، تا این که سال گذشته تصمیم گرفتم این رویه فعالیت هنری خویش را تغییر بدم. خیلی ها مخالف بودند و می گفتند که یک بازیگر نباید مجری باشد اما به نظر بنده بهترین مجریان دنیا بازیگران هستند زیرا بازیگر در آن واحد می تواند بازیگری و مجری گری کند و رگ خواب مخاطب خویش را به دست آورد.

,

در حال حاضر نزدیک 55 برنامه از سری برنامه های آوای گیلان با موضوع موسیقی فولکلوریک و پاپ استان گیلان توسط بنده به اجرا رسیده است.

,

«دیارباران»: از دیگر فعالیت هایت بگو و از اینکه چطور وارد کار طنز شدی؟

, «دیارباران»: از دیگر فعالیت هایت بگو و از اینکه چطور وارد کار طنز شدی؟,

بنده تئاتر خیابانی کار می کنم و عشق خاصی به تئاتر خیابانی دارم. برخورد ملموس بامردم، چشم تو چشم بودن و چهره به چهره شدن با مخاطب را خیلی دوست دارم.

,

از سال 81 طنز بازی می کنم. درکار طنز آقای حلوی که برای اولین بار من را به داخل سازمان آورد. خیلی دوست داشتم یک نقش کاملا جدی و آن چیزی که واقعا احساس می کنم انرژی من را کاملا تخلیه کند بازی بکنم البته تا به امروز این اتفاق برای من در سریال ها رخ نداده است.

,

«دیارباران»: کاراکتر مورد علاقه شما؟

, «دیارباران»: کاراکتر مورد علاقه شما؟,

کاراکتری که بر روی مردم تاثیر بگذارد. من یک نمایش خیابانی را کار کردم که با موضوعیت معضل اعتیاد بود و در آن نقش یک معتاد را داشتم هنگامی که به چشم مردم نگاه می کردم تاثیرات این کار را می دیدم خصوصا افرادی که فرزند، همسر معتاد داشتند یا شخصی در خانواده آن ها معتاد بود و یا جوانانی را که به دام افتاده بودند. بارها که این نمایش تمام می شد برخی افراد من را اشتباه می گرفتند و حتی گاهی می گفتند فلانی که مجری تلویزیون است، معتاد است!

,

«دیارباران»: بهترین و بدترین خاطره دوران فعالیتت؟

, «دیارباران»: بهترین و بدترین خاطره دوران فعالیتت؟,

تلخ ترین لحظه، لحظه ای است که برای هنرمند ارزشی قایل نشوند. هر چند هنرمند هیچ وقت تشنه دیده شدن نیست زیرا هنرمند رسالت دارد و کار خودش را انجام می دهد و می رود، حال در مقابل آن دستمزدی هم می گیرد و گاهی اوقات هم نمی گیرد و پولش را هم می خورند .

,

زیباترین خاطره از مجری گریم لحظه ای بود که من برای اولین بار برنامه «آوای گیلان» را شروع کردم و هندزفری که در گوشم بود خیلی اذیتم می کرد، از آن پیغام می دادند و حرف می زدند. در روز دوم رفتم پیش یکی از همکاران سازمان که واقعا یک حرکت قشنگ انجام داد و من را نجات داد؛ گفت: وقتی به خانه میری یک موسیقی تند بگذار و از طریق هندزفری گوش کن و سپس شروع کن به حرف زدن و این مشکل از بین می رود.

,

«دیارباران»: علت موفقیت شما در خانواده و کار چه کسانی هستند؟

, «دیارباران»: علت موفقیت شما در خانواده و کار چه کسانی هستند؟,

مطمئنا خانواده من نقش بسیار مؤثری داشتند و حمایت های پدر و مادرم و دوستانی که به خوبی من را راهنمائی می کردند و اعتماد به نفس بالایم کمک می کرد. خیلی ها می گویند که من انسان خودخواهی هستم اما باید بگویم که من خودخواه نیستم اما در کار خودم انسان قدرتمندی هستم و این نشان از غرور من نیست نشان از اعتماد به نفس من است.

,

نشان از بی پولی ها، زجرها، گذشتن از موقعیت ها، مشاغل خوب و... بنده از خیلی چیزها گذشتم تا به عشق خودم برسم و خیلی مصر بودم خیلی ها آمدند و رفتند ولی من ایستادم و گفتم باید ماه عسل و نتیجه این رویدادها و اتفاقات وارده بر زندگی خودم را ببینم و باز هم برای خود سقفی قایل نیستم هر چند استان خودم را خیلی دوست دارم ولی هنر سقف ندارد می بینید از یک برکه تبدیل به یک رودخانه سپس دریا و همینطور تبدیل به اقیانوس می شود و شما به عنوان یک شناگر هر چه شنا می کنید می بینید فضا دارد بزرگ می شود و باید شنا کنید تا به جلو بروید.

,

«دیارباران»: چه کار هایی در دست اجرا دارید؟

, «دیارباران»: چه کار هایی در دست اجرا دارید؟,

تصمیم به کارگردانی یک کار تئاتر دارم مدت ها بود که کار نکرده بودم اما می خواهم دوباره شروع کنم و پیشنهاد بازی در 3 تئاتر جدی و یک نمایش کمدی بلند را دارم. در فکر یک تالک شو اجتماعی برای تلویزیون هستم که در این برنامه به معضلات زندگی مردم و با حضور خود مردم پرداخته می شود.

,

«دیارباران»: توصیه شما به هنرجویان؟

, «دیارباران»: توصیه شما به هنرجویان؟,

غرور نداشته باشند. اعتماد به نفس خیلی خوب است اما غرور خیر! برای پول ورود نکنند. احترام به پیشکسوت هیچ وقت یادشان نرود. همه چیز را تجربه کنند و هیچ وقت فراموش نکنند قرار است از کجا به کجا برسند. در زندگی برنامه ریزی داشته باشند و برای کارشان خرج کنند مثلا در رابطه با پوشش من در تلویزیون خیلی ها از من سوال می پرسند که لباس ها چگونه تامین می شود باید بگویم: تمام لباس هایی که می پوشم خودم با هزینه شخصی خودم تهیه می کنم و یک ریال از سازمان نمی گیرم زیرا می گویم باید زیبا دیده بشوم، من مجری هستم و مردم مجری را فردی زیبا، آراسته و دارای سیمای خوش می دانند.

,

«دیارباران»: جمله پایانی از ارشد امیر اسکندری:

, «دیارباران»: جمله پایانی از ارشد امیر اسکندری:,

زندگی یک طول دارد و یک عرض. طول زندگی می تواند 10 سال باشد یا 80 سال یا 100 سال اما عرض زندگی به نظر من خیلی از طول زندگی مهم تر است شما در عرض زندگی هر چقدر کاشت کنید و هر چقدر به دست بیاورید طول زندگی فراموش می شود و می توانید در حداقل 10 سال زندگی به جای یک طول 100 ساله زندگی بکنی.

,

آرزوی موفقیت برای تمامی عزیزان دارم و امیدوارم روزی فرا برسد که هنرمندان هیچ گاه دغدغه روحی و مالی نداشته باشد زیرا هنرمند جریان ساز است، جریان فکری می سازد و شاکله یک جامعه را می تواند عملی کند.

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه