تهاجم فرهنگی این‌بار با تخریب چهره اسلام در افکار جوانان

تهاجم فرهنگی این‌بار با تخریب چهره اسلام در افکار جوانان
چندی پیش بحثی در فضای مجازی در گرفت و پیامی دست به دست چرخید تا تقریبا همه گیر شد و عده ای از سر ناآگاهی به انتشار بیشتر آن کمک کردند و آن مقایسه ی معنی خطبه عقد اسلامی و باستانی (زرتشتی) بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنان خبر؛ تغییر و تحولات سریع و شگرف در قرن بیست ویکم در محورهایی چون؛ پیشرفت علم، تکنولوژی و فناوری اطلاعات ضمن اینکه غیر قابل انکار است بلکه غافگیر کننده نیز هست. به گونه ای که اگر لحظه ای از آن غفلت شود سالها عقب خواهی ماند. در این بین ارتباطات از همه مقوله ها پیشرو و جلوتر است به گونه ای که از دیگر موضوعات در حال رشد و پیشرفت پیش قدم است. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان خبر,

یکی از شیوه‌های تبلیغات در هر موضوعی، جوّسازی شدید و گسترده‌تر است. چرا که «جوّ» مانند سیل می‌ماند و می‌تواند هر بی‌بنیاد یا سست بنیادی  را با خود ببرد و هم چنین باورهایی که واقعیت خارجی ندارند را به اذهان عمومی القا کند، به نحوی که سبب پیدایش همان موضوع کاذب و غیر واقعی گردد.

,

در  فضای مجازی نیز اتفاقات زیادی در حال وقوع است که مهم ترین آن تخریب دین اسلام در ذهن جوانان است که تا حدی در این جنگ نرم پیروز شده اند و ناآگاهی و نداشتن مطالعه کامل باعث می شود که فرد بی تحقیق حرف های به ظاهر دوستانه دشمنان را با جان و دل پذیرا باشد.

,

به دنبال سیاست‌های پشت‌پرده ای که برخی از آنها مثل دستور تبلیغ گسترده به تمامی ادیان، مذاهب، مکاتب و حتی شیطان‌پرستی و حمایت همه جانبه از آنان شناخته شده هستند و بسیاری دیگر هنوز ناشناخته و پشت پرده باقی‌مانده‌اند، دستور داده شد تا در یک هجمه‌ گسترده و شدید ضد تبلیغی علیه اسلام و به ویژه تشیع، با سوء استفاده‌ از «وطن دوستی» شدید ایرانیان ، اسلام به عنوان یک دین عربی که به ایران حمله کرده معرفی شود و «کوروش» مورد تبلیغات گسترده قرار گیرد.

,

به همین علت ناگهان در تمامی سایت‌ها نام «کوروش» به نوعی فرافکنی شد که گویا تاریخ ایران همین یک پادشاه را داشته است، نه داریوشی داشته و نه محمدخان قاچار و نه رضا و محمدرضا پهلوی! و چون «کوروش» پادشاهی موفق و نامی بوده است، طرح نام او به صورت ناخودآگاه، پادشاهی را تبلیغ و توجیه می‌نماید.

,

همزمان با «ملی نشان دادن دین خدا» و عربی معرفی کردن اسلام که دین خداست و دین خدا ملی‌گرا نیست، مقرر شد تا زرتشتی‌گری به عنوان یک دین و آیین ایرانی مطرح و تبلیغ گردد.

,

⇐غافل از آنکه کوروش بزرگ، زرتشتی نبود!⇒

,

در دین زرتشت چهار عنصر مقدس بودند و هستند و عبارتند از: آب –  خاک –  آتش و باد. و برای فردی که این عناصر چهارگانه را آلوده کند مجازات بسیار سختی در کتاب وندیداد در نظر گرفته شده است.

,

در مورد طریقه دفن در دین زرتشت مواردی وجود داشته و دارد مثل دخمه که محوطه در بالای تپه که زرتشتیان فرد متوفی را  در این مکان خوراک پرندگان قرار می دادند و قبرستان وجود نداشت و هر فردی که از جامعه زرتشتیت می مرد به این محل آورده می شد و مراسمات دخمه او انجام می گرفت.

,

کورش بزرگ، بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، ٧ دسامبر سال ۵٣٩ پیش از میلاد (١۶ آذر) با دیدار از نیایشگاه شهر بابل، از همراهانش خواست که در هرجای جهان که بمیرد، باید کالبد او را به پاسارگاد ببرند و در آن جا به خاک بسپارند.

,

همه زرتشتیان و تاریخ دانان قائل به این هستند که کوروش فردی زرتشتی بوده است هر چند که نامی از اشو زرتشت ،تنها پیامبر بزرگ زرتشتیان در سخنان کوروش کبیر وجود ندارد. گرچه زرتشتی بودن کوروش کبیر در هاله ای ابهام است ولی در صورتی که چنین قولی را قبول کنیم باز هم به مشکل بر می خوریم و آن سفارش کوروش کبیر در مورد نحوه دفن اوست که بیان می دارد که«در هرجای جهان که بمیرد، باید کالبد او را به پاسارگاد ببرند و در آن جا به خاک بسپارند» که این سخن با یکی از اصلی ترین باور های زرتشتیان که آلوده نکردن چهار عنصر می باشد ، تعارض دارد.

,

برخی از افراد که از دین و تاریخ سررشته ای ندارند و کوروش را فردی با ایمان می دانند که سخن نادرستی می باشد؛ چون کوروش دین واحدی نداشته است که به آن ایمان داشته باشد و نسبت به کارهایی که انجام داده است بیشتر به فردی پیرو یهودیت شبیه است نه دین زرتشت!!!

,

و اما زرتشت، اگر به فرض پیامبر هم باشد، مربوط به سه هزار سال پیش است و از او نه کتاب موثقی باقی مانده و تاریخ مدون و معینی که کسی بخواهد پیروی کند. مضاف بر این که زرتشت اگر پیامبر هم باشد، هرگز نگفته است: «ای ایرانیان، من پیامبر ملی شما هستم و تا آخرالزمان دیگر پیامبری نمی‌آید و اگر آمد شما حق پیروی از او را ندارید! چون من ایرانی بودم، شما هم ایرانی هستی … و خدا هم در بهشت یک جای خاصی برای ایرانی‌ها قرار داده است». اگر زرتشت پیامبر باشد نیز ایرانی کردن او یک توطئه و دسیسه علیه خودش است.

,

البته اگر کسی اصرار داشته باشد که پیامبر حتماً باید شناسنامه‌ی ایرانی داشته باشد تا ما بپذیریم، پس از زرتشت نیز پیامبران بسیاری در ایران بودند. از جمله «دانیال نبی در شوش» و شش تن از انبیای الهی که در قبرستان تخت فولاد اصفهان مدفون هستند. حالا چرا فقط زرتشت؟!

,

به همین دلایل، نه تنها «شدت گرایش به کوروش و زرتشت» یک جوّ است، بلکه بعید است هیچ مسلمانی که کمترین اطلاع و ارتباطی با اسلام داشته، زرتشتی یا بهایی یا حتی مسیحی شود.

,

خطبه عقد اسلامی و باستانی

,

چندی پیش بحثی در فضای مجازی در گرفت و پیامی دست به دست چرخید تا تقریبا همه گیر شد و عده ای از سر ناآگاهی به انتشار بیشتر آن کمک کردند و آن مقایسه ی معنی خطبه عقد اسلامی و باستانی (زرتشتی) بود.

,

در آن پیام اینگونه ذکر شده است که؛

,

ﺩﺍﻣﺎﺩ :

,

ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻧﺎﻣﯽ ﯾﺰﺩﺍﻥ

,

ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺑﺎﻥ

,

ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺍﻫﺎﻥ

,

ﺑﺮ ﻟﺐ ﺁﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ

,

ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ

,

ﺩﺭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ

,

ﭘﺬﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺁﯾﺎ؟

,

 

,

ﻋﺮﻭﺱ:

,

ﭘﺬﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ

,

ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ

,

ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ

,

ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ

,

ﺩﺭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ

,

ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ

,

 

,

ﺣﯿﻒ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﯾﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ، ﺑﺎ ﺟﻤﻼﺕ ﺗﺎﺯﯼ ﺗﻮﻫﯿﻦ آمیز ﺯﯾﺮ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﯾﻢ؟!

,

ﺁﯾﺎ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﻄﺒﻪ ﯼ ﻋﻘﺪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ؟!

,

ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺧﻄﺒﻪ ﯼ ﻋﻘﺪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻫﻢ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﺸﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﻄﺒﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺧﻄﺒﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ؟ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﻄﺒﻪ ﭼﯿﻪ ﻭ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻩ؟

,

ﻋﺎﻗﺪ (ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ﻋﻤﺎﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﻤﺎﻣﻪ ﺑﺎﺷﻪ‏) ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ: ﺁﯾﺎ ﻭﮐﯿﻠﻢ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﺁﻗﺎﯼ … ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻭﺭﻡ؟ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﺩ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ. ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﻣﺎﺩ، ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻋﺮﻭﺱ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ “ﺍَﻧﮑَﺤﺘَﮏ َﻭ ﺯَﻭَﺟﺘَﮏَ ﻧَﻔﺴﯽ ﺍِﻟﯽ ﺻِﺪﺍﻕِ ِ ﺍﻟﻤَﻌﻠﻮﻡ”. ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ‏«ﺍﻧﮑﺤﺘﮏ» ﺍﺯ ﺭﯾﺸﻪ ﯼ ‏«ﻧـَﮑـَﺢَ» ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﮐﻠﻤﻪ ﯼ«ﻧﮑﺎﺡ» ﻫﻢ، ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﯾﺸﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﻌﻨﯽ «ﮒ ﺍ ﯼ ﯼ ﺩ ﻥ» ﻭ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﺴﺖ:

,

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻮ، ﺑﻪ «ﮒ ﺍ ﯼ ﯼ ﺩ ﻥ» ﻣﯽ ﺩﻫﻢ!

,

ﻋﺮﻭﺱ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺑﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻭﮐﯿﻠﺶ (ﻫﻤﻮﻥ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﯾﺎ ﻋﺎﻗﺪ) ﮔﻔﺘﻪﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻫﺨﺪﺍ (ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ۷۲۱) «ﻧﮑﺎﺡ» ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﯽ «ﺟﻤﺎﻉ ﮐﺮﺩﻥ» ﻭ «ﮒ ﺍ ﯼ ﯼ ﺩ ﻥ» ﺍﺳﺖ .

,

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﻪ ﻋﺮﺑﯽ (ﺍﻟﺘﻮﻗﯿﻒ ﻋﻠﯽ ﻣﻬﻤﺎﺕ ﺍﻟﺘﻌﺎﺭﯾﻒ) ﻧﮑﺎﺡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ: «ﺍﯾﻼﺝ ﺫﮐﺮ ﻓﯽ ﺍﻟﻔﺮﺝ ﻟﯿﺼﺮ ﺑﺬﺍﻟﮏ ﮐﺎﻟﺸﯽ ﺍﻟﻮﺍﺣﺪ» ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﯼ ﺁﻥ ، ﻣﯽ ﺷﻮﺩ: ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ ﻣﺮﺩ، ﺩﺭ ﺁﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﯽ ﺯﻥ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺟﺴﻢ ﻭﺍﺣﺪ ﺑﺸﻮﺩ.

,

ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺕ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﺯﻥ ﺭﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﻨﻪ ﺷﻮﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ، ﺳﺮ ﺳﻮﺯﻧﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﻩ. “

,

فردی که آگاه باشد از این شایعات را باور نکرده و به آن دامن نمیزند و در عوض به مطالعه و تحقیق می پردازد اما عده ای هستند که این موضوع را باور کرده و اسلام هراسی از خود کشور اسلامی ایران شروع می شود و ترویج میابد.

,

اشکالاتی که میتوان از متن عقد ایران باستان گرفت

,

اگر ادعا می شود که این متن متعلق به ایران باستان است پس باید عاری از واژه های عربی باشد در صورتی که ریشه کلمات وفا، لحظه و اجازه عربی است!!!

,

نگارش و ادبیات نیز مربوط به دوره حاضر است و هیچ سنخیتی با آثار به جا مانده از قرون ۴ و ۵ هجری قمری ندارد چه برسد به دوره های قبل از اسلام !!

,

این مطلب در هیچ منبع موثقی یافت نمی شود و نویسنده نیز هیچ منبعی را ذکر نکرده است و این خود دلیلی بر عدم صحت مطلب است.

,

ادله ای برای اثبات شایعات در مورد خطبه عقد اسلامی

,

گفتند «نکاح» به معنای جفت‌گیری شتر گفته می‌شود، پس این اهانت به زن است(؟!) و تعجب است که چرا اصلاً اشاره نمی‌کنند که اگر مرد نیز با ذکر «قبلتُ» قبول کرد، به او نیز اهانت شده است؟! برای این که می‌خواهند بدینوسیله زنان را علیه فرهنگ اسلامی تحریک کنند تا فرهنگ ازدواج کمرنگ شود. این زنان هستند که می‌توانند به هیچ رابطه‌ی جنسی به جز با ازدواج یا همان نکاح تن در ندهند تا فساد برچیده شود.

,

حالا اگر هیچ خطبه‌ی عقدی خوانده نشود، احترام به زن است؟ می‌توانند به جای کلمه «انکحتُ» از کلمه «زوّجتُ» استفاده کنند، آیا مشکل‌شان حل می‌شود؟! یا اساساً با اسلام، ازدواج، مشروعیت روابط جنسی و … مشکل دارند و ما بقی بهانه است؟

,

البته این معنا را نیز از خودشان درآورده‌اند یا دست کم سوء استفاده کرده‌اند. روابط جنسی بین همه جانداران وجود دارد، پس می‌توان واژگان و ضمایری که این مفهوم را برساند در مورد هر جاندار و چارپایی به کار برد. مثل همخوابی، جفت‌گیری، نکاح، تزویج، رابطه زناشویی و … .

,

*- واژگان، ریشه‌ها و معانی متفاوتی دارند که در هر موردی به معنای خاصی به کار گرفته می‌شوند. مثلاً «عَضُد» یعنی بازوی قوی و بزرگ. حال اگر خداوند به موسی فرمود: «‌قال سنشد عضدک باخیک – به زودى بازویت را به [وسیله] برادرت نیرومند خواهیم کرد» یعنی چه؟ یعنی برادرش وارد بازوی وی شده و قطر بازوی او بیشتر می‌شود و یا به برادرش اهانت شده که او را به عضله و ماهیچه تشبیه کرده‌اند؟! یا آن که «عضد» به معنی «قوت» و حتی «قوت معنوی» نیز به کار می‌رود.

,

امروزه «منشی» به دفتردار، تلفن‌چی و یا به تعبیر فرنگی آن به «سکرتر» اطلاق می‌گردد که غالباً شغلی زنانه نیز به نظر می‌آید (مگر در برخی شرکت‌های بزرگ یا امور دولتی)، اما معنای کلمه‌ای آن «انشاء» کننده است. انشاء کننده یعنی کسی که اراده کرده و بر اساس اراده‌اش پدید می‌آورد، نه این که چیزی را می‌نویسد، اما بعداً به نویسنده‌ی کارهای دفتری منشی گفتند و امروز به دستیار مدیر نیز منشی می‌گویند؛ اما خداوند می‌فرماید که من خودم «انشاء» کننده هستم. من «منشی» هستم. حال اگر به کسی گفتیم «منشی» یعنی او را خدا دانسته یا کار خدایی را به او اطلاق کرده‌ایم؟

,

«إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء» (الواقعه، ۳۵)

,

ترجمه: ما آنان را پدید آورده‏ایم پدید آوردنى.

,

أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ» (الواقعه، ۷۲)

,

ترجمه: آیا شما [چوب] درخت آن را پدیدار کرده‏اید یا ما پدیدآورنده‏ایم (انشاء کننده‌ایم).

,

*- کلمه نکاح نیز از این قاعده‌ی الفاظ و واژگان در ادبیات مستثنی نمی‌باشد. ابایی نداریم که بیان داریم نکاح در اصل به رابطه «زناشویی» گفته می‌شود و منظور از زناشویی نیز به روابط جنسی زن و مرد است و نه هرگونه ارتباط یا صمیمت و یا حتی عشق بین آنان. این ارتباط جنسی یا بدون هیچ قید، شرط و چهارچوبی که حقوقی را به طرفین مترتب نماید صورت می‌گیرد که در اصطلاح قرآنی و فقهی به آن «زنا» گفته می‌شود و یا در چارچوب تعریف شده و با حقوق و تعهدات معینی برای طرفین صورت می‌گیرد که به آن «عقد نکاح یا عقد ازدواج» گفته می‌شود.

,

*- عقد نکاح و یا ازدواج در تمامی ادیان، مذاهب، فرهنگ‌ها و مکاتب وجود دارد و به همین خاطر حتی در غرب به اصطلاح آزاد یا بت پرستان چین، ژاپی و کلاً خاوردور نیز به هر مرد و زنی که با یک دیگر رابطه زناشویی برقرار کنند، «همسر» نمی‌گویند و آنها را در مدارک، ادارات، محاوره و اذهان عمومی متأهل نمی‌شناسند و از حقوق و جایگاه متأهلین برخوردار نمی‌باشند.

,

زن و مرد وقتی متأهل قلمداد می‌گردند که روابط زناشویی آنان بر اساس اصول و قانونی باشد که به آن «ازدواج» می‌گویند. لذا در فرهنگ دهخدا نیز در معنای نکاح، عمل زناشویی (جماع) با عقد زناشویی معنی شده است و این ازدواج یا نکاح با عقدی که در هر دین، مکتب و فرهنگی به گونه‌است محقق می‌گردد. لذا اسلام ازدواج سایر ادیان و حتی فرهنگ‌ها را قبول داشته و به رسمیت می‌شناسد.

,

پس وقتی حضرت شعیب (ع) به حضرت موسی (ع) می‌فرماید: «قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ»، یعنی: «من قصد دارم یکی از دو دخترم را به نکاح تو درآورم»، یعنی قصد دارم یکی از آن دو به عقد نکاح یا عقد ازدواج تو درآیند؛ همسر یک دیگر شوید و روابط مشروع زناشویی با هم داشته باشید. تولید مثل کرده و خانواده تشکیل دهید. در این ارتباط تعریف شده، جایگاه شوهر، زن، فرزند، پدر، مادر، محرم، نامحرم، نفقه، ارث و … معلوم و محقق شود و حقوق مادی و معنوی‌اش بر شما مترتب گردد.

,

*- در عقد زناشویی طبق احکام اسلام نیز تأکید شده که حتماً باید کلمات «نکاح» یا «ازدواج» قید شود تا چگونگی ارتباط زناشویی بین زن و مرد در تعاریف، حقوق و عقود معلوم باشد.

,

این عقد (قرارداد) مانند هر عقد و قرارد دیگری، خطبه، صیغه یا بیانی دارد که وقوع آن را محقق و معلوم می‌نماید.

,

در احکام اسلامی تصریح شده است که اولاً زن و مرد باید هر دو از بیان این خطبه و به زبان آوردن این کلمات در قالب یک جمله، قصد «انشاء» داشته باشند. یعنی با صرف لفظ کاری اتفاق نمی‌افتد، بلکه باید قصد تحقق ازدواج با یک دیگر را داشته باشند.

,

در احکام اسلامی، «ایجاب» با زن است. یعنی زن ابتدا قصد ازدواج با مرد مورد نظر خود را بیان می‌دارد و البته به صرف انتخاب زن، کار تمام نمی‌شود و مرد نیز باید قبول خود را اعلام دارد تا تصمیم دو طرف محقق گردد. لذا در عقد دائم، ابتدا پس از تعیین مهریه، زن می‌گوید:

,

«زَوَّجْتُکَ نَفْسِى عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُوم»

,

یعنی: خودم را به ازدواج (همسری) تو در آوردم با مهریه‌ی معلوم.

,

حال نوبت مرد است که باید قبول خود را اعلام کند و به محض قبول کردن، ازدواج محقق شده و برای یک دیگر محرم در زناشویی شده و قوانین و حقوق مربوطه بر آنها و اطرافیان (مثل خانواده‌ها، اولاد و …) مترتب می‌گردد. لذا مرد می‌گوید: «قَبِلتُ – یعنی قبول کردم»

,

اگر عقد موقت بود، فقط قید «در مدت معلوم» به آن افزوده می‌شود:

,

«‌زَوَّجْتُکَ نَفْسِى فِى الْمُدَّه الْمَعْلُومَه عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ»

,

در عقد موقت نیز باید حتماً مهریه و زمان پایان این عقد زناشویی نیز بین دو طرف معلوم و مقرر گردد.

,

*- در احکام اسلامی، زن و مرد می‌توانند خودشان پس از تصمیم به ازدواج (دائم یا موقت) و پس از تعیین مهریه و یا زمان پایان در ازدواج موقت، خودشان این خطبه را بخوانند، حتی به زبان فارسی یا هر زبان دیگری. منتهی باید حتماً کلمات معادل «ازدواج» یا «نکاح» در زبان دیگر، در آن آورده شود.

,

دشمنان از هر حربه ای برای جذب جوانان استفاده می کنند و به هر طریقی در پی جذب جوانان مسلمان به الگو های غیر دینی هستند که تا حدودی نیز موفق شده اند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه