بازار نوروزی اهواز چنگی به دل نمی زند/ انتقال دست فروشان به آخر دنیا+تصاویر

بازار نوروزی اهواز چنگی به دل نمی زند/ انتقال دست فروشان به آخر دنیا+تصاویر
باز هم زمان خرید نوروزی فرا رسیده و هرکسی به کار خویش مشغول است. یکی دست بر جیب خالی خود می کشد و دیگری حنجره را می فرساید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اهوازنیوز، دراین ایام که چندروزی بیشتر تا سال جدید باقی نمانده، ازدحام در خیابان نادری اهواز موج می زند؛ از یکسو خریداران و از سوی دیگر دست فروشان.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اهوازنیوز,

خیابانی که شهردار اهواز قول زیبایی بی نظیرش را در ایام نوروزی داد ( مصاحبه وی در یازدهم اسفندماه در دومین جلسه از همایش انبوه سازان خوزستان) و دست فروشانی که فرمانداری اهواز وعده جمع آوری شان در ۹ اسفندماه را عنوان کرده بود.

,

17

, 17, 17,

در میان این رفت و آمدها، کمتر کسی دست پر راهی خانه می شود؛ گویی تنها دیدن اجناس رنگارنگ روی کف خیابان، میل خرید در خریداران را اقناع کرده و در آخر بادست خالی از بازار خارج می شوند.

,

حدودا ۴۰ ساله است، سرگردان به اجناس روی زمین نگاه می کند اما … می گوید: شغلم کارگری است یک کارگر ساده. بدون زن و بچه ام به بازار پا گذاشتم ترسیدم دل شان چیزی بخواهد و نتوانم تهیه کنم. تنهایی راهی خرید شدم ولی این ها کجا و توان منه کارگر کجا؟

,

17

, 17, 17,

 

,

07

, 07, 07,

محمدبزاز باشی، کاسب در رسته لباس مردونه فروشی در رابطه با خریدو فروش این ایام می گوید: بازار امسال به نسبت سال های قبل شلوغ نیست. از یکسو قیمت ها روز به روز بالا می رود و از سوی دیگر قدرت خرید مردم پایین می آید. وجود دست فروش ها نیز مزید بر علت شده که کار و کاسبی ما بی رونق شود تا آن جا که شب عید است و ما در مغازه مشغول بازی های اینترنتی هستیم. امسال بازار چنگی به دل نمی زند.

,

24

, 24, 24,

28

, 28, 28,

ذوق شاعری برخی از کسبه های دست فروش گل کرده، صدایش را در بلندگوی دستی اش بلند می کند: « آتیش زدم به مالم    به خاطر عیالم»

,

34

, 34, 34,

31

, 31, 31,

25

, 25, 25,

و اما پای درددل دست فروشان که می نشینی، آن ها هم دل پردردی دارند و دستانی کوتاه از سرنوشت شان.

,

شاید به جرات ۱۷ سال از عمرش می گذرد، کنار رگال مانتو ایستاده و در دل خدا خدا می کند امروز را دست خالی به خانه بازنگردد. می گوید: بعد از ازدواج دو برادرم، من شدم مرد خانواده و خرج پدر و مادرم را عهده دار شدم. سرمایه ام  تماما همین چندمانتویی است که برای فروش گذاشته ام. دلم به ایام عید خوش بود اما نمی دانم چرا امسال مردم کمتر دست به جیب می شوند.

,

39

, 39, 39,

و اما آن یکی، از مسئولین می نالد. صدایم می زند و می گوید: خانم شما خبرنگاری؟

,

دوربین عکاسی را نشانش می دهم و قبل از این که چیزی بگویم، شروع می کند: « وضعیت بازار اصلا جوابگوی سرمایه ای که وسط گذاشتم نیست، به نسبت پارسال افت زیادی کرده است. خرید مردم به صفر رسیده و آن طرف هم شهرداری اذیت می کند. به ما اجازه داده اند ازساعات ۱۲ تا ۱۶ و از ۲۲ تا یک بامداد بساط پهن و کاسبی کنیم؛ شما بگویید در این ساعات چه کسی توان گشتن وخرید کردن را دارد؟

,

بساطی ها از بهمن ماه فروش شان را شروع کردند و شهرداری هم اجازه داد از نهم اسفند تا سیزدهم فروردین در همین نادری به کاسبی ادامه دهیم و بعد منقل مان می کنند به آخر پردیس، جایی که آخر دنیاست. شما بگویید آیا آن جا کسی برای خرید می آید؟

,

من قبلا مغازه دار بودم اما کرایه ها آنقدر بالا بود که از توانم خارج بود ناچار شدم روی زمین بساط کنم. همه سرمایه ام را در کار گذاشته ام ولی گاهی ناچارم حتی زیر قیمت خرید، بفروشم.»

,

38

, 38, 38,

پرسیدم: فرمانداری روز نهم برای جابجایی شما از سطح شهر اقدام نکرد؟ جواب می دهد: « بله آمدند، ولی دست فروش ها اجازه جابجایی ندادند. گفتند ما این جوری فقط بدهی بالا می آوریم، بعد بچه ها داد زدند یا مرگ یا بساطی… به ما گفتند پس بمانید تا سیزدهم فروردین  بعد به بازار شب پردیس بروید.

,

خانم! آن جا هم باید  ثبت نام کرد و ماهیانه مبلغی رو به شهرداری پرداخت کرد. شما بگویید چطور از عهده زندگی با این مخارج و این نوع کار بربیاییم؟»

,

32

, 32, 32,

33

, 33, 33,

22

, 22, 22,

23

, 23, 23,

18

, 18, 18,

40

, 40, 40,

 

,

29

, 29, 29,

در گوشه ای دیگر، گاه چنان زیر برق آفتاب بی حوصله می شوند که با هرتلنگری بهم ریخته و دست به یقه جولان می دهند.

,

42

, 42, 42,

43

, 43, 43,

و آخر این که:

,

عید نوروز نزدیک است، و اما هرکسی درددلی دارد؛ آن مرد که هم قدرت خریدش پایین است و هم سرش نزد خانواده. آن مغازه داری که کارو کاسبی کسادش را نتیجه دست فروشان و می داند و می گوید پول کرایه مغازه را از کجا تأمین کنم؟ آن دست فروشی که می نالد پولی برای اجاره مغازه ندارد، با کلی بدهی این فروشندگی را راه انداخته است و بازهم دستش خالی است.

,

19

, 19, 19,

16

, 16, 16,

 

,

11

, 11, 11,

 

,

12

, 12, 12,

13

, 13, 13,

14

, 14, 14,

15

, 15, 15,

09

, 09, 09,

10

, 10, 10,

06

, 06, 06,

01

, 01, 01,

03

, 03, 03,

04

, 04, 04,

05

, 05, 05,

27

, 27, 27,

26

, 26, 26,

44

, 44, 44,

45

, 45, 45,

50

, 50, 50,

48

, 48, 48,

49

, 49, 49,

51

, 51, 51,

53

, 53, 53,

52

, 52, 52,

55

, 55, 55,

54

, 54, 54,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه