قلب من خانه خداست
محبت یکی از راه های عصمت وپیشگیری از گناه و نافرمانی است و یکی از دلایل عصمت پیامبران و ائمه، از گناه این است که محبت آنان به خدا در حد کمال است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری زنان قم ، اطاعت ریشههایی دارد که «محبت» از محکمترین آنهاست. کسی میتواند از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اطاعت وپیروی کند که محبت خدا در جانش ریشه دوانده باشد. محبت ریشه پیروی، اطاعت، ترک حرامها و انجام واجبات است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری زنان قم,«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی» ؛ « بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید».
,ثبات در مسیر پیروی و اطاعت هم به میزان محبت انسان وابسته است. به هر نسبت که محبت قویتر باشد، انسان در مسیر اطاعت از پیامبر ثابتتر است و کمتر دچار لغزش و گناه میشود و هرچه محبت ضعیف تر باشد، ثبات در اطاعت کاهش مییابد و امکان انحراف و تزلزل بیشتر میشود.
,علاقه به گناه و نافرمانی، نشانه کمبود علاقه و محبت به خداست و اینکه برخی به رغم کنار گذاشتن حرامها، در دل خود حسرت میخورند که کاش آن گناه را انجام میدادم، دلیلش این است که محبت قلبی و علاقه درونی آنها به گناه، بیشتر از علاقه به خداست، از این رو واجبات را به سختی و با بی میلی انجام میدهند و هر لحظه امکان برگشت به گناه را دارند.
,راه ثبات در اطاعت و بندگی و پیروی از دستورات قرآن و پیامبر، افزایش محبت به خدا،رسول و اهل بیت (ع) است. محبت یکی از راههای عصمت وپیشگیری از گناه و نافرمانی است و یکی از دلایل عصمت پیامبران و ائمه، از گناه این است که محبت آنان به خدا در حد کمال است؛ به گونهای که هیچ چیزی نمیتواند گوشهای از قلب آنان را اشغال کند تا به آن در برابر خدا ذره ای علاقه پیدا کنند و بخواهند امر و نهی خدا را کنار بگذارند و در «دو راهی انتخاب بین امر خدا و امر غیر خدا» گرفتار سرگردانی شوند؛به گونهای که و گاه خدا و گاه شیطان را ترجیح دهند.
,دو راهی برای کسانی پیش میآید که در برابر محبوب واقعی، محبوبهای دیگری هم برای خود بسازند و رقیب وشریک خدا قرار دهند و آنگاه حیران شوند که به امر کدام عمل کنند؛ دنیا و آخرت؟ خدا یا شیطان؟ پیامبر یا طاغوت و... برای همین در منطق قرآن هر جرمی بخشیده می شود؛ جز شرک، چون کسی که برای خدا شریک قرار دهد و گوشه دل خود را برای غیر خدا خالی کند، به همان نسبت به امر و نهی خدا توجه خواهد کرد و در برابر فرمان خدا خواهد ایستاد.
,معصومان همیشه در صراط مستقیم هستند و تنها یک راه را میبیند و بس. محبت «برهان» آنهاست، مثل یوسف میبیند و جاده اصلی به رویشان گشوده میشود. و در برابر غیر، «پناه به خدا» و «معاذ الله ربی» مانع انحرافشان به جاده فرعی می شود. برای همین همیشه بر صراط مستقیماند.
,محبت خدا، باید عامل پیروی از رسول باشد، چون پیروی از رسول خدا به امر خداست «اطیعواالرسول و اولوالامر منکم» و آنکه به خدا محبت دارد، به امر خدا عمل میکند، پس عمل کردن و نکردن به دستور خدا، ترازویی است که میزان محبت ما را به خدا نشان میدهد. اگر میخواهید بدانید خدا را چقدر دوست دارید، ببینید به حرف خدا چقدر گوش میدهید و چقدر از او فرمان میبرید؟ شما به همان اندازه خدا را دست دارید که به حرف او و رسولش اهمیت میدهید و به همان اندازه محبت غیر خدا در دلتان جا دارد که به حرف غیر او و رسول او گوش میسپارید.
,راه این است که بپذیرید «القلب حرم الله»؛ قلب حرم خداست، آنگاه خواهید پذیرفت که«فلا تسکن حرم الله غیر الله»؛یعنی «در رحم خدا غیر خدا را جا نده». به خود بگویید اگر قلب من خانه خداست، غیر خدا شایسته حضور درخانه خدا نیست.
,به قلب خود، آنقدر ارزش قائل شوید که آن را به کمتر از خدا نفروشید و آن را آنقدر پاک و مقدس بشمارید که حاضر نشوید موجودی در پاکی و قدسی بودن کمتر از خدا را در آن راه دهید. این قلب شماست می تواند آشیانه مرغ محبت خدا شود یا ...انتخاب با شماست.
,

,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه