غزلی از شاعر میرزا شفیع مصدق

غزلی از شاعر میرزا شفیع مصدق
شعر زیر با مضمونی عارفانه و به زیبایی تمام، شرح هجران منجی عالم بشریت را به زبان لکی به نظم درآورده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,

تا روی نگار مه نهان ژیر حجاوه

,

اژ آگر هجران، همه اعضام کاواوه

,

یک آه اراژ قلب پراژ درد بکیـشم

,

اژ دود شرر تیره مکی روی هواوه

,

تاریک شون روژ ژشو تیره ترمه

,

دنیا و چاوم ویـنه زندان عذاوه

,

ای دوست ترحم بکرار حال خراوم

,

بنیان حیاتم و خدا بی تو خراوه

,

اژ بارش وفری که و حرمان و تنم هات

,

افسرده و پژمرده و محتاج هتاوه

,

تا صولت ضرغام تو پنهان دکُنامن 

,

دنیا ژ روی و کلب و چقل پرژعواوه

,

بس روژوشوو سال و مهی هات و سرچی

,

امید دل خسته من نقش برآوه

,

او سوی همه گوشه چا و ساز عنایت

,

تا درد  درو نیم  کری  اژ  لطف  دواوه

,

اژ بعد هزاران مـه و سال ارژ مماتم

,

او گوش مه بای دنگ توخیزوم و پاوه

,

شد شیفته حسن تو ای ماه "مصدق"

,

بلبل صفت اژ عشق گلـت ها و صداوه

,

 

,

شعر از: مرحوم میرزا شفیع مصدق

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه