خاورمیانه، ترمینال توطئه
واکاوی اوضاع کنونی خاورمیانه نیازمند نگارش حجم وسیعی از رویدادها است دراین تحلیل سعی برآن شده که با اتخاذ رویکردی کلنگرانه، هرچند نه بهطور فراگیر، عوامل بی ثباتی خاورنآرام را موردارزیابی قراردهیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه داناایلام رصد/ تا قبل از دهه اخیر،تنها صدام حسین بعنوان تهدید منطقه به شمار میآمد اما امروزشاهدآنیم که،تهدیدات چندین برابر شده وتوام با تأثیرات فزایندهای بوده است. ازحملات ایالات متحده آمریکا به دوکشور افغانستان و عراق تا ظهور بیداری اسلامی در امت های عربی واز به قدرت رسیدن طیفی از رهبران کشورهای منطقه ،من جمله سلمان بن عبدالعزیزپادشاه عربستان ،عبدالفتاح سیسی رئیس جمهوری مصر ،رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه،فواد معصوم رئیس جمهور عراق واشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری افغانستان که هریک تم سیاسی متفاوتی دارندتا باقی ماندن رئیس جمهوری سوریه دراریکه قدرت و ازمتولد شدن گروهای تروریستی وتجزیه طلب داعش،النصره تا محورهای مقاومت یمن و حزب الله همه اینها زاییده تأکید سنتی بر ثبات منطقهای بوده است که باعث شده است امروز ژئوپلیتیک کنونی منطقه بیش ازپیش بر اساس سوءظن، خصومت و رقابت بنا شود.
شدت ضعف نظام سیاسی قدرتهای منطقه خواه بازیگران جهانی نظیر آمریکا و خواه بازیگران منطقهای همچون مصر،ترکیه و عربستانسعودی باعث واژگونی قابلتوجهی درروند قدرت منطقه شده است.بطورمثال داعش پدیده نحسی که امروز راهبرد «النصر بالرعب» را مبنای جنایات خود قرار دادهواندیشه سلفی جهادی ( تکفیری) را پیشه خود کرده است و بخش کثیری از قدرت خود را که در قالب گروههای چریکی حفظ کرده و همچنان ماهیت تروریستی دارد، اما چهرهای متفاوت بهعنوان یک جنبش اسلامی درظاهرکه همچون یک دولت منطقهای عمل میکند. این گروه شبه نظامی که همه نابهنجاریهای سیاسی، ایدئولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی منطقه را متبلور کرده است ،دراین برهه گردابی را ایجاد کرده است که سبب شده قدرتهای منطقهای و جهانی در رفتار خود تجدید نظر کنند.
ازطرف دیگر جنگ سرد ایران وعربستان که هر دو بازیگران نقش اول وکلیدی درجهان اسلام محسوب میشوندباعث مناقشات، اختلاف ورقابت میان این دوکشور شده است که ازدیرباز تاکنون تقابل مذهب (سنی در برابر شیعه)، قومی (عرب در برابر فارس)، ایدئولوژیکی (متحدان آمریکا در برابر مخالفان آمریکا)، و ژئوپلیتیکی باهم دارند.از نظرسیاست مداران تهران ،داعش در نتیجه تزریق امکانات لجستیکی ،حمایتهای مالی و ایدئولوژیکی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، یعنی عربستان سعودی، شکل گرفته است. اما از نظر رهبران ریاض که بسیار جاهطلب و نگرش دینی رادیکال و افراطگرایانهای درآنهاجولان میدهد،معتقدندکه موجودیت داعش در نتیجه سرکوب سنیها در سوریه و عراق به دست عوامل شیعه بوده است.اما با همه این تفاسیر در حال حاضرریاض در تلاش برای رسیدن به آرایش تاکتیکی مطلوب خود درجهان اسلام که بخشی از این آرایش و اتحاد جدید، کاپیتولاسیون آمریکایی در مسئله هستهای و همچنین اختیار تام و آشکار به منظور پیشرفت فعالیتهای ایران و افزایش نفوذ در منطقه را در بر میگیرد ناکام مانده ودر دراستیصال محض بسر میبرد.
ازمنظردیگر با به روی کار آمدن رجب طیب اردوغان در ترکیه وکمکهای آشکار وی به مخالفان اسدوتغذیه نظامی آنهامصمم است با زور و ارعاب بخشهای ازدسترفتۀ امپراطوری خود را بازگرداند. اردوغان به دنبال این است که ترکیه به هر قیمتی که شده به جایگاه ابرقدرتی خود بازگردد. وتوهم تجدیدامپراطوری عثمانی را درسرمیپرواند. . هرچندبه اعتراف دوست ودشمن او یک حکمران خودکامه تمامعیار است، نه یک دموکرات اسلام گرا.
ازسوی دیگربانزدیک شدن توافق هسته ی ایران وامریکا که البته ارائه ارزیابی دقیقی از مسائل مذاکرات کار بسیار دشواری است،اما باسفر اخیر نتانیاهو به واشنگتن و سخنرانی او درکنگره،حضور وزیرانرژی امریکاوآقای صالحی درمذاکرات ودیداراخیرجان کری با سعود الفیصل وزیرامورخارجه عربستان سعودی بعد ازمذاکرات آنچه راکه به اذهان خطورمیدهد اینکه گفتگوها به طور جدی وارد جزئیات شده و احتمالاً به مرحله نهایی رسیده است.
امااین درحالی است که امروز سنای آمریکا درچنبره جمهوری خواهان است ،سناتورهایی که اغلب نگاهی سیاه و سفید به توافق دارد: یک طرف پیروز میشود، و طرف دیگر شکست میخورد. درنظرکنگره موقعیتwin-win یاهمان “برد-برد”(اصطلاحی که بیشتردرقمارخانه های انگلیسی رواج دارد)وجود ندارد.
فی الواقع با این حال وقت آن فرا رسیده که آمریکا و دول غرب بپذیرندکه خاورمیانه جدید در حال ظهور است. اما این خاورمیانه جدید به واسطه دو عنصر بسیار مهم از خاورمیانه پیشین و نظم قدیمی این منطقه فاصله دارد:نخست، نقش قوی و پررنگتر ایران ،کاهش نفوذ قدرتهای سنی منطقه.
اگرچه ممکن است این تحلیل از دیدگاه تئوریک جذابیت بسیاری نداشته باشد اما اگرنگاهی اجمالی به وضعیت ایران درکشورهای منطقه بیاندازیم براین باورمیرسیم که شکست های پی درپی داعش وآزادسازی نسبی شهرهای عراق ، درمسندقدرت ماندن بشاراسدکه شکست حقارت آمیزی برای کشورهای نظیرترکیه وعربستان رقم زد.آنهاکه با پمپاژانواع سلاح و ادوات نظامی به مخالفین اسد نتوانستن موجب براندازی وی شوند.والبته دراینجاتردیدی وجود ندارد که حمایت تهران از دمشق صرفاً دیپلماتیک نبود.ودر این میان حزبالله همچنان در لبنان بیش ازپیش قدرتمند است و در جنوب سوریه نیز دستاوردهایی داشته است. ودرطرفی دیگردرحیاط خلوت عربستان سعودی شعار رسمی حوثیها در یمن این است: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر یهودیان».دوباره ریاض را به ستوه آورده است. ودرسوی دیگربحرین کشوری با اکثریت شیعه است، که مردمش از حقوق خود محروم شده و توسط رژیم –و متحدان سعودی آن- سرکوب میشوند، حوزه دیگری است که در آن ایران توانسته به اعتبار انقلابی خود جلا ببخشد.
درپایان به آنچه میرسیم وآنچه که هویداست که کنارزدن ایران در یافتن برای راهحل بحرانهای بیشمار این منطقه غیرممکن است. حلوفصل بسیاری از مسائل و مناقشات منطقه در گرو مذاکره ،تعامل با ایران و همکاری با این کشور است و حلوفصل بحرانهای خاورمیانه موضوعی نیست که یک قدرت به تنهایی بتواند بر آن فائق آید.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه