کارشناس مسائل سیاسی:
هلاکت عزت الدوری موجب نابودی یا تضعیف مثلث شوم (داعش، حزب بعث و سنیهای لائیک) میشود
به نظر میرسد با مرگ الدوری شخصیتی در تراز او برای رهبری حزب بعث نباشد و عملا شیرازه این حزب از هم بپاشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از سولدوز خبر، چند وقت پیش بود که عزت الدوری معاون صدام حسین در عراق به دست نیروهای مردمی به هلاکت رسید. هلاکت عزت الدوری که در تسهیل ورود داعش به عراق نقش داشت و بازوی نظامی داعش در عراق بشمار میرفت علاوه بر اینکه موجب نابودی یا انزوا حزب بعث عراق میشود تضعیف داعش را نیز در برخواهد داشت. عزت الدوری 73 ساله اوابل هفته گذشته، پس از 9 سال زندگی در خفا، ناگهان در مقابل دوربین نشست و بیانیه ای را در حمایت از سلفی گری، وهابیون تندرو و شاه عربستان سعودی خواند و ضمن حمله به جمهوری اسلامی ایران و شیعیان، از آنچه آن را "انقلاب مردم سوریه" میخواند، تمجید کرد .گفتگو کرده ایم با عباس سلیمانزاده (کارشناس ارشد علوم سیاسی) و اهمیت این موضوع را از او پرسیده ایم که در زیر میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سولدوز خبر,« ابراهیم الدوری» دارای چه شخصیتی بوده و چه جایگاهی در تحولات عراق داشته است؟
, « ابراهیم الدوری» دارای چه شخصیتی بوده و چه جایگاهی در تحولات عراق داشته است؟,عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام حسین بود و مورد اعتمادترین و دست راست وی محسوب میشد. او در جنایات رژیم بعث از جمله حمله شیمیایی به کردهای عراق در 1988 و شکنجه و اعدام شیعیان این کشور در جریان انتفاضه شعبانیه 1991 نقش اساسی داشت. در 2003 میلادی با حمله آمریکا به عراق و دستگیری و اعدام صدام، ابراهیم الدوری فراری و مخفی شد. او همچنین بعد از اعدام صدام به عنوان رهبر حزب بعث عراق انتخاب گردید. الدوری در سالهای بعد از سقوط صدام زندگی مخفیانه داشت و کسی از احوال او خبر نداشت. با شروع بحران سوریه، در سال 2012 بعد از نه سال، الدوری در یک پیام ویدیویی بار دیگر در صحنه عراق ظاهر شد. در سال 2014 در جریان حمله گروهک داعش به موصل، الدوری به کمک داعش شتافت و افسران حزب بعث فرماندهان عملیاتی داعش در عراق شدند.
,به نظر شما هلاکت ابراهیم الدوری چه تاثیری تحولات عراق خواهد داشت؟
, به نظر شما هلاکت ابراهیم الدوری چه تاثیری تحولات عراق خواهد داشت؟,ابراهیم الدوری توانسته بود بعد از اعدام صدام بازماندگان حزب بعث در قالب ارتش نقشبندیه هدایت و رهبری کند. به نظر میرسد با مرگ الدوری شخصیتی در تراز او برای رهبری حزب بعث نباشد و عملا شیرازه این حزب از هم بپاشد. توجه به این نکته ضروریست که در جریان حمله داعش به موصل (20 خرداد 93) سه طیف در داخل عراق در این عملیات به اتحاد تاکتیکی رسیدند: گروهک تکفیری داعش، بازماندگان حزب بعث و سنیهای لائیک. افسران حزب بعث به دلیل شناخت جغرافیای عراق و تجربه و مهارت در جنگ، فرماندهی میدانی عملیاتهای داعش را به عهده گرفتند و نقش اساسی در پیشرویهای داعش در استانهای نینوا و الانبار و صلاح الدین و دیاله داشتند. اکنون با مرگ الدوری به نظر می رسد که بازماندگان حزب بعث دچار آشفتگی فکری شوند و ممکن است برخی از این افراد با از بین رفتن رهبرشان انگیزه لازم را برای ادامه فعالیت در گروهک داعش نداشته باشند. در هر صورت، مرگ الدوری میتواند پرده آخر نمایش وحشتناک و جنایتکارانه حزب بعث باشد. بدون تردید این اتفاق میتواند موجب نابودی یا تضعیف مثلث شوم (داعش، حزب بعث و سنیهای لائیک) شود.
,در ماههای اخیر شاهد بازپس گیری مناطق اشغالی تحت سلطه داعش در عراق هتیم. از سوی دیگر، در هفتههای اخیر بار دیگر در کشور سوریه برخی مناطق به دست داعش و یا دیگر گروههای تروریستی افتاده است. ارزیابی شما از تحولات میدانی ماههای اخیر در سوریه و عراق چیست؟
, در ماههای اخیر شاهد بازپس گیری مناطق اشغالی تحت سلطه داعش در عراق هتیم. از سوی دیگر، در هفتههای اخیر بار دیگر در کشور سوریه برخی مناطق به دست داعش و یا دیگر گروههای تروریستی افتاده است. ارزیابی شما از تحولات میدانی ماههای اخیر در سوریه و عراق چیست؟,ببینید تحولات میدانی در سوریه و عراق تفاوتهای اساسی با هم دارند. در حالت کلی مقابله با داعش در عراق راحتتر از سوریه است. در کشور سوریه شرایط نسبت به عراق بسیار سختتر و پیچیدهتر است. اولا در عراق فقط از سمت غرب (نواحی هم مرز با سوریه) تروریستها وارد میشوند و در بقیه نقاط مرزی امنیت نسبی برقرار است. اما کشور سوریه از چهار سو مورد هجمه است: از شرق از کشور عراق، در جنوب از مرزهای اردن، در غرب از مناطق اشغالی تحت سیطره صهیونیستها (بلندیهای جولان) و در شمال غرب از ترکیه. به عنوان مثال در همین قضایای اخیر در ادلب حدود 500 افسر ترکیه به تروریستهای جبهه النصره کمک کردند تا شهر ادلب به عنوان دومین مرکز استان بعد از شهر رقه (که مرکز داعش در سوریه است) از دست دولت سوریه خارج شد. این امر باعث شده که حوزه عملیاتی در سوریه بسیار گسترده باشد که طبعا نیرو و تجهیزات و لجستیک زیادی را میطلبد. این در حالی است که توان اقتصادی و مالی سوریه در اندازه عراق نیست.
,نکته بعدی این است که در عراق گروه اصلی که علیه دولت و ملت عراق میجنگد گروهک داعش است اما در سوریه گروههای متعدد و زیادی (داعش، جبهه النصره، جیش الحر، جبهه الاسلامیه و....) در حال جنگ با یکدیگر و نیز با دولت سوریه هستند. جالب اینکه هر کدام از این گروهکها از سوی یک یا چند کشور منطقهای و فرامنطقهای مورد حمایت مالی و تسلیحاتی هستند. این امر موجب بروز درگیریهای گستردهتر در سوریه نسبت به عراق شده است که در نتیجه تلفات و خسارات در سوریه نسبت به عراق بیشتر است.
,نکته آخر اینکه آنچه باعث برتری نسبی در عرصه میدانی و سرعت عمل دولت عراق در بازپس گیری مناطق اشغالی از دست داعش شده است، حمایت گسترده «گروههای شیعی» پس از اعلام جهاد آیت الله سیستانی و نیز «پیشمرگههای کرد» و همچنین «قبایل اهل سنت» از ارتش عراق و مشارکت در عملیاتهای آزادسازی همچون آمرلی، جرف الصخر و جلولا و پالایشگاه بیجی و تکریت و مناطق دیگر میباشد. این امر اگرچه در سوریه نیز وجود دارد اما نیروهای مردمی سوریه به لحاظ تجربه در سطح نیروهای مردمی داوطلب عراقی (الحشد الشعبی) نیستند چرا که گروههای شیعی و نیز پیشمرگههای کرد دارای سازمانی منسجم بوده و سابقه و تجربه جنگ نیز دارند اما در سوریه گروههای مردمی بعد از شروع بحران در این کشور شکل گرفتهاند.
,انتهای پیام/گ
,]
ارسال دیدگاه