سپر ی به نام تقوا
در تاریکی غبار معاصی و گناهان و هواها و هوس ها، وقتی که نور تقوا پیدا شد، راه از چاه تمیز داده می شود[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری زنان قم ، از زاهدی پرسیدند: تقوا چیست؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری زنان قم,گفت: آیا هرگز از راه پر از خار عبور کردهای؟
,گفت: آری.
,گفت: چه کردهای؟
,گفت: از تیغها و خارها پرهیزکردهام تا در پایم فرو نرود.
,گفت: این همان تقواست. در دین خدا نیز چنین باش، تا به درجه متقین برسی.
,تقوا چیست؟
, تقوا چیست؟,کسی که ارزش وجودی خودرا میداند و سرانجام دنیوی و اخروی گناه را میشناسد، میکوشد تا به «منطقه ممنوعه» گناه وارد نشود و خودرا به پستی معصیت نیالاید و سرانجام خودرا به خاطر لذتهای حرام، سیاه و تباه نکند. این خویشتنداری و حفظ نفس «تقوا» است.
,به تعبیر شهید مطهری: «در تاریکی غبار معاصی و گناهان و هواها و هوسها، وقتیکه نور تقوا پیدا شد، راه از چاه تمیز داده میشود و کمتر گرفتار میشود و اگر گرفتار شد، در روشنی تقوا بهتر روزنه بیرون رفتن را پیدا میکند».
,تقوا، خود نگهداشتن از انحرافها و پلیدیهاست.
,نفس اماره به گناه دعوت میکند. ابلیس وسوسهگر، به حریمشکنی فرامیخواند. جاذبه دعوت شیطان به معصیت، قوی است. تمایلات نفسانی هم در انسان بیدار و فعال است. آنچه در میان اینهمه کششها و جاذبهها، انسان را نگه میدارد و از سقوط در دام تباهی و دامن پلیدی حفظ میکند، نیروی باطنی تقواست که از ایمان و خداشناسی و خداترسی و آخرت باوری سرچشمه میگیرد.
,نقش پیشگیرانه تقوا
, نقش پیشگیرانه تقوا,کسی که بهسلامت خویش بها دهد و قدر آن را بداند، از هر کاری که او را بیمار سازد پرهیز میکند.
,سلامت روح و جان، مهمتر از سلامت جسم و بدن است. خردمند نیز از هر چه که فکر او را آلوده، رفتار او را خراب، پرونده عملش را سیاه، اخلاقش را تباه و قلبش را بیمار کند بگریزد و پرهیزد. این خودآگاهی دینی همان «تقوا» است و هر چه تقوا افزونتر و قویتر باشد، ارتکاب گناه کمتر خواهد شد.
,در تعریف تقوا به این نکته اشارهشده است: «تقوا، یعنی نفس را در حفاظت قرار دادن ازآنچه از آن ترسیده میشود. به همین جهت به «ترس» تقوا گفته میشود و به «تقوا» ترس. پس برای رسیدن به تقوا هم باید شناخت و معرفت را افزود و از دایره جهالت و غفلت بیرون آمد. درجه شناخت، درجه تقوا را تعیین میکند. به تعبیر خواجه نصیر طوسی: «تقوا از سه چیز ترکیبشده است: ترس، کنارهگیری از معاصی، طلب قرب خدا».
,تقوا یک نیروی بازدارنده و قدرت تسلط بر خویش و کنترل نفس است، تا از هوسها و تمایلات نفسانی پیروی نکند و سراغ گناه نرود. از خواجه عبدالله انصاری نقلشده است که: هرگز به زمین خاردار، راهرفتهای که دامن خود جمع کنی و به آهستگی از میان خارها بیرونروی؟ این است معنای تقوا.
,مرحوم علامه جعفری درباره تقوا میفرماید:
,«صیانت نفس و ذات از رها شدن در امواج غفلتها و ناهشیاریها و شهوات و خودپرستیها».
,نقش تقوا در پیشگیری از ورود به حریم محرمات و خلافها و جرمها، نقش ترمز در اتومبیل، از جلوگیری از تصادف یا افتادن در دره یا خروج از جاده یا زیر گرفتن عابران است و در تعبیر قرآنی از آن به «فرقان» و «نور» و «علم» یادشده است. یکی از زیباترین و تعابیر و رهنمودها در این مورد، کلام حضرت علی علیهالسلام است. حضرت میفرماید:
,«آگاه باشید که خطاها همچون اسبهای سرکش و چموشی است که افراد بر آنها سوارند و لجام و افسار آن اسبها هم گسیخته است. سرانجام این اسبها آن سواران را به دوزخ میافکند. آگاه باشید که تقوا همچون مرکبی رام و راهوار است که اهل تقوا بر آن سوارند و زمام و افسار هم در دست آنان است، درنتیجه آنان را وارد بهشت میسازد».
,تقوا، قدرت مهار خویشتن را به انسان میدهد.
,انسان متقی، هنگام رویارویی با گناه «توقف» میکند.
,اهل تقوا در برخورد با حرام، با تابلوی «ایست» مواجه میشوند.
,اما افراد بیتقوا که از این مهار و کنترل بیبهرهاند، مثل ماشینی که ترمزش بریده و مثل اسبی که لجامش گسیخته، بیمحابا پیش میروند و به دره میافتند و به کوه میخورند و هلاک میشوند.
,ثمرات تقوا
, ثمرات تقوا,ازآنچه گذشت، آثار و ثمرات تقوا روشن میشود.
,کسی که متقی است، میکوشد خودرا از عذاب و خشم خدا نگه دارد و راه آن، ترک گناه است.
,کسی که اهل تقواست، وقتی به «مرزهای ممنوع» میرسد، میایستد و چون بهفرمان خدا میرسد، اجرا میکند. نتیجه آن رسیدن به رضای خدا و بهشت برین است.
,تقوا، سبب میشود نفس انسان رام شود و طغیان نکند و این در سایه بصیرت دینی و شناخت عواقب گناه است. به قول مولوی:
,چونکه تقوا بست دودست هوا حق گشاید هر دودست عقل را
,این بصیرت درونی، به کنترل بیرونی منتهی میشود. وقتی انسان باتقوا موفق شد نفس سرکش را رام کند و هوس را تحت کنترل درآورد و کشور وجودش را به نیروی عقل بسپارد نه به نفس، مانع رشد از بین میرود و ندای عقل بهتر به گوش جان انسان میرسد و انسان از «اسارت نفس» آزاد میشود و تحت «مدیریت عقل» قرار میگیرد.
,شهید مطهری مینویسد:
,«در نهجالبلاغه به این معنی تأکید شده که تقوا حفاظ و پناهگاه است، نه زنجیر و زندان و محدودیت. بسیارند کسانی که میان «مصونیت» و «محدودیت» فرق نمینهند و بانام آزادی و رهایی از قیدوبند، به خرابی حصار تقوا فتوا میدهند. قدر مشترک پناهگاه و زندان است، نه زنجیر و زندان و محدودیت. بسیارند کسانی که میان «مصونیت» و «محدودیت» فرق نمینهند و بانام آزادی و رهایی از قیدوبند، به خرابی حصار تقوا فتوا میدهند. قدر مشترک پناهگاه و زندان، «مانعیت» است. اما پناهگاه، مانع خطرهاست و زندان، مانع بهرهبرداری از موهبتها و استعدادها... تقوا به انسان آزادی معنوی میدهد، یعنی او را از دست اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد میکند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمیدارد و بهاینترتیب، ریشه رقیتها و بردگیهای اجتماعی را از بین میبرد».
,حضرت علی علیهالسلام به این آزادی از اسارتهای هلاکت بار که در سایه تقوا به دست میآید، چنین اشاره میفرماید:
,«فاِنَّ تقوی الله مفتاحُ سَداد و ذخیرهٌ مَعادٍ و عِتقٌ مِن کلِّ ملکه و نجاهٌ مِن کُلِّ هَلکهٍ».
,«تقوای الهی، کلید درستی و استواری و ذخیره قیامت است و آزادی از هر بردگی و نجات از هر هلاکت است».
,اینکه تقوا را به روش عملی منفی اختصاص داده و آن را «پرهیزکاری» ترجمه کردهاند، معنای دقیقی نیست، هرچند در تقوا، نوعی پرهیز هم هست، ولی معنای آن پرهیز نیست، بلکه نگهداری و حفاظت است. اینکه انسان برای دوری از گناه و آلودگی، دست به هیچچیز نزند و از خانه به بیرون نیاید و از جامعه کنار رود و انزوا برگزیند، چندان ارزشی ندارد.
,خویشتنداری در عین حضور در جامعه و پاکی در عین بودن در محیط آلوده، هنر است.
,برای مبتلا شدن به یک بیماری واگیر، یکراه، بیرون نیامدن از خانه و معاشرت نکردن با مردم است. راه دیگر، تزریق واکسن ضدّبیماری است، تا در انسان مصونیت ایجاد کند. تقوا مانند واکسنی است که ما را در برابر گناه و لغزش بیمه میکند و لزومی ندارد از محیط آلوده خودرا به انزوا و تنهایی بکشیم.
,هنر در آن است که در محیط لغزاننده، از گمراهی و خطا مصون بمانیم، مثل آنکه هنر، رانندگی صحیح و سالم در جاده لغزنده است.
,تقوا یک ترمز است، نوعی قدرت تسلط بر خویش و «خویشتن بانی» و مالک خود بودن است. تقوا به تعبیر روایات، سپر و سلاح است، دژ نفوذناپذیر است:
,البته از آثار این نیروی کنترل درونی، پرهیز از گناه و اجتناب از معصیت و هوسها و شهوتهاست.
,نشانه ها
, نشانه ها,از کجا میتوان متقی را شناخت؟ نشانههای وجود تقوا در درون انسان چیست؟
,همچنان که مهارت یک راننده را، با کنترل خودرو در پیچها و شلوغیها و لحظه های خطر میتوان شناخت، تقوای یک فرد را هم در پرهیز از گناه، هنگام پیش آمدن صحنه و موقعیت معصیت و خلاف میتوان شناخت.
,امام علی علیه السلام فرمود:
,«عِندَ حُضور الشّهواتِ و اللّذاتِ یَتَبَیَّنُ ورعُ الأتقیاء»؛
,«هنگام فراهم بودن شهوتها و لذتهاست که پرهیزکاری اهل تقوا روشن میگردد».
,از امام صادق علیه السلام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود:
,«اَن لا یَفقِدکَ اللهُ حیثُ اَمَرکَ و لایَراکَ حیثُ نَهاک»
,«آن است که آنجا که خداوند تو را فرمان داده است، تو را غایب نبیند و آنجا که تو را نهی کرده است، تو را حاضر نبیند».
,از سخنان آن حضرت است که فرمود:
,اهل تقوا را نشانهای است که با آنها شناخته میشوند:
,راستگویی، امانتداری، وفای به عهد، کمتر سراغ زنان رفتن، بذل و بخشش مال، اخلاق نیکو، حلم گسترده، پیروی از علم آنجا که به خدا نزدیک میکند... ازجمله نشانههای تقوا است.
,اهل تقوا، در مصاف با جبهه ابلیس، خودرا مجهز میسازند که پای ارادهشان روی «مین نفسانیات» نرود.
,خواهی که رهی زسلطه شاهک نفس آسوده شوی از خطر پاتک نفس
,در دست فشار «ضامن تقوا» را ایمن شو از انفجار نارنجک نفس
,

, انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه