توصیه شهید صفدر ابولی به خواهرانش:
به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند/عکس
قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی: به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده، یقیناً معرفی شهدای هر شهرستان در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به نام سال دولت و ملت ، همدلی و همزبانی نام گذاری شده است می تواند زمینه رشد باور و اعتقادات فرهنگی و وحدت و همدلی و همزبانی مردم جامعه را دوچندان کند و با سیره و وصایای شهدا بعنوان بهترین الگو به اقشار جامعه معرفی کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده,در راستای معرفی شهدای والامقام شهرستان لنده این بار به معرفی زندگی نامه شهید والامقام صفدر ابولی خواهیم پرداخت:
شهید صفدر ابولی در سال 1340 در خانواده ای مومن و متدین و مذهبی در روستای سرآسیاب از توابع بخش مرکزی شهرستان لنده دیده به جهان گشود ، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اردیبهشت در شهرلنده گذراند و هر روز مسیر پنج کیلومتری لنده به روستای سرآسیاب را طی می کرد.
مشهدی قربان پدرشهید صفدر ابوالی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده از خاطرات به خوبی تعریف می کرد و می گفت: شهید را خیلی دوست داشتم و لحظه ای حاضر نبودم تنها بماند ولی همیشه احساس مردی می کرد و می گفت من دیگه مرد شدم.

وی اظهارکرد: شغل ما کشاورزی و دامداری بود و شهید بعد از دوران ابتدای همیشه کمک کار و یارو یاور من و مادر و خواهرانش بود و در کارهای کشاورزی کمک کار من بود.
پدر شهید ابولی گفت: شهید نسبت به مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی پای بند بود و نسبت به انجام فرایض دینی همیشه تاکید می کرد و همین معتقد بودن به مسائل دینی و مذهبی اش بود که مرا بسیار شیفته خود کرده بود و به وی عشق می ورزیدم.
مشهدی قربان ابولی تاکید کرد: شهید احترام خاصی برای مادرش قائل بود و هموراه با نیکی و مهربانی با وی رفتار می کرد.
وی اظهارکرد: به علت فقر مادی و محرومیت حاکم بر منطقه شهید ناچار به ترک تحصیل از کلاس دوم راهنمایی شده و در امور کشاورزی و دامداری مشغول کار شد.

پدر شهید ابولی گفت: شهید در تاریخ 15شهریور1359 به خدمت سربازی در ژاندارمری کل خوزستان شهرستان بهبهان خدمت کرد که بعد از دوسال خدمت سربازی در تاریخ 15 اردیبهشت 1361 به پایان رسید.


وی به تلاش و زحمات شهید اشاره کرد وگفت: شهید پس اتمام سربازی با پافشاری من و مادرش نسبت به خواستگاری راضی شد و دختری از بستگان را برای وی انتخاب کردیم که شهید چون هیچگاه بر روی حرف و من و مادرش حرف نمی زد قبول کرد و ازدواج کرد.
مشهدی قربان در ادامه اظهارکرد: با گذشت یکی دوسال از جنگ تحمیلی، شهید با توجه به تجربه ای در دوران سربازی داشت با عضویت در پایگاه بسیج لنده رهسپار جبهه های حق علیه باطل شد.
وی گفت: شهید با عضویت در گردان ابوهمزه در تیپ المهدی عازم منطقه حاج عمران در کردستان شد که پس از چندین ماه حضور در تاریخ 3مرداد 1362 در ارتفاعات حاج عمران به فیض عظمای شهادت نائل آمد.


اشک در چشمان پدر حلقه زد بود و آهی سرد کشید و گفت: یک شب قبل از روزی که خبر شهادت شهید را می خواستند به من دهند خودم خواب دیده بودم که زخمی می شود و حالش بد است و در همان حالت خواب بیدار احساس بدی به من دست داد، که صبح زود بعد از اذان صبح بیدار شدم برای زدن تولک(کاشت برنج) به شالیزار کنار روستا رفته بودم که حدود ساعت 9یا 10صبح بود که چند خودروی لندکروز را دیدم که به درب منزل ما رفتند.

مشهدی قربان گفت: بادیدن این صحنه آشوبی عجیب سراسر وجودم را گرفت و فوراً به یاد خواب دیشبم فکر کردم و با خودم گفتن حتماً صفدر شهید شد که با حضور در منزل و مشاهده دوستان و آشنایان و پاسدارن همرزم فرزندم شکم به یقین تبدیل شد و خبر شهادت فرزندم را با فریاد و فغان پذیرفتن و مادر و خواهرانش از شنیدن این حرف شروع به فریاد و شیون کردند.
وی در ادامه اظهارکرد: رفتار و منشی که خانواده های شهدا در ولایت مداری و پاسداری از ارزش ها باید داشته باشند می تواند برای سایر مردم به عنوان الگویی روشن در جامعه نهادینه شود.
قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی:
به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.
جسم پاک و مطهر این شهید بزرگواردرجوار مزار سردار رشید اسلام جانمحمد کریمی فرمانده نستوه پد خندق در گلزار شهدای روستای سرآسیاب به عنوان زیارتگاه عاشقان آرامیده است.



آری شهیدان ما در گرمای طاقت فرسای و بالای50درجه خوزستان پیکرشان را در مقابل تیرهای گداخته از جنس کینه توزی استعمار هدف قرار داده اند تا ما امروز بتوانیم با عزت و اقتدار در مقابل استعمار و استکبار بایستیم و جانانه در مقابل ترفندهای شوم شان با معطر کردن فضای جامعه به عطر وجودی شهید و شهادت به مقابله برخیزیم و لحظه ای غفلت نکنیم.
«مسلکشان همواره زنده و یادشان در خاطره ها پایدار باد»
در راستای معرفی شهدای والامقام شهرستان لنده این بار به معرفی زندگی نامه شهید والامقام صفدر ابولی خواهیم پرداخت:
شهید صفدر ابولی در سال 1340 در خانواده ای مومن و متدین و مذهبی در روستای سرآسیاب از توابع بخش مرکزی شهرستان لنده دیده به جهان گشود ، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اردیبهشت در شهرلنده گذراند و هر روز مسیر پنج کیلومتری لنده به روستای سرآسیاب را طی می کرد.
مشهدی قربان پدرشهید صفدر ابوالی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده از خاطرات به خوبی تعریف می کرد و می گفت: شهید را خیلی دوست داشتم و لحظه ای حاضر نبودم تنها بماند ولی همیشه احساس مردی می کرد و می گفت من دیگه مرد شدم.

وی اظهارکرد: شغل ما کشاورزی و دامداری بود و شهید بعد از دوران ابتدای همیشه کمک کار و یارو یاور من و مادر و خواهرانش بود و در کارهای کشاورزی کمک کار من بود.
پدر شهید ابولی گفت: شهید نسبت به مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی پای بند بود و نسبت به انجام فرایض دینی همیشه تاکید می کرد و همین معتقد بودن به مسائل دینی و مذهبی اش بود که مرا بسیار شیفته خود کرده بود و به وی عشق می ورزیدم.
مشهدی قربان ابولی تاکید کرد: شهید احترام خاصی برای مادرش قائل بود و هموراه با نیکی و مهربانی با وی رفتار می کرد.
وی اظهارکرد: به علت فقر مادی و محرومیت حاکم بر منطقه شهید ناچار به ترک تحصیل از کلاس دوم راهنمایی شده و در امور کشاورزی و دامداری مشغول کار شد.

پدر شهید ابولی گفت: شهید در تاریخ 15شهریور1359 به خدمت سربازی در ژاندارمری کل خوزستان شهرستان بهبهان خدمت کرد که بعد از دوسال خدمت سربازی در تاریخ 15 اردیبهشت 1361 به پایان رسید.


وی به تلاش و زحمات شهید اشاره کرد وگفت: شهید پس اتمام سربازی با پافشاری من و مادرش نسبت به خواستگاری راضی شد و دختری از بستگان را برای وی انتخاب کردیم که شهید چون هیچگاه بر روی حرف و من و مادرش حرف نمی زد قبول کرد و ازدواج کرد.
مشهدی قربان در ادامه اظهارکرد: با گذشت یکی دوسال از جنگ تحمیلی، شهید با توجه به تجربه ای در دوران سربازی داشت با عضویت در پایگاه بسیج لنده رهسپار جبهه های حق علیه باطل شد.
وی گفت: شهید با عضویت در گردان ابوهمزه در تیپ المهدی عازم منطقه حاج عمران در کردستان شد که پس از چندین ماه حضور در تاریخ 3مرداد 1362 در ارتفاعات حاج عمران به فیض عظمای شهادت نائل آمد.


اشک در چشمان پدر حلقه زد بود و آهی سرد کشید و گفت: یک شب قبل از روزی که خبر شهادت شهید را می خواستند به من دهند خودم خواب دیده بودم که زخمی می شود و حالش بد است و در همان حالت خواب بیدار احساس بدی به من دست داد، که صبح زود بعد از اذان صبح بیدار شدم برای زدن تولک(کاشت برنج) به شالیزار کنار روستا رفته بودم که حدود ساعت 9یا 10صبح بود که چند خودروی لندکروز را دیدم که به درب منزل ما رفتند.

مشهدی قربان گفت: بادیدن این صحنه آشوبی عجیب سراسر وجودم را گرفت و فوراً به یاد خواب دیشبم فکر کردم و با خودم گفتن حتماً صفدر شهید شد که با حضور در منزل و مشاهده دوستان و آشنایان و پاسدارن همرزم فرزندم شکم به یقین تبدیل شد و خبر شهادت فرزندم را با فریاد و فغان پذیرفتن و مادر و خواهرانش از شنیدن این حرف شروع به فریاد و شیون کردند.
وی در ادامه اظهارکرد: رفتار و منشی که خانواده های شهدا در ولایت مداری و پاسداری از ارزش ها باید داشته باشند می تواند برای سایر مردم به عنوان الگویی روشن در جامعه نهادینه شود.
قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی:
به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.
جسم پاک و مطهر این شهید بزرگواردرجوار مزار سردار رشید اسلام جانمحمد کریمی فرمانده نستوه پد خندق در گلزار شهدای روستای سرآسیاب به عنوان زیارتگاه عاشقان آرامیده است.



آری شهیدان ما در گرمای طاقت فرسای و بالای50درجه خوزستان پیکرشان را در مقابل تیرهای گداخته از جنس کینه توزی استعمار هدف قرار داده اند تا ما امروز بتوانیم با عزت و اقتدار در مقابل استعمار و استکبار بایستیم و جانانه در مقابل ترفندهای شوم شان با معطر کردن فضای جامعه به عطر وجودی شهید و شهادت به مقابله برخیزیم و لحظه ای غفلت نکنیم.
«مسلکشان همواره زنده و یادشان در خاطره ها پایدار باد»
در راستای معرفی شهدای والامقام شهرستان لنده این بار به معرفی زندگی نامه شهید والامقام صفدر ابولی خواهیم پرداخت:
شهید صفدر ابولی در سال 1340 در خانواده ای مومن و متدین و مذهبی در روستای سرآسیاب از توابع بخش مرکزی شهرستان لنده دیده به جهان گشود ، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اردیبهشت در شهرلنده گذراند و هر روز مسیر پنج کیلومتری لنده به روستای سرآسیاب را طی می کرد.
مشهدی قربان پدرشهید صفدر ابوالی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده از خاطرات به خوبی تعریف می کرد و می گفت: شهید را خیلی دوست داشتم و لحظه ای حاضر نبودم تنها بماند ولی همیشه احساس مردی می کرد و می گفت من دیگه مرد شدم.

وی اظهارکرد: شغل ما کشاورزی و دامداری بود و شهید بعد از دوران ابتدای همیشه کمک کار و یارو یاور من و مادر و خواهرانش بود و در کارهای کشاورزی کمک کار من بود.
پدر شهید ابولی گفت: شهید نسبت به مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی پای بند بود و نسبت به انجام فرایض دینی همیشه تاکید می کرد و همین معتقد بودن به مسائل دینی و مذهبی اش بود که مرا بسیار شیفته خود کرده بود و به وی عشق می ورزیدم.
مشهدی قربان ابولی تاکید کرد: شهید احترام خاصی برای مادرش قائل بود و هموراه با نیکی و مهربانی با وی رفتار می کرد.
وی اظهارکرد: به علت فقر مادی و محرومیت حاکم بر منطقه شهید ناچار به ترک تحصیل از کلاس دوم راهنمایی شده و در امور کشاورزی و دامداری مشغول کار شد.

پدر شهید ابولی گفت: شهید در تاریخ 15شهریور1359 به خدمت سربازی در ژاندارمری کل خوزستان شهرستان بهبهان خدمت کرد که بعد از دوسال خدمت سربازی در تاریخ 15 اردیبهشت 1361 به پایان رسید.


وی به تلاش و زحمات شهید اشاره کرد وگفت: شهید پس اتمام سربازی با پافشاری من و مادرش نسبت به خواستگاری راضی شد و دختری از بستگان را برای وی انتخاب کردیم که شهید چون هیچگاه بر روی حرف و من و مادرش حرف نمی زد قبول کرد و ازدواج کرد.
مشهدی قربان در ادامه اظهارکرد: با گذشت یکی دوسال از جنگ تحمیلی، شهید با توجه به تجربه ای در دوران سربازی داشت با عضویت در پایگاه بسیج لنده رهسپار جبهه های حق علیه باطل شد.
وی گفت: شهید با عضویت در گردان ابوهمزه در تیپ المهدی عازم منطقه حاج عمران در کردستان شد که پس از چندین ماه حضور در تاریخ 3مرداد 1362 در ارتفاعات حاج عمران به فیض عظمای شهادت نائل آمد.


اشک در چشمان پدر حلقه زد بود و آهی سرد کشید و گفت: یک شب قبل از روزی که خبر شهادت شهید را می خواستند به من دهند خودم خواب دیده بودم که زخمی می شود و حالش بد است و در همان حالت خواب بیدار احساس بدی به من دست داد، که صبح زود بعد از اذان صبح بیدار شدم برای زدن تولک(کاشت برنج) به شالیزار کنار روستا رفته بودم که حدود ساعت 9یا 10صبح بود که چند خودروی لندکروز را دیدم که به درب منزل ما رفتند.

مشهدی قربان گفت: بادیدن این صحنه آشوبی عجیب سراسر وجودم را گرفت و فوراً به یاد خواب دیشبم فکر کردم و با خودم گفتن حتماً صفدر شهید شد که با حضور در منزل و مشاهده دوستان و آشنایان و پاسدارن همرزم فرزندم شکم به یقین تبدیل شد و خبر شهادت فرزندم را با فریاد و فغان پذیرفتن و مادر و خواهرانش از شنیدن این حرف شروع به فریاد و شیون کردند.
وی در ادامه اظهارکرد: رفتار و منشی که خانواده های شهدا در ولایت مداری و پاسداری از ارزش ها باید داشته باشند می تواند برای سایر مردم به عنوان الگویی روشن در جامعه نهادینه شود.
قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی:
به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.
جسم پاک و مطهر این شهید بزرگواردرجوار مزار سردار رشید اسلام جانمحمد کریمی فرمانده نستوه پد خندق در گلزار شهدای روستای سرآسیاب به عنوان زیارتگاه عاشقان آرامیده است.



آری شهیدان ما در گرمای طاقت فرسای و بالای50درجه خوزستان پیکرشان را در مقابل تیرهای گداخته از جنس کینه توزی استعمار هدف قرار داده اند تا ما امروز بتوانیم با عزت و اقتدار در مقابل استعمار و استکبار بایستیم و جانانه در مقابل ترفندهای شوم شان با معطر کردن فضای جامعه به عطر وجودی شهید و شهادت به مقابله برخیزیم و لحظه ای غفلت نکنیم.
«مسلکشان همواره زنده و یادشان در خاطره ها پایدار باد»
در راستای معرفی شهدای والامقام شهرستان لنده این بار به معرفی زندگی نامه شهید والامقام صفدر ابولی خواهیم پرداخت:
شهید صفدر ابولی در سال 1340 در خانواده ای مومن و متدین و مذهبی در روستای سرآسیاب از توابع بخش مرکزی شهرستان لنده دیده به جهان گشود ، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اردیبهشت در شهرلنده گذراند و هر روز مسیر پنج کیلومتری لنده به روستای سرآسیاب را طی می کرد.
مشهدی قربان پدرشهید صفدر ابوالی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده از خاطرات به خوبی تعریف می کرد و می گفت: شهید را خیلی دوست داشتم و لحظه ای حاضر نبودم تنها بماند ولی همیشه احساس مردی می کرد و می گفت من دیگه مرد شدم.

وی اظهارکرد: شغل ما کشاورزی و دامداری بود و شهید بعد از دوران ابتدای همیشه کمک کار و یارو یاور من و مادر و خواهرانش بود و در کارهای کشاورزی کمک کار من بود.
پدر شهید ابولی گفت: شهید نسبت به مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی پای بند بود و نسبت به انجام فرایض دینی همیشه تاکید می کرد و همین معتقد بودن به مسائل دینی و مذهبی اش بود که مرا بسیار شیفته خود کرده بود و به وی عشق می ورزیدم.
مشهدی قربان ابولی تاکید کرد: شهید احترام خاصی برای مادرش قائل بود و هموراه با نیکی و مهربانی با وی رفتار می کرد.
وی اظهارکرد: به علت فقر مادی و محرومیت حاکم بر منطقه شهید ناچار به ترک تحصیل از کلاس دوم راهنمایی شده و در امور کشاورزی و دامداری مشغول کار شد.

پدر شهید ابولی گفت: شهید در تاریخ 15شهریور1359 به خدمت سربازی در ژاندارمری کل خوزستان شهرستان بهبهان خدمت کرد که بعد از دوسال خدمت سربازی در تاریخ 15 اردیبهشت 1361 به پایان رسید.


وی به تلاش و زحمات شهید اشاره کرد وگفت: شهید پس اتمام سربازی با پافشاری من و مادرش نسبت به خواستگاری راضی شد و دختری از بستگان را برای وی انتخاب کردیم که شهید چون هیچگاه بر روی حرف و من و مادرش حرف نمی زد قبول کرد و ازدواج کرد.
مشهدی قربان در ادامه اظهارکرد: با گذشت یکی دوسال از جنگ تحمیلی، شهید با توجه به تجربه ای در دوران سربازی داشت با عضویت در پایگاه بسیج لنده رهسپار جبهه های حق علیه باطل شد.
وی گفت: شهید با عضویت در گردان ابوهمزه در تیپ المهدی عازم منطقه حاج عمران در کردستان شد که پس از چندین ماه حضور در تاریخ 3مرداد 1362 در ارتفاعات حاج عمران به فیض عظمای شهادت نائل آمد.


اشک در چشمان پدر حلقه زد بود و آهی سرد کشید و گفت: یک شب قبل از روزی که خبر شهادت شهید را می خواستند به من دهند خودم خواب دیده بودم که زخمی می شود و حالش بد است و در همان حالت خواب بیدار احساس بدی به من دست داد، که صبح زود بعد از اذان صبح بیدار شدم برای زدن تولک(کاشت برنج) به شالیزار کنار روستا رفته بودم که حدود ساعت 9یا 10صبح بود که چند خودروی لندکروز را دیدم که به درب منزل ما رفتند.

مشهدی قربان گفت: بادیدن این صحنه آشوبی عجیب سراسر وجودم را گرفت و فوراً به یاد خواب دیشبم فکر کردم و با خودم گفتن حتماً صفدر شهید شد که با حضور در منزل و مشاهده دوستان و آشنایان و پاسدارن همرزم فرزندم شکم به یقین تبدیل شد و خبر شهادت فرزندم را با فریاد و فغان پذیرفتن و مادر و خواهرانش از شنیدن این حرف شروع به فریاد و شیون کردند.
وی در ادامه اظهارکرد: رفتار و منشی که خانواده های شهدا در ولایت مداری و پاسداری از ارزش ها باید داشته باشند می تواند برای سایر مردم به عنوان الگویی روشن در جامعه نهادینه شود.
قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی:
به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.
جسم پاک و مطهر این شهید بزرگواردرجوار مزار سردار رشید اسلام جانمحمد کریمی فرمانده نستوه پد خندق در گلزار شهدای روستای سرآسیاب به عنوان زیارتگاه عاشقان آرامیده است.



آری شهیدان ما در گرمای طاقت فرسای و بالای50درجه خوزستان پیکرشان را در مقابل تیرهای گداخته از جنس کینه توزی استعمار هدف قرار داده اند تا ما امروز بتوانیم با عزت و اقتدار در مقابل استعمار و استکبار بایستیم و جانانه در مقابل ترفندهای شوم شان با معطر کردن فضای جامعه به عطر وجودی شهید و شهادت به مقابله برخیزیم و لحظه ای غفلت نکنیم.
«مسلکشان همواره زنده و یادشان در خاطره ها پایدار باد»
در راستای معرفی شهدای والامقام شهرستان لنده این بار به معرفی زندگی نامه شهید والامقام صفدر ابولی خواهیم پرداخت:
,شهید صفدر ابولی در سال 1340 در خانواده ای مومن و متدین و مذهبی در روستای سرآسیاب از توابع بخش مرکزی شهرستان لنده دیده به جهان گشود ، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اردیبهشت در شهرلنده گذراند و هر روز مسیر پنج کیلومتری لنده به روستای سرآسیاب را طی می کرد.
,مشهدی قربان پدرشهید صفدر ابوالی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده از خاطرات به خوبی تعریف می کرد و می گفت: شهید را خیلی دوست داشتم و لحظه ای حاضر نبودم تنها بماند ولی همیشه احساس مردی می کرد و می گفت من دیگه مرد شدم.
, پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده,,

, ,
وی اظهارکرد: شغل ما کشاورزی و دامداری بود و شهید بعد از دوران ابتدای همیشه کمک کار و یارو یاور من و مادر و خواهرانش بود و در کارهای کشاورزی کمک کار من بود.
,پدر شهید ابولی گفت: شهید نسبت به مسائل اعتقادی و مذهبی خیلی پای بند بود و نسبت به انجام فرایض دینی همیشه تاکید می کرد و همین معتقد بودن به مسائل دینی و مذهبی اش بود که مرا بسیار شیفته خود کرده بود و به وی عشق می ورزیدم.
,مشهدی قربان ابولی تاکید کرد: شهید احترام خاصی برای مادرش قائل بود و هموراه با نیکی و مهربانی با وی رفتار می کرد.
,وی اظهارکرد: به علت فقر مادی و محرومیت حاکم بر منطقه شهید ناچار به ترک تحصیل از کلاس دوم راهنمایی شده و در امور کشاورزی و دامداری مشغول کار شد.
,,

, ,
پدر شهید ابولی گفت: شهید در تاریخ 15شهریور1359 به خدمت سربازی در ژاندارمری کل خوزستان شهرستان بهبهان خدمت کرد که بعد از دوسال خدمت سربازی در تاریخ 15 اردیبهشت 1361 به پایان رسید.
,,

, ,

, ,
وی به تلاش و زحمات شهید اشاره کرد وگفت: شهید پس اتمام سربازی با پافشاری من و مادرش نسبت به خواستگاری راضی شد و دختری از بستگان را برای وی انتخاب کردیم که شهید چون هیچگاه بر روی حرف و من و مادرش حرف نمی زد قبول کرد و ازدواج کرد.
,مشهدی قربان در ادامه اظهارکرد: با گذشت یکی دوسال از جنگ تحمیلی، شهید با توجه به تجربه ای در دوران سربازی داشت با عضویت در پایگاه بسیج لنده رهسپار جبهه های حق علیه باطل شد.
,وی گفت: شهید با عضویت در گردان ابوهمزه در تیپ المهدی عازم منطقه حاج عمران در کردستان شد که پس از چندین ماه حضور در تاریخ 3مرداد 1362 در ارتفاعات حاج عمران به فیض عظمای شهادت نائل آمد.
,,

, ,

, ,
اشک در چشمان پدر حلقه زد بود و آهی سرد کشید و گفت: یک شب قبل از روزی که خبر شهادت شهید را می خواستند به من دهند خودم خواب دیده بودم که زخمی می شود و حالش بد است و در همان حالت خواب بیدار احساس بدی به من دست داد، که صبح زود بعد از اذان صبح بیدار شدم برای زدن تولک(کاشت برنج) به شالیزار کنار روستا رفته بودم که حدود ساعت 9یا 10صبح بود که چند خودروی لندکروز را دیدم که به درب منزل ما رفتند.
,,

, ,
مشهدی قربان گفت: بادیدن این صحنه آشوبی عجیب سراسر وجودم را گرفت و فوراً به یاد خواب دیشبم فکر کردم و با خودم گفتن حتماً صفدر شهید شد که با حضور در منزل و مشاهده دوستان و آشنایان و پاسدارن همرزم فرزندم شکم به یقین تبدیل شد و خبر شهادت فرزندم را با فریاد و فغان پذیرفتن و مادر و خواهرانش از شنیدن این حرف شروع به فریاد و شیون کردند.
,وی در ادامه اظهارکرد: رفتار و منشی که خانواده های شهدا در ولایت مداری و پاسداری از ارزش ها باید داشته باشند می تواند برای سایر مردم به عنوان الگویی روشن در جامعه نهادینه شود.
,قسمتی از وصیت نامه شهید صفدر ابولی:
,به خواهرانم وصیت می کنم که زینب وار رفتارکنند و خدا را فراموش نکنند.
,جسم پاک و مطهر این شهید بزرگواردرجوار مزار سردار رشید اسلام جانمحمد کریمی فرمانده نستوه پد خندق در گلزار شهدای روستای سرآسیاب به عنوان زیارتگاه عاشقان آرامیده است.
,,

, ,

, ,

, ,
آری شهیدان ما در گرمای طاقت فرسای و بالای50درجه خوزستان پیکرشان را در مقابل تیرهای گداخته از جنس کینه توزی استعمار هدف قرار داده اند تا ما امروز بتوانیم با عزت و اقتدار در مقابل استعمار و استکبار بایستیم و جانانه در مقابل ترفندهای شوم شان با معطر کردن فضای جامعه به عطر وجودی شهید و شهادت به مقابله برخیزیم و لحظه ای غفلت نکنیم.
,«مسلکشان همواره زنده و یادشان در خاطره ها پایدار باد»
,,


























































, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه