پیام رای نیاوردن‌ هاشمی ‌برای ریاست مجلس خبرگان چه بود؟

انتخابات سال آینده خبرگان را جدی بگیریم

انتخابات سال آینده خبرگان را جدی بگیریم
هفته گذشته اجلاس هفدهم خبرگان برگزار و ریاست آن با رای اعضا انتخاب شد. قاعدتا انتخاب نشدن آیت‌الله هاشمی به عنوان رئیس خبرگان ـ همان‌طور که در رسانه‌ها هم منعکس شد‌ـ مهم‌ترین خبر این اجلاس بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، هفته گذشته اجلاس هفدهم خبرگان برگزار و ریاست آن با رای اعضا انتخاب شد. قاعدتا انتخاب نشدن آیت‌الله هاشمی به عنوان رئیس خبرگان ـ همان‌طور که در رسانه‌ها هم منعکس شد‌ـ مهم‌ترین خبر این اجلاس بود. نکته جالب هم همین بود که انتخاب نشدن آیت‌الله هاشمی بیش از انتخاب رئیس مورد توجه قرار گرفت و نشان داد که افکار عمومی بیش از آنکه دغدغه انتخاب رئیس خبرگان را داشته باشند، دغدغه آن را دارند که جایگاه و تاثیر آیت‌الله هاشمی در این مجلس تا چه اندازه خواهد بود. انتخاب نشدن آیت‌الله هاشمی در انتخابات ریاست خبرگان اولین شکست ایشان در رقابت سیاسی نیست. ایشان از معدود سیاستمداران پس از انقلاب و یگانه بازمانده از نسل اول انقلاب است که بارها خود را در معرض آزمون رای مردم و نمایندگان مجالس کشور گذاشته‌ است. این آزمون‌ها همراه با پیروزی‌ها و شکست‌های متعدد بوده‌اند. از جمله باید به انتخابات همین مجلس خبرگان اشاره کرد که پس از شکست ایشان در انتخابات ریاست‌جمهوری ایشان در سال 1384 برگزار شد، و ایشان با فاصله‌ای زیاد از نفر دوم، رای اول تهران را به دست آورد. تجربه سیاسی آیت‌الله هاشمی نشان می‌دهد که او از حضور مداوم در انتخابات‌های متعدد و حتی شکست هراسی ندارد. بلکه بر اساس برنامه سیاسی مشخص که همانا مصالح کشوروانقلاب است، در عرصه‌های مختلف حضور به هم می‌رساند. اما از انتخابات 19 اسفند ریاست خبرگان چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟ لازم است به چهار نکته اشاره کنم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

اول- انتخاب نشدن آیت الله هاشمی برای ریاست خبرگان قطعا برای خود ایشان چندان با اهمیت نیست. با توجه به روحیات و أفکار هاشمی که دراینهمه سال ودرطول حوادث گوناگون نیم قرن اخیردراوسراغ داریم درکدام صندلی نشستن برای او تعیین کننده نیست نفوذ کلام اودربخش عظیمی ازجامعه واندیشه إصلاح محوروشخصیت معتدلی که درفرازوفرودسالهاتلاش ومبارزه دروجوداوشکل گرفته اصلی ترین سرمایه ایست که همواره اورادرجایگاه ویژه ومخصوص بخودش درافکارعمومی جامعه نگاهداشته وبرأی موافق ومخالف بعنوان مرجع کانونی سیاست ورزی دینی شناخته شده است. هاشمی تکالیفی برای خود در راستای خدمت به مردم، کشور و نظام قائل هست که بر مبنای آن عمل می‌کند ودرعین حال همان‌طور که خودشان در آخرین گفت‌وگوی قبل از جلسه اخیر خبرگان خود اعلام کرد برای تاثیرگذاری در مقاطع حساس در مجلس خبرگان لازم نیست حتما در ریاست مجلس خبرگان باشد. در واقع ریاست مجلس خبرگان برای شخص آقای‌ هاشمی ‌مزیتی تعیین کننده نیست ، وبه تعبیری هاشمی ،هرکجا باشد همان هاشمی است که به تکلیف خود عمل کرده ومیکندوهمان تاثیرگذاری شگفت خود را خواهد داشت . منطق قوی ،بردباری درتحمل نظرات دیگر،بیان إقناعی وخیرخواهی عمیق برای کشور ومردم ،توان همگراسازی سلیقه های گوناگون واستفاده ازتوان جمع را که همه ازمشخصات ضروری ریاستی موفق است ازویژگیهای شاخص وچشمگیر ایشان است. شاید درشرایط عادی با اندک تفاوتی هرجمعی با هر شخصیتی بالاخره اداره شود. ولی درمقاطع حساس وتصمیمات سرنوشت ساز چنین ویژگیهائی است که نقش ریاست راحیاتی مینماید وتوان به جمعبندی رساندن مجموعه نظرات راباکمترین هزینه به ارمغان می آورد. هاشمی درمقاطع بسیارحساس ومهمی چنین انجام وظیفه ای را ازخود بیادگار گذاشته است. از آغازانقلاب هاشمی ‌نشان داده‌که در مقاطع حساس و تاثیرگذار در هر مقامی‌که باشند از ریاست مجلس شورای اسلامی ‌تا ریاست خبرگان تا ریاست جمهوری و در مجمع تشخیص مصلحت نظام، وهر کجا که بوده چنین کرده

,

اما باید این مسئله مهم را در نظر داشت که مجلس خبرگان است که به واسطه اهمیت خود نقشی که در لحظات حساس دارد، به مدیر و رئیسی قدرتمند و مدبر نیازمند است. مدیریت آیت‌الله هاشمی بر مجلس خبرگان در لحظه رحلت امام را به یاد آوریم. به راستی اگر کسی غیر از ایشان در آن هنگام این وظیفه را برعهده است، آیا فرایند انتخاب رهبری پس از حضرت امام آن‌قدر سریع و مدبرانه طی می‌شد؟ .

,

دوم: باید پرسید که این واقعه چه پیامی برای جریان‌های سیاسی ـ به ‌خصوص اعتدالیون و اصلاح طلبان‌ـ و مردم دارد. در چند سالاخیر آیت‌الله‌ هاشمی ‌نماینده و سمبل جریان معتدل و مخالف همیشگی تندروی‌ها و افراط‌ها بوده‌‌اند. در نتیجهافراطیون تمام تلاش خود را برای منزوی کردن ایشان کرده‌اند. این جریان که گوئی می‌خواهد افراد با سابقه وتاثیر‌گذار در انقلاب راحذف کند تاجائی برای خود دست وپا کند در این مسیر بی‌پروا تاخته ومی‌تازدوبی محابا ازهمه امکاناتی که دردسترسش بوده حتی تریبون مجلس ورسانه ملی بهره گرفته است گرچه شواهد نشان می‌دهد که این گروه در برابر آیت‌الله‌ هاشمی، به هیچ توفیقی دست نیافته است و دلیل آن کیاست آیت‌الله و نگاهی است که کلیت کشور و نظام به ایشان ‌دارد. اگر در اول انقلاب جریانی همچون فرقان به ترور فیزیکی آیت‌الله هاشمی ‌دست زد گوئی این جریان اکنونبه ترور شخصیتی و سیاسی آقای‌ هاشمی ‌دست می‌زند.
با وجود تمام تلاش‌هایی که جریان افراطی برای حذف و منزوی کردن آقای‌ هاشمی ‌کرده‌ است اما درست نتیجهعکس به دست آمده است. آقای‌ هاشمی ‌در افکار عمومی‌ مردم محبوب‌تر شده و در تاثیرگذاری در سطح کلان نظام و کشور جایگاه رفیع‌تری پیدا کرده است. وقتی ایشان در سال 92 برای انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام کرد موج عظیم اجتماعی در حمایت از ایشان به راه افتاد. جنب‌و‌جوش و شوق و امید در میان مردم فوران کرد. البته در یک اقدام غیر‌مترقبه که می‌توان آن را عجیب‌ترین واقعه در جمهوری اسلامی ‌نامید ایشان را رد صلاحیتکردند. اما پس‌لرزه‌های همان موجی که آقای‌ هاشمی ‌راه‌انداخت، منجر به پیروزی تفکر معتدل و اصلاح‌طلب درانتخابات شد و آقای حسن روحانی پیروز انتخابات شد. در واقع بعد از سال‌ها تخریب که متاسفانه حتی به رسانهملی و مسئولان دولتی در دولت قبلی هم رسیده بود، محبوبیت و مقبولیت آقای‌ هاشمی ‌افزایش یافت. در نتیجه بایدتوجه کرد که تبلیغات منفی افراطیون همواره به نفع آقای‌ هاشمی ‌تمام شده است.

,
,

تبلیغات وبهره برداریهای جریان افراط ازعدم ریاست آیت‌الله هاشمی نه یک پدیده غیرقابل انتظار بلکه ادامه و زنجیره‌ای از یک پروژه تقریبا ده ساله تخریب ایشان است.

,

سوم-اگر مجموعه نیرو‌های اصلاح‌طلب و معتدل احساس می‌کنند که عدم ریاست آقای‌ هاشمی ‌در مجلس خبرگان امر نیکویی نیست و احساس ناخورسندی می‌کنند، باید بیشتر از گذشته به انتخابات خبرگان توجه کنند. اگر جریانات سیاسی معتدل و اصلاح‌طلب فکر می‌کنند ترکیب مجلس خبرگان باید به شکلی باشد که نماینده خواست اکثریت مردم باشد و رأی قاطع آنها برای ریاست ‌ هاشمی ‌باشد ،باید تلاش کنند که درانتخابات سال آینده درانتخاباتی حتی المقدور رقابتی تَر نمایندگانی بیایند که این خواسته راتحقق بخشند. با کمال احترام برای همه نمایندگان خبرگان، اگر کسانی هستند که احساس می‌کنند باید این ترکیب عوض شود و به شکلی شود که افرادی همچون آقای‌ هاشمی ‌در آن مجلس به ریاست برسند، باید اهمیت بیشتری به شرکت در انتخابات این مجلس بدهند. واقعیت اینست که گاهی احساس میشود درشرایط معمول اهمیت این جایگاه مهم در نظام ما برای همه بخصوص اقشاری که احیانا منتقد برخی رفتارهای حاکمیت هستند ملموس نیست ،یادرتفسیری غلط وشاید تلقینی از رقبا شرکت درتعیین نمایندگان مجلس خبرگان را به مفهوم همراهی ورضایت کامل ازتمامی وضعیت وعملکردها میدانند.خوب بیاددارم وقتی در سال 77 درگیر مسئله دادگاه شهرداری بودم. در زمان بین صدور حکم تا اجرای حکم ،در تشکیلات حزب بِنَا شد به صورت فعال در انتخابات مجلس شرکت کنیم،برخی این حضوررا نوعی خود شیرینی یا تلاش درجهت کاهش حکم زندان تلقی کردند ولی واقعیت تحلیلی بود که بیشتر ازاهتمام به انتخاب خبرگان ونقش بی بدیل آن درمقاطع حسَّاس سرچشمه میگرفت. به هر صورت با وجود این که شاید ما به برخی از مسائل موجود در کشور و نظام نقد داشته باشیم اما باید همواره برای همه صندوق های رای اهمیت قائل باشیم. حتمایک مجلس خبرگان با میزان رای بالای مردم درهرحال بیشتر به نفع کشور است. اگر میزان مشارکت در انتخابات مجلس خبرگان به سطح انتخابات مجلس شورای اسلامی‌ و ریاست جمهوری برسد، خواسته های حامیان گفتمان اعتدال و اصلاح هم بیش ازگذشته دردسترس خواهدبود. به نظر من مهم‌ترین پیام رای نیاوردن آقای‌ هاشمی ‌برای ریاست مجلس خبرگان همین مسئله است.حتی درضعیف ترین وپراشکالترین دموکراسیها کسانی که حضورپرشمارخودرادرعرصه إثبات میکنندشانس بیشتری برای کامیابی دارند.

,


چهارم: اتفاق 19 اسفند یک پیامد دیگر هم دارد و آن، فهم این نکته است که گروه های سیاسی و اجتماعی بایدتصور و تصویر خود از آیت الله هاشمی را تغییر دهند. گروه‌های سیاسی و اجتماعی از آیت الله هاشمی تصویریکاریزمایی می سازند که طبق آن آیت الله قدرت مطلق سیاسی دارد. برای گروه هایی از مردم، از توانایی سیاسیآقای هاشمی تصویری اسطوره ای ساخته می شود که طبق آن هیچ اتفاقی بدون اطلاع و تصمیم ایشان گرفته نمیشود. یا ایشان قادر به هر حرکت سیاسی دلخواه خویش است. این تحلیل در زمان هایی که آقای هاشمی در عرصهرقابت سیاسی شکست می خورد، یا به تناقض منتهی می شود یا به نظریه توطئه کودکانه. این تصور اسطوره ای باموقعیت سیاسی آیت الله در ساخت سیاسی هیچ نسبتی ندارد و ناشی از درک نادرست از عرصه سیاسی ایراناست. نکته مهم آن که گروه های تندرو در عرصه سیاسی که در جبهه مخالف آقای هاشمی قرار دارند هم از اینتصور نادرست کمال استفاده را می کنند. نمونه این مسئله را در پرونده مهدی ـ فرزند آقای هاشمی ـ مشاهده میکنیم. در حالی که مهدی هاشمی علی رغم فشارها برای رسیدگی به اتهامات خود به ایران بازگشت و پرونده او همدر دستگاه قضایی در حال پیگیری است و خبر صدور حکم او هم از خبرگزاری های خاص صادر میشود، گروههای تندرو همچنان تبلیغ می کنند که او «پشتش گرم است». این در حالی است که چندین و چند آقازاده هستند کهبدون دغدغه از پیگیری قضایی در حال فعالیت اقتصادی هستند، بدون اینکه از سوی رسانه های «عدالت خواه»مورد سئوال و پیگیری باشند. اتفاقا این مسئله، نشان دهنده منطق جدید عرصه سیاسی ایران است که در آن آیتالله هاشمی از مصونیت دیگران برخوردار نیست و حتی لطف «تخریب» تنها شامل حال او می شود.
تصور «هاشمی قادر» در عرصه سیاسی به شکل دیگری وجود دارد و به فعالیت سیاسی گروه های سیاسیاعتدالی و اصلاح طلب آسیب زده است. به این معنی که برخی از گروه های سیاسی که نمی خواهند کار سیاسیجدی کنند و هزینه بدهند، همه چیز را به آقای هاشمی و توانایی هایی ایشان محول کرده اند. آن ها چنین فکرمی‌کنند‌ یا وانمود می کنند (که از خود سلب مسئولیت سیاسی کنند) که هاشمی به تنهایی قدرتمند است و هر کاریمی‌تواند بکند و در خبرگان هم قدرت تغییر و تمشیت امور را دارد. اتفاق 19 اسفند نشان داد که میزان قدرت آقای‌هاشمی ‌را میزان قدرت رای مردم تعیین می کند. منطق جدید فعالیت آقای هاشمی آن است که تکیه گاه خود را رایمردم و نه دیگر منابع قدرت قرار داده است و در میدانی که رای مردم ایجاد کرده است می تواند دست به بازیسیاسی بزند. در واقع اگر پشتوانه رای مردم باشد می‌توان امیدوار بود که آقای‌ هاشمی ‌هم بتوانند قدرتمند وتوانمند عمل بکند و نباید به قدرت کاریزماتیک آقای‌ هاشمی ‌به تنهایی اتکا کرد. پس اگر کسانی می‌خواهند که درمقاطع حساس به آقای‌ هاشمی ‌امید داشته باشند باید تلاش کنند مشارکت مردم در انتخابات خبرگان نیز بالا برودتا رای و نظر مردم در این مجلس نیز تاثیرگذارتر باشد.

,
, چهارم: اتفاق 19 اسفند یک پیامد دیگر هم دارد و آن، فهم این نکته است که گروه های سیاسی و اجتماعی بایدتصور و تصویر خود از آیت الله هاشمی را تغییر دهند. گروه‌های سیاسی و اجتماعی از آیت الله هاشمی تصویریکاریزمایی می سازند که طبق آن آیت الله قدرت مطلق سیاسی دارد. برای گروه هایی از مردم، از توانایی سیاسیآقای هاشمی تصویری اسطوره ای ساخته می شود که طبق آن هیچ اتفاقی بدون اطلاع و تصمیم ایشان گرفته نمیشود. یا ایشان قادر به هر حرکت سیاسی دلخواه خویش است. این تحلیل در زمان هایی که آقای هاشمی در عرصهرقابت سیاسی شکست می خورد، یا به تناقض منتهی می شود یا به نظریه توطئه کودکانه. این تصور اسطوره ای باموقعیت سیاسی آیت الله در ساخت سیاسی هیچ نسبتی ندارد و ناشی از درک نادرست از عرصه سیاسی ایراناست. نکته مهم آن که گروه های تندرو در عرصه سیاسی که در جبهه مخالف آقای هاشمی قرار دارند هم از اینتصور نادرست کمال استفاده را می کنند. نمونه این مسئله را در پرونده مهدی ـ فرزند آقای هاشمی ـ مشاهده میکنیم. در حالی که مهدی هاشمی علی رغم فشارها برای رسیدگی به اتهامات خود به ایران بازگشت و پرونده او همدر دستگاه قضایی در حال پیگیری است و خبر صدور حکم او هم از خبرگزاری های خاص صادر میشود، گروههای تندرو همچنان تبلیغ می کنند که او «پشتش گرم است». این در حالی است که چندین و چند آقازاده هستند کهبدون دغدغه از پیگیری قضایی در حال فعالیت اقتصادی هستند، بدون اینکه از سوی رسانه های «عدالت خواه»مورد سئوال و پیگیری باشند. اتفاقا این مسئله، نشان دهنده منطق جدید عرصه سیاسی ایران است که در آن آیتالله هاشمی از مصونیت دیگران برخوردار نیست و حتی لطف «تخریب» تنها شامل حال او می شود.
تصور «هاشمی قادر» در عرصه سیاسی به شکل دیگری وجود دارد و به فعالیت سیاسی گروه های سیاسیاعتدالی و اصلاح طلب آسیب زده است. به این معنی که برخی از گروه های سیاسی که نمی خواهند کار سیاسیجدی کنند و هزینه بدهند، همه چیز را به آقای هاشمی و توانایی هایی ایشان محول کرده اند. آن ها چنین فکرمی‌کنند‌ یا وانمود می کنند (که از خود سلب مسئولیت سیاسی کنند) که هاشمی به تنهایی قدرتمند است و هر کاریمی‌تواند بکند و در خبرگان هم قدرت تغییر و تمشیت امور را دارد. اتفاق 19 اسفند نشان داد که میزان قدرت آقای‌هاشمی ‌را میزان قدرت رای مردم تعیین می کند. منطق جدید فعالیت آقای هاشمی آن است که تکیه گاه خود را رایمردم و نه دیگر منابع قدرت قرار داده است و در میدانی که رای مردم ایجاد کرده است می تواند دست به بازیسیاسی بزند. در واقع اگر پشتوانه رای مردم باشد می‌توان امیدوار بود که آقای‌ هاشمی ‌هم بتوانند قدرتمند وتوانمند عمل بکند و نباید به قدرت کاریزماتیک آقای‌ هاشمی ‌به تنهایی اتکا کرد. پس اگر کسانی می‌خواهند که درمقاطع حساس به آقای‌ هاشمی ‌امید داشته باشند باید تلاش کنند مشارکت مردم در انتخابات خبرگان نیز بالا برودتا رای و نظر مردم در این مجلس نیز تاثیرگذارتر باشد.
,
,

منبع: فیس بوک غلامحسین کرباسچی

,

 

,

انتهای پیام/ف

, انتهای پیام/ف]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه