خاطرات غلامرضا رضایی، آزاده بیرجندی از ایام عید واسارت:
لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم/ بعضی وقتها با شلاق پذیرایی میشدیم
آزاده بیرجندی گفت: لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم و بعضی وقتها سال نو را با شلاق پذیرایی میشدیم[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا غلامرضا رضایی، آزاده بیرجندی در گفتگو با خاورستان، به خاطرات تحویل سال در ایام اسارت اشاره کرد و گفت: همه سختیها، مظلومیتها، محرومیتها و ممنوعیتها با صبر و شکیبایی فرزندان امام در دوران سخت اسارت با رهنمودهای سید آزادگان مرحوم حاج آقای ابوترابی به شیرینی زنده بودن تبدیل می شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان,وی افزود: با همدلی و همکاری، اتحاد وتوجه به ولایت که در اردوگاه نقش ولایت را حاج آقا ابوترابی به عهده داشتند و با توکل به خدا و ائمه معصومین علی الخصوص سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) و علی ابن ابی طالب (ع) به ما آرامش، آسایش و امید به آینده را می داد.
این آزاده بیرجندی گفت: 8 سال و یک ماه و چهار روز اسیر بودم و 45%جانباز هستم.
رضایی خاطرنشان کرد: سوزن، سورنگ، سنگ، سبزه، سیم کابلهای برق، شیلنگ آب و سیم خاردار هفت سین اسارت بود.
وی با بیان اینکه ما لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم، گفت: یکی از افرادی که با ما اسیر بود روزنامههای عراقی را ترجمه می کرد وزمان تحویل سال را به ما می گفت.
این آزاده بیرجندی خاطرنشان کرد: زمان اسارت، به هر اسیری 1500 فلس (33تومان) حقوق میدادند که در تمام سال پول هایمان را جمع میکردیم تا شکر بخریم و با آب شکر در عید از خودمان پذیرایی کنیم.
رضایی ادامه داد: شربت ما آب شکر بود و از خمیرهایی که از لای نانها در میآوردیم و در آفتاب میگذاشتیم تا خشک شود شیرینیهایی از جمله زولوبیا و بامیه درست میکردیم.
وی از دلتنگیهای اسارت هنگام سال تحویل گفت: لحظه تحویل سال دلتنگی ما به اوج خود می رسید، بعد از تحویل سال خیلی آرام، آسایشگاه به آسایشگاه به دیدار هم میرفتیم.
این آزاده بیرجندی بیان کرد: عیدهای اول اسارت خیلی سخت بود، حدود سه سال اول اسارت که بچهها توسط عراقیها با کابل و شلاق شکنجه میشدند و ما با دیدن بدنهای خونی آنها تحویل سال خیلی سخت تر می شد.
انتهای پیام/ر
وی افزود: با همدلی و همکاری، اتحاد وتوجه به ولایت که در اردوگاه نقش ولایت را حاج آقا ابوترابی به عهده داشتند و با توکل به خدا و ائمه معصومین علی الخصوص سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) و علی ابن ابی طالب (ع) به ما آرامش، آسایش و امید به آینده را می داد.
این آزاده بیرجندی گفت: 8 سال و یک ماه و چهار روز اسیر بودم و 45%جانباز هستم.
رضایی خاطرنشان کرد: سوزن، سورنگ، سنگ، سبزه، سیم کابلهای برق، شیلنگ آب و سیم خاردار هفت سین اسارت بود.
وی با بیان اینکه ما لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم، گفت: یکی از افرادی که با ما اسیر بود روزنامههای عراقی را ترجمه می کرد وزمان تحویل سال را به ما می گفت.
این آزاده بیرجندی خاطرنشان کرد: زمان اسارت، به هر اسیری 1500 فلس (33تومان) حقوق میدادند که در تمام سال پول هایمان را جمع میکردیم تا شکر بخریم و با آب شکر در عید از خودمان پذیرایی کنیم.
رضایی ادامه داد: شربت ما آب شکر بود و از خمیرهایی که از لای نانها در میآوردیم و در آفتاب میگذاشتیم تا خشک شود شیرینیهایی از جمله زولوبیا و بامیه درست میکردیم.
وی از دلتنگیهای اسارت هنگام سال تحویل گفت: لحظه تحویل سال دلتنگی ما به اوج خود می رسید، بعد از تحویل سال خیلی آرام، آسایشگاه به آسایشگاه به دیدار هم میرفتیم.
این آزاده بیرجندی بیان کرد: عیدهای اول اسارت خیلی سخت بود، حدود سه سال اول اسارت که بچهها توسط عراقیها با کابل و شلاق شکنجه میشدند و ما با دیدن بدنهای خونی آنها تحویل سال خیلی سخت تر می شد.
انتهای پیام/ر
وی افزود: با همدلی و همکاری، اتحاد وتوجه به ولایت که در اردوگاه نقش ولایت را حاج آقا ابوترابی به عهده داشتند و با توکل به خدا و ائمه معصومین علی الخصوص سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) و علی ابن ابی طالب (ع) به ما آرامش، آسایش و امید به آینده را می داد.
این آزاده بیرجندی گفت: 8 سال و یک ماه و چهار روز اسیر بودم و 45%جانباز هستم.
رضایی خاطرنشان کرد: سوزن، سورنگ، سنگ، سبزه، سیم کابلهای برق، شیلنگ آب و سیم خاردار هفت سین اسارت بود.
وی با بیان اینکه ما لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم، گفت: یکی از افرادی که با ما اسیر بود روزنامههای عراقی را ترجمه می کرد وزمان تحویل سال را به ما می گفت.
این آزاده بیرجندی خاطرنشان کرد: زمان اسارت، به هر اسیری 1500 فلس (33تومان) حقوق میدادند که در تمام سال پول هایمان را جمع میکردیم تا شکر بخریم و با آب شکر در عید از خودمان پذیرایی کنیم.
رضایی ادامه داد: شربت ما آب شکر بود و از خمیرهایی که از لای نانها در میآوردیم و در آفتاب میگذاشتیم تا خشک شود شیرینیهایی از جمله زولوبیا و بامیه درست میکردیم.
وی از دلتنگیهای اسارت هنگام سال تحویل گفت: لحظه تحویل سال دلتنگی ما به اوج خود می رسید، بعد از تحویل سال خیلی آرام، آسایشگاه به آسایشگاه به دیدار هم میرفتیم.
این آزاده بیرجندی بیان کرد: عیدهای اول اسارت خیلی سخت بود، حدود سه سال اول اسارت که بچهها توسط عراقیها با کابل و شلاق شکنجه میشدند و ما با دیدن بدنهای خونی آنها تحویل سال خیلی سخت تر می شد.
انتهای پیام/ر
وی افزود: با همدلی و همکاری، اتحاد وتوجه به ولایت که در اردوگاه نقش ولایت را حاج آقا ابوترابی به عهده داشتند و با توکل به خدا و ائمه معصومین علی الخصوص سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) و علی ابن ابی طالب (ع) به ما آرامش، آسایش و امید به آینده را می داد.
این آزاده بیرجندی گفت: 8 سال و یک ماه و چهار روز اسیر بودم و 45%جانباز هستم.
رضایی خاطرنشان کرد: سوزن، سورنگ، سنگ، سبزه، سیم کابلهای برق، شیلنگ آب و سیم خاردار هفت سین اسارت بود.
وی با بیان اینکه ما لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم، گفت: یکی از افرادی که با ما اسیر بود روزنامههای عراقی را ترجمه می کرد وزمان تحویل سال را به ما می گفت.
این آزاده بیرجندی خاطرنشان کرد: زمان اسارت، به هر اسیری 1500 فلس (33تومان) حقوق میدادند که در تمام سال پول هایمان را جمع میکردیم تا شکر بخریم و با آب شکر در عید از خودمان پذیرایی کنیم.
رضایی ادامه داد: شربت ما آب شکر بود و از خمیرهایی که از لای نانها در میآوردیم و در آفتاب میگذاشتیم تا خشک شود شیرینیهایی از جمله زولوبیا و بامیه درست میکردیم.
وی از دلتنگیهای اسارت هنگام سال تحویل گفت: لحظه تحویل سال دلتنگی ما به اوج خود می رسید، بعد از تحویل سال خیلی آرام، آسایشگاه به آسایشگاه به دیدار هم میرفتیم.
این آزاده بیرجندی بیان کرد: عیدهای اول اسارت خیلی سخت بود، حدود سه سال اول اسارت که بچهها توسط عراقیها با کابل و شلاق شکنجه میشدند و ما با دیدن بدنهای خونی آنها تحویل سال خیلی سخت تر می شد.
انتهای پیام/ر
وی افزود: با همدلی و همکاری، اتحاد وتوجه به ولایت که در اردوگاه نقش ولایت را حاج آقا ابوترابی به عهده داشتند و با توکل به خدا و ائمه معصومین علی الخصوص سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) و علی ابن ابی طالب (ع) به ما آرامش، آسایش و امید به آینده را می داد.
,این آزاده بیرجندی گفت: 8 سال و یک ماه و چهار روز اسیر بودم و 45%جانباز هستم.
,رضایی خاطرنشان کرد: سوزن، سورنگ، سنگ، سبزه، سیم کابلهای برق، شیلنگ آب و سیم خاردار هفت سین اسارت بود.
,وی با بیان اینکه ما لحظه سال تحویل را از روی روزنامههای عراقی تشخیص میدادیم، گفت: یکی از افرادی که با ما اسیر بود روزنامههای عراقی را ترجمه می کرد وزمان تحویل سال را به ما می گفت.
,این آزاده بیرجندی خاطرنشان کرد: زمان اسارت، به هر اسیری 1500 فلس (33تومان) حقوق میدادند که در تمام سال پول هایمان را جمع میکردیم تا شکر بخریم و با آب شکر در عید از خودمان پذیرایی کنیم.
,رضایی ادامه داد: شربت ما آب شکر بود و از خمیرهایی که از لای نانها در میآوردیم و در آفتاب میگذاشتیم تا خشک شود شیرینیهایی از جمله زولوبیا و بامیه درست میکردیم.
,وی از دلتنگیهای اسارت هنگام سال تحویل گفت: لحظه تحویل سال دلتنگی ما به اوج خود می رسید، بعد از تحویل سال خیلی آرام، آسایشگاه به آسایشگاه به دیدار هم میرفتیم.
,این آزاده بیرجندی بیان کرد: عیدهای اول اسارت خیلی سخت بود، حدود سه سال اول اسارت که بچهها توسط عراقیها با کابل و شلاق شکنجه میشدند و ما با دیدن بدنهای خونی آنها تحویل سال خیلی سخت تر می شد.
,انتهای پیام/ر
,]
ارسال دیدگاه