گفتگو با پیرغلام اباعبدالله(ع)/
نسل در نسل چای ریز محفل اباعبدالله(ع) بودیم/ رویای صادقه ای که به واقعیت پیوست
چای ریز محافل امام حسین(ع) گفت: با وجود اینکه 78 سال از عمرم گذشته، تاکنون مبتلا به بیماری های دوران کهولت سن نشدم که این را به برکت خدمت در خانه امام حسین(ع) می دانم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا از یزد رسا ، سید حسین سلیمانی چای ریز محافل روضه حضرت اباعبدالله(ع)، متولد سال ۱۳۱۴ می باشد که به گفته خود، جد بزرگش که ۷۰ سال پیش فوت کرده، در دستگاه امام حسین(ع) بوده و سمت چای ریزی داشته است. پدر و فرزندش نیز به مانند خود، بدین امر مشغول بوده و هستند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا از, یزد رسا, ,
,
,
این پیرغلام حضرت اباعبدالله(ع) در گفت و گو با خبرنگار یزد رسا بیان کرد: من از ۱۰-۱۲ سالگی در محافل روضه استکان جمع می کردم و سپس چای پخش می کردم و بعدا چون پیر شدم، به سمت چای ریز مجلس امام حسین(ع) مشغول بکار شدم. و اینکه چند نسل است در درگاه حضرت ثارالله(ع) خدمت می کنیم، بسیار خوب و باعث فخر و مباهات ماست.
سلیمانی در رابطه با منبع درآمد خود، گفت: من ۱۵ سال در شرکت راهسازی “محک” کار کردم. صاحبان این شرکت طاغوتی بودند و پس از انقلاب از ایران فرار کردند. بعد در کمیته امداد امام خمینی(ره) بافق مشغول به خدمت شدم و اکنون بازنشسته این نهاد هستم.
وی در خصوص چگونگی مشغول به کار شدن در کمیته امداد(ره) اظهار داشت: یکسال بعد از بازخرید شدن در شرکت محک، به مکه و مدینه مشرف شدم و در جوار قبور مطهر ائمه بقیع(علیهم السلام)، از ایشان درخواست شغلی شرافتمند کردم که پس از گذشت ۳۷ روز از اتمام این سفر، شخصی به درب خانه ما آمد و مرا به کمیته امداد(ره) برد.
این چای ریز محافل امام حسین(ع) بیان کرد: با وجود اینکه ۷۸ سال از عمرم گذشته، تاکنون مبتلا به بیماری های دوران کهولت سن نشدم که این را به برکت خدمت در خانه امام حسین(ع) می دانم.
,
,
, ,
,
,
سلیمانی در پایان گفت و گو با خبرنگار یزد رسا، به بیان یک رویای صادقه که در حدود نزدیک به ۵۰ سال پیش دیده است، پرداخت.
وی ابراز داشت: آن زمان که بار گناهانم زیاد نبود، حضرت رسول(ص)، حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع) را در خواب دیدم. سر من مشکلی داشت که روی آن مو رشد نمی کرد؛ به عبارتی کچل بودم. در این خواب در حالی که عبای پیامبر(ص) را در دست داشتم، از هر سه ایشان سوال کردم که سرم چه وقت خوب می شود؟ گفتند: ۳ سال دیگر. صبح که این خواب را برای پدرم بازگو کردم، به من گفت: اگر گفته بودی شفایم دهید، همان لحظه شفا می گرفتی! من هم خیلی حسرت خوردم که چرا اینچنین نگفتم.
این پیرغلام افزود: پس از این در دلم تقاضا می کردم که ای کاش می شد دوباره حضرات معصومین(ع) را در خواب می دیدم. اتفاقا پس از ۴ ماه، در خواب شخصی را دیدم که وقتی از ایشان پرسیدم “شما فرزند امام حسن عسکری(ع) هستید؟!” حضرت که یک خال بر گونه شان بود به عنوان تاکید تبسم کردند. به ایشان گفتم آقا شفایم دهید. فرمودند: هنوز موقع اش نشده است. (نه اینکه جدشان فرموده بودند ۳ سال دیگر، ایشان هم گفتند موقع اش نشده). و البته به هنگام وعده داده شده، مشکل من بهبود یافت.
,
]
ارسال دیدگاه