مادران بهشتی سمنان را، بیشتر بشناسیم/ مادران آسمانی سرزمین مادری

مادران بهشتی سمنان را، بیشتر بشناسیم/ مادران آسمانی سرزمین مادری
روز مادر برای بسیاری از ما که اسیر روزمرگی های دنیا هستیم؛ فرصتی است برای سر زدن به مهربان ترین زنان زندگی یعنی مادرها. اما سرزمین ما مادرانی هم دارد که حتی در روز مادر، خود سراغ فرزندانشان می روند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شاخه طوبی، اگر حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس را نمایشی از قدرت و عزت مسلمانان در چندین قرن گذشته بدانیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم و در این میان، نقش همه اقشار و افراد را باید لحاظ کرد و بدون تردید، نقش زنان مؤمن را باید در بالاترین درجه دانست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از شاخه طوبی, شاخه طوبی,

روز مادر برای بسیاری از ما که اسیر روزمرگی های دنیا هستیم؛ فرصتی است برای سر زدن به مهربان ترین زنان زندگی یعنی مادرها. اما سرزمین ما مادرانی هم دارد که حتی در روز مادر، خود سراغ فرزندانشان می روند. مادران صبوری که بر سر مزار جگرگوشه های آسمانی خود می نشینند و در پس سالها فراغ همچنان مادرانه عاشقی می کنند.

, . ,

بارها و بارها این روایت را شنیده ایم که بهشت زیر پای مادران است ولی هستند مادرانی که بهشت در دستانشان است. مادرانی که پاره تنشان را در راه اسلام تقدیم کردند، مادرانی که وقتی خبر شهادت فرزندشان را به آنها می رسید با نجابت خاصی می گفتند: "انشا الله خدا قبول کند".

,

در اینجا با توجه به هفته بزرگداشت مقام زن نگاهی گذرا به نمونه‌هایی از این مادران صبور سمنانی شده است و چه بجاست که همصدا با امام عظیم‌الشأن(ره) اعتراف کنیم که: مقاومت و فداکاری این زنان بزرگ در جنگ تحمیلی، آنقدر اعجاب‌آمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است.

, در اینجا با توجه به هفته بزرگداشت مقام زن نگاهی گذرا به نمونه‌هایی از این مادران صبور سمنانی شده است و چه بجاست که همصدا با امام عظیم‌الشأن(ره) اعتراف کنیم که: مقاومت و فداکاری این زنان بزرگ در جنگ تحمیلی، آنقدر اعجاب‌آمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است.,

, ,

ـــ مادر شهیده زهرا مداح تعریف می کرد: جنگ شده بود و سمنان و سرخه شهید داشتند. زهرا سرخه می رفت کارش آنجا بود. هم برای کارش دلسوز بود و هم برای بقیه. زهرا همینطوری از کارش نمی زد، ولی تشییع شهدا می آمد. همش می گفت: اینا که شهید بشن، کی بدرقه شون کنه؟ چرا پسرا می روند شهید می شوند، اما خانم ها نمی توانند شهید بشوند؟ ما نمی دانستیم آرزویش جای دیگر برآورده می شود.

ـــ مادر شهیده صدیقه رودباری می گفت: مادر لباس عروسیم را کنار بگذار و وقتی من به شهادت رسیدم و با خون خود را آرایش کردم آن وقت لباس عروسیم را بر تنم کن و وقتی در قبر مرا گذاشتی رو به قبله کن و بدون اینکه دلتنگی کنی بگو: دخترم! خانه ی نو مبارک!

ـــ مادر شهید تقی مداح درباره وصیت فرزندش گفت: مادرجان! می‌دانم که داغ فرزند خیلی سخت است، ولی از شما انتظار دارم مثل حضرت زینب سلام‌الله علیها صبور باشید تا دشمن شاد نشود.

, ـــ,
,
, ـــ ,
,
, ـــ ,


ـــ مادر شهید امیر صولت اعرابی می گفت: همه لباس پوشیده و منتظر آمدنش بودیم بعد از تحویل سال بیرون رفته بود یک ساعتی کشید که آمد پرسیدم: تا الان کجا بودی؟ گفت: رفته بودم امامزاده یحیی سر مزار شهدا. گفتم: یک زیارت و فاتحه که اینقدر طول نمی کشه. با کمی مکث پاسخ داد: سرقبرهای خالی نشسته بودم و داخلش را نگاه می کردم. به او گفتم: قبرخالی نگاه کردن نداره؟! آهی کشید و آهسته گفت: اگه خدا بخواد، یکیش ما منه. وقتی بعد از پانزده شانزده سال همانجا دفن شد، یاد حرف آن روزش افتادم و آرزویی که کرده بود.

,
, ـــ,

 

,

ــ مادر شهیدان عباس و علی علومی از عباس برایمان تعریف کرد: بار آخر که به جبهه می خواست برود، همزمان با عروسی برادرش بود. به او گفتم: عباس مادر! رضایت بده قبل از اینکه جبهه بری، هم تو و هم علی کسی را انتخاب کنید تا به عقدتان در بیاوریم و ماه رمضان که تمام شد عروسی برایتان بگیریم. عباس خندید و گفت: راست می گی مادرجان! اجازه بده برم، برگشتم یک کارش می کنم. قبلا هروقت به او می گفتم، می گفت: تا جنگه، من زن نمی گیرم. ولی آن دفعه قبول کرد. رفت و هشتم ماه مبارک رمضان، خبر شهادتش را برایمان آوردند.

, ــ,


ـــ مادر شهید یدالله جدیدی از نحوه اعزام فرزندش به جبهه بازگو کرد: در مرداد سال 62 بود که به خانه آمد و گفت: فردا به جبهه اعزام می شوم و من و پدرش مخالفتی نکردیم و او با خوشحالی به جبهه رفت و در عملیات والفجر(4) منطقه پنجوین شرکت داشت که همه عملیاتها 3 ماهه بود ولی در این مدت نه نامه ای فرستاد نه زنگی زد و دیگر از او خبری نشد.

,
, ـــ,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه