ایستگاه صلواتی لذت بخش ترین کار خادمین شهداست
کمی که از یادمکان رمضان دورتر می شویم به طلائیه می رسیم، یادمانی که همواره طرفداران خاص خودش را دارد...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مبصر، کمی که از یادمان رمضان دورتر می شویم به طلائیه می رسیم، یادمانی که همواره طرفداران خاص خودش را دارد.
در حال راه رفتن هستیم که به یکباره چهره ای آشنا به چشمم می خورد، احمدرضا از بچه های خادم طلائیه است و که چندماه پیش و در یادمان های شمالغرب هم او را دیده بودم. بعد از خوش و بش با احمدرضا از او میخواهم چند کلمه ای از خودش و آمدنش به منطقه بگوید.
,
خودت رو معرفی کن:
احمدرضا هستم 23 ساله از مهران( استان ایلام)
چی شد که تصمیم گرفتی به عنوان خادم بیای تو مناطق جنگی؟
خب منم قبلا مثل همین زائرا به عنوان زائر به مناطق اومدم و وقتی خدام رو می دیدم همیشه برام جذابیت داشت که منم بتونم یه روزی بیام و نوکری شهدا رو کنم. تا اینکه پیامکی با مضمون جذب خادم برام اومد و همین شد که الآن چهار پنج سالی میشه که افتخار خادمی شهدا رو دارم.
تا حالا تو چه یادمان هایی به عنوان خادم فعالیت داشتی؟
فتح المبین، ستاد اسکان حبیب اللهی و طلائیه
با کدوم یادمان بیشتر از همه ارتباط گرفتی؟
طلائیه
چرا؟
خب به قول بچه ها" طلائیه عجب طلائیه"!
ولی من بیشتر با شهدای این یادمان ارتباط گرفتم
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
کدوم شهید؟
شهید همت
از خاطراتت برامون بگو
شاید جالب ترین بخش کار ما دیدن فضای ایجاد شده برای دانش آموزان تو یادمان ها باشه. اینجا یک سری اردو برای دانش آموزان برتر مدارس برگزار میشه که جالبه بدونید بچه هایی که روز اول براشون نشستن روی خاک منطقه سخته بعد از سه روز سخت ترین کار جدا کردنشون از خاک اینجاست.
لذت بخش ترین کار برای یک خادم؟
ایستگاه صلواتی. چون در این بخش مدام با زائران در ارتباط هستی.
هدفت از اومدن به منطقه چیه؟
خب قطعا زنده نگهداشتن راه شهدایی که به خاطر ما رفتن.
دوست داری شهید بشی؟
بی شک ارزوی هممون شهادته ولی فک می کنم من هنوز در حدی نیستم که حتی بتونم آرزوی شهادت رو هم داشته باشم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ممنون از احمدرضا
گفت و گو: دانیال درویشی
تصاویر: سبحان حسن پور
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه