مدیون چه کسانی هستیم؟!

روایتی خواندنی از مرد بی ادعایی که هنوز بی ادعا ایثار می کند!

روایتی خواندنی از مرد بی ادعایی که هنوز بی ادعا ایثار می کند!
مردان بی ادعا هنوز هم بی ادعا برای این کشور و مردمش از جان و مالشان می گذرند و چه بی ریا و بی ادعا می بخشند و دم نمی زنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، مرتضی بزرگی فعال فرهنگی در زیتون نوشت:چند روز قبل (محمد رضا) یکی از دوستان را در گلزاری شهدای وادی رحمت دیدم.فردی بشاش ، شاد ، اهل شوخی و البته چریک واقعی انقلاب.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,

از جانبازان دوران دفاع مقدس که در هیچ جایی پرونده جانبازی ندارد یعنی هیچ وقت دنبالش را نگرفته است.خودش می گوید:«از شهدا خجالت می کشم دنبال این گونه امور بروم»

,

چند تا ترکش در بدنش دارد.

,

برخی اوقات بخاطر ترشح عفونت از ران پایش به سبب همان ترکش ها، نمازش را نمی تواند اول وقت ادا کند و باید برای استحمام به خانه رفته و بعد از آن نماز را اقامه کند.

,

آنروز که من او را دیدم خیلی تو خودش بود. دیگر از آن شوخی های همیشگی و بگو بخند های محمدرضا خبری نبود.به او گفتم:حاجی خبری شده خیلی دمغی؟!

,

بلافاصله بغضش شکست...

,

گفت:«دختر بیست ساله ام را بخاطر حساسیت و سرفه بیش از حد بردم پیش دکتر. طبیب از دخترم می پرسد:دخترم تو شیمیایی هستی؟! دکتر تا این حرف را زد تازه فهمیدم چی شده است!»

,

محمدرضا می گفت:« به دخترم گفتم نگران نباش می برمت تهران پیش یک طبیب حاذق با دو سه تا نسخه حتماً خوب می شوی!»

,

محمدرضا گفت:«بخاطر اینکه دخترش بعد از شیمیایی شدن او به دنبا آمده تازه بعد از بیست سال عوارضش معلوم شده است.» می گفت:«نمی دانم دو تا دختر دیگرم را چگونه به دکتر ببرم چون حتماً آنها هم شیمیایی شده اند.»

,

محمدرضا بغیر از دختر بیست ساله اش دو دختر ۱۷ ساله و ۱۴ ساله هم دارد که هر سه دختر بعد از شیمیایی شدن او به دنیا آمده اند.

,

امثال محمدرضا با این بلاها و امتحان ها پله های عبودیت را طی می کنند اما تلخی قصه اینجاست که ما گاهی یادمان می رود مدیون چه کسانی هستیم!

,

مردان بی ادعا هنوز هم بی ادعا برای این کشور و مردمش از جان و مالشان می گذرند و چه بی ریا و سخاوتمندانه می بخشند و دم نمی زنند.باشد که قدردان وجودشان باشیم.

,

انتهای پیام/ص

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه