مروری بر نغمه ها و نواهای ماندگار عاشورایی؛از کاشانی تا برقعی
حماسه کربلا و شهادت امام حسین و یاران باوفایش اثری ژرف بر دوستداران خاندان عصمت و طهارت داشته است. از این رو هر کسی به اندازه رزق معنوی خود قدم در بهره گیری از این تاثیرات داشته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، حماسه کربلا و شهادت امام حسین و یاران باوفایش اثری ژرف بر دوستداران خاندان عصمت و طهارت داشته است. از این رو هر کسی به اندازه رزق معنوی خود قدم در بهره گیری از این تاثیرات داشته است… شاید شما اشعار و سروده های بسیاری را در سوگ عاشورا و یاران باوفای حسین(ع) شنیده اید، اما خوب است که شاعران و دلسوختگان این سروده ها را بیشتر بشناسیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,,
***
,,
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
, بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا, بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا,,
شعر “بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا” سروده کربلایی محمود بهجت (دی ۱۲۸۵-۱۳۲۵) پدر مرحوم آیت الله بهجت است.
,,
کربلائی محمود بهجت، شاعری گمنام بود که به شغل خبّازی اشتغال داشت.
, کربلائی محمود بهجت,, ,
,
, ,
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع
,عصر فردا بدنش زیر سُم اسبان است مکن ای صبح طلوع
,این بند از اشعار مرحوم کربلائی محمود بهجت، از مدتها قبل به عنوان یکی از بهترین اشعار حماسی و عاشورائی در حلقه عزاداران امام حسین (ع)، زینتبخش مجالس سینهزنی است و به عنوان شعر آیینی ماندگار است.
,باز این چه شورش است که در خلق عالم است…
, باز این چه شورش است که در خلق عالم است… , باز این چه شورش است که در خلق عالم است…, , ,بی شک معروف ترین و ماندگارترین نظم عاشورایی را باید ترکیب بند محتشم کاشانی (۹۰۵ ه.ق – ۹۹۶ ه.ق) با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» دانست.
, محتشم کاشانی, ,
,
, باز این چه شورش است که در خلق عالم است
,باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
,باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
,بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
,این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
,کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
,گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
,کاشوب در تمامی ذرات عالم است
,گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
,این رستخیز عام که نامش محرم است
,در بارگاه قدس که جای ملال نیست
,سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
,,
»»» اقوال زیادی در مورد نحوه سروده شدن این شعر وجود دارد. یکی از معروف ترین این قول ها جریانی است که مربوط به درگذشت فرزند محتشم می شود.
,,
محتشم پسری داشت که از دنیا رفت. او چند بیت در رثای فرزندش گفت. شبی رسولاکرم(ص) را در خواب دید که فرمودند: «تو برای فرزند خود مرثیه میگویی، اما برای فرزند من مرثیه نمیگویی؟» محتشم میگوید: بیدار شدم ولی چون در این رشته کار نکرده بودم، نمیدانستم چگونه وارد مرثیه فرزند گرامی آن حضرت شوم. شب دیگر در خواب مورد عتاب حضرتش گردیدم که فرمود: چرا در مصیبت فرزندم مرثیه نگفتی؟ عرض کردم: چون تاکنون در این وادی قدم ننهادهام، لذا راه ورود برای خود پیدا نکردم. فرمودند: بگو «باز این چه شورش است که در خلق عالم است». محتشم پس از بیداری، ابیاتی را سروده و با رسیدن به مصراع: «هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال» از ادامه شعر باز ماند که با امداد غیبی حضرت ولی عصر(عج) در عالم خواب، شعر را به انتها رسانید.
,,
ترکیب بند محتشم دست مایه بسیاری از شاعران آیینی قرار گرفته است. مرحوم نیّر تبریزی در ترکیببند معروف خود همسو با محتشم کاشانی چنین میسراید:
, مرحوم نیّر تبریزی,,
زینب چو دید پیکر آن شه، به روی خاک
,از دل کشید ناله به صد درد سوزناک
,کای خفته خوش به بستر خون، دیده باز کن
,احوال ما ببین و سپس خواب ناز کن
,ای وارث سریر امامت، به پای خیز
,بر کشتگان بیکفن خود، نماز کن
,طفـلان خود به ورطـة بحر بلا نگر
,دستی به دستگیری ایشان، دراز کن
,برخیز، صبح شام شد، ای میر کاروان
,ما را سوار بر شتر بیجهاز کن
,یا دست ما بگیر و از این دشت پرهراس
,بار دگر روانه به سوی حجاز کن
,,
استاد مشفق کاشانی از شعرای معاصر نیز دیوان صلای غم خود را بر مبنای ابیات محتشم پی ریزی کرده است.
, استاد مشفق کاشانی,,
مرور شعر حمیدرضا برقعی هم که وام گرفته از مصرع محتشم است، خالی از لطف نخواهد بود:
, حمیدرضا برقعی,,
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
“خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود”
او کهکشان روشن هفده ستاره بود
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن …
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن …
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن …
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن…
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس…
,
,
,
,
,
,
این سینه را به سینه سینا نمی دهم….
, این سینه را به سینه سینا نمی دهم…., این سینه را به سینه سینا نمی دهم….,,
شعر معروف استاد سید رضا موید که سال هاست پایان بخش مراسم دعا و مناجات شده است.
, استاد سید رضا موید,, ,
,
, ,
اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم
,
این است گوهری که به دریا نمی دهم
گر لحظه ای وصال حبیبم شود نصیب
آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم
عمری بود که گوشه نشین محبتم
این گوشه را به وسعت دنیا نمی دهم
در سینه ام جمال علی نقش بسته است
این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم
تا زنده ام ز درگه او پا نمی کشم
دامان او ز دست تمنا نمی دهم
سرمایه ی محبت زهراست دین من
من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
یک ذره از محبت زهرا نمی دهم
امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم
در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا
این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
حسین آرام جانم…
, حسین آرام جانم…, حسین آرام جانم…,,
حسین آرام جانم نوای ماندگاری با صدای مرحوم حاج رضا انصاریان ( ۱۳۳۳-۱۳۹۲) است.
, حاج رضا انصاریان,, ,
,
, ,
انصاریان ماجرای خلق این نوای حسینی را چنین شرح داده است: «زمانی در کربلا بودم یک مداح آذری با لهجه شیرینی که داشت سراغم آمد و گفت که من همیشه آرزو داشتم در کنار شما چند خطی بخوانم، گفتم که بخوان و این جوان با چنان لحن حزینی شعرش را خواند که احوال همه را دگرگون کرد، از او خواستم شعرش را ترجمه کند ولی گفت نه اینجا جای ترجمه نیست شما نمی توانید طاقت بیاورید، خلاصه برای آرام کردن مردم و قلب خودم شروع کردم به زمزمه این واژه ها “حسین آرام جانم/ حسین روح و روانم” خلاصه این را تکرار کردم تا کم کم همه آرام شدیم».
,,
روی نیازم کجاست…
, روی نیازم کجاست…, روی نیازم کجاست…,,
دیوان مسکین شامل اشعاری در مدح سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش است که می تواند گزینه خوبی برای مداحان باشد.
, دیوان مسکین,,
یکی از اشعار این دیوان شعر زیبای “روی نیازم کجاست” است:
,روی نیازم کجاست سوی حسین است و بس/ قبله قلبم کجاست کوی حسین است و بس
,سلسله عشق را سلسله جنبان خداست/ سلسله عشق چیست موی حسین است و بس
,دیدن وجه خدا گر که تو را آرزوست/ وجه خدا ای عزیز روی حسین است و بس
,بوی بهشت خدا از حرمش می وزد/ بوی بهشت خدا بوی حسین است و بس
,هر که امانش دهند روز جزا از عذاب/ از برکات دم و هوی حسین است و بس
,می طلبد هر کسی امن و امان از عذاب/ حصن امان خدا کوی حسین است و بس
,حسن خدا را عیان کس نتوانست دید/ آینه حسن حق روی حسین است و بس
,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه