یک روز به یادماندنی با جانبازانی که جوانی شان پای ما گذشت

یک روز به یادماندنی با جانبازانی که جوانی شان پای ما گذشت
یک روز را همراه با جانبازان اعصاب و روان بیمارستان بوستان به اردوگاه شهیدمهران زاده شوش رفتیم تا یادمان بماند چه کردند و چه برعهده ماست. لبخند به همین سادگی بر لب هایشان می نشیند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اهوازنیوز، چشم هایش پر از حرف است و دستان مردانه اش دانه دانه اشک هایی را که بر گونه می لغزند پاک می کند. سال هاست برای درمان به بیمارستان می آید تا در کنار همرزمانش که بعضا ۲۰ سال است اسیر تخت بیمارستان شده اند، کمی از آلامش بکاهد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اهوازنیوز,

۱۷ ساله بود که فرمان امامش را لبیک گفت و برای حفظ ناموس و آب و خاکش پا به میدان نبرد گذاشت. جبهه برایش شد مدرسه، خانواده و همه آنچه که داشت. در خط مقدم بود که  بی هوا هوایی شد و با انفجار موشکی همان حوالی، موج وجودش را در برگرفت؛ و از آن سال تا به امروز مسیر خانه تا بیمارستان را بارها و بارها طی می کند.

,

وقتی از او می پرسم انتظارت از اطرافیانت چیست؟ می گوید با ما مهربان باشند، اندکی ” یاد ” کافی است برایمان.

,

***

,

در جایی خواندم، دختری می گفت فقط دعا کنید پدرم شهید شود! آخر هروقت موج وجود بابایم را می گیرد از خود بی خود می شود و من، مادر و برادرم را کتک می زند. اما مشکل ما این نیست!

,

دردمان این است که وقتی حالش خوب و متوجه کارش می شود، شروع می کند به بوسیدن دست و پای همه مان و عذرخواهی کردن.

,

ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمان را ببینیم. دعا کنید پدرم شهید شود…

,

***

,

چهارم فروردین سال ۹۴، با جمعی ازدلاورمردان به دیدار جانبازان بستری در بیمارستان اعصاب و روان بوستان رفتیم. شهید حاج حبیب جنت مکان هم در بین مان بود.

,

آن روز شنیدیم که از تنهایی گفتند و از تخت های بی روح بیمارستان که همدم شان شده و قول دادیم یک روز را در دل طبیعت با آنان همراه شویم.

,

سی و یکم فروردین ماه است با چند دستگاه خودرو، جلوی درب بیمارستان بوستان منتظر همراهی جانبازان والامقام از بیمارستان به اردوگاه شهید مهران زاده شوش هستیم.

,

 

,

, ,

, ,

, ,

 

,

حرکتی خودجوش که در برگزاری آن هرکسی به فراخور حال خود قطعه ای از بهشت را نشانه رفت…

,

اداره کل آموزش فنی و حرفه ای خوزستان، مناطق نفت خیزجنوب، بانک توسعه تعاون و بانک ملی، مؤسسه در مسیر عرشیان، مرکز اورژانس ۱۱۵، یگان امنیتی امام علی (ع) سپاه حضرت ولیعصر (عج) و گردان ۱۰۵امنیتی امام علی (ع) ناحیه امام حسین (ع).

,

۳۸ جانباز و ۴ نفر مراقب از بیمارستان به همراه اکیپی از عاشقان و خادمان از زیر قرآن عبور داده می شوند و در ساعت ۹:۲۰ سفری یک روزه شروع می شود.

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

در ورودی شهرستان شوش توقفی کوتاه جهت رفع خستگی و گرفتن عکس یادگاری و باز هم ادامه مسیرجاده.

,

 

,

, ,

, ,

, ,

, ,

 

,

سید یعقوب میرسالاری جانباز ۷۰ درصد در عملیات های بیت المقدس و کربلای ۵ در سال های ۶۱ و ۶۵

,

, ,

هدفش از رفتن به جبهه را دفاع از مرز و میهن، مکتب و مذهبش می خواند و می گوید: امروز با این که در اکثر کشورهای همسایه ناامنی به وفور دیده می شود اما به حمدلله ایران از نظر امنیتی در رتبه برتر قرار دارد و این یکی از اهدافمان در جنگ تحمیلی بود.

,

سیدیعقوب در پیامش به جوانان این مرزوبوم خصوصا کسانی که سن شان به روزهای جنگ نمی رسد، خاطرنشان می کند: قدر خون شهدا را بدانید. فریب فرهنگ بیگانه را نخورید و پای اسلامی که هنوز هم به پایش خون داده می شود، بمانید.

,

این جوان دیروز و جانباز امروز، از اطرافیانش اندکی درک و حمایت می خواهد و از جامعه اش گوش به فرمان رهبری بودن را.

,

 

,

و اما افشین، جانباز ۴۰درصد اعصاب و روان در والفجر ۸ خوشحالی ش از سفر را این گونه بیان می کند: شادم از این که با همرزمان قدیمی ام دیداری دارم و با آن ها بازهم طبیعت خدا را تجربه می کنم.

,

در پاسخ به این سوال که اگر الان روبروی خانه خدا ایستاده بودی خطاب به ذات حق باریتعالی چه میگفتی؟ می گوید: خدایا از گناهان ما بگذر، و شکر.

,

, ,

علی اکبرفربد جانباز ۳۰ درصد در عملیات شکست حصرآبادان سال ۶۰، از همبستگی بین مردم کشورمان می گوید و در خطابش به خدواند بیان می کند: همه جا ملک خداست و در هر نفسی که می کشیم شکرخدای را به جا می آوریم. در یک برهه ای ما به جنگ تحمیلی رفتیم و از مملکت مان دفاع کردیم و امروز جوانان باید ورزیده و در حال آماده باش باشند برای جلوگیری از پیش روی دشمن اگر لحظه ای تجاوز به خاک میهن به ذهنش نفوذ کند.

,

***

,

وارد اردوگاه که می شویم تمام خستگی راه از چهره ها پاک می شود… پیاده که می شوند انگار بال پرواز می خواهند، و چقدر جای حاج حبیب خالی است قرار بود چنین روزی او هم باشد اما پیشتر از همه عاشقانه پر کشید به افلاک.

,

, ,

, ,

, ,

شهید حاج حبیب جنت مکان

,

***

,

آلاچیق ها آماده  می شوند. عده قلیلی برلبه سکویش می نشینند، بعضی ها پرشور و اشتیاق به سمت زمین فوتبال و والیبال می روند و عده ای هم در صف می ایستند که تیرهای دارت را یکی یکی برصفحه اش به یادگار بنشانند؛ شاید خاطره جنگ برایشان تداعی شده چرا که از هرتیری که بر قلب دارت می نشیند احساس رضایت در چهره شان موج می زند و  زیرلب می گویند الله اکبر.

,

 

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

در حال چیدن کنار از درخت

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

دوستی که به رغم تکالیف سنگین دانشگاهش، افتخار همراهی با برگزیدگان خداوند را از دست نداد

,

, ,

, ,

, ,

, ,

ناهار به انتها می رسد که صدای الله اکبر گوش جان را می نوازد…

,

نماز جماعت ظهر به امامت حجت الاسلام مصطفی جهانبین  برگزار می شود.

,

, ,

بعد از اقامه نماز، هریک از جانبازان شروع می کند به خواندن اشعاری که در ذهن دارد و یا خاطراتی از جبهه و جنگ که هنوز همراهش است.

,

, ,

, ,

, ,

در ابتدای شروع به سفر، مسابقه ای عنوان شد؛ به کسانی که بیشترین صلوات را با صلوات شماری که در اختیارشان گذاشته شد، بفرستند جایزه تعلق خواهد گرفت.

,

, ,

 اهدای جایزه

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

و بعد با فریاد زدن بچه ها عکس های تک نفری، همه دور هم جمع می شوند و به یادگار این روز را به خاطر می سپارند.

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

اهدای هدیه ای ناچیز به جانبازان و مراقبان  همراهشان به رسم احترام

,

در ادامه اردو، به سمت زیارتگاه دانیال نبی ( شوش دانیال ) می رویم که همه دلی سبک می کنند و سپس به سوی قلعه شوش راهی می شویم.

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

خط میخی به یادگار مانده از تاریخ باستان

,

, ,

, ,

, ,

, ,

در خروجی از شوش، با بستنی، گرمای جمع اهالی خنک می شود و به سمت اهواز خودروها به حرکت در می آیند.

,

رحمن قلاوند، مدیرکل آموزش فنی و حرفه ای استان خوزستان که به دلیل جلسات سنگین در همان روز از همراهی اردوی جانبازان بازمانده بود، ضمن تماس و هماهنگی، به منظور استقبال، خود را به ۲۰کیلومتری اهواز می رساند.

,

, ,

, ,

, ,

, ,

حوالی ساعت ۱۹ وارد اهوازشدیم، با خاطراتی به یاد ماندنی در کنار جانبازانی که در طبیعت و در کنارهم بودن، بیش از هر دارویی دردشان را ساعتی از یادشان می برد.

,

, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه