دقیقه ی 90 است... نکند گل زدن هم یادمان رفته است؟

دقیقه ی 90 است... نکند گل زدن هم یادمان رفته است؟
انگار این روزها فقط یادگرفته ایم دسته گل به آب دهیم؛ نمیدانم کجای دنیا ایستاده ایم و یا کجا به نظاره آنچه که کم گذاشته ایم نشسته ایم!!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرآت نیوز،

, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرآت نیوز,

اسمش زهرا ست و 11 سالشه

, اسمش زهرا ست و 11 سالشه ,

, ,

 

,

فقط 11 سالشه ، 11سال...

, فقط 11 سالشه ، 11سال...,

 

,

, ,

!!!...آن روز آمد پیش ما... نمیدانم چرا

, آن روز آمد پیش ما... نمیدانم چرا,

اما آمد وازاوضاع زندگی اش برایمان گفت .

, اما آمد وازاوضاع زندگی اش برایمان گفت .,

با خودش 5 خواهر و برادراند

, با خودش 5 خواهر و برادراند ,

خواهربزرگش فاطمه, در 18 سالگی ازدواج کرده و یک فرزنددارد وشوهرخواهرش معتاد است

, خواهربزرگش فاطمه, در 18 سالگی ازدواج کرده و یک فرزنددارد وشوهرخواهرش معتاد است,

دو برادر دارد ...محمد15 ساله و مهدی7ساله

, دو برادر دارد ...محمد15 ساله و مهدی7ساله ,

چی...؟ شغل برادرانش ؟ خب معلوم است به شغل شریف بیکاری مشغولند

, چی...؟ شغل برادرانش ؟ خب معلوم است به شغل شریف بیکاری مشغولند,

شاید بعدها و در اثر گذشت زمان شغلشان شریف تر هم شود

, شاید بعدها و در اثر گذشت زمان شغلشان شریف تر هم شود ,

مثلا... معتاد شوند.

, مثلا... معتاد شوند.,

بگذریم ... نیامده ایم برای دوپهلو حرف زدن وطعنه زدن ...

, بگذریم ... نیامده ایم برای دوپهلو حرف زدن وطعنه زدن ...,

انگاردیگرزمان پاس دادن های مکرر گذشته است، باید به دنبال این باشیم که چه کنیم دیگر زهرا تااین حدغمگین نباشد...!!

, انگاردیگرزمان پاس دادن های مکرر گذشته است، باید به دنبال این باشیم که چه کنیم دیگر زهرا تااین حدغمگین نباشد...!! ,

آمده ایم برای برانگیختن افکارها

, آمده ایم برای برانگیختن افکارها,

دقیقه ی 90 است... نکند گل زدن هم یادمان رفته است؟

, دقیقه ی 90 است... نکند گل زدن هم یادمان رفته است؟,

انگار این روزها فقط یادگرفته ایم دسته گل به آب دهیم

, انگار این روزها فقط یادگرفته ایم دسته گل به آب دهیم,

نمیدانم کجای دنیا ایستاده ایم و یا کجا به نظاره آنچه که کم گذاشته ایم نشسته ایم!!

, نمیدانم کجای دنیا ایستاده ایم و یا کجا به نظاره آنچه که کم گذاشته ایم نشسته ایم!!,

فقط میدانم آن قدرکوتاهی کرده ایم که موفق شده ایم آسمان چشمهای کودکی بارانی شود...!!

, فقط میدانم آن قدرکوتاهی کرده ایم که موفق شده ایم آسمان چشمهای کودکی بارانی شود...!!,

, ,

آری بگذار بگذریم....

, آری بگذار بگذریم....,

حال از این عکس ونگاهش هم گذشتیم بگوبا ادامه شنیده هایمان چه کنیم؟

, حال از این عکس ونگاهش هم گذشتیم بگوبا ادامه شنیده هایمان چه کنیم؟,

آنها را کجای دلمان جا دهیم؟ مگر می شود گوش داشته باشی وشنواهم باشی اما نشنوی؟

, آنها را کجای دلمان جا دهیم؟ مگر می شود گوش داشته باشی وشنواهم باشی اما نشنوی؟ ,

دل داشته باشی قلبت هم بتپد اما نسوزی؟

, دل داشته باشی قلبت هم بتپد اما نسوزی؟,

 حال که شده است... بگذاراز ادامه ی رویش غصه هایش بگوییم....

,  حال که شده است... بگذاراز ادامه ی رویش غصه هایش بگوییم.... ,

خواهری دارد 10 ماهه .... وهمه باهم درخانه عمویشان زندگی میکنند ...

, خواهری دارد 10 ماهه .... وهمه باهم درخانه عمویشان زندگی میکنند ...,

 البته اگر بتوانی نامش را زندگی بنامی...

,  البته اگر بتوانی نامش را زندگی بنامی...,

راستی... بچه 11 ساله الان باید کلاس چندم باشد؟

, راستی... بچه 11 ساله الان باید کلاس چندم باشد؟,

جهادی313: - زهرا ...! کلاس چندمی؟

, جهادی313: - زهرا ...! کلاس چندمی؟,

زهرا: ـ خانم اجازه ....! کلاس اول بودیم.

, زهرا: ـ خانم اجازه ....! کلاس اول بودیم.,

, ,

زهرا کلاس اول بودکه درس و مدرسه را رها کرد.

, زهرا کلاس اول بودکه درس و مدرسه را رها کرد.,

چرا؟!!!!

, چرا؟!!!!,

خودش که میگوید دلیل ترک تحصیل اش نگهداری از خواهر کوچکتر و اعتیاد خانواده اش هست

, خودش که میگوید دلیل ترک تحصیل اش نگهداری از خواهر کوچکتر و اعتیاد خانواده اش هست ,

بله اعتیاد خانواده!!!!

, بله اعتیاد خانواده!!!!,

نام: مادر

, نام: مادر,

شغل :کارگر زمین مردم

, شغل :کارگر زمین مردم,

هنر : مصرف مواد مخدر

, هنر : مصرف مواد مخدر,

(میگن کشیدن هنر نمی خواد ، کافیه فقط درد ببینی تا یک عمر زجر بکشی)

, (میگن کشیدن هنر نمی خواد ، کافیه فقط درد ببینی تا یک عمر زجر بکشی),

توضیحات بیشتر : وقتی مواد به او نمی رسد ، کودک 10ماه را برمیدارد و میکوبد به دیوار

, توضیحات بیشتر : وقتی مواد به او نمی رسد ، کودک 10ماه را برمیدارد و میکوبد به دیوار,

دیوانه؟ نه دیوانه نیست ... اوفقط معتاد است. همین!

, دیوانه؟ نه دیوانه نیست ... اوفقط معتاد است. همین! ,

خب معتاد است قبول! اما هنوز برای زهرا مادرش است ، مادر...

, خب معتاد است قبول! اما هنوز برای زهرا مادرش است ، مادر...,

و تمام دنیا اگر دست به دست هم دهند بازهم زهرا مادرش را دوست دارد قدر تمام آن همه دنیا!

, و تمام دنیا اگر دست به دست هم دهند بازهم زهرا مادرش را دوست دارد قدر تمام آن همه دنیا!,

, ,

به چی فکر میکنی زهرا...

, به چی فکر میکنی زهرا...,

به اینکه ، کنار ما آروم نشستی و هر لحظه امکان داره خواهر کوچکت به دیوار کوبیده بشه؟

, به اینکه ، کنار ما آروم نشستی و هر لحظه امکان داره خواهر کوچکت به دیوار کوبیده بشه؟,

غصه های تو آن قدرعجیب اند که من در رویاهای خودهم آن را نمیپرورانم

, غصه های تو آن قدرعجیب اند که من در رویاهای خودهم آن را نمیپرورانم,

انقدرسخت هستند که دلم برای شنیدنشان هم طاقت نمی آورد.

, انقدرسخت هستند که دلم برای شنیدنشان هم طاقت نمی آورد.,

اما نمیدانم چرا تو انقدر راحت با آن کنار می آیی و ما این قدر راحت از آن می گذریم

, اما نمیدانم چرا تو انقدر راحت با آن کنار می آیی و ما این قدر راحت از آن می گذریم,

 هرچند میدانم سکوتت، تردیدت و تمام خرده حرف زدن هایت برای چیست ...!

,  هرچند میدانم سکوتت، تردیدت و تمام خرده حرف زدن هایت برای چیست ...!,

آخر هرچه که باشد ، هرچقدر هم که به تو بد بگذرد باز هم خانواده ات هستند

, آخر هرچه که باشد ، هرچقدر هم که به تو بد بگذرد باز هم خانواده ات هستند ,

وتوبازهم حاضری تمام غصه های دنیا را به دل بخری اما در کنار آنها روزهای سخت را بگذرانی

, وتوبازهم حاضری تمام غصه های دنیا را به دل بخری اما در کنار آنها روزهای سخت را بگذرانی,

اما زهرا جان... تو تنها روزها را نمیگذرانی؛ بلکه  داری به دغدغه هایمان رنگ دقیقه میبخشی

, اما زهرا جان... تو تنها روزها را نمیگذرانی؛ بلکه  داری به دغدغه هایمان رنگ دقیقه میبخشی ,

داری به ما میگویی که،ته ته باورهایتان را از این کاغذبازی ها و سال و ماه و هفته در بیاورید

, داری به ما میگویی که،ته ته باورهایتان را از این کاغذبازی ها و سال و ماه و هفته در بیاورید ,

وبه لحظه بیاندیشید...

, وبه لحظه بیاندیشید...,

درست همان لحظه که تو نگران خواهرت در خانه هستی!!

, درست همان لحظه که تو نگران خواهرت در خانه هستی!!,

آن کودک 10 ماهه ای که سپر بلای نشئگی مادر است

, آن کودک 10 ماهه ای که سپر بلای نشئگی مادر است ,

او وتویی که به جرم هیچ گناهی محکوم به کشیدن زجرهای روزگار هستید     

, او وتویی که به جرم هیچ گناهی محکوم به کشیدن زجرهای روزگار هستید      ,

درست در همان لحظات ما در نهایت آرامش به مشکلات تو می اندیشیم و یا نهایتا کمی غصه میخوریم

, درست در همان لحظات ما در نهایت آرامش به مشکلات تو می اندیشیم و یا نهایتا کمی غصه میخوریم,

همین... !

, همین... !,

و همین، دردی از دردهایت را کم که نمی کند هیچ ... دمار از دل کوچکت در می آورد

, و همین، دردی از دردهایت را کم که نمی کند هیچ ... دمار از دل کوچکت در می آورد ,

وحتی اشکت را هم در می آورد که چرا سهم ما دارا بودن است و سهم تو مدارا کردن ...

, وحتی اشکت را هم در می آورد که چرا سهم ما دارا بودن است و سهم تو مدارا کردن ...,

که چرا هرچه خوب است مال ماست و هرچه بد است مال تو

, که چرا هرچه خوب است مال ماست و هرچه بد است مال تو ,

, ,

راستی زهرا بابایت کجاست؟

, راستی زهرا بابایت کجاست؟,

زهرا: - بابا...؟ بابای من؟!!!

, زهرا: - بابا...؟ بابای من؟!!!,

, ,

- زندان است.

, - زندان است.,

"کار بدی نکرده...ازفامیلمون موتور خریده؛نگو که موتوردزدی بوده واومدن بابا منو گرفتن "

, "کار بدی نکرده...ازفامیلمون موتور خریده؛نگو که موتوردزدی بوده واومدن بابا منو گرفتن ",

نام: پدر

, نام: پدر,

شغل : معتاد

, شغل : معتاد ,

توضیحات بیشتر: هیچ چیز اضافه ای ندارد

, توضیحات بیشتر: هیچ چیز اضافه ای ندارد ,

جز کودکانی که سرپرستی شان بردوشش سنگینی میکنند

, جز کودکانی که سرپرستی شان بردوشش سنگینی میکنند,

, ,

خجالت میکشیدم که بپرسم دلت برای بابا تنگ شده است یا نه ؟

, خجالت میکشیدم که بپرسم دلت برای بابا تنگ شده است یا نه ؟,

آخر برای تنگی دلت هیچ نداشتم !

, آخر برای تنگی دلت هیچ نداشتم !,

هم دستان و هم اندیشه ام خالی از هیچی بود که میتوانستم تقدیمت کنم

, هم دستان و هم اندیشه ام خالی از هیچی بود که میتوانستم تقدیمت کنم,

هیچی ای که تو از آن لبریزی...

, هیچی ای که تو از آن لبریزی...,

هر مشتی که باز شد برایت پوچ بود

, هر مشتی که باز شد برایت پوچ بود,

بازی گل یا پوچ غمگینی ست

, بازی گل یا پوچ غمگینی ست,

میدانم که نمیدانی گلهای عالم کجایند که این همه پوچی از آن توست

, میدانم که نمیدانی گلهای عالم کجایند که این همه پوچی از آن توست,

این همه پوچی...

, این همه پوچی...,

کمرکودک11 ساله را یقینا خم میکند

, کمرکودک11 ساله را یقینا خم میکند,

, ,

در میان کلاسهایی که بچه های گروه جهادی 313 برگزار کرده بودند

, در میان کلاسهایی که بچه های گروه جهادی 313 برگزار کرده بودند ,

تو اومدی و رفتی نشستی سر کلاس ریاضی

, تو اومدی و رفتی نشستی سر کلاس ریاضی ,

این یعنی تو هنوزم دوست داری درس بخوانی اما... نمیتوانی ...

, این یعنی تو هنوزم دوست داری درس بخوانی اما... نمیتوانی ... ,

به خاطر...

, به خاطر...,

آهای آدمها ... زهرا هنوز هم دوست دارد درس بخواند

, آهای آدمها ... زهرا هنوز هم دوست دارد درس بخواند,

چرا کسی صدای فریاد را نمی شنود ؟!

, چرا کسی صدای فریاد را نمی شنود ؟!,

اصلا چه کسی باید بشنود...؟!

, اصلا چه کسی باید بشنود...؟!,

مسئول زهرایی که هم پدر و هم مادرش معتاد اند کیست ...؟!

, مسئول زهرایی که هم پدر و هم مادرش معتاد اند کیست ...؟!,

تنهایی، درد عجیبی ست اما بی پناهی از آنی هم که باید باشد عجیب تر است

, تنهایی، درد عجیبی ست اما بی پناهی از آنی هم که باید باشد عجیب تر است ,

وقتی که پناهی نداری...

, وقتی که پناهی نداری... ,

وقتی پدری نداری که مثل کوه پشتت باشد و به او تکیه کنی ...

, وقتی پدری نداری که مثل کوه پشتت باشد و به او تکیه کنی ...,

 مادری نداری که همدمت باشد و سرت را بر روی زانوهاش بگذاری ...

,  مادری نداری که همدمت باشد و سرت را بر روی زانوهاش بگذاری ...,

طفل 10 ماهه را به آغوش میکشی و کنج اتاق خیره میشوی به تمام نداشته هایت .

, طفل 10 ماهه را به آغوش میکشی و کنج اتاق خیره میشوی به تمام نداشته هایت .,

در حالی که خودت هیچ پشت و پناهی نداری ، پناه خواهر کوچیکترت میشوی!!!!

, در حالی که خودت هیچ پشت و پناهی نداری ، پناه خواهر کوچیکترت میشوی!!!!,

به این فکرمیکنم آخر بر چه اصلی باید بنا شود آن قصر صورتی آرزوهای فردای تو

, به این فکرمیکنم آخر بر چه اصلی باید بنا شود آن قصر صورتی آرزوهای فردای تو,

زهرا... 11 ساله بودی دیگه؟

, زهرا... 11 ساله بودی دیگه؟,

اما به نحوه ی زندگی کردنت بیشتر می خورد

, اما به نحوه ی زندگی کردنت بیشتر می خورد ,

زندگی ات چقدر شکسته و پیر است

, زندگی ات چقدر شکسته و پیر است ,

پس بازی های کودکانه ات را کجای این تلخی ها پنهان کردی ؟

, پس بازی های کودکانه ات را کجای این تلخی ها پنهان کردی ؟,

, ,

توخودت نمیدانی زهرا!

, توخودت نمیدانی زهرا!,

این همه توفیق اجباری به چه جرمی ست؟

, این همه توفیق اجباری به چه جرمی ست؟,

آخر گناه تو چیست؟

, آخر گناه تو چیست؟,

سهم تو از زندگی چیست؟

, سهم تو از زندگی چیست؟,

شاید تو همان امتحان خداوند هستی برای ما.

, شاید تو همان امتحان خداوند هستی برای ما.,

شاید برای آزموده شدن ماخلق شده ای...ونمیدانم ماچند باربا سهل انگاری هایمان درآزمونهایی مثل توردشده ایم

, شاید برای آزموده شدن ماخلق شده ای...ونمیدانم ماچند باربا سهل انگاری هایمان درآزمونهایی مثل توردشده ایم,

شاید کارمان  از تک ماده و رحمان و رحیم هم گذشته است

, شاید کارمان  از تک ماده و رحمان و رحیم هم گذشته است ,

نکند به صدق ا... العلی العظیم رسیده ایم؟!!!

, نکند به صدق ا... العلی العظیم رسیده ایم؟!!!,

زهرا ...

, زهرا ...,

برای تمام درد هایت حرفی نداشتم

, برای تمام درد هایت حرفی نداشتم ,

فقط برای تسکین زخم هایت گفتم:

, فقط برای تسکین زخم هایت گفتم:,

آسمون و دیدی؟

, آسمون و دیدی؟ ,

سرت را برایم تکان دادی

, سرت را برایم تکان دادی,

دیدی چقدر بزرگه ؟ چقدر قشنگه؟

, دیدی چقدر بزرگه ؟ چقدر قشنگه؟,

باز هم به نشانه تایید سرت را تکان دادی

, باز هم به نشانه تایید سرت را تکان دادی ,

انگار زبانت را گذاشته ای برای روز مبادا

, انگار زبانت را گذاشته ای برای روز مبادا,

آن روز نزدیک است... آیا؟

, آن روز نزدیک است... آیا؟,

, ,

زهرا این آسمونم باتموم قشنگی هاش یه روزی ابری میشه سیاه میشه دلش میگیره

, زهرا این آسمونم باتموم قشنگی هاش یه روزی ابری میشه سیاه میشه دلش میگیره,

درست مثل دل تو ...

, درست مثل دل تو ...,

 

,

آسمون ابری میشه تا بارون بباره

, آسمون ابری میشه تا بارون بباره,

تا حالا زیر بارون رفتی؟

, تا حالا زیر بارون رفتی؟,

لبخندی کودکانه بر لبانت مینشیند واین بار هم سری تکان میدهی ...

, لبخندی کودکانه بر لبانت مینشیند واین بار هم سری تکان میدهی ...,

من که دیگر میدانم زیاد زیر باران چشمهایت خیس شده ای ...

, من که دیگر میدانم زیاد زیر باران چشمهایت خیس شده ای ...,

میدانم... تمام شیطنت های کودکانه ات را در زیر همین باران ها دفن کرده ای

, میدانم... تمام شیطنت های کودکانه ات را در زیر همین باران ها دفن کرده ای,

و این را هم میدانم که این شعر چقدر باتو غریبه است

, و این را هم میدانم که این شعر چقدر باتو غریبه است,

....

, ....,

!

, !,

باز باران...

, باز باران...,

با ترانه ...

, با ترانه ...,

با گهرهایی فراوان

, با گهرهایی فراوان ,

میخورد بربام خانه

, میخورد بربام خانه,

کودکی 10 ساله بودم....

, کودکی 10 ساله بودم....,

آخر تو از کلاس اول دیگربه مدرسه نرفته ای که این شعر ورد زبانت باشد

, آخر تو از کلاس اول دیگربه مدرسه نرفته ای که این شعر ورد زبانت باشد ,

جالب است همه ی ما این شعر را حفظ هستیم

, جالب است همه ی ما این شعر را حفظ هستیم,

تو هم بلدی اما... به سبک زندگی خودت

, تو هم بلدی اما... به سبک زندگی خودت ,

...

, ...,

!

, !,

باز گریه...

, باز گریه...,

با بهانه...

, با بهانه...,

با دادهایی فراوان

, با دادهایی فراوان ,

می خورد بر روی شانه

, می خورد بر روی شانه,

"کودکی 11 ساله بودم"

, "کودکی 11 ساله بودم",

تنها شباهت تو با ما این است که کودک بودی. همین!

, تنها شباهت تو با ما این است که کودک بودی. همین!,

و ما در این روزها تلاش می کنیم تا بتوانیم شعر تو را لااقل برای حالیان خودمان از بر بخوانیم تا در برابر آیندگانمان چشم بر زمین ندوزیم و شرمسار کودکانمان نباشیم.

, و ما در این روزها تلاش می کنیم تا بتوانیم شعر تو را لااقل برای حالیان خودمان از بر بخوانیم تا در برابر آیندگانمان چشم بر زمین ندوزیم و شرمسار کودکانمان نباشیم.,

 

,

, ,

دستان کوچکت را میفشارم و می گویم : بعد بارون چی در میاد زهرا ؟

, دستان کوچکت را میفشارم و می گویم : بعد بارون چی در میاد زهرا ؟,

فقط نگاهم میکنی...

, فقط نگاهم میکنی...,

و من  : زهرا جون منتظر رنگین کمون زندگیت باش

, و من  : زهرا جون منتظر رنگین کمون زندگیت باش,

روزهای قشنگ زیاد دور نیستند

, روزهای قشنگ زیاد دور نیستند,

بالاخره بارون آسمون زندگیت بند میاد

, بالاخره بارون آسمون زندگیت بند میاد ,

بالاخره صدای چیک چیک امید از ناودون دلت به گوشت میرسه

, بالاخره صدای چیک چیک امید از ناودون دلت به گوشت میرسه ,

بالاخره طوفان تموم میشه

, بالاخره طوفان تموم میشه,

, ,

اشک توی چشمهای تو دوباره حلقه میزنه

, اشک توی چشمهای تو دوباره حلقه میزنه,

از جات بلند میشی و با همون نگرانی که تو وجودت موج میزنه میگی که باید بری

, از جات بلند میشی و با همون نگرانی که تو وجودت موج میزنه میگی که باید بری,

اما زهرا قبل رفتنت یادت نره روزهای خوب نزدیکن

, اما زهرا قبل رفتنت یادت نره روزهای خوب نزدیکن,

درست مثل دلهای ما آدما ...

, درست مثل دلهای ما آدما ...,

دیگرفرسنگها فاصله هم حریف دلم نمی شود،وقتی تودردلت بغض داری ودل من بخواهدبازهم صبوری کند

, دیگرفرسنگها فاصله هم حریف دلم نمی شود،وقتی تودردلت بغض داری ودل من بخواهدبازهم صبوری کند ,

فقط صرفا جهت اطلاع میگویم ...

, فقط صرفا جهت اطلاع میگویم ...,

 شاید فردای قیامت نتوانیم پاسخگوی نگاه زهرا که پراز فریاد است باشیم

,  شاید فردای قیامت نتوانیم پاسخگوی نگاه زهرا که پراز فریاد است باشیم,

زهرا ... دلمان را به آتش کشیده ای... حال میخواهی بروی ؟اینگونه نمی شود

, زهرا ... دلمان را به آتش کشیده ای... حال میخواهی بروی ؟اینگونه نمی شود ,

لااقل یکبار بخند و بگذار خنده ات آبی شود بر شعله های غمهای تو

, لااقل یکبار بخند و بگذار خنده ات آبی شود بر شعله های غمهای تو,

خانه ات آباد ... یکبار دگر بگو سیب!

, خانه ات آباد ... یکبار دگر بگو سیب!,

, ,

اینجوری نه زهرا...

, اینجوری نه زهرا...,

طوری بخند که قهقه ی لبخندت قلقلک دغدغه هایم باشد

, طوری بخند که قهقه ی لبخندت قلقلک دغدغه هایم باشد ,

بخند.... بخند ... بخند ....

, بخند.... بخند ... بخند ....,

, ,

حالا شد.

, حالا شد.,

ما فقط تونستیم همین لبخند روی لبهایش نقش ببندیم

, ما فقط تونستیم همین لبخند روی لبهایش نقش ببندیم ,

شاید شما بتوانید تمام وجودش را غرق شادی کنید

, شاید شما بتوانید تمام وجودش را غرق شادی کنید,

انتخاب با خودتان است؟

, انتخاب با خودتان است؟,

امضا : گروه جهادی313

, امضا : گروه جهادی313,

همه ی این حرف ها صرفا جهت اطلاع بود.

, همه ی این حرف ها صرفا جهت اطلاع بود.,

زهرا رفت

, زهرا رفت ,

ما رفتیم

, ما رفتیم,

وبازهم تنها کلاسی ماند که پر از هیچی ست ...

, وبازهم تنها کلاسی ماند که پر از هیچی ست ...,

, ,

تعجیل در امر فرج صلوات.

, تعجیل در امر فرج صلوات.,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه