زنگ اول در مدرسه بنفشه:

دانش آموزانی از جنس باران که آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می کنند

دانش آموزانی از جنس باران که آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می کنند
وقتی کنار این فرشته های کوچک هستی، وقتی با چشم های معصومشان به تو محبت می کنند و با دست های مهربانشان دست تو را می گیرند، هر چه هستی و هر که هستی را باید فراموش کنی.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنگ اول، دست هایش پاورچین پاورچین روی اشیا می لغزد، واژه ها برایش مبهم است، در دنیای متفاوت او همه چیز رنگ و لعاب دیگری دارد، حتی زندگی، که او جور دیگری تعریفش می کند...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنگ اول,

در مدرسه بنفشه همدان بچه هایی هستند که اختلال رفتاری به نام اوتیسم دارند، کودکانی که در خود فرو رفته اند...

,

 

,

 

,

, ,

 

,

اوتیسم یا همان اختلالات نافذ رشد به آن بخش از اختلالات گفته می شود که در دوران ابتدای زندگی شیرخوارگی و کودکی بچه ها دیده می شود، در کودکان زیر چهار سال قابل تشخیص و در پسران 5 برابر بیشتر از دختران  است.
این بچه ها کم از بچه های عادی نیستند، می توانند درس بخوانند، بازی کنند، نقاشی بکشند... اما قبل از آن باید آموزش های لازم را ببینند و باید والدین و مربیان این کودکان بدانند که چگونه با آنها ارتباط برقرار کنند، همچنین باید در محیط آزادی که برایشان هیچگونه خطری ندارد حضور داشته باشند.

,
,

 

,

, ,

 

,

رضوی ارزیاب کودکان اوتیسم در گفتگویی با خبرنگار ما اظهار داشت: اولین کاری که برای این کودکان باید انجام شود این است که با آنها ارتباط دوستانه ای برقرار کرد، انها را نباید در جایی بسته نگاه داشت بلکه این کودکان را باید در فضای بازی رها کرد، در محیط باز بازی کند و آزاد باشند، این کودکان بسیار حساس هستند و در برابر کوچکترین حرکت ما واکنش نشان می دهند، کوچکترین عکس العمل نابجای ما باعث لجبازی و به زبانی عامیانه قشقرق این کودکان می شود، باید با زبان خودشان با آنها صحبت کرد

,

این مشاور کودک در ادامه استرس محیطی، آنفولانزا، اختلالات ژنتیکی مادرزادی، اختلالات عصبی و سوابق بیماری روانی در دوران بارداری مادران را از جمله عوامل ایجاد اوتیسم در کودکان بیان کرد.
رضوی عنوان می‌کند: کودکان مبتلا به اوتیسم تماس چشمی ضعیفی دارند، دوست ندارند بغل گرفته شوند و در هنگام بغل گرفته شدن واکنش بغل کردن اطراف مقابل را نداشته و تلاش هم نمی‌کنند که آنان را بغل کنند، اشاره‌ها را دنبال نمی‌کنند و خود هم به چیزی اشاره نمی‌کنند، این اختلال درمان قطعی ندارد و بهترین درمان، کنترل این بیماری است.

,
,

 

,

, ,

 

,

زینب فضل مادر غزل یکی از بچه های این مدرسه با ما هم گفتگو می شود، او می گوید: برای اولین بار که متوجه بیماری غزل شدم این بود که در صحبت کردن دچار اختلال شده بود و تمرکز کمی داشت.
او با خوشحالی از اینکه بیماری کودکش را زود تشخیص داده، می‌گوید: غزل تا سه ماهگی بیشتر شیر نخورد و نمی‌گذاشت بغلش کنم، خودزنی داشت به مرور رشدش کندتر شد و در تکلم عقب ماند، خیلی به آینه نگاه می‌کرد، با بیرون ارتباط نداشت و با هم‌سن‌وسال‌های خود ارتباط نمی‌گرفت.

,
,

وقتی از او درباره مشکلات داشتن یک کودک اوتیستیک می‌پرسم، آهی می کشد و پاسخ می‌دهد: زندگی آدم مختل می‌شود، رفت‌وآمدها و رسیدگی‌های خاصی دارد که حتی در خواب هم نیاز است، حساس بودن به محیط و عادت‌هایش به گونه‌ای است که ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم دکوراسیون خانه را تغییر دهیم و همه از مشکلات داشتن یک کودک مبتلا به اوتیسم است.
از مادر غزل از مدرسه بنفشه و حال و هوای بچه های آنجا و دنیای جدید غزل در این مدرسه می پرسم، با لبخندی معنادار می گوید: مرکز محیط شادی دارد، از موقعی که غزل به این مدرسه آمده خیلی شاداب تر شده و بهانه گیری های کمتری دارد، خدا به معلمان دلسوز و صبور این مدرسه خیر بدهد.

,
,

از مادر غزل و دنیای گاه سفید و گاه خاکستریش فاصله می گیرم، در حال و هوای مدرسه ای که جنس آدم هایش خیلی متفاوت تر از آدم های بیرون است گم می شوم...

,

 

,

, ,

 

,

در مدرسه بنفشه همدان همه آدم ها خاص هستند، حتی معلم های مدرسه، خانم شعبانی هم یکی از این معلمان زحمتکش است که عشق در کار را حرف اول می داند، با اینکه می داند کارش نسبت به مدارس عادی سخت تر است و صبر زیادی می خواهد، وقتی سوال کردم از کارش خسته می شود یا نه، گفت: خدا را شکر اصلا احساس خستگی نمی کنم، وقتی نگاه معصوم و مظلوم بچه های استثنایی را می بینم خدمت به این بچه ها را خیلی با ارزش می دانم، قطعا بچه های استثنایی شرایط خاص خود را دارند، اما معلم استثنایی باید صبر و توان زیادی داشته باشد، دائم تکرار و تمرین کند حتی به شکل انفرادی با این کودکان کار کند.
او ادامه داد: جالب است شاید ما مطلبی را بارها و بارها برای بچه ها توضیح دهیم، در آخر سال هم شاید یک معلم عادی وقتی نتیجه کارش را ببیند شاید ما حتی آن نتیجه را نبینیم اما همین که به وجدان خودمان رجوع می کنیم خیالمان راحت است که با این بچه ها کار کرده ایم، حتی اگر این بچه ها چیزی را برای ارائه به ما ندهند و بازخوردی هم نداشته باشد باز برای ما قابل ارزش است.
خانم شعبانی اضافه کرد: علاقه به این کودکان اولین و اساسی ترین شرط کار است، چون تا به این کودکان علاقمند نباشی حتی لحظه ای کار کردن با آنها برایت غیرممکن است، البته بجز علاقه، انگیزه هم مهم است یعنی باید آموزش دیدن و تربیت شدن این بچه ها برایت با اهمیت باشد.

,
,
,

 

,

, ,

 

,

این معلم زحمتکش لبخندی همراه با مهر می زند و می گوید: وقتی یکی از این بچه ها نحوه در زدن یا شیوه احوالپرسی را یاد می گیرد، احساس می کنم قدمی برایشان برداشته ام، در حالی که ممکن است این موضوع کوچک برای خیلی ها مهم نباشد، ما هنگام کار با این کودک باید توقعمان را از آنها به حداقل برسانیم که اگر این گونه باشیم کار با آنها راحت تر می شود.
از خانم شعبانی پرسیدم بهترین هدیه ای که تا الان از این بچه ها گرفتید چه بوده، در جوابم گفت: از آن جایی که این بچه ها سطح یادگیری پایینی دارند، همین که ما یک املای معمولی به بچه ها می گوییم و آنها آن املا را بدون غلط می نویسند انگار که دنیا را به ما داده اند و این به نظرم بهترین هدیه است.

,
,

آری این کودکان قلب هایی بزرگ و مهربان و چشمانی پر از امید دارند، کودکانی که درست است کمی با دنیای ما متفاوت هستند اما نیازمند توجه، عشق و علاقه... آنان هم مانند سایر کودکان همسن خود بی مهری و محبت را با تمام وجود درک می کنند و هزاران بار بیشتر از یک کودک عادی قدردان و سپاسگذارند و با کوچکترین محبت و توجهی قلبشان سرشار از عشق می شود و لبخند بر لبانشان جاری می شود.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه