یک فعال حوزه رسانه:

تحقق عدالت رسانه ای مسئولیت مهم شبکه استانی/ نگاه حداقل گرا آفت رسانه ملی/ مدیران استان، نازک نارنجی شده اند

تحقق عدالت رسانه ای مسئولیت مهم شبکه استانی/ نگاه حداقل گرا آفت رسانه ملی/ مدیران استان، نازک نارنجی شده اند
تاثیر نگاه و سبک زندگی مدیران این سازمان در پیشبرد اهداف رسانه ملی، انفعال در رویکرد برنامه ها، نحوه ی رفتار با مدیران استانی و آنتن فروشی موضوعاتی بودند که روح الله رشیدی، روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه در گفتگو با آناج به آنها پرداخت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، به بهانه ی معارفه مدیر کل جدید صداوسیمای استان، بر آن شدیم تا رسالت اصلی رسانه ملی را مورد واکاوی قرار دهیم. تاثیر نگاه و سبک زندگی مدیران این سازمان در پیشبرد اهداف رسانه ملی، انفعال در رویکرد برنامه ها، نحوه ی رفتار با مدیران استانی و آنتن فروشی موضوعاتی بودند که روح الله رشیدی، روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه در گفتگو با آناج به آنها پرداخت. مشروح این گفتگو به شرح ذیل می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  به بهانه ی معارفه مدیر کل جدید صداوسیمای استان، بر آن شدیم تا رسالت اصلی رسانه ملی را مورد واکاوی قرار دهیم. تاثیر نگاه و سبک زندگی مدیران این سازمان در پیشبرد اهداف رسانه ملی، انفعال در رویکرد برنامه ها، نحوه ی رفتار با مدیران استانی و آنتن فروشی موضوعاتی بودند که روح الله رشیدی، روزنامه نگار و فعال حوزه رسانه در گفتگو با آناج به آنها پرداخت. مشروح این گفتگو به شرح ذیل می باشد.,

تکیه ی مدام روی نداشته ها و کمبودها، به مرور زمان، مجموعه را منفعل و محافظه کار می کند

, تکیه ی مدام روی نداشته ها و کمبودها، به مرور زمان، مجموعه را منفعل و محافظه کار می کند, تکیه ی مدام روی نداشته ها و کمبودها، به مرور زمان، مجموعه را منفعل و محافظه کار می کند,

 

,

آناج: ما همواره شاهد نقدهایی نسبت به عملکرد صدا و سیما بوده ایم. به نظر شما، در نقد صدا و سیما، چه ملاحظاتی باید مورد توجه باشد؟

, آناج: ما همواره شاهد نقدهایی نسبت به عملکرد صدا و سیما بوده ایم. به نظر شما، در نقد صدا و سیما، چه ملاحظاتی باید مورد توجه باشد؟, آناج: ما همواره شاهد نقدهایی نسبت به عملکرد صدا و سیما بوده ایم. به نظر شما، در نقد صدا و سیما، چه ملاحظاتی باید مورد توجه باشد؟,

 

,

نه تنها در نقد صدا و سیما، بلکه در هر نقدی باید موضوع نقد را به خوبی شناخت. برای مثال، در موضوع صدا و سیما، نقد را باید با توجه به سه عامل اساسی امکانات و ظرفیت ها، محدودیت و موانع، مسئولیت ها و ماموریت هایش انجام داد. بدون توجه به این سه عامل، نقدها از مسیر واقعی خارج می شود. ما اگر می خواهیم صدا و سیما را نقد کنیم، باید هم امکاناتش را بشناسیم، هم مسئولیت هایش را و هم محدودیت هایش را. این مسئله از آن جهت مهم است که در سال های گذشته، آنچه از سوی مدیران صدا و سیما برجسته شده، محدودیت ها و موانع بوده و نه امکانات و ظرفیت ها و مسئولیت هایش. یعنی با اینکه صداوسیما محدودیت های مادی و غیرمادی روشنی داشته، اما در همان حال فرصت ها و ظرفیت هایی هم داشته که می توانسته بهره ی بیشتری از این فرصت ها ببرد. تکیه ی مدام روی نداشته ها و کمبودها، به مرور زمان، مجموعه را منفعل و محافظه کار می کند.

,

 

,

اگر مجموعه ای منفعل جلوه دهد، شک نکنید که مدیران آن مجموعه، تفکری فعال و پیشرو ندارند

, اگر مجموعه ای منفعل جلوه دهد، شک نکنید که مدیران آن مجموعه، تفکری فعال و پیشرو ندارند, اگر مجموعه ای منفعل جلوه دهد، شک نکنید که مدیران آن مجموعه، تفکری فعال و پیشرو ندارند,

 

,

, , , ,

 

,

آناج: به نقطه ی خوبی رسیدیم. اتفاقاً یکی از نقدهای اساسی به صدا و سیما، منفعل بودنش است. حالا این انفعال در عرصه های مختلف مطرح می شود. بنظرتان چرا این انفعال، بوجود می آید؟

, آناج: به نقطه ی خوبی رسیدیم. اتفاقاً یکی از نقدهای اساسی به صدا و سیما، منفعل بودنش است. حالا این انفعال در عرصه های مختلف مطرح می شود. بنظرتان چرا این انفعال، بوجود می آید؟, آناج: به نقطه ی خوبی رسیدیم. اتفاقاً یکی از نقدهای اساسی به صدا و سیما، منفعل بودنش است. حالا این انفعال در عرصه های مختلف مطرح می شود. بنظرتان چرا این انفعال، بوجود می آید؟,

 

,

انفعال در مدیریت، قطعاً از انفعال در فکر ناشی می شود. اگر مجموعه ای در نسبت با مسئولیت ها و تکالیفش، منفعلانه عمل می کند، شک نکنید که مدیران آن مجموعه، تفکری فعال و پیشرو ندارند. مجموعه های منفعل، بویژه در حوزه فرهنگ و هنر، رویکردی سلبی به همه چیز دارند. رویکرد سلبی به این معنا که همواره منتظرند تا اتفاقی بیفتد و در نهایت اگر در توانشان بود، واکنشی به آن اتفاق نشان دهند. اگر مدیر اینچنین مجموعه هایی، آرمانگرا باشد؛ یعنی روزآمد، کارآمد، بانشاط، خلاق، مبتکر، با افق دید بلند باشد؛ مجموعه اش را هم پیشرو و فعال نگه می دارد. نگاه سلبی در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه، رویکردی حداقلی و ناکارآمد است.

,

 

,

اگر مخاطبان نسبت به رسانه ملی بی تفاوت باشند، برای مدیران آن مجموعه، احساس رضایت کاذب ایجاد می کند

, اگر مخاطبان نسبت به رسانه ملی بی تفاوت باشند، برای مدیران آن مجموعه، احساس رضایت کاذب ایجاد می کند, اگر مخاطبان نسبت به رسانه ملی بی تفاوت باشند، برای مدیران آن مجموعه، احساس رضایت کاذب ایجاد می کند,

 

,

 حالا اگر بخواهیم در مورد یک مجموعه فرهنگی منتسب به انقلاب حرف بزنیم، این تکالیف، سنگین تر می شود. اصولاً مجموعه انقلابی، برعکس تلقی متعارفی که در جامعه مدیران ما وجود دارد، مجموعه ای خودانتقاد، فعال، پرنشاط، خلاق و مبتکر است. با این قاعده، صدا و سیمای انقلابی هم نمی تواند و نباید، رسانه ای همیشه در موضع واکنش باشد و کنش ها را به دیگران بسپارد. اینکه پرسیدید چرا انفعال بوجود می آید، یک دلیلش دقیقاً به نظام فکری و فرهنگی مدیران آن مجموعه مربوط می شود. دلیل دیگرش، بی تفاوتی مخاطبان و مصرف کننده های تولیدات آن مجموعه است. مردم، به عنوان مخاطب اصلی صدا و سیما، اگر مسئولیتی در قبال عملکرد رسانه ی خودشان احساس نکنند، به تدریج احساس رضایت کاذب در مدیران صدا و سیما نسبت به عملکرد خودشان تثبیت می شود و هیچ تلاشی برای اصلاح و ارتقاء صورت نمی دهند. تداوم چنین وضعیتی، به احساس بی مسئولیتی در مردم دامن می زند. انگار که مردم رسانه ی خودشان را به حال خودش رها کرده اند و کاری به کارش ندارند و مطالبه ای هم صورت نمی دهند. در این شرایط، انفعال، نهادینه می شود.

,

 

,

مدیران فرهنگی و رسانه ای ما نمی خواهند تغییر ضائقه مردم را به رسمیت بشناسند/مردم هیچ عداوت و دشمنی نسبت به رسانه ملی ندارند

, مدیران فرهنگی و رسانه ای ما نمی خواهند تغییر ضائقه مردم را به رسمیت بشناسند/مردم هیچ عداوت و دشمنی نسبت به رسانه ملی ندارند, مدیران فرهنگی و رسانه ای ما نمی خواهند تغییر ضائقه مردم را به رسمیت بشناسند/مردم هیچ عداوت و دشمنی نسبت به رسانه ملی ندارند,

 

,

آناج: با این حساب قهر مردم از رسانه ملی چه نتایجی می تواند داشته باشد؟

, آناج: با این حساب قهر مردم از رسانه ملی چه نتایجی می تواند داشته باشد؟, آناج: با این حساب قهر مردم از رسانه ملی چه نتایجی می تواند داشته باشد؟,

 

,

ببینید، مردم به شدت اهل انتخاب و مقایسه هستند. نمی گویم همیشه انتخاب ها و مقایسه هایشان درست بوده اما در اینکه مردم چنین حقی برای خود قائلند نباید شک کرد. به قول معروف، نمی شود از مردم انتظار داشت که از رسانه ی خودشان روی برگردانند و در همان حال بدنبال هیچ راه دیگری برای تامین نیاز فرهنگی و رسانه ای خود نباشند. اینکه ما شاهد گرایش معنادار مردم منطقه آذربایجان به تلویزیون های کشورهای همسایه هستیم، فارغ از ارزش گزاری محتوای آن شبکه ها، حکایت از تغییراتی در ذائقه ی مردم این منطقه دارد که خیلی از مدیران فرهنگی و رسانه ای ما نمی خواهند این تغییر ذائقه را به رسمیت بشناسند. خب وقتی چنین گرایشی _ حالا با هر میزانی _ وجود دارد، چرا باید به صحت عملکرد رسانه ای خودمان اصرار داشته باشیم؟ مگر اینکه بگوییم مردمی که به تلویزیون های بیگانه روی می آورند، همگی عناد دارند و مشکل دارند و از این حرفها! در حالی که دهها سند و شاهد از همین تلویزیون خودمان می توانیم بیاوریم که مردم _لااقل بخش قابل توجهی از مردمی که ماهواره می بینند _ هیچ عنادی با تلویزیون خودمان ندارند؛ مگر مردم به اخبار همین شبکه استانی خودمان نگاه نمی کنند؟ مگر مردم حتی در استان های همجوار و حتی در تهران، بیننده برنامه ی «کندیمیز» _ با همه ی نقدهای وارد به آن - نبودند؟ مگر وقتی یوسف و  مختارنامه پخش می شد، نمی دیدید که غالب مردم همان را انتخاب می کنند برای تماشا؟ و دهها مثال دیگر از این دست. اینها نشان می دهد که مردم مقایسه و انتخاب می کنند و هیچ عداوت و کینه ای هم نسبت به رسانه ی ملی کشورشان ندارند.

,

 

,

بنابراین، مردم در طبیعی ترین واکنش به این انفعال رسانه ی خودشان، انتخاب های دیگری می کنند که گاهی، آثار زیانبار این انتخاب ها، در ساحت های مختلف اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی مشهود است.

,

 

,

نوع نگاه رسانه های ما به صنعت چگونه است؟/اختصاص یک تایم برای یک عده ی معدود در حوزه صنعت،مطلوب رسانه ملی نیست

, نوع نگاه رسانه های ما به صنعت چگونه است؟/اختصاص یک تایم برای یک عده ی معدود در حوزه صنعت،مطلوب رسانه ملی نیست, نوع نگاه رسانه های ما به صنعت چگونه است؟/اختصاص یک تایم برای یک عده ی معدود در حوزه صنعت،مطلوب رسانه ملی نیست,

 

,

آناج: این انفعالی که می گویید چه مشخصاتی دارد؟ اینگونه که به صورت کلی نمی شود قضاوت کرد.

, آناج: این انفعالی که می گویید چه مشخصاتی دارد؟ اینگونه که به صورت کلی نمی شود قضاوت کرد., آناج: این انفعالی که می گویید چه مشخصاتی دارد؟ اینگونه که به صورت کلی نمی شود قضاوت کرد.,

 

,

قطعا باید مصادیق را هم بیان کرد. اما ببینید طرح این مصادیق، مشکلی را حل نمی کند. باید کمی بالاتر از مصادیق به مسئله نگاه کرد. من چند مثال می زنم؛ مثلاً شما به وضعیت صنعت در تبریز و سایر شهرهای استان نگاه کنید. چقدر ظرفیت برای پرداخت رسانه ای در این حوزه وجود دارد؟ هم می شود با نگاه ایجابی و تشویق کننده برنامه ساخت و هم با نگاه انتقادی و اصلاح گرانه. از کمبودها و موانع شان گرفته تا توفیقات و ابتکاراتشان را می شود به مردم نشان داد. هم نقد کرد و هم امید آفرید. بخش قابل توجهی از مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم با صنایع استان مرتبط اند. یا فعال و کارگر این مجموعه ها هستند یا مصرف کننده تولیدات آنها. نوع نگاه رسانه های ما به صنعت چگونه است؟ آیا در این جنگ اقتصادی نباید بیش از اینها به سراغ این حوزه رفت؟ البته هر رفتنی مطلوب نیست. باید هدفدار و موثر رفت و نه اینکه تایمی را به صورت اختصاصی بدهیم به عده ای معدود که حرف خودشان را بزنند و بروند.

,

 

,

سهم هریک از شهرستان ها در صداوسیمای استان چیست؟

, سهم هریک از شهرستان ها در صداوسیمای استان چیست؟, سهم هریک از شهرستان ها در صداوسیمای استان چیست؟,

 

,

یک مثال دیگر از شهرستان ها برایتان می زنم. شبکه های استانی برای تحقق عدالت رسانه ای در کشور ایجاد شدند. خب با همین مبنا، باید شبکه استانی ما هم بتواند در جهت تحقق عدالت رسانه ای در سطح استان حرکت کند. ابتدایی ترین ارزیابی هم این است که بررسی کنیم و ببینیم که سهم هر یک از شهرستان های استان (البته سهم مسائل و اولویت های واقعی شهرستان ها) در برنامه های صدا و سیمای استان چقدر است؟ مثلاً هشترود چقدر در شبکه استانی ما ضریب دارد؟ میانه، مراغه، مرند، کلیبر و شهرستان های دیگر چقدر؟ آیا واقعاً این مناطق هیچ مسئله ای برای طرح در شبکه استانی ندارند؟ حتماً دارند. کما اینکه در پاره ای مواقع، استقبال و قدردانی مردم شهرستان ها را از بابت توجه شبکه استانی به برخی مسائلشان را دیده ایم.

,

 

,

مهمترین مشخصه انفعال رسانه ای، چشم پوشیدن بر بخش اعظمی از مسائل واقعی جامعه است

, مهمترین مشخصه انفعال رسانه ای، چشم پوشیدن بر بخش اعظمی از مسائل واقعی جامعه است, مهمترین مشخصه انفعال رسانه ای، چشم پوشیدن بر بخش اعظمی از مسائل واقعی جامعه است,

 

,

با همین نگاه، مسئله مهمی به نام روستاها و مسائل آنها هم می تواند مورد توجه باشد؛ کشاورزی استان، فرهنگ و هنر استان و... می بینید که این عرصه چقدر وسیع است. بنابراین، شبکه استانی باید از قالب های تثبیت شده خارج شده و عرصه های متنوع زندگی واقعی مردم را بیشتر مورد توجه قرار دهد. مهمترین مشخصه انفعال رسانه ای، چشم پوشیدن بر بخش اعظمی از مسائل واقعی جامعه است. اگر این مسائل دیده شود، اصلاً فرصتی برای انفعال و یا انگیزه ای برای محافظه کاری وجود نخواهد داشت. باید به جای تکیه بر نداشته ها، بر داشته های استان تکیه کرد. در آن صورت، حتما از لاک انفعال خارج خواهیم شد. در شناسایی این داشته ها هم باید خلاقیت و شجاعت را باهم داشت.

,

 

,

تاثیر سبک زندگی مدیران در نظام تصمیم گیری آنان، یک امر بدیهی است

, تاثیر سبک زندگی مدیران در نظام تصمیم گیری آنان، یک امر بدیهی است, تاثیر سبک زندگی مدیران در نظام تصمیم گیری آنان، یک امر بدیهی است,

 

,

, , , ,

 

,

آناج: شما سبک زندگی مدیران فرهنگی را چقدر در محافظه کاری و آرمانگریزی آنها موثر می دانید؟ مثلاً اینکه مدیری بالاشهری باشد و اشرافی زندگی کند، آیا می تواند بر شکل گیری مدیریت انفعالی اش موثر باشد؟

, آناج: شما سبک زندگی مدیران فرهنگی را چقدر در محافظه کاری و آرمانگریزی آنها موثر می دانید؟ مثلاً اینکه مدیری بالاشهری باشد و اشرافی زندگی کند، آیا می تواند بر شکل گیری مدیریت انفعالی اش موثر باشد؟, آناج: شما سبک زندگی مدیران فرهنگی را چقدر در محافظه کاری و آرمانگریزی آنها موثر می دانید؟ مثلاً اینکه مدیری بالاشهری باشد و اشرافی زندگی کند، آیا می تواند بر شکل گیری مدیریت انفعالی اش موثر باشد؟,

 

,

البته این قاعده منحصر در مدیر فرهنگی نیست؛ یک قاعده عمومی و فراگیر است. در تمام حوزه ها، نوع زندگی مدیران، اثر مستقیم بر روحیات و نظام ارزشی و در نتیجه نظام تصمیم گیری آنها دارد. می شود گفت، امری بدیهی است که مدیری با شیوه ی زیست اشرافی و قارونی، از برآورده کردن انتظارات محرومین و طبقات فرودست عاجز باشد یا اینکه خود را عاجز بنمایاند. فردی که طعم فقر و محرومیت را با تمام وجود فهمیده، حتی اگر خودش هم امروز فقیر نباشد، قطعاً تصویر واقعی تری از این مفاهیم در ذهن خواهد داشت.

,

 

,

اشرافیت در جنس غیر اقتصادی،خطرناک تر و مخرب تر است/غلبه و تسلط اشراف سیاسی دلیل اصلی محافظه کاری رسانه ها

, اشرافیت در جنس غیر اقتصادی،خطرناک تر و مخرب تر است/غلبه و تسلط اشراف سیاسی دلیل اصلی محافظه کاری رسانه ها, اشرافیت در جنس غیر اقتصادی،خطرناک تر و مخرب تر است/غلبه و تسلط اشراف سیاسی دلیل اصلی محافظه کاری رسانه ها,

 

,

 

,

متاسفانه ما به مصیبت اشرافیگری مدیران گرفتار شده ایم و نمی توانیم هم کتمان کنیم که بخشی از مصیبت های دیگر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، معلول همین مصیبت اشرافیگری است. البته نباید در طرح موضوع اشرافیگری، دچار خطا شویم و تصور کنیم که اشرافیت فقط یک عینیت دارد و آن هم اشرافیت اقتصادی است! اتفاقاً اشرافیت در جنس های مختلفش مانند اشرافیت سیاسی، خطرناکتر و مخربتر است. در ساحت فرهنگ و رسانه، این گونه اشرافیت را نباید از نظر دور داشت. محافظه کاری رسانه ها به صورت عام، گاهی به خاطر غلبه و تسلط اَشراف سیاسی است بر آن رسانه ها. کسانی که صرفاً به تثبیت منصب و تامین منافع خود فکر می کنند، می توانند رسانه ها را تحت فشار قرار دهند و آنها را از بازگویی حقیقت بازبدارند.

,

 

,

وضعیت فعلی رسانه ملی: حاکمیت نگاه سلبی و حداقل گرا/پیشنهاد: حاکمیت نگاه ایجابی و حداکثرگرا/در اندیشه محدودیت ها و موانع،غرق نشویم

, وضعیت فعلی رسانه ملی: حاکمیت نگاه سلبی و حداقل گرا/پیشنهاد: حاکمیت نگاه ایجابی و حداکثرگرا/در اندیشه محدودیت ها و موانع،غرق نشویم, وضعیت فعلی رسانه ملی: حاکمیت نگاه سلبی و حداقل گرا/پیشنهاد: حاکمیت نگاه ایجابی و حداکثرگرا/در اندیشه محدودیت ها و موانع،غرق نشویم,

 

,

, , , ,

 

,

آناج: این نقدها جای خود دارند. اما اگر بخواهید راهکاری عملیاتی برای جهش شبکه استانی به نقطه مطلوب ارائه کنید، چه پیشنهاداتی می دهید؟

, آناج: این نقدها جای خود دارند. اما اگر بخواهید راهکاری عملیاتی برای جهش شبکه استانی به نقطه مطلوب ارائه کنید، چه پیشنهاداتی می دهید؟, آناج: این نقدها جای خود دارند. اما اگر بخواهید راهکاری عملیاتی برای جهش شبکه استانی به نقطه مطلوب ارائه کنید، چه پیشنهاداتی می دهید؟,

 

,

 

,

اولاً به این نکته دقت کنید که یکی از بهترین ابزارها برای بی اثر کردن نقدها، همین است که بگوییم «خب، اینها که همه اش انتقاد شد، بگویید چه راهکاری دارید؟» اینکه نقد می کنیم یعنی داریم راهکار می دهیم. اینکه عرض می کنیم مهمترین مانع تحول شبکه استانی، حاکمیت نگاه سلبی و حداقل گراست؛ یعنی داریم راهکار می دهیم. راهکار هم این است که رویکرد را به حالت ایجابی و حداکثرگرا تغییر بدهیم. از موضع انفعال و پاک کردن صورت مسائل بیرون بیاییم و موضع فعال و حلّال بگیریم نسبت به مسائل. باید بتوانیم با حاکم کردن نگاه فرصت محور به جای نگاه تهدیدمحور، از ظرفیت های موجود و در دسترس استفاده کنیم و مدام در اندیشه محدودیت ها و موانع غرق نشویم. همه اینها راهکار است دیگر؛ منتها راهکاری رفتاری. بنده مطمئنم، هم در شبکه استانی و هم در بیرون از آن، به قدری نیروی مستعد و خلاق وجود دارد که کافی است فقط آنها را ببینیم و امکان رشد و فعالیتشان را فراهم کنیم. آن وقت خواهیم دید که مردم هم انتخاب اولشان را تلویزیون خودمان می دانند.

,

 

,

کارفرما بودن مردم باید به باور اصلی رسانه ملی تبدیل شود/مدیران استان خیال نکنند که رادیو و تلویزیون بلندگوی توجیه المسائل آنهاست

, کارفرما بودن مردم باید به باور اصلی رسانه ملی تبدیل شود/مدیران استان خیال نکنند که رادیو و تلویزیون بلندگوی توجیه المسائل آنهاست, کارفرما بودن مردم باید به باور اصلی رسانه ملی تبدیل شود/مدیران استان خیال نکنند که رادیو و تلویزیون بلندگوی توجیه المسائل آنهاست,

 

,

آناج: به نظر شما، شبکه استانی باید چه راهبردی را در قبال مدیران استان اتخاذ کند؟ روند فعلی را چگونه ارزیابی می کنید؟

, آناج: به نظر شما، شبکه استانی باید چه راهبردی را در قبال مدیران استان اتخاذ کند؟ روند فعلی را چگونه ارزیابی می کنید؟, آناج: به نظر شما، شبکه استانی باید چه راهبردی را در قبال مدیران استان اتخاذ کند؟ روند فعلی را چگونه ارزیابی می کنید؟,

 

,

در جمهوری اسلامی، مردم و دولتمردان، از هم هستند و دولت تافته جدا بافته از مردم نیست. اما در این همنشینی و همراهی، مردم جایگاه اصلی را دارند. این تفاوت را در ادبیات دینی و انقلابی مان سراغ داریم. حضرت امام(ره) به صراحت این جایگاه را متذکر می شدند. اخیراً هم رهبر انقلاب در مشهد از تعبیر «کارفرما» برای مردم در نسبت با دولت استفاده کردند. فرمودند «مردم کارفرمای دولت هستند». این باور باید در شبکه استانی، چنان نهادینه شود که تبدیل به راهبرد اصلی برنامه سازان شود. در بخش های مختلف شبکه استانی، هر برنامه ای تولید می شود باید با این نگاه تولید شود. این نگاه البته نافی فرصت دادن به مدیران برای گزارش عملکرد خود نیست. بلکه مسئله این است که از بس این روند تکرار شده که مدیران فکر می کنند رسانه ی ملی، ملک اختصاصی آنهاست و هرلحظه و هرجور که دلشان خواست می توانند از آن استفاده کنند. سخنرانی های یک طرفه بدون هیچ پرسش و چالشی، نشان دهنده این واقعیت است که متاسفانه هنوز خیلی ها مردم را کارفرما نمی دانند. انتظارات بیجا از صدا و سیما از سوی مدیران، باید تعدیل شود. شبکه استانی باید به گونه ای عمل کند که مدیران استان خیال نکنند که رادیو و تلویزیون بلندگوی توجیه المسائل آنهاست.

,

 

,

مدیران استان، نازک نارنجی شده اند/شبکه استانی اگر به تصریح رهبر انقلاب پایبند باشد، هم مشکل خودش در تعامل با مدیران حل می شود و هم اینکه مردم به حق خودشان می رسند

, مدیران استان، نازک نارنجی شده اند/شبکه استانی اگر به تصریح رهبر انقلاب پایبند باشد، هم مشکل خودش در تعامل با مدیران حل می شود و هم اینکه مردم به حق خودشان می رسند, مدیران استان، نازک نارنجی شده اند/شبکه استانی اگر به تصریح رهبر انقلاب پایبند باشد، هم مشکل خودش در تعامل با مدیران حل می شود و هم اینکه مردم به حق خودشان می رسند,

 

,

 باید از ظرفیت صدا و سیما برای آگاهی عمومی استفاده کرد. یکی از راههایش این است که مدیران در این تریبون، به پرسش های افکار عمومی پاسخ بدهند. مدیران در این فرصت ها، ضمن پاسخگویی به مردم، امکان دفاع از عملکرد خود را هم پیدا می کنند. مدیران ما خیلی نازک نارنجی شده اند و فکر می کنند سوال و چالش، یعنی توهین به آنها! برای همین هم تن به مصاحبه های چالشی و پرسشگرانه نمی دهند و معمولاً دوست دارند که یک طرفه حرف بزنند و بروند. مدیران شبکه استانی اگر به تصریح رهبر انقلاب پایبند باشند، هم مشکل خودشان در تعامل با مدیران حل می شود و هم اینکه مردم به حق خودشان می رسند.

,

 

,

اگر ساز و کار معقولی بر درآمدزایی در صدا و سیما حاکم باشد، قطعاً کسی معترض نخواهد بود

, اگر ساز و کار معقولی بر درآمدزایی در صدا و سیما حاکم باشد، قطعاً کسی معترض نخواهد بود, اگر ساز و کار معقولی بر درآمدزایی در صدا و سیما حاکم باشد، قطعاً کسی معترض نخواهد بود,

 

,

آناج: اخیراً در مورد آنتن فروشی در صدا و سیما خیلی حرف زده می شود. این انتقاد در مورد شبکه استانی ما هم طرح می شود. شما چه تحلیلی از این موضوع دارید؟

, آناج: اخیراً در مورد آنتن فروشی در صدا و سیما خیلی حرف زده می شود. این انتقاد در مورد شبکه استانی ما هم طرح می شود. شما چه تحلیلی از این موضوع دارید؟, آناج: اخیراً در مورد آنتن فروشی در صدا و سیما خیلی حرف زده می شود. این انتقاد در مورد شبکه استانی ما هم طرح می شود. شما چه تحلیلی از این موضوع دارید؟,

 

,

در سال های گذشته، توسعه کمّی در صدا و سیما هدف گرفته شد. شبکه های تلویزیونی متعددی راه اندازی شدند. بخشی از شبکه های استانی 24ساعته شدند و... خب این توسعه، نیازمند هزینه است. اتفاقا یکی از محورهای اصلی ریاست جدید سازمان صدا و سیما، چابک سازی سازمان و کاهش هزینه ها از راه ادغام شبکه هاست. پس بزرگ شدنِ غیرضروری صدا و سیما یکی از دلایل گرایش به درآمدزایی است. این درآمدزایی هم شکل های مختلفی می تواند داشته باشد. از توسل به بخش خصوصی گرفته تا تکیه بر نهادهای پولساز و پولدار. درآمدزایی فی نفسه اشکالی ندارد. اتفاقاً صدا و سیما باید به جایی برسد که بتواند بخشی از هزینه هایش را خودش تامین کند تا از وابستگی مطلق به بودجه ای که دولت می دهد رها شود. همان بودجه ای که گاهی از سوی دولتها گروکشی می شود و صداوسیما را وادار به انفعال می کند. اگر ساز و کار معقولی بر درآمدزایی در صدا و سیما حاکم باشد، قطعاً کسی معترض نخواهد بود.

,

 

,

اختصاص آنتن به مدیران یک نهاد عمومی با بودجه ی مردمی، خوشایند مردم نیست/مدیران، از صداوسیما انتظار دارند که مانند کارخانه شکلات سازی عمل کند

, اختصاص آنتن به مدیران یک نهاد عمومی با بودجه ی مردمی، خوشایند مردم نیست/مدیران، از صداوسیما انتظار دارند که مانند کارخانه شکلات سازی عمل کند, اختصاص آنتن به مدیران یک نهاد عمومی با بودجه ی مردمی، خوشایند مردم نیست/مدیران، از صداوسیما انتظار دارند که مانند کارخانه شکلات سازی عمل کند,

 

,

اما متاسفانه در این عرصه اتفاقات غیرمعقولی رخ داده و رسانه ی ملی را تبدیل به تریبون یک طرفه ی مجموعه های پولدار کرده. خب مردم اینها را تحلیل می کنند. وقتی نهادی عمومی، که همه ی بودجه اش از جیب مردم تامین می شود، می آید و برنامه ای را در شبکه استانی در اختیار می گیرد و بعد هم آن برنامه را تبدیل به یک فرصت انحصاری برای مدیران خود می کند، طبیعی است که نباید از مردم انتظار داشت برای چنین وضعیتی خوشحال باشند. سازمان های دیگر هم همینطور عمل می کنند. از بیت المال هزینه می کنند برای برنامه اما صاحبان مال را راه نمی دهند به برنامه شان. بنظرم بخش قابل توجهی از این وضعیت نامتوازن برمی گردد به سیره ی مدیران ما. همان که عرض کردم؛ مدیران ما جای کارفرما نشسته اند و خیال می کنند که پول و بودجه سازمانشان مال خودشان است! برای همین از شبکه استانی انتظار دارند که درست مانند کارخانه شکلات سازی با آنها برخورد کند!

,

 

,

اگر قرار بر برنامه ی مشارکتی باشد،مشارکت اصلی با مردم باشد/دولت در مواجهه با نیازهای اصلی صداوسیما، خسّت به خرج ندهد

, اگر قرار بر برنامه ی مشارکتی باشد،مشارکت اصلی با مردم باشد/دولت در مواجهه با نیازهای اصلی صداوسیما، خسّت به خرج ندهد, اگر قرار بر برنامه ی مشارکتی باشد،مشارکت اصلی با مردم باشد/دولت در مواجهه با نیازهای اصلی صداوسیما، خسّت به خرج ندهد,

 

,

شایسته نیست که نهادی عمومی با تکیه بر درآمدهای مردمی و عوارضی که از مردم می گیرد، فرصت رسانه ملی را منحصراً در اختیار مدیرانش قرار بدهد تا به صورت یکطرفه به تبلیغ اقداماتی بپردازند که وظایف ذاتی شان است. مدیران شبکه استانی لااقل می توانند این برنامه های مشارکتی را طوری مدیریت کنند که از قالب یکطرفه خارج شده و مردم را هم به صورت رسمی و حقیقی وارد بازی کنند. اگر هم قرار باشد برنامه ای مشارکتی باشد، باید مشارکت اصلی با مردم باشد. چرا که قرار شد مردم را کارفرمای دولت بدانیم و نه برعکس. ضمن آنکه، دولت نیز نباید در مواجهه با نیازهای اصلی صداوسیما، خسّت به خرج بدهد و صداوسیما را در تامین هزینه هایش تنها بگذارد یا اینکه بودجه اش را گروکشی کند.

, شایسته نیست که نهادی عمومی با تکیه بر درآمدهای مردمی و عوارضی که از مردم می گیرد، فرصت رسانه ملی را منحصراً در اختیار مدیرانش قرار بدهد تا به صورت یکطرفه به تبلیغ اقداماتی بپردازند که وظایف ذاتی شان است. مدیران شبکه استانی لااقل می توانند این برنامه های مشارکتی را طوری مدیریت کنند که از قالب یکطرفه خارج شده و مردم را هم به صورت رسمی و حقیقی وارد بازی کنند. اگر هم قرار باشد برنامه ای مشارکتی باشد، باید مشارکت اصلی با مردم باشد. چرا که قرار شد مردم را کارفرمای دولت بدانیم و نه برعکس. ضمن آنکه، دولت نیز نباید در مواجهه با نیازهای اصلی صداوسیما، خسّت به خرج بدهد و صداوسیما را در تامین هزینه هایش تنها بگذارد یا اینکه بودجه اش را گروکشی کند.,

 

,

مطالبه،مسئولیت همیشگی صداوسیما/اعتماد مردم با رویکرد عدالتخواهانه تقویت می شود

, مطالبه،مسئولیت همیشگی صداوسیما/اعتماد مردم با رویکرد عدالتخواهانه تقویت می شود, مطالبه،مسئولیت همیشگی صداوسیما/اعتماد مردم با رویکرد عدالتخواهانه تقویت می شود,

 

,

, , , ,

 

,

آناج: شما مدتی برنامه ی مطالبه را اجرا می کردید. این برنامه به کجا رسید؟ چرا ادامه پیدا نکرد؟

, آناج: شما مدتی برنامه ی مطالبه را اجرا می کردید. این برنامه به کجا رسید؟ چرا ادامه پیدا نکرد؟, آناج: شما مدتی برنامه ی مطالبه را اجرا می کردید. این برنامه به کجا رسید؟ چرا ادامه پیدا نکرد؟,

 

,

این برنامه در سالهای 89 و 90 تولید و پخش می شد. مانند همه برنامه های تلویزیونی، میزان تعهد تولیدی اش مشخص بود. یعنی قرار نبود این برنامه، همیشگی باشد. مهم نیست که برنامه ای به نام «مطالبه» ادامه داشته باشد یا نداشته باشد یا بنده در آن برنامه باشم یا نباشم؛ مهم این است که «اصل مطالبه» در صدا و سیما جدی گرفته شود. این مسئولیت مهم، همیشه روی دوش صداوسیما بوده و خواهد بود. اصل مطالبه ی حقوق مردم و عدالت، می تواند در قالب های مختلف پیگیری شود. از برنامه های گفتگومحور گرفته تا مستند و گزارش و کار داستانی و... نباید این مسئله مهم انقلابی و دینی، از اولویت های مدیران صداوسیما خارج شود. ضامن اعتبار صداوسیما، ایجاد اعتماد در میان مردم است. و اعتماد مردم هم با رویکردهای عدالتخواهانه تقویت می شود.

,

 

,

اگر مسئولین را عادت دهیم که همیشه یکطرفه و باب میل خودشان از صداوسیما بهره ببرند، بیشتر از همه، حق مردم را تضییع کرده ایم. یک نکته دیگر هم در این زمینه این است که متاسفانه حتی رسانه های دیگر ما همچون مطبوعات و رسانه های مجازی، هم توجه چندانی به موضوع مطالبه حق و عدالت ندارند. از این ظرفیت هم نتوانسته ایم به نفع مردم استفاده کنیم. اگر این ظرفیت ها فعال شود، حتما صداوسیما هم بیشتر احساس تکلیف می کند و بیشتر وارد میدان می شود.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه