یادداشت؛
شایستگی مدیران از حقیقت تا واقعیت/ لزوم جایگزینی ضابطه به جای رابطه
تاکنون به این مسأله اندیشیده اید که تا چه اندازه در نظام اداری ما، افراد براساس توانمندی های وجودی شان در منصب های مناسب قرار می گیرند؟ این که بحث شایسته سالاری د رموقعیت های کاری تا چه حد مورد توجه دولتمردان و مسئولان مربوطه است؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اهوازنیوز، نظام شایسته سالاری نیازمند مجموعه ای از ملاحظات علمی و اداری است که می توان آن را در پنج شاخص خلاصه کرد: شایسته خواهی، شایسته شناسی، شایسته گزینی، شایسته داری و شایسته پروری.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اهوازنیوز,,
در این که دولت محترم شایسته خواه است شکی نیست و لیکن باید پرسید آیا دولت در انتخاب مدیران، شایسته شناسی و شایسته گزینی را نیز رعایت کرده است؟ آیا در طول مدیریت افراد، ملاحظات شایسته داری لحاظ شده و شرایط مدیریت سالم و کارآمد ایجاد شده است؟
,,
به نقل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی و تجربه نشان داده که نقل و انتقال مدیران همراه با هزینه های سنگینی است و در نظام برنامه ریزی انتظار نمی رود راه طی شده یک مدیر با مدیر جدید ادامه پیدا کند و این جا مسأله این است که این مدیر جدید با کدام جناح و جریان و با چه جهت سیاسی و کدام گرایش فکری، می تواند بار دولت را به مقصد برساند؟
,,
از سوی دیگر، فقدان نظام جامع اداری و قوانین ضدخویشاوند سالاری، تبارگرایی و قبیله سرایی، بستری فراهم می کند تا با تغییر یک مدیر، تعداد زیادی از معاونان و مدیران و بعضا کارمندان و کارگران نیز جابجا شوندو در این شرایط تصور کنید تا مدیر بعدی جایگزین و مسلط بر کار شود، سازمان چه آشفتگی ای را باید تحمل کند.
,,
یکی از اصلی ترین عواملی که توسعه در جهان امروز را سبب می شود دانش، تجربه و احترام به این ها است. حال این دانش گاهی اوقات مبتنی بر یکسری علوم کلاسیک و آموزش یافته از نهادهای رسمی مثل دانشگا ه ها و مراکز تحقیقات است و گاهی بر مبنای تجربه ای است که د رحین کار حاصل شده؛ اما متأسفانه سال به سال می بینیم که کشومان گورستانی شده از تجارب!
,,
تجربه مکمل علم است و نه متضاد آن، اما متأسفانه این مسأله در جامعه ما چندان لحاظ نمی شود یعنی اساسا نسبت به گزینش آن دسته از افرادی که صاحب تجارب و اطلاعاتی هستند خیلی دغدغه و دلواپسی وجود ندارد و برخی اوقات وجود یک ارتباط خاص باعث گزینش افراد برای پست ها و مناصب مختلف اداری می شود. از سوی دیگر، افراد بسیاری هستند که هم صلاحیت اجرایی شان بیشتر است و هم از توانمندی های فردی و مدارک معتبر برخوردارند اما در این معادله جایی ندارند چرا که شاید به راحتی ” غیرخودی” فرض می شوند.
,,
به هرحال ما نیاز به یک پیمانه داریم تا مبنا قرار گرفته و دیگران توسط آن سنجیده شوند. درواقع می توان با مشخص کردن یکسری ضوابط توسط خود انسان ها و سنجیده شدن داوطلبان به وسیله آن شاخص ها که توانمندی های فردی را نیز لحاظ کرده، افراد شایسته ای وارد جریانات کاری و مناصب اداری شوند.
,,
از شاخص های مورد نیاز برای احراز مناصب شاید بتوان به تعهد، تخصص و بهره مندی از مهارت لازم و قدرت مدیریت برای اداره آن مسئولیت به خصوص در وقت بحران اشاره کرد.
,,
متأسفانه یکی از پدیده های اجتماعی در سراسر ایران، مدرک گرایی و جایگزینی آن به جای توجه به شایسته سالاری و توجه به صلاحیت ها است. حال آن که با توجه به ارزشی شدن کسب مدرک تحصیلی به عنوان معیار طبقه بندی و ارزیابی افراد و از طرفی تأکید سازمان ها و نهادها بر مدرک تحصیلی به عنوان شرط اساسی گزینش و استخدام، جامعه ایران می تواند با اتخاذ یک سیاست و یک خط مشی منسجم در حوزه علم و آموزش عالی از یک طرف، و با سرمایه گذاری متناسب در بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه از سوی دیگر، مدرک گرایی کاذب و بیماری دانش نامه را در جامعه تعدیل کند. این امر زمانی میسر خواهد بود که برنامه ریزان و دست اندرکاران جامعه به کیفیت و کارآیی بیش از هرچیز دیگری بها دهند.
,,
پس در بحث شایسته سالاری لازم است که علم و تجربه هرکدام به فراخور حال شان در کنار هم استفاده شوند و آن زمان که رابطه جای خود را به ضابطه دهد قطعا نظام اداری ما با معضلات کمتری دست و پنجه نرم خواهد کرد.
,انتهای پیام/*
,]
ارسال دیدگاه