ناگفته هایی از حسینعلی منتظری / روایت “واحد اطلاعات سپاه” از جلسه ای محرمانه و اعلام بی اعتمادی امام (ره) به “جنایتکارِ” مورد اعتماد منتظری + تصاویر
سرانجام خبرگان به این جمعبندی رسید و چنین تصمیمی را اتخاذ کرد اما بنا بر این گذاشت که این خبر به صورت علنی، بیان نشود ولی با اصرار علاقه مندان به آیت اﷲ منتظری سرانجام امام جمعه قزوین حجت الاسلام باریک بین( در یکی از خطبه های نماز جمعه، رسما اعلام کرد که خبرگان، آیت اﷲ منتظری را به عنوان قائم مقامی رهبری)[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "ره به ری" : قصد داریم به مناسبت فرارسیدن ششم فروردین ماه ، سالگرد نامه تاریخی امام خمینی (ره) برای عزل “آقای حسینعلی منتظری” از قائم مقامی رهبری ، اشاره ای به مهم ترین ابعاد زندگی منتظری داشته باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ره به ری,مطالب ذیل از متن کتاب “فرجام عبرت اموز ” برگرفته شده است.
,“ره به ری” از ششم فروردین (سالگرد عزل منتظری) تا هشتم فروردین (سالگرد انتشار نامه تاریخی امام (ره) درباره منتظری) در قالب سه گزارش به زندگی حسینعلی منتظری خواهد پرداخت.
,سر آغاز
,ارزیابی شخصیت علمی و سیاسی آیت اﷲ منتظری و بررسی مواضع و عملکرد وى در سال های پس از انقلاب و به ویژه برای نسلى که مستقیما در جریان حوادث مربوط عزل ایشان توسط امام)ره( نبوده است و امروز به یکباره با موضع گیری های متفاوتی درباره این شخصیت جنجال برانگیز انقلاب مواجه می شوند؛ امرى ضرورى است.
,بویژه اینکه برخى جریان هاى سوءاستفاده گر و منفعت طلب که چهره واقعى خود را در حوادث فتنه گون پس از انتخابات بوضوح نشان دادند، با تحریف آشکار تاریخ نه چندان دو انقلاب، قصد دارند تا از هر فرصتى براى بهره بردارى هاى سیاسى خود استفاده کنند و مطامع کثیف خود را مطالبه کنند، تا جائى که حتى پس از رحلت آیت اﷲ منتظرى، قصد داشتند تا از جنازه وى نیز در جهت منافع سیاسى خود بهره گیرند.
,چه بسیار شخصیت ها و جریان هایى که تا سال ها پیش آنچنان در نقد و حمله به آیت اﷲ منتظرى افراط مى کردند که حتى قصد داشتند تا با بلدوزر خانه وى را خراب کنند و یا در نامه هایى آتشین، وى را قاتل امام غییر و استحاله سیاسى، بر سر نعش آیت مى خواندند، اما امروز در حمایت از آیتﷲ نشستند و گریه کردند و او را آیت اﷲ مظلوم خواندند.
,همین جریان ها در اقدامى مشکوک و خطرناک قصد دارند تا اختلاف عمیق امام(ره( با آیت اﷲ منتظرى را تا سرحد اختلاف فقهى بین دو مرجع تقلید، تقلیل دهند تا از بستر این تحری آشکار و گل آلود کردن آب، صید نامشروع خود را به تور کشند.
,اینان آنچنان فضا را غبارآلود کرده اند که ترس آن مى رود که نه تنها امر بر نسل سومى ها مشتبه شود، بلکه نسل اولى ها و دومى ها هم که آن روزهاى تلخ را به چشم خود دیده و با پوست وگوشتشان آنرا لمس کرده اند، تحت تاثیر تبلیغات اغواگرانه و مظلوم نمایانه حضرات، آن روزها را فراموش کنند.
,نسل نوپاى ما باید بداند که در اواخر عمر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامى چه اتفاقاتى افتاد که آن پیر فرزانه و آن روح خدائى مرگش را از خدا طلب کرد و نقش برخى افراد و جریان ها و بویژه قائم مقام معزول رهبرى در آن زمان، در وقوع این رویداد تلخ به چه میزان بوده است.
,جوانان ما باید بدانند که چه بر سر آیت اﷲ العظمى منتظرى، قائم مقام رهبرى و حاصل عمر امام(ره) رفت که رهبر کبیر انقلاب با دلى خونین، او را شیخى ساده لوح خواند و از ورود به سیاست منعش کرد…
,آیت اﷲ منتظرى از تولد تا پیروزی انقلاب
,حسینعلی منتظری فرزند حاج علی منتظری در سال ۱۳۰۱ هجری شمسی در شهر نجف آباد اصفهان متولد شد. او از سن ۷-۶ سالگی شروع به تحصیل مقدمات ادبیات عرب کرد و در ۱۲ سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد.
,در ۱۹ سالگی به حوزه علمیه قم رفت و پس از آشنایی با استاد شهید مرتضی مطهری، اکثر مباحث حوزوی را در کنار ایشان فراگرفت. اساتید بزرگوار وی، رجال نامدار و فقهای بزرگی چون آیت اﷲ سیدمحمد یزدی معروف به محقق داماد، آیت اﷲ حجت تبریزی، آیت اﷲ بروجردی و امام خمینی)ره( بودند که مباحث گوناگونی چون اصول فقه، فقه و فلسفه را تدریس می کردند. آیت اﷲ منتظری در طی این سال ها به مجتهد و فقیهی مسلم تبدیل شد و آثار متعددی را به رشته تحریر درآورد که اهم آنها عبارتند از:
,۱ نهایه الاصول (تقریرات درس خارج اصول فقه آیت اﷲ بروجردی)
,۲ البدرالزاهر فی صلاه الجمعه و المسافر ( تقدیر درس صلاه آیت اﷲ
,بروجردی)
,۳ کتاب الحدود (فقه استدلالی )
,۴ کتاب الخمس و الانفال (فقه استدلالی )
,۵ کتاب الزکاه (فقه استدلالی )
,۶ دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه (جلد ۴)
,۷ الغصب و الاجاره و الوصیه (چاپ نشده )
, ,
,
, ۸ رساله توضیح المسائل
,هر چند بعضی از کتابهای فوق الذکر هنوز چاپ نشده اند و برخی نیز در سال های پس از انقلاب اسلامی نشر یافته اند، اما بی شک وی در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم فقیهی مبرز و مدرسی موفق بود به گونه ای که در همان سال ها حضرت امام، فقه ایشان را سنگین از فقه بسیاری از بزرگان قم می دانست و بعدا نیز برای وی، عنوان فقیه عالیقدر را به کار بردند.
,در طی مبارزات علما علیه رژیم شاه، آیت اﷲ منتظری یکی از برجسته ترین چهره های روحانیون به حساب می آمد و به ویژه پس از شروع مبارزات امام خمینى(ره(، وی یکی از از نیروهای پرتحرک و جدی در میان مدرسان شناخته شده حوزه علمیه قم بود که به دفاع همه جانبه از نهضت ایشان پرداخت.
,پس از تبعید امام به خارج، وی به عنوان نماینده تام الاختیار امام خمینی در ایران به همراه دیگران کار سازماندهی و هدایت مبارزه با رژیم شاه را بر عهده داشت و در این را ه چندین بار دستگیر و سال ها در تبعید و حبس به سر برد.
,در سال ۵۷ و پس از آزادی از زندان، نقش آیت اﷲ منتظری به ویژه در جریان تحصن علما در دانشگاه تهران و اعتراض به مخالفت دولت وقت با ورود امام به کشور بسیار برجسته بود.
, ,
,
, از پیروزی انقلاب تا قائم مقامی رهبری
,شأن علمی و فقهی و نیز سابقه مبارزه سیاسی و همراهی آقای منتظری با امام ایجاب می کرد که وی در بالاترین مراکز تصمیم گیری حضور یابد و به همین دلیل در شورای انقلاب که به دستور امام تشکیل شده بود، عضویت یافت و در کنار چهره هایی چون شهید بهشتی و شهید مطهری، به عنوان بازوی مشورتی حضرت امام و در مواقعی تصمیم گیر و تصمیم ساز، در خدمت انقلاب اسلامى قرار گرفت.
,پس از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، ضرورت نوشتن قانون اساسی به صورت جدی مطرح شد و آیت اﷲ منتظری نیز از سوی مردم تران به عنوان عضو برجسته مجلس خبرگان تدوین کننده قانون اساسی و سپس از سوی اعضای مجلس خبرگان به عنوان رئیس مجلس خبرگان برگزیده شد.
,هر چند در عمل ریاست و مدیریت مجلس خبرنگان بر عهده شهید بهشتی قرار داشت اما انکار نمی توان کرد که شأن و منزلت آقای منتظری در میان اکثریت علما و روحانیون به اندازه اى بود که ولو به صورت ظاهری، او را به عنوان رئیس مجلس برگزینند.
,از مسائل مهم این دوره، مطرح شدن بحث ولایت فقیه در مجلس خبرگان بود که جنجال های مطبوعاتی و سیاسی فراوانی را به همراه داشت.
,با این که از سال ۴۲ به بعد، همیشه بحث ولایت فقیه به عنوان مبنای تئوریک حکومت دینی، مطرح بود و حضرت امام به ویرژه در سال۴۷به شکل گسترده ای بحث ولایت فقیه را ارائه کردند، اما به هنگام مطرح شدن این بحث در مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی، تمامی گروه های مارکسیستی و چپ، منافقین و لیبرال ها، ملی گراها و لائیک ها و …. در نشریات خود به انتقاد و اعتراض برخاستند و تلاش کردند که این اصل در قانون اساسی نباشد.
,البته به دلیل حمایت قاطع حضرت امام از این اصل و اقدام چهره هایی چون آیت اﷲ منتظری و شهید بهشتی در مجلس خبرگان،بر این فضای غیردینی فائق آمده و اصل ولایت فقیه در قانون اساسی گنجانده شد و سپس در رفراندوم قانون اساسى به تایید قاطع ملت ایران رسید و بدین شکل ماجرایی مشابه دوران مشروطه تکرار نشد.
,نکته دیگر آن که نحوه گزینش ولی فقیه در جمهوری اسلامی و آنچه درقانون اساسی آمده است (انتخاب دو مرحله ای فقیه از سوی خبرگان( دقیقا همان دیدگاهی است که در کتاب فقهی آیت اﷲ منتظری درباره ولایت فقیه آمده است.
, ,
,
, امامت جمعه تهران و قم
,درسال ۵۸ و با روی کار آمدن چهره هایی چون بازرگان، یزدی، امیرانتظام و امثالهم در دولت موقت، برخی نیروهای انقلابی و خط امامی از جمله افرادی چون شهید محمد منتظری در اعتراض به روند سازشکارانه دولت موقت، دست به فعالیت هایی زدند که جنبه قانونی نداشت و باعث برانگیختن اعتراض دولت و برخی از مسئولان شدند اما هیچکس همچون آیت اﷲ منتظری در این باره موضعگیری نکرد، چرا که وی در کمال ناباوری، شهید منتظری را فاقد تعادل روانی در برخورد با نارسایی های انقلاب معرفی کرد، موضعی که از سوی افراد زیادی مورد انتقاد واقع شد. در همین سال، نماز جمعه تهران و قم به امامت آیت اﷲ طالقانی و آیت اﷲ منتظری برپا شد ولی پس از چند هفته، آیت ﷲ طالقانی درگذشت و از سوی امام راحل، آقای منتظری به امامت جمعه تهران منصوب شد.
,البته این منصب دوام چندانی نیاورد و با توجه به علاقه مندی آقای منتظری به اقامت در قم، ایشان بار دیگر به قم بازگشت و با پیشنهاد وى امام خمینی، آیت اﷲ خامنه ای را بعنوان امام جمعه تهران منصوب کردند.
,انتقاد آقای منتظری از مذاکرات صلح دولت موقت با گروه های ضدانقلاب در کردستان از حوادث مهم دوران امامت جمعه وی بود که بازتاب گسترده ای یافت. هر چند پس از چند روز، وی اعلام کرد که آنچه در نماز جمعه گفته تنها موضع شخصی او بوده و موضع نظام همان است که دولت موقت اعلام می کند.
, ,
,
, تشکیل نهضت های آزادیبخش اسلامى
,در سال ۵۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت و یکی از واحدهای اصلی و فعال آن، واحد “جنبش و نهضت های آزادیبخش اسلامى” بود.
,مسئولیت این وا حد که تحت نظر آیت ﷲ منتظری، راه اندازی و اداره شد، بسط تفکر انقلاب اسلامی در جهان و ارتباط با نهضت های اسلامی و بررسی راه هاى حمایت از مبارزات مردم مسلمان در سراسر جهان بود.
,از آنجایی که شهید محمدمنتظری از سال های قبل از پیروزی انقلاب با بسیاری از جنبش های اسلامی در کشورهای مختلف در ارتباط بود، به گونه ای آیت ﷲ منتظری نیز به مساله نهضت اسلامی مرتبط شد و علاقه ایشان به گسترش نهضت اسلامى در سراسر جهان به این پیوند کمک زیادی کرد.
,لذا در عمل مسئولیت اصلی جنبش های اسلامى بر عهده آیت ﷲ منتظری قرار گرفت ولی پس از شهادت شهید محمد منتظری در سال ۶۰ نقش سیدمهدی هاشمی در این فعالیت ها بسیار گسترده و موثر شد.
,البته همیشه میان عملکرد این واحدها و مواضع وزارت امور خارجه، اختلافاتی بروز می کردند زیرا وزارت خارجه معتقد بود که مجری اصول و سیاست های کلی و جزئی نظام اسلامی در خارج است و و احد جنبش های اسلامى باید تحت نظر آن وازتخانه عمل کند چرا که در مواقعی ممکن است از اصول حاکم بر روابط خارجی ایران در منطقه و جهان تخطی صورت گیرد و واحد نهضت ها بدون در نظر گرفتن جهت کلی حرکت دولت، دست به کارهایی بزند که منجر به دشمن تراشی و انزوای جمهوری اسلامی شود.
,این کشمکش ها تا سال های بعد نیز ادامه یافت اما در سال های اولیه انقلاب به دلیل حاکم بودن روحیه انقلابی بر همه گروه ها و افراد و به دلیل نیاز شدید جهان به شنیدن پیام انقلاب اسلامی و نیز به خاطر درگیر بودن نیروهای اصیل انقلاب به مسائل مهمی چون جنگ تحمیلی، مبارزه با گروه های مسلح ضدانقلاب و تجزیه طلب و تصفیه حاکمیت نظام از عناصر لیبرال و غیرانقلابی، هرگز کسی اقدامات مسئولان واحد نهضت ها را به صورت جدی مورد انتقاد قرار نمی داد اما به تدریج با مرتفع شدن آن موانع و یکدست شدن نیروهای حاکمیت و شکل گیری دولت جدید که از سوی نیروهای خط امامی، این پرسش مطرح شد که آیا آن گونه عمل کردن با مصالح کلی نظام اسلامى سازگار است یا خیر و آیا افرادی چون سیدمهدی هاشمی، صلاحیت این را دارند که مسئولیت تنظیم روابط جمهوری اسلامی با دیگر نهضت های اسلامی دنیا را بر عهده بگیرند و درهر صورت، کدامین نهاد و ارگان رسمی نظام باید متولی چنین امر مهمی باشد؟
,حاصل همه این مباحث، بعدها به محدود کردن فعالیت های مستقل واحد نهضت اسلامی انجامید و با تصویب مجلس شورای اسلامى، وزارت امور خارجه، مسئولیت یافت بر اساس سیاست کلی نظام، تنظیم روابط با دیگر نهضت های را بر عهده گیرد.
,بدین وسیله، حوزه عمل آیت اﷲ متنظری و بیشتر از وی، به حوزه اقتدار سیدمهدی هاشمی محدود شد و البته همین امر، پیامدهایی داشت که در جای خود به آنها اشاره خواهیم کرد.
,خبرگان و قائم مقامی رهبری
,با نهادینه شدن جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس خبرگان رهبری مطابق قانون اساسی در دستور کار قرار گرفت و اولین مجلس خبرگان در سال ۶۲ رسما آغاز به کار کرد.
,شکل گیری این مجلس، خود به خود بحث آینده رهبری در نظام اسلامی را داغ کرد و بسیاری از دلسوزان انقلاب را به تکاپو انداخت که برای دوران پس از امام، چاره اندیشی کنند.
,در آن شرایط دیگر چهره هایی چون شهید مطهری و شهید بهشتی در قید حیات نبودند و تنها کسی که اذهان علاقه مندان به امام راحل را به خود متوجه می ساخت، آیت اﷲ منتظری بود و انصافا تنها کسی که با توجه به مراتب علمی و سیاسی و سوابق مبارزه با شاه و همراهی با امام راحل تصور شود، آقای منتظری بود.
,با چنین تلقی و تفسیری، برخی از بزرگان و به ویژه آیت اﷲ خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به تلاشی جدی دست زدند تا مجلس خبرگان، آیت اﷲ منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری تعیین کند و سپس تلاش شود تا در سطح جامعه، برای وی مقبولیت پذیرش به وجود آید.
,سرانجام خبرگان به این جمعبندی رسید و چنین تصمیمی را اتخاذ کرد اما بنا بر این گذاشت که این خبر به صورت علنی، بیان نشود ولی با اصرار علاقه مندان به آیت اﷲ منتظری سرانجام امام جمعه قزوین حجت الاسلام باریک بین( در یکی از خطبه های نماز جمعه، رسما اعلام کرد که خبرگان، آیت اﷲ منتظری را به عنوان قائم مقامی رهبری)
, ,
,
,
تعیین کرده اند. علیرغم خوشحالى بدنه انقلابى کشور از این تصمیم، براى برخی از خبرگان و علما و اعضای جامعه مدرسین، این خبر خوشایند نبود چرا که معتقد بودند آقای منتظری فقیهی چون دیگر فقهاست و در شرایط کنونی که حضرت امام در قید حیاتند، نباید به عنوان قائم مقام رهبری، تعیین و به مردم معرفی شود .
همچنین مردم عادی نیز تصویر یک انسان ساده و حتی ساده لوح را از وی در ذهن داشتند و به آسانی به این تصمیم، تمکین نمی کردند اما با گذشت زمان و ایجاد یک جریان گسترده اجتماعی و مطبوعاتی از سوی علاقمندان به آقای منتظری، به تدریج زمینه پذیرش قائم مقامی وی فراهم شد و عنوان “امید امت و امام” به همین مناسبت کاربرد زیادی پیدا کرد.
,
از آن پس، در جمهوری اسلامی ایران نهادی تحت عنوان قائم مقام رهبری تاسیس شد که بسیاری از تصمیمات از آن طریق، اخذ می شدند و مسئولان علاوه بر نظرات حضرت امام، خود را موظف به رعایت آرا و دیدگاه های قائم مقام رهبری نیز می دانستند و گزارش کارها و فعالیت ها و اقدامات خود را برای آقای منتظری هم می فرستادند و البته وی نیز از آن پس به صورت فعالانه در بسیاری از مسائل، دخالت و به صورت علنی یا خصوصی، خواسته های خود را به مسئولان و مدیران ابلاغ می کرد. نکته مهم درباره تصمیم خبرگان به گزینش قائم مقام رهبری آن است که این تصمیم مطابق با قانون اساسی صورت نگرفته بود چرا که خبرگان بر طبق قانون اساسی، اولا باید فقیهی را که واجد صلاحیت رهبری است، تشخیص داده و به عنوان رهبر به مردم معرفی کنند، ثانیا اعمال و رفتار رهبر را تحت نظر بگیرند تا در صورت ناتوانی در انجام وظایف قانونی یا از دست دادن صلاحیت ها، از مقامش به تشخیص خبرگان عزل شود، ثالثا در صورت فوت یا عزل یا کناره گیری رهبر، خبرگان باید رهبر جدید را در اسرع وقت، تعیین و معرفی کنند.
,جدای از مسئولیت های ذکر شده، هیچ وظیفه ای بر دوش خبرگان نبوده و نیست اما مجلس خبرگان با خیرخواهی و دلسوزی بزرگانش کاری فراتر از قانون اساسی و حوزه وظایف انجام داد و آقای منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری تعیین کرد.
,به دنبال این تصمیم خبرگان، شأن و جایگاه آیت اﷲ منتظری درمیان علما و روحانیون و نیز نیروهای انقلابی، برجسته تر و به تدریج مساله مرجعیت وی نیز مطرح شد به گونه ای که جمع کثیری از علما و حتی اعضای مجلس خبرگان، خواسار چاپ رساله علمیه از سوی وی شدند و این مساله پس از مدتی تحقق یافت. از آن پس، آیت ﷲ منتظری به عنوان یک مرجع تقلید هم مطرح شد هر چند از سال ها قبل هم یک مجتهد مسلم به حساب می آمد.
,تثبیت مرجعیت وی نیز با ارجاعات حضرت امام در مسائل شرعی و فقه حکومتی صورت گرفت بدین معنا که در چندی مساله مهم نظیر اعدام مفسدین و همچنین تعزیرات مالی، حضرت امام مسئولان را به فتاوی آیت اﷲ منتظری ارجاع دادند و همین امر باعث شد که در نزد بسیاری، آقای منتظری به عنوان “فالا علم”تلقی شود.
,با رسمیت یافتن شأن قائم مقامی رهبری برای آقای منتظری، مسئولیت های دیگری نیز بر عهده وی گذاشته شد که برجسته ترین آنها مساله عفو زندانیان و ایجاد دفاتر نمایندگی در دانشگاه ها بود.
,درباره عملکرد آقای منتظری در این دو زمینه در همان زمان هم نظرات متفاوتی وجود داشتند که بررسی آنها از حوصله این نوشته خارج است، اما یقینا یکی از موضوعاتی که بعدها مورد انتقاد حضرت امام قرار گرفته بود، دلسوزی های غلط و عفو کثیری از نیروهای مخالف نظام اسلامی توسط هیئت عفوی بود که تحت نظر آقای منتظری فعالیت می کرد.
,امام خمینی و تصمیم خبرگان در زمانی که بحث قائم مقامی آیت اﷲ منتظری در مجلس خبرگان مطرح شد
,در باره موضع حضرت امام در این زمینه و در آن زمان، هیچ موضع صریح و روشنی وجود ندارد.
,البته بعدا گفته شد که حضرت امام در دیدار آیت ﷲ محمدی گیلانی، مخالفت خود را ابراز کرده بود اما در آن زمان تلقی اکثریت علاقه مندان به امام خمینی این بود که بهترین فقیهی که می تواند سنت فقهی حضرت امام را پاس بدارد و از انقلاب اسلامی، حراست کند، شخص آیت ﷲ منتظری است و بنابراین اقدام خبرگان را مورد تایید و حتی با رضایت امام تلقی می کردند.
, ,
,
, بعدها در نامه ۶/۱/۶۸ حضرت امام به آقای منتظری، این نکته تصریح شده که “وﷲ قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم …” و با این عبارت مشخص می شود که امام خمینی در آن شرایط با این تصمیم خبرگان مخالفت بوده اند ولی به خاطر ملاحضاتی که برای خود در نظر گرفته بودند، اظهار نظری نکردند و البته در آن زمان دلائل قابل ارائه فراوانی هم وجود نداشتند.
,وضعیت مقبولیت آیت اﷲ منتظری در میان علاقه مندان به امام و انقلاب به گونه ای بود که حتی پس از تشکیل مجلس خبرگان هم غالبا ایشان را جانشین شایسته امام می دانستند و کاملا قابل پیش بینی بود که خبرگان به چنین تصمیمی خواهد رسید.
,ظاهرا امام خمینی نیز به همین باور رسیده بودند و به همین دلیل در پیامشان برای شروع به کار اولین مجلس خبرگان رهبری، نکاتی را گوشزد کردند که مخاطبی جز آقای منتظری نمی توانست داشته باشد ،هر چند مستقلا هم دارای حکمت و پندهای مهم و با ارزشی اند.
,امام خمینی در آن پیام در مقام نصیحت به رهبر یا رهبران آینده متذکر شده بودند “باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس، چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاصی منحرف و نفوذی ممکن است خدای نخواسته فاجعه بار آورند و با یک عمل انحرافی، نظام را به انحراف بکشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند.”
,حضرت امام در فرازی دیگر از همین نصیحت خود به رهبران آینده انقلاب، متذکر می شوند: “ﷲ ﷲ در انتخاب اصحاب خود، ﷲ ﷲ در تعجیل در تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه و باید بدانید و می دانید که انسان از خطا و اشتباه مصون نیست و به مجرد احراز خطا و اشتباه از آن برگردید و اقرار به خطا کنید که آن کمال انسانی و توجیه و پافشاری در امر خطا، نقص از شیطان است.
,در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات کنید.”
,در همان زمان انتشار این پیام (سال ۶۲) که احتمال رهبری او (آقای منتظری) وجود داشت ، بسیاری از افراد دریافتند حضرت امام بر دو نقیصه مهم آقای منتظری انگشت گذاشته است و متاسفانه حوادثی که منجر به عزل آیت اﷲ منتظری شدند، نشان داد که نگرانی و تذکر امام، درست بوده است.
,اصلی ترین عامل نگرانی حضرت امام، وجود “سیدمهدی هاشمی” و باند وی در میان اصحاب بسیار نزدیک آیت اﷲ منتظری بود.
,امام(ره) سیدمهدی هاشمی را مورد اعتماد نمی دانست.
,مسئول وقت واحد اطلاعات سپاه پاسداران در گزارشی در اینباره، به نکاتی اشاره می کند که قابل تامل است.
,وی با اشاره به یک جلسه مهم فرماندهان سپاه در حضور امام خمینی آن هم در سال ۶۱ و پیش از انتخاب آقای منتظری به قائم مقامی رهبری، می گوید: “پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا، فرماندهی سپاه پاسداران نیز تغییر کرد. اولین جلسه شورای عالی سپاه با ترکیت جدید در حضور حضرت امام تشکیل شد (در سال ۱۳۶۱).
,در این جلسه افرادی چون شهید محلاتی، فرمانده سپاه و مسئولان واحدهای مختلف سپاه حضور داشتند.
,مهدی هاشمی نیز، که با توصیه و حمایت کسانی چون آقای منتظری و شهید محمد منتظری مسئولیت واحد نهضت های سپاه را بر عهده گرفته بود، در این جلسه شرکت داشت.
,افراد حاضر خدمت امام معرفی شدند و هر یک از مسئولان واحدها گزارشی از موضوع، شیوه کار خود و … ارائه کردند.
,حضرت امام گزارش ها را شنیده و مطالبی می فرمودند.
,مهدی هاشمی ضمن گزارش خود، به شیوه صدور انقلاب و … اشاره کرد.
,پس از صحبت های مهدی هاشمی نظرات وی،حضرت امام مطالبی را عنوان فرمودند که عمدتا در رد سخنان وی بود و عدم تایید و نارضایتی از او به حدی درلحن امام (ره)آشکار و صریح بود که سبب تعجب همگان و ناراحتی مهدی هاشمی شد.
,“مسئول واحد اطلاعات سپاه” : در بخش پایانی جلسه هم، چند تن از حاضران، به منظرو ارائه گزارشی سری از اوضاع کشور، نزد حضرت امام ماندند.
,من نیز به عنوان مسئول واحد اطلاعات سپاه جزء این جمع بودم، حضرت امام فرمودند: مواظب مهدی هاشمی باشید.
,از برخورد قاطع و در عین حال روشنگرانه حضرت امام با مهدی هاشمی ، این احساس در ما شکل گرفت که از دیدگاه ایشان، مهدی هاشمی فردی سالم و قابل اعتماد نیست. (خاطرات سیاسی آقای ری شهری)
, ,
,
, سیدمهدی هاشمی کیست؟
,اول بار در سال های قبل از انقلاب مردم ایران نام سیدمهدی هاشمی را در جریان قتل مرحوم شمس آبادی شنیدند.
,در سال ۱۳۵۵ یکباره در سطح مطبوعات و دیگر رسانه های رژیم شاه، از گروه »هدفی ها« سخن به میان آمد که سردسته آنها فردی به نام سیدمهدی هاشمی است و مرحوم آیت اﷲ شمس آبادی از علمای اصفهان را به قتل رسانده اند.
,بنابر آنچه در مطبوعات رژیم شاه منتشر شد، گروه هدفی ها به خاطر مخالفت آیت اﷲ شمس آبادی با محتوای کتاب “شهید جاوید” او را به قتل رسانده بودند. کتاب “شهید جاوید” را در آن سال ها، حجت الاسلام “نعمت اﷲ صالحی نجف آبادی” درباره قیام امام حسین(ع) نگاشته بود.
,وی در این کتاب، بدون در نظر گرفتن علم امامت سیدالشهدا، آن قیام را به خاطر تشکیل حکومت دینی و اسلامی معرفی کرده و نظر کسانی را که قیام امام حسین(ع) را صرفا برای شهادت می دانستند، مورد نقادی قرار دده بود.
,در زمان انتشار این کتاب، برخی از علما نظیر آیت اﷲ منتظری و آیت اﷲ مشکینی از آن تقدیر کردند و بر آن، تقریظ نوشتند اما عده زیادی نیز آن را انحرافی دانسته و با آن مخافت می کردند. مساله کتاب “شهید جاوید” سال ها موضوع مناقشه علما و روحانیون و مذهبی ها با یکدیگر بود و جالب این که در آستانه محرم و صفر و نیز ماه مبارک رمضان که مساجد فعال بودند، این مساله اختلاف برانگیز می شد.
,بعدها مشخص شد که ساواک به قصد ایجاد انحراف در مبارزه علما و برای ایجاد تفرقه در میان محافل و گروه های مذهبی به صورتی برنامه ریزی شده، اختلاف نظرها در پیرامون کتاب “شهید جاوید” را دامن می زد.
,ظاهرا یکی از علمای مخالف کتاب مذکور در اصفهان، آیت اﷲ شمس آبادی بود.
,وی از علمای با نفوذ اصفهان به حساب می آمد و در مجموع مشی میانه روانه ای داشت و به عنوان طرفدار مرجعیت آیت اﷲ العظمی خویی، شناخته می شد، اما در جریان مبارزات سال ۴۲ امام خمینی، وی نیز به همراه دیگر علمای اصفهان به حمایت از امام، اعلامیه داد و حتی در سال ۴۷ به همراه عده ای از علما، علیه محکومیت آیت اﷲ منتظری و آیت اﷲ ربانی شیرازی، به وسیله دادگاه های شاه تلگراف هایی به مراجع قم و تهران مخابره کرد.
,مطبوعات رژیم شاه، علت اصلی کشته شدن وی توسط گروه “هدفی ها” به رهبری سیدمهدی هاشمی را مخالفت وی با کتاب “شهید جاوید” معرفی کردند، اما به خاطر ماهیت رژیم شاه و نیز طرفداری این افراد از نهضت امام خمینی، باور این تبلیغات دشوار بود، به گونه ای که اکثر مردم تصور می کردند که آیت اﷲ شمس آبادی را ساواک به قتل رسانده و به بهانه آن، جمعی از انقلابیون را بازداشت کرده است و از این ماجرای خود ساخته، علیه مبارزات امام خمینی بهره گیری می کند.
,اما با پیروزی انقلاب و افشای اسناد و مدارک این ماجرا مشخص شد که باند سیدمهدی هاشمی به صورت مستقیم این قتل و نیز قتل یک روحانی دیگر به نام “شیخ قنبرعلی صفرزاده”را مرتکب شده است.
,بعدها سیدمهدی هاشمی در اعترافات خود در این باره چنین گفته است: “آقای جعفرزاده و شفیع زاده به حسب فطرت اسلامى و مبارزاتی، خود را برای عملیات ضدساواکی و عوامل رژیم آماده ساخته بودند و با من به مشورت پرداختند.
,من این انحراف را در آنان دامن زدم که فعلا خطر آخوندهایی که یا ساکت اند یا هوادار رژیم اند بیشتر است و از جمله آنان مرحوم شمس آبادی را به عنوان محور تعیین کردم.
,گفتم به دلایلی نابودی ایشان ارجحیت دارد.
,آنان اول مخالفت می کردند بعدا من اطلاعات و دلایل خود را به طور قوی برای آنان تشریح ساختم و آنان را به لزوم انجام قتل معتقد ساختم و آنان نیز دو نفره برای این کار برنامه ریزی کردند.
,…. به محمود ایمانیان تلفن کردم که یک ماشین در اختیارشان بگذارد.”(پرونده مهدی هاشمی، جلد۵، ص۱۲۶)
,در واقع سیدمهدی هاشمی به عنوان یک چهره سیاسی فعال بر بسیاری از نیروهای انقلابی محیط خود موثر بود و با معرفی چهره هایی چون آیت اﷲ شمس آبادی به عنوان دشمنان اصلی، مسیر مبارزه ضد رژیم را به انحراف کشانیده و حربه بزرگی را به دست رژیم شاه داده بود تا از آن علیه نهضت امام خمینی بهره بگیرد.
,در آن ایام ساواک در یک بولتن ویژه طی گزارشی، خبر شناسایی و دستگیر قاتلان مرحوم شمس آبادی را به شاه معدوم ارائه داده بود و در کنار صفحه اول آن بولتن از قول شاه و به امضای ثابتی (فرد قدرتمند ساواک) چنین نوشته شد: “حداکثر بهره برداری تبلیغاتی علیه طرفداران (امام) خمینی بشود.”
,همچنین ساواک مرکز طی تلکسی به اداره های ساواک استان ها اعلام کرده بود: “به حسب فرموده، حداکثر بهره برداری تبلیغی از این جریان علیه طرفداران و ایادی (امام) خمینی به عمل آید و با فراهم آوردن ترتیبات لازم، جنایات مذکور و نقش عوامل خمینی در این قتل فجیع در محافل و مجامع مذهبی با هدایت ساواک توسط وعاظ تشریح و در جراید محلی نیز درج گردد…” البته علی رغم تلاش رژیم شاه برای بهره برداری از این ماجرا علیه نهضت امام خمینی، افکار عمومی مردم کمتر از تبلیغات رژیم شاه اثر پذیرفتند و هرگز این ماجرا را به حساب مبارزات اصیل مردم و روحانیت مترقی نگذاشتند.
,به دنبال محاکمات جنجالی قاتلان آیت اﷲ شمس آبادی، عاملان اصلی و مستقیم آن محکوم شدند و ظاهرا سیدمهدی هاشمی هم به اعدام محکوم شد اما مسائل مربوط به دادگاه تجدیدنظر و فرجام خواهی متهمان و اجرای حکم به دارازا کشید و سرانجام به حوادث انقلاب و مبارزات مردم علیه شاه رسید و با پیروزی انقلاب اسلامی، در رأس بسیاری از مناصب سیاسی و نظامی استان اصفهان قرار گرفتند. البته در جریان این دستگیری، سیدمهدی هاشمی با ساواک اصفهان ارتباط هایی را برقرار کرد و بنای یک سری همکاری ها گذاشته شد.
,خود وی بعدها در یک مصاحبه تلویزیونی آن را به عنوان نرمش در برابر ساواک تفسیر کرد ولی پذیرفت که آن نرمش باعث انحراف و لغزش جدی شد و به همکاری با ساواک انجامید.
,در سال ۶۵ وزیر اطلاعات وقت (حجت الاسلام محمدی ری شهری) دریک مصاحبه مطبوعاتی و رادیوتلویزیونی درباره همکاری های سیدمهدی هاشمی با ساواک چنین اظهار داشت: “هفت هشت ماه قبل، یک سلسله اوراق و بیانیه هایی علیه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامى پخش شد، از روی قرائن حدس می زدیم که این بیانیه ها مربوط به گروه سیدمهدی هاشمی است. هنگامی که پرونده آن نماینده بررسی گردید مشخص شد که سری گزارشاتی از ساواک پیرامون فعالیت نماینده مذکور و همچنین شهید محمد منتظری و بعضی از آقایان دیگر علیه رژیم منحوس گذشته وجود دارد که پس از بررسی پرونده سابق سیدمهدی هاشمی معلوم گردید که وی منبع گزارش های ساواک بوده است.
,بر اساس مدارک موجود دو تن از مامورین ساواک به نام های میرلوحی و رضوی رابط سیدمهدی هاشمی بوده اند. پس از بررسی بیشتر مشخص شد که سیدمهدی هاشمی در رابطه با قتل مرحوم شمس آبادی رفقای خودش را که به دستور او مرتکب این قتل شده بودند، لو داده است.”(خاطرات سیاسی، ص۲۱۵)
,مهدى هاشمى پس از انقلاب
,با پیروزی انقلاب اسلامی، مهدی هاشمی دست به فعالیت های گسترده ای زد و با حمایت آیت ﷲ منتظری در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مسئولیت واحد “نهضت های آزادی بخش سپاه” به او واگذار شد. در این مدت، برخی از ترورها و قتل ها به ویژه در اصفهان اتفاق می افتادند که مخالفان مهدی هاشمی آن قتل ها را به او نسبت می دادند ولی هیچ دلیلی مبنی بر صحت این ادعاها ارائه نمی شد.
,همچنین در درگیری های میان سپاه و کمیته در سطح استان اصفهان نیز رد پای محکم باند مهدی هاشمی دیده می شد ولی کسی قدرت برخورد با وی را نداشت و علت اصلی آن هم حمایت آقای منتظری از وی بود.
,این حمایت ها موقعیت سیدمهدی را در دستگاه های مختلف تقویت کرد به گونه ای که پس از تصویب اساسنامه سپاه در مجلس شورای اسلامى و حذف واحد نهضت ها برکناری او از مسئولیت واحد نهضت ها با زحمت زیاد انجام شد.
,با این همه او از فعالیت های خود دست برنداشت و با اتکا و استناد به حکم آقای منتظری، کارهای خود را از طریق تشکیلات غیرعلنی ادامه داد و به این طریق، اسناد و لوازم و سلاح ها و امکانات دیگر واحد نهضت ها توسط مهدی هاشمی و همفکران او از سپاه خارج و به مراکز مورد نظر آنان انتقال یافت.
,دستگیری سیدمهدی هاشمی و محاکمه وی با شکل گیری وزارت اطلاعات در سال ۶۳، گزارش های تهیه شده به وسیله واحد اطلاعات سپاه پاسداران علیه مهدی هاشمی، در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفت.
,در همین ایام اعلامیه هایی علیه مسئولان در سطح کشور پخش می شدند که یک نمونه آن با امضای “جمعی از مقام – نمایندگان مجلس شورای اسلامی” علیه رئیس جمهوری وقت معظم رهبری- در سال ۶۴ تهیه و پخش شده بود.
,پس از پیگیری، مشخص شد که تهیه کنندگان آن سیدمهدی هاشمی و باند اویند.
,در اوایل سال ۶۵ و به دنبال پخش اعلامیه ای علیه یکی از نمایندگان مجلس (دکتر هادی نجف آبادی)، مشخص شد که سیدمهدی با ساواک همکاری داشته و علیه وی به ساواک گزارش می داده است.
,در همین ایام یک خانه تیمی توسط وزارت اطلاعات کشف شد که مربوط به باند مهدی هاشمی بود و در آن مواد منفجره، اسحله، اسناد محرمانه و سری کشور، وسایل جعل سند و … نگهداری می شدند.
,با توجه به جرایم فوق، مسولان وزارت اطلاعات تصمیم به بازداشت سیدمهدی گرفتند ولی چون از نظر آقای منتظری نسبت به وی مطلع بودند، جرات اقدام مستقل در این زمینه را نداشتند لذا مسائل را به حضرت امام منتقل کردند و با دستور ا یشان، در مهرماه سال ۶۵، سیدمهدی هاشمی دستگیر شد.
,مهدی هاشمی در مراحل اولیه بازجویی، همه اتهامات را انکار کرد و فقط برخی از دوستان وی، اطلاعاتی نسبتا کامل درباره نحوه تهیه و پخش اعلامیه مختلف علیه مسئولان را در اختیار بازجوها گذاشته بودند.
,سرانجام این بن بست ایجاد شده با ملاقات مستقیم وزیر اطلاعات وقت (محمدی ری شهری) با سیدمهدی هاشمی و طرح تذکرات اخلاقی و دینی و یادآوری معاد و قیامت، شکسته شد و سیدمهدی همکاری با بازجوها برای روشن شدن برخی از ابهامات را آغاز کرد.
,وی به دنبال این دیدار، در چندین مصاحبه تلویزیونی شرکت کرد و در یکی از مصاحبه های تلویزیونی که مخاطب اصلی آن، مسئولان درجه یک نظام بودند، مطالب مهمی را مطرح کرد.
,نوار این مصاحبه در اختیار حضرت امام قرار گرفت و حضرت امام ضمن دیدن مصاحبه مذکور تاکید کرده بود که : “فریب نخورید، او دروغ می گوید. حرکات (گریه و زاری) او واقعیت ندارد.”
,سرانجام علیرغم مخالفت سران سه قوه با پخش مصاحبه مهدی هاشمی از طریق تلویزیون، در تاریخ ۱۸/۹/۶۵ مصاحبه مذکور با نظر امام خمینی از تلویزیون پخش شد.
,مهدی هاشمی در این مصاحبه اعلام کرد که به خاطر تسلط هوای نفس و نپرداختن به تهذیب نفس و دوری از خط امام، دچار انحراف شده و گروهی از همفکران و همکاران خود را نیز به ورطه اشتباهاتش در سال های قبل از انقلاب را رابطه با ساواک و قتل چند تن از جمله آیت اﷲ شمس آبادی ذکر کرد.
,درباره ایام پس از انقلاب، وی به ایجاد درگیری بین سپاه و کمیته لنجان سفلی که منجر به کشته شدن چند نفر شد، اعتراف کرد.
,وی پذیرفت که مقادیر زیادی اسلحه و مهمات و مواد منفجره و اسناد را از سپاه خارج کرد، و بدون توجه به مصوبه مجلس درباره “جدایی نهضت ها از سپاه”، فعالیت هایش را ادامه داده است به علاوه او قبول کرد که ایجاد مدارس علمی توسط آیت اﷲ منتظری از سوی وی و دوستانش مورد بهره برداری قرار گرفته و هدف آنها سازماندهی طلاب و مخالفت با جامعه مدرسین بوده است. وی همچنین اعلام کرد که بر عهده گرفتن مدیریت این مدارس و نیز کتابخانه سیاسی، به این قصد و هدف بوده شود.
,وی درباره تاثیر مجموعه خوددر شورای مدیریت دفتر آیت اﷲ منتظری هم مى گوید: “در اینجا یک محور دیگری که باید به آن اشاره کنم و آن هم یک نقطه عطفی است در بازشناسی و بازیابی اشتباهات و انحرافات خودم، مساله دفتر فقیه عالیقدر را به عنوان یک پایگاه برای تحقق اهداف خودم، اهدافی که به آن ایمان داشتم و فکر می کردم اهداف حق مطلق است، انتخاب بکنم.
,زمینه هایی که مثبت بود و من را در این تخیل یاری می کرد چند چیز بود: اول آن که مسئول دفتر برادر من بود و آن رابطه و اعتماد متقابلی که بین من و اخوی وجود داشت این زمینه پارامتر مثبتی بود که مرا در این فکر موفق بکند.
,از آن طرف فقیه عالیقدر از سال های خیلی دور(به ما) اعتماد داشتند و این اعتماد را یک پارامتر مثبتی در جهت اهداف خود می دانستم.
,سوم این که آقا سعید فرزند آیت ﷲ هم با ما همدلی و هماهنگی داشت.
,از آن طرف تعدادی از دوستان هم از قدیم و جدید در دفتر وجود داشتند.
,از طرف دیگر در شخص فقیه عالیقدر من یک سلسله رهنمودهایی را می دیدم که ایشان دارند که کارساز و طلیعه خوشبختی آینده می دانستم.
,اینها را برای آینده کشور اینها مجموعا عوامل مثبتی بود که من را جذب کرد به طرف این که دفتر را تصور کنم که پایگاه من است و من می توانم از طریق دفتر تمایلاتم را جامه عمل بپوشانم و…
,از آن طرف ملاقات های حضوری که با فقیه عالیقدر داشتم من، که حضورا مساله را گزارش بدهم یا به طور کتبی خدمتشان بنویسم این هم یک عاملی بود که ما را با دفتر مربوط می کرد.
,از آن طرف تماس خود را با اخوی بیشتر می کردم برای تحلیل و بحث و بررسی که چه باید کرد.
,از آن طرف گزارشاتی به آقا می نوشتم که معتقد بودم کارساز است و در همین جا باید عرض کنم من با گزارشاتی که به آقا می نوشتم در حقیقت از اعتماد پاک و بی شائبه فقیه عالیقدر نسبت به خودم سوء استفاده کردم.
,من می خواستم با نوشتن این نامه ها و گزارشات به خدمت ایشان در حقیقت افکار خودم را القا کنم و خط بدهم و در مقابل خط تخیلی که احساس می کردم وجود دارد، خودم را مصون نگهدارم در خدمت و در دفتر ایشان و من از اعتماد پاک و بی شائبه فقیه بزرگوار که به من داشتند، سوء استفاده کردم. من خودم را گناهکار می دانم که از این اعتمادها سوء در این لحظه جدا استفاده شده است.” (۶۵/۹/۱۹ – روزنامه جمهوری اسلامی )
,علی رغم این اعترافات، هنوز قرائن زیادی وجود د اشتند که سیدمهدی هاشمی به همه موارد به ویژه به قتل های پس از انقلاب، اعتراف نکرد .
,سرانجام با کشف مکاتباتی که به صورت محرمانه میان سیدمهدی و یکی از دوستانش در زندان جریان داشت، معلوم شد که آنها اطلاعاتی را پنهان می کنند و چون دروغ گفتن در محضر دادگاه به قصد ایجاد انحراف در ذهن قاضی، شرعا مجازات دارد.
,قاضی حکم به تحمل هفتاد ضربه شلاق برای مهدی هاشمی صادر کرد که قبل از اتمام مجازات، وی برای افشای حقیقت اعلام آمادگی کرد.
,بر اساس اعترافات مهدی هاشمی، حشمت و دو فرزندش به طرز فجیعی به وسیله باند وی به قتل رسیدند.
,با همکاری دوستان وی، جنازه ها کشف شدند و همان شب خبر آن در تلویزیون به همراه تصاویری تکان دهنده، پخش شد و تاثیری ژرف بر مردم گذاشت.
,همچنین با اعترافات تازه باند سیدمهدی، مقداری سلاح شامل ۶۸ قبضه تفنگ، ۷ قبضه آرپی جی و چند قبضه تیربار و مسلسل و … کشف شدند.
,با وجود این اعترافات و مدارک، دیگر راهی جز محاکمه مهدی هاشمی و باند وی وجود نداشت.
,سرانجام مهدی هاشمی بر اساس یک کیفر خواست سنگین، محاکمه و محکوم به اعدام شد و حکم اعدام در تاریخ ۶/۷/۶۶ به اجرا درآمد.
,منتظری و مساله دستگیری مهدی هاشمی بررسی مواضع آقای منتظری در قضیه مهدی هاشمی، نشانگر درستی نگرانی جدی امام درباره اطرافیان رهبری آینده انقلاب بود.
,عملکرد مهدی هاشمی در قبل و بعد از انقلاب آنچنان خلاف شرع و اصول و ارزش های اسلام و انقلاب بود که به هر کسی نسبت پیدا می کرد، وجهه او را مخدوش می ساخت لذا امام خمینی از همان ابتدا تلاش کرد تا آقای منتظری حساب خود را از مهدی هاشمی جدا کند.
,حدود چهار ماه قبل از دستگیری مهدی هاشمی، امام(ره) به آیت اﷲ طاهری امام جمعه اصفهان ماموریت د اد تا برای جدا کردن آقای منتظری از سیدمهدی هاشمی، اقدام کند.
, ,
,
, در ملاقات با آیت اﷲ طاهری، امام به وی فرمودند: “بروید و با ایشان صحبت کنید و بگویید من روی شما سرمایه گذاری کرده ام. اگر می بینید که روحانیون در مقابل شما نمی ایستند به این دلیل است که من هستم و اگر روزی من نباشم آنها در مقابل شما خواهند ایستاد.
,لذا شما نباید ضعفی داشتنه باشید و این مهدی هاشمی بهانه است دست آنها.
,این که شما بگویید من چهار ماه است او را ندیده ام کفایت نمی کند، شما باید بدهید که مهدی هاشمی با من هیچ ارتباطی ندارد و کارهایش مورد تأیید من نیست و رفت و آمد او را به بیت خودتان ممنوع کنید.”
,ملاقات آیت اﷲ طاهری اصفهانی و نیز افراد دیگری چون حجت الاسلام والمسلمین محمدی ری شهری با آقای منتظری بی ثمر بود.
,چند روز قبل از بازداشت مهدی هاشمی، حضرت امام نامه ای را برای آقای منتظری نوشتند و در آن خواستار تصمیم جدی وی در قضیه سیدمهدی شدند و تاکید کردند که این راه بهتر است و الا هیچ عکس العملی در رسیدگی به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگی به امر جنایت مورد اتهام، حتمی است.
,در پاسخ به این خیرخواهی امام، آقای منتظری برخوردی کرد که بسیار دور از انتظار بود. وی نامه ای را خطاب به امام خمینی نگاشت و به صورت جدی از سیدمهدی هاشمی کرد.
,وی در قسمتی از نامه اش نوشت: “من به حسب واقع در دو حال خارج نیستم: یا فردی هستم … ساده اندیش، بازی خور و مثلا سیدمهدی هاشمی به من خط و فکر می دهد … یا این که … چه بسا از خود هم فکر و تاملی و اراده ای داشته باشم … اگر فرض اول در حق من صحیح است پس تأیید و ترویج حضرتعالی و مسئولین و علما و فضلات از من امید د اشتن به من کذایی برای آینده اسلام و کشور و حتی تعریف حضرتعالی از من در همین نامه اخیر صحیح نیست و واقعا لازم است برای آینده کشور و انقلاب فکر اساسی بکنید و مسامحه به هیچ نحو روا نیست و آن هم در درجه اول به عهده حضرتعالی است که موسس انقلاب بوده اید و ملاحظه مرا هم نکیند من طالب مقام نیستم.”
,درباره همین نامه، سیدمهدی هاشمی در بازجویی خود چنین عنوان کرده است: “روز آخری که قصد داشتم خود را به وزارت اطلاعات معرفی کنم آقا مرا احضار کردند و گفتند حضرت امام نامه ای به من نوشته اند و قسمتی از آن را که درباره من بود خواندند.
,بعد اضافه کردند که من هم یک نامه برای امام نوشتم و آن قسمتی را که درباره من بود، برایم خواندند. بعد گفتند: امام با نامه خودشان، خواب را از چشم من گرفتند، من هم نامه ای نوشتم که خواب را از چشم امام بگیرد.” (پرونده سیدمهدی هاشمی، ص۲۳)
,پس از بازداشت سیدمهدی، آیت اﷲ منتظری با این استدلال که “اگر امام مرا تحت فشار قرار دهند، حساب خود را از نظام جدا خواهم کرد”، ملاقات های خود را قطع کرد و حتی مسئولان رده اول نظام هم امکان ملاقات با او را نداشتند، این اعتصاب در رسانه های خارجی، ابعاد گسترده ای پیدا کرد و یکی از جدیترین بحران های تاریخ انقلاب به وقوع پیوست.
,تلاش مسئولان برای شکستن اعتصاب آقای منتظری، نتیجه ای نداد و سرانجام خود امام وارد قضیه شدند.
,مرحوم سیداحمد خمینی درباره جلسه که در منزل ایشان به همین منظور تشکیل شده بود، رنجنامه خود خطاب به آقای منتظری گفته است: “امام با کمال بزرگواری شما را خواستند و شما در جلسه ای در منزل اینجانب که سران قوا و نخست وزیر بودند، شرکت کردید.
,از ابتدا معلوم بود که به شما گفته بودند که زیر بار هیچ پیشنهادی نروید تا آقا مهدی را آزاد کنند، چرا که با همه با خشونت برخورد کردید.
,امام در این جلسه با تواضع بسیار از شما خواستند که اعتصاب خود علیه نظام را بشکنید به شما گفتند: آیا شما ماها را دشمن خود می دانید؟
,یقینا این را نمی توانید بگوئید. بعد با حالت بسیار صمیمی و گرم فرمودند: من از شما خواهش می کنم که این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید.
,قبول نکردید.
,فرمودند: من ارادات به شما دارم.
,من مخلص شما هستم.
,از این مرید و مخلص خود قبول بفرمائید و به کار خود مشغول شوید.
,با کمال خشونت گفتید: “لا یکلف اﷲ نفسا الا وسعها”.
,در این هنگام من به دوستان نگاه کردم، دیدم همهگی از شرم و حیا، سرهایشان را پایین انداخته اند و آقای خامنه ای اشک در چشمانشان بود.
,آقای رفسنجانی و من در جلو امام به شما گفتیم که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خودتان ۷۰۰ صفحه پیرامون آن مطلب نوشته اید (البته تا آن موقع)، چرا گوش به حرف امام نمی دهید؟
,باز همان جمله “لا یکلف اﷲ نفسا” را به زبان آوردید و امام با خونسردی به شما نگاه می کردند.”
,در ادامه پیگیری ها نیز آقای منتظری به شیوه های مختلف از سیدمهدی هاشمی حمایت می کرد و در نامه های خود به امام یا در دیدارهای خود با ایشان، عملکرد وزارت اطلاعات در دستگیری ها و بازجویی ها را زیر سوال می برد.
,پس از پخش مصاحبه مهدی هاشمی، وضعیت به گونه ای شد که بیت آیت ﷲ منتظری هم در نامه ای به امام خمینی، از برخورد قاطع امام با جریان های انحرافی تشکر کرد و خواستار رسیدگی بدون اغماض جرایم و اتهامات مهدی هاشمی شد.
,اما علی رغم این موضعگیری علنی، وی در نامه دیگری به امام، تندترین انتقادها را مستقیما متوجه ایشان کرد و مدعی شد که امام از علاقمندان خود منقطع شده است!
,دفاع آقای منتظری از سیدمهدی حتی تا آخرین ساعات حیات وی نیز ادامه داشت و پس از صدور رأی و در آستانه اجرای حکم نیز وی نامه ای را برای حضرت امام ارسال کرد و در آن با اشاره به سو ابق مهدی هاشمی و تاثیر منفی اعدام وی بر جبهه ها، سعی نمود نظر امام را برای توقف حکم، جلب کند اما هنگامی نامه او به دفتر امام رسید که حکم اعدام اجرا شده بود.
,حمایت آقای منتظری تنها از مهدی هاشمی نبود بلکه از دیگر متهمان پرونده از جمله فتح ﷲ امید نجف آبادی و هادی هاشمی نیز حمایت می کرد و… این در حالی بود که امام خمینی و بسیاری از یاران و نزدیکان ایشان و مسئولان درجه اول نظام، منتقد اینگونه برخوردها بودند و فقط به اجرای احکام شرعی و عدالت فکر می کردند.
,ادامه دارد….
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه