مراسم تجدید میثاق خواهران با شهدا در تفرش برگزار شد
عصر اولین روز برگزاری همایش «نبوت، جهاد، شهادت» در تفرش، مراسم تجدید میثاق خواهران با شهدا برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای تفرش، عصر اولین روز برگزاری همایش «نبوت، جهاد، شهادت» در تفرش، مراسم تجدید میثاق خواهران با شهدا در سالن پروفسور حسابی تفرش برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای تفرش, ندای تفرش, ندای تفرش, ندای تفرش,
"فرشته فهمیده" خواهر شهیدان فهمیده در این مراسم گفت: 36هزار نوجوان به شهادت رسیده اند و چشم امید ما خانواده شهدا به همه شماست تا انتظارات ما را برآورده کنید.
,
وی اظهار کرد: شما با اتحاد و همبستگی، اعتقاد و ایمان باید ثابت کنید که اگر شهدا رفتند شما هستید تا پرچم اسلام را در همه جا به اهتزاز درآورده و تا پای جان ایستاده اید.
,
"فهمیده" در خصوص زندگی محمد حسین فهمیده، افزود: محمد حسین سخنرانی های امام (ره) را در زمان انقلاب در کرج توزیع می کرد و چند روز قبل از ورود امام خمینی (ره) به میهن تصادف کرد و در بیمارستان بستری بود و از این که نمی توانست در روز ورود امام (ره) برود اظهار ناراحتی می کرد.
,
وی ادامه داد: پس از مرخص شدنش از بیمارستان در تمامی مراسمهایی که با حضور امام (ره) برگزار می شد حتی در شهرهای دیگر حضور داشت.
,
"فهمیده" با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی در سال59، بیان کرد: اوایل مهرماه 59بود که پس از آماده کردن ما برای مدرسه، گفت امروز می خواهم به فوتبال بروم و مدرسه نمی روم. ظهر که از مدرسه آمدم دیدم مادرم و برادر کوچکترم گریه می کنند. پرسیدم چه شده گفتند که محمد حسین به محمد حسن گفته که به جبهه می رود.
وی گفت: ای بار دومی بود که محمد حسین به جبهه رفته بود. در دفعه اول از کردستان به کرج آورده و از مادرم تعهد گرفته بودند تا محمد حسین از کرج خارج نشود. ولی محمد حسین می گفت: «امام هرجا که بگوید می روم.»
,
,
,
"فهمیده" اظهار کرد: اوایل آبان ماه بود که در حال خوردن غذا بودیم. از رادیو شنیدیم که نوجوان 13ساله ای زیر تانک رفته و خود نیز به شهادت رسیده است. مادرم گفت این محمد حسین است. داود برادرم گفت نه مادر او نیست من فردا می روم و اور را پیدا می کنم و می آورم. 7آبان ماه بود که ماموری به در خانه آمد و گفت محمد حسین در بیمارستان اهواز است و برویم ببنیم. اما در روز 8آبان ما پیکر نیمه سوخته حسین را در بهشت زهرا تحویل گرفتیم.
,
وی ادامه داد: پس از 40روز از خاکسپاری محمد حسین سنگ قبر او را انداختیم. مادرم به من گفت تا روی سنگ قبر را بخوانم. پس از خواندنم مادر گریه کرد. ازش پرسیدم چرا گریه می کنی. گفت یک روز محمد حسین به خانه آمد ازش پرسیدم کجا بودی گفت سر قبرم بهشت زهرا، قطعه 24کنار قبر آقای طالقانی بودم. بهش گفتم من را ببر آنجا گفت آنقدر بیایی و بروی که خسته شوی.
,
"فهمیده" با اشاره به شهادت رسیدن داود بردار دیگرش، افزود: 3سال پس از شهادت حسین داود در عملیاتی در منطقه حاج عمران به شهادت رسید.
,
وی گفت: 17سال پس از شهادت محمد حسین از همرزمانش دعوت کردیم که به خانه ما بیایند. چند همرزم و یک مادر شهید به خانه ما آمدند. از لحظه ورود آنها به خانه بوی عطری در فضا پیچیده بود.مادر شهید بختیاری در حالی که گریه می کرد چفیه محمد حسین را به ما داد و گفت شب قبل از شهادت محمد حسین چفیه را روی دست شهید بختیاری باز می کند و گریه می کند و می گوید که دلش برای مادرش تنگ شده است. دوست دارد برگردد تا مادر دیده و دوباره به جبهه بیاید. اما فردای ان روز به شهادت می رسد.
,
"حجت الاسلام محمدی" عفت، حیا، حجاب، اخلاق، اخلاص را از مدالهای افتخار حضرت زهرا(س) برشمرد.
وی اظهار کرد: بین زنان و مردان اختلاف زیادی وجود دارد که خانواده ها با دانستن آن ها می توان زندگی بهتری داشته باشند.
اجرای کلیپ، اجرای تاتر «سوگی ساقی» توسط گروه بین المللی حنانه، اجرای همخوانی توسط گروه بین المللی حنانه از دیگر برنامه های این مراسم بود.
,
,
,
,
,
,
,

,

,

,

,

,

,

,

,

,

,

, ,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه