خاطرات همرزمان قزوینی شهید صیاد شیرازی:

همرزم شهید: صیاد علی‌رغم جایگاه ممتازش بسیار مظلوم بود/ این شهید علاقه خاصی به آیت‌ الله باریک‌بین داشت

همرزم شهید: صیاد علی‌رغم جایگاه ممتازش بسیار مظلوم بود/ این شهید علاقه خاصی به آیت‌ الله باریک‌بین داشت
همرزم شهید صیاد شیرازی گفت: این شهید بزرگوار زیاد به قزوین می‌آمد و به محض ورود به قزوین ابتدا به خانواده شهدا سرکشی می‌کرد و در هر مسافرت خود به قزوین، حتما به دیدار آیت الله باریک بین می‌رفت زیرا علاقه خاصی به ایشان داشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح قزوین، صلاح را بر آن دیدیم تا به بهانه گرامیداشت شهید صیاد شیرازی هم که شده سری به یادگاران و افتخارآفرینان عرصه پایمردی بزنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین،,

به سراغ منوچهر مهجور، پدر شهید مهجور و هم رزم شهید صیاد شیرازی رفتیم و از خاطراتش با شهید صیاد پرسیدیم. وی درباره نحوه آشنایی خود با شهید صیاد گفت: من و شهید هر دو نظامی بودیم و قبل از انقلاب برای توزیع اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های امام خمینی(ره) با یکدیگر همکاری داشتیم  و در زمان جنگ هم ایشان به عنوان مسئول فرماندهی کردستان، فرمانده من نیز بود.

,

وی در توصیف اخلاق شهید صیاد شیرازی بیان کرد: این شهید بزرگوار بسیار با تقوا بود و همیشه نماز را سر وقت می‌خواند. بعد از نماز صبح ورزش می‌کرد و همه بچه‌ها را به ورزش تشویق می‌کرد. بسیار منظم و با برنامه بود و در عین حال بسیار سرسخت و خستگی ناپذیر و در آغاز هر ماه پولی را جمع آوری می‌کرد تا به خانواده‌های نیازمند بدهد.

,

وی افزود: این شهید بزرگوار زیاد به قزوین می‌آمد و به محض ورود به قزوین ابتدا به خانواده شهدا سرکشی می‌کرد و در هر مسافرت خود به قزوین، حتما به دیدار آیت الله باریک بین می‌رفت زیرا علاقه خاصی به ایشان داشت.

,

IMG_0005

, IMG_0005, IMG_0005,

پدر شهید مهجور در بیان یکی از خاطراتش از شهید صیاد ابراز کرد: شهید صیاد شیرازی شب‌های اول هر ماه در خانه خود مجلس روضه‌ای برپا می‌کرد و من نیز همیشه خود را به منزل وی برای حضور در روضه می‌رساندم. او در جایگاه یکی از فرماندهان ارشد نظامی، هرگز اجازه نمی‌داد کسی کارهای مجلس را انجام دهد و همیشه قبل از رسیدن ما، همه چیز را مرتب و مهیا می‌کرد.

,

وی ادامه داد: در پایان مجلس روضه، ایشان مقداری گوشت نذری به ما می‌دادند و سفارش می‌کردند تا هر کس این گوشت را به نیازمند محله خود برساند.

,

در ادامه صفر ذوالقدر یکی دیگر از کسانی که شهید صیاد را می‌شناخت در بیان خاطرات این شهید گفت: من ارتباط کاری مستقیم با این شهید بزرگوار نداشتم اما چون در زمان جنگ در مقر ریاست جمهوری بودم، معمولا هفته‌ای یک بار او را هنگام تشکیل جلسات شورای عالی دفاع ملاقات می‌کردم.

,

وی خاطرنشان کرد: شهید صیاد بسیار منضبط بود و همیشه چند دقیقه زودتر از دیگران در جلسات حاضر می‌شد و در عین حال به لحاظ ظاهری نیز بسیار مرتب و منضبط بود. در زمانی که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) _که در آن زمان رییس جمهور بودند_ در جلسات حضور نداشتند، تنها کسی بود که با شنیدن صدای اذان جلسه را در هر مرحله‌ای که قرار داشت رها می‌کرد و به اقامه نماز می‌پرداخت.

,

IMG_0003

, IMG_0003, IMG_0003,

ذوالقدر پس از توصیف سجایای اخلاقی شهید صیاد شیرازی، به نقل خاطره‌ای از وی پرداخت و گفت: یکی از سران قوا برای بازدید از مناطق جنگی به یکی از مناطق رفته بود و شهید صیاد شیرازی نیز با وی همراه بود. پس از صرف شام قرار شد که همه، صبح روز بعد برای سرکشی به مناطق عازم شوند. شهید صیاد از نیمه‌های شب به همراه محافظان خود به مناطق و لشگرهایی که باید فردا صبح بازدید می‌کردند، رفته بود و حدود ساعت دو شب به محل اسکان بازگشت و در پشت قرارگاه مشغول نماز و عبادت شد تا هنگام نماز صبح. پس از خواندن نماز، آن شخص مسئول به وی گفت:” به نظر می‌آید دیشب خوب خوابیدید” شهید صیاد  هم در پاسخ گفت:” بله، خدا را شکر”.

,

وی با بیان خاطره‌ای دیگر افزود: شهید صیاد با تمام قدرتی که در جایگاه نظامی داشت، بسیار مظلوم بود. یک بار یکی از فرماندهان سپاه، برگه حاوی اطلاعات سرّی جنگ را گم کرده بود و من آن را پیدا کردم. این فرمانده به همراه شهید صیاد شیرازی از جلسه بیرون آمد و من به طرفش رفتم و به او گفتم که گویا این برگه مربوط به شماست و من آن را در محوطه بیرونی پیدا کردم. این فرمانده که از تبعات اشتباه خود آگاه بود گفت:”خیر، برگه مربوط به آقای صیاد شیرازی است”. شهید صیادهم بدون هیچ عکس العمل خاصی و با فداکاری، حرف او را تایید کرد و برگه را از من گرفت اما وقتی آن‌ها از من دور شدند برگه را دوباره به آن فرمانده پس داد.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه