یادداشت;
آمریکا قابل اعتماد نیست/ بزرگترین اشتباه مصدق و مرسی اعتماد به آمریکا بود
سرنوشت مرسی و مصدق بعنوان دو رهبر ملی در دو کشور اسلامی، با فاصله زمانی کمتر از ۱۰۰ سال، درس بزرگی برای جهان اسلام و کشورهای انقلابی است که نمیتوان به کسی اعتماد کرد که یک بار از اعتماد شما سوء استفاده کرده و شاید بهتر است اول بیازمایید و بعد اعتماد کنید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز، اختلاف نظر مقامات آمریکا در مورد مذاکرات هسته ایی باعث شد چند نکته رو یاد آوری کنم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز,
1- آمریکا و ایادیش قابل اعتماد نیستند.
در توافق ژنو ایران به تعهدات خود عمل کرد و تقریبا تمام فعالیت های هسته ای خود به جز درصد پایین را تعطیل کرد، ولی آمریکا به هیچ تعهدی عمل نکرد. فقط قرار برگشت بخشی از پول حاصل از فروش نفت ایران گذاشته شد که البته آن هم عملی نشد چون دلار را تحریم کرده و تبدیل این مبلغ به سایر ارزها نیز دردسرساز بود.
2- تفاوت مذکرات قبل و فعلی در این است که قبلا تمام مراکز هسته ای ایران زیر نظر آژانس در حال فعالیت بود و در کنار آن مذاکره هم صورت می گرفت. درحقیقت غرب پیگیر انجام مذاکرات بود اما حال این موضوع برعکس شده است.
,
,
3- مذاکره کنندگان باید به یاد داشته باشند ارزش آنچه می گیرند و آنچه می دهند چگونه است.
برای شناخت آمریکا بهتر است به وقایع تاریخ معاصر نظری بیندازیم:
اعتماد به آمریکا؛ از مصدق تا مرسی
بزرگترین اشتباه مصدق اعتماد به آمریکاییها بود. روز ملی شدن صنعت نفت روز جدا ساختن انگلستان از صنعت نفت ایران و وابسته ساختن آن به آمریکاییها است.
آمریکاییها به عنوان قدرت نو ظهور بعد از جنگهای جهانی اول و دوم توانستند جای انگلستان را در خاورمیانه گرفته و به بزرگترین منبع نفتی منطقه یعنی ایران دست پیدا کنند. در نهایت، آمریکا بود که معادله و بازی جدید در ایران را با کودتای ۲۸ مرداد برد و اعتماد بیش از حد در نهایت کار را به سرانجام شومی کشاند.
مصدق برای مقابله با دو قدرت سنتی انگلیس و روسیه، به قدرت سوم یعنی آمریکا گرایش پیدا کرد. وی حتی آنقدر خوش خیال و خوشبین بود که به «آیزنهاور» نامه نوشته و از او درخواست کمک و مساعدت کرد! او در نامه خود چنین مینویسد:
«ملت ایران امیدوار است که با کمک و مساعدت حکومت آمریکا موانع بهوجود آمده در کار فروش نفت ایران برطرف گردیده و چنانچه حکومت آمریکا قادر نیست چنین موانعی را مرتفع سازد، میتواند کمکهای اقتصادی را در اختیار ایران قرار دهد تا این کشور بتواند سایر منابع طبیعی خود را مورد بهرهبرداری قرار دهد. ایران، سوای نفت، منابع طبیعی دیگری نیز دارد که بهرهبرداری از آنها به حل مشکلات آن کمک مینماید، لکن تحقق این منظور بدون کمک اقتصادی خارجی مقدور نیست. در خاتمه، توجه مساعد و مثبت آن جناب را به وضعیت خطرناک کنونی ایران جلب نموده و اطمینان دارم که جنابعالی نسبت به کلیه نکات این پیام توجه لازم مبذول خواهید داشت.»
گرچه جواب دولت امریکا به نامه مصدق منفی بود اما مصدق گویا تا آخرین لحظات دولتش، همچنان به امریکا امیدوار بود وهمین در نهایت موجب سقوط دولت مصدق و کودتا علیه وی شد به طوری که بعد از گذشت شصت سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ایالات متحده، اسناد دخالت خود در کودتا علیه دولت مصدق را منتشر ساخت. در حقیقت بزرگترین اشتباه مصدق همانی بود که رهبر انقلاب، در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان رد تاریخ ۱۲ آبان ماه سال ۹۲ فرمودند:
«هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکاییها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیسها نجات بدهد، به آمریکاییها متوسّل شد؛ آمریکاییها به جای اینکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیسها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانهشان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربهاش را خوردند.»
کودتای ۲۸ مرداد در شرایطی رخ داد که مصدق تمام تلاش خود را کرده بود تا بر موجی که در دنیا به راه افتاده بود سوار شده و به جای انگلستان، آمریکا را به عنوان ابرقدرت نوین به رسمیت بشناسد. او میخواست با توسل به آمریکاییها، زمینه ای از قدرت و اختیارات را برای خود فراهم سازد که دیگر هیچ قدرتی توان تغییر آن را نداشته باشد. با این حال مدرس در آخرین دقایق تنها ماند. نمونه این تنهایی و فراموشی را این روزها میتوان در مصر مشاهده کرد.
محمد مرسی نیز مانند مصدق بعد از انقلابی به روی کار آمد که خواستهاش اتکا به منابع و توان داخلی و ایجاد تغییرات بزرگ در ساختار قدرت بود. با این حال همان طور که تاریخ استعمارگری آمریکا نشان داده، نمیتوان انتظار داشت انقلابی در کشوری برای روی کار آمدن مسئولان مردمی شکل بگیرد و رد پای آمریکا برای بازگرداندن کودتا در آن را مشاهده نکرد. مرسی نیز مانند مصدق به شدت بر روی نقش آمریکا به عنوان حافظ و نگه دارش در رأس قدرت حساب باز کرده بود. مرسی نیازمند کمکهای آمریکا بود بنابراین جرات دست زدن به کمپدیوید را نداشت.
وی همچنین برای کمکهای مالی مجبور بود روی شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس حساب کند و بنابراین نمیتوانست در سیاستهای کلان کشورش تغییر جدی ایجاد کند.
دولت برخاسته از رای مردم در مصر که میخواست دشمنانش را مدیریت کند، در دام طراحیها و برنامهریزی آنان قرار گرفت و با اعتمادی که به آمریکا و سرسپردگان برخی از کشورهای اسلامی کرد، در کمتر از یکسال منجر به سقوط حکومت مرسی شد.
سقوط دولت مرسی درس بزرگی برای کشورهای منطقه بود. سرنوشت مرسی و مصدق بعنوان دو رهبر ملی در دو کشور اسلامی آنهم با فاصله زمانی کمتر از ۱۰۰ سال، درس بزرگی برای جهان اسلام و کشورهای انقلابی است که نشان داد باید ضربالمثل های آمریکایی در مورد اعتماد را جدی گرفت : نمیتوان به کسی اعتماد کرد که یک بار از اعتماد شما سوء استفاده کرده و شاید بهتر است اول بیازمایید و بعد اعتماد کنید.
عده ایی از تاریخ درس نمی گیرند و برای حل مشکلی که دشمن بوجود اورده، از خود دشمن کمک می خواهند، آهویی در دامی گرفتار شده بود چشم امیدش به صیادی بود که دام را گسترده بود. !!!
کوته فکری است, که در دام افتی و چشم امید به صیاد داشته باشی !
محمود زارعی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه