شهیدحسینعلی عالی،الگوی تربیتی جوانان استان سیستان وبلوچستان

شهیدحسینعلی عالی،الگوی تربیتی جوانان استان سیستان وبلوچستان
برادر شهید می گوید: شهید در عملیات کربلای 5 هنگامی که جان یاران را در خطر می بیند و از آنجایی که نیروها باید از میان مین ها عبور می کردندشهید عالی با اقامه آخرین نماز خود روی سیم خاردارها خوابیده و راه را برای رزمندگان گشود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل اززاهدانه،برایم سخت است از آنان که ندیده ام سخن بگویم از آنان که افتخاری در دل تاریخ اند . باید که پلی زنم از درونم به معنای انسانیت ، من از شهیدان فقط شنیده ام، حرف های

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از, زاهدانه,

من تازگی نخواهد داشت ولی روح می گیرد از پر و بال این شهیدان.

,

بهانه ای باید جست تا در این بحبوحه روزگار از آنکه تن و جان به عشق سپرده، مردانه خطر کرده و در وصال دوست پروانه صفت سوخته اند، سخن گفت، شهید در شناسنامه آغاز، زندگی و مرگ نمی گنجد و قلم در وصف او شکسته سر است. 

,

او آنگاه که نغمه توحید را ازگلدسته های آبی آسمان ایمان به گوش جان شنید، با وضوی خون قامت بست. تکبیر برائت از دنیا سرداد، ولایت عشق را قرائت کرد به رکوع تسلیم خم شد، به سجود خضوع در خاک افتاد و آنگاه دوباره مردانه برخاست، برخاستنی تا اوج تا آسمان آبی عشق، تا کجا، تا دور...؟ پس به شکرانه این رشادت ها و برای احترام به ساحت مطهرشان در هر قدم خویش برای روح بلندشان صلوات خواهم فرستاد.

,


گاهی یاد برخی از شهدا مو به تن انسان راست می کند،آنقدر کرامتشان عجیب می شود که انسان های بی فکری هم پیدا می شوند و می گویند دروغ است و یا اگر لطف کنند و خوشبینانه حرف بزنند،می گویند: اغراق شده،اما

,
,

انصافاً ما شهدایمان را نشناختیم،نسل جنگ رفته، درست جنگ را به نسلهای بعدی معرفی نکرد،مدام گفته شد جنگ را درست معرفی کنید،نه درشت. اگر درست معرفی میشد،خود به خود می دیدیم که در عین واقعیت درشت

,

است. امام خامنه ای در جایی فرمودند سعی کنید که از جنگ 8ساله گنج مربوط به آن را استخراج کنید،همانطور که امام سجاد و حضرت زینب در همان ساعات و روزهای اولیه ی حادثه کربلا، گنج عظیم آن را استخراج کردند. این

,

روزها شهید حسینعلی عالی این اسوه بزرگ و مردانگی سیستان و بلوچستان به عنوان شهید شاخص ملی و شهید شاخص بسیج دانش آموزی کشور لقب گرفته است.

,

                                                                                                                ای کاش همه عالی باشیم                  الگوی جوانان،متعالی باشیم

,
    
   در راه رسیدن به علی اعلی                        همسفره ،سفره های خالی باشیم
 
,
    
,
   در راه رسیدن به علی اعلی                        همسفره ،سفره های خالی باشیم
,
 
,
, ,

فرمانده محور عملیات لشگر41ثارالله (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) سردار شهید «حسینعلی عالی» در محرم 1346 در روستای جهانگیر در شهرستان زابل و در خانه ای عجین با عشق حسین (ع) متولد شد. بنا بر ارادت به

,

سید سالار شهیدان، پدرش نام حسین را بر وی برگزید. او کودکی را با عشق به اهل بیت (ع) سپری کرد و راه علم و دانش را با تلاش و کوشش فراوان طی نمود و به ورزش علاقه زیادی داشت به عنوان یک کشتی گیر قهرمان

,

بارها نماز اول وقتش را بر روی تشک کشتی خواند. توانایی بسیار و دقت عمل این نوجوان، فرماندهان را بر آن داشت تا مسئولیت واحد اطلاعات عملیات لشکر 41 ثارا... را به او بسپارند. در عملیات متعددی همچون والفجر8، کربلای

,

یک، کربلای 4 حضور یافت و در عملیات کربلای 5 مسئول محور و فرمانده اطلاعات عملیات لشکر 41 ثارا... بود.

,


خبرنگار زاهدانه برای آشنایی با دانش آموز شهید،عارف دلسوخته،حسینعلی عالی به سراغ خانواده شهید شاخص کشور، می رود وباخواهر وبرادر شهید عالی به گفتگو می پردازد.

,
,


احسان عالی برادر شهید شاخص ملی کشوردر سال93 می گوید:خصوصیات بارز این شهید مدیریت، مسئولیت پذیری، عشق به ولایت، اطاعت و فرمانبرداری، احترام و روحیه مشورت از خصوصیات ایشان بود با فروتنی همواره خود

,
,

را خدمتگزار رزمندگان می خواند. هنگامی که شهید به زادگاهش می آمد اوقات خود رابارفتن به مزارشهدا،خواندن زیارت عاشورا وشرکت در نمازهای جماعت و... سپری می کرد علاوه بر اینها صله ارحام وارتباط بادوستان وخانواده

,

احترام خاصی قائل بود. در انجام فرایض و عمل به مستحبات و قرائت قرآن و دعا کوشا بود، او از کودکی خلوت ها با خدای خود داشت و اعضای خانواده و دوستانش خاطرات فراوانی از مناجات های او به یاد دارند، حاصل این نیایشها

,

و سوز و گدازها رسیدن به درجات روحانی است که یاران خاص از آن یاد می کنند.

,


عمار سیستان و بلوچستان

,
, عمار سیستان و بلوچستان ,


برادر شهید عالی که از حسینعلی به عنوان رزمنده ای تمام عیار و عاشق شهادت یاد می کند در خاطرات خود برای ما می گوید: عملیات والفجر۸ بود که بر اثر بمباران شیمیایی دشمن تعدادی از رزمنده‌ها زیر آوار ماندند اما حسینعلی بدون توجه به گازهای شیمیایی سریع به طرف بچه‌ها رفت.

,
,


وی ادامه می دهد: من نیز به دنبالش رفتم به سختی بسیجی‌ها را بیرون آوردیم و به هیمن دلیل وقتی از محوطه خارج شدیم حالت تهوع و سرگیجه شدیدی به ما دست داد و چون تمام صورت حسینعلی سوخته بود برای همین

,
,

ما را به بیمارستان بوعلی تهران فرستادند.مصدومیت حسین از ناحیه چشم بیشتر از دیگر اعضای بدنش بود اما باز می‌خندید و در حالیکه نگرانش بودم و به استقامت او در برابر آزمایش‌های الهی غبطه می ‌خوردم او با مشاهده

,

ناراحتی من مرا به صبوری دعوت می کرد و می گفت: اینها نعمت‌های الهی هستند، از این نعمت‌ها استفاده کنید، این بالاترین افتخار است و اگر خداوند شهادت را نصیب ما نکرد همین که جراحتی از جنگ داشته باشیم بالاترین افتخار برای ما است.

,


پزشک معالج برایش شش ماه استراحت تجویز کرد ولی حسینعلی که توان ماندن در شهر را نداشت یک ماه بعد عازم جبهه شد.

,
,


حسینعلی به تمام اعضای خانواده گفته بود که در جبهه کفش‌های رزمندگان را واکس می ‌زند یا آشپزی میکند و آنها که این مطلب را باور کرده بودند از اینهمه عجله او برای بازگشت و انجام این کار تعجب می ‌کردند تا بعدها پس از شهادت ایشان ، شهید میرحسن در سخنرانی خود به این موضوع اشاره می کند که شهید 14 روز قبل از شهادت با توزیع وسایل بین دوستان به همه اعلام می کند که به شهادت خواهد رسید.

,
,


ندائی آسمانی

,
, ندائی آسمانی,


اولین و تنها معبری که در کربلای 5 باز می شود همان معبری بود که شهید عالی فرماندهی آن را برعهده داشت. حوالی ساعت 2:30 بامداد حسینعلی به شهادت می رسد قبل از شهادت برخی اعضای خانواده در خواب دیده

,
,

بودند که حسین به شهادت رسیده است اما کسی جرأت بازگوکردن نداشت. به جز مرحوم پدرم که از 20 دی ماه تا عصر روز 29 که رسماً اعلام شد جنازه شهید عالی در زابل است هیچکدام از اعضای خانواده نمی دانستند که

,

ایشان شهید شده در این مدت پدرم با صبوری مردانه و ایوب وار غم از دست دادن فرزندی که محبوبیت خاصی برایش داشت را به کسی نگفت و درد را تحمل کرد .... صبوری خاصی می طلبد. در دست نوشته های شهید عالی که

,

در موزه کرمان است به عشق و علاقه ای که پدر و پسر به یکدیگر داشتند اشاره شده است. شهید عشق و علاقه عجیبی به امام و انقلاب داشت و همه را به اطاعت از ایشان سفارش می کرد. شهید غواصی بسیار برجسته و

,

شجاع بود و سخت ترین مسیرها را به راحتی و با جان و دل طی می کرد. او واقعا عالی بود در عملیات کربلای 5 کمتر از 15 شب منطقه بسیار سخت و طاقت فرسای محور را که برعهده داشت شناسایی کرد و هرشب مسیر طولانی محور را که مملو از آب انباشته شده در منطقه شلمچه بود با وجود تیغ و خارهای کف آب با شادابی و نشاط پیمود و پیروزمندانه برمی گشت.
برادر شهید می گوید: شهید در عملیات کربلای 5 هنگامی که جان یاران را در خطر می بیند و از آنجایی که نیروها باید از میان مین ها عبور می کردند وارد عمل می شود. جبهه از جان گذشتگی می طلبید و حسینعلی عالی با اقامه آخرین نماز خود روی سیم خاردارها خوابیده و راه را برای رزمندگان می گشاید، در حین همین عملیات، ابتدا تیری به دست راست ایشان و بعد به قلب ایشان اصابت می کند و عارف 19 ساله لشکر41 ثارا... به شهادت می رسد. شهادت این شهید عارف با شهید میرحسینی همزمان با هم بود.

,
,


خاطراتی را مرور می کنیم که قدمتش به 30 سال پیش برمی گردد

,
, خاطراتی را مرور می کنیم که قدمتش به 30 سال پیش برمی گردد ,


خواهر شهید می گوید: وقتی لحظه لحظه زندگی حسین را نگاه می کنم، به جرأت می توانم بگویم نقطه اوج او قرآن بود، نیمه شب ها مرا صدا می کرد تا با یکدیگر قرآن بخوانیم. شهید حسینعلی در انس با قرآن و در پرتو انوار قرآنی لحظات آسمانی خود را رقم می زد و تمام امورات زندگی اش نشأت گرفته از آیات الهی بود.

,
,


حسین شجاع و نترس بود اما درکنار آن خضوع داشت به قدری متواضع و فروتن بود که هنگام ورود به خانه نور و نشاط را با خود به همراه می آورد با دوستان و آشنایان بسیار مهربان بود و مطیع والدین خود بود و بدون اجازه آنها

,
,

جایی نمی رفت تنها جایی که حسین بدون اجازه و به اعتقاد خودش رفت جبهه بود که اطاعت ولی امرش را کرد. در تمام نامه هایی که برای پدر و مادر و اعضای خانواده می فرستاد بیان می کرد من در مقابل شما زانو می زنم و

,

عذرخواهی می کنم از اینکه نتوانستم هیچگونه کمکی در زندگی با شما داشته باشم.. سال 65 بود که یک روز حسین را صدا زدم و گفتم دیگر جبهه رفتن بس است تو دِینت را ادا کردی، می دانی تمام دلخوشی مادر تو هستی

,

مگر دوست نداشتی پزشک شوی، و او در پاسخ گفت: درس هم به موقعش، در حال حاضر جبهه به ما نیاز دارد و دین و شرف ما مورد هجوم دشمن قرار گرفته، اکنون وقتش نیست که من درس بخوانم. وقتی جنگ تمام شد، می

,

آیم و با خیال راحت درس می خوانم گفتم آخه مردم می گویند شما برای فرار از درس خواندن به جبهه می روید، خیلی خونسرد جواب می داد: یمن اصلاً مهم نیست بگذار هر چه می خواهند بگویند. وقتی امام می گوید بروید

,

جبهه، وظیفه ما است که برویم. انسان نباید کلاه شرعی درست کند و به بهانه تحصیل، جان خودش را حفظ کند. سال 64 وقتی از جبهه آمد در سال چهارم تجربی ثبت نام کند، خوشحال شدیم گمان کردیم می ماند و به جبهه نمی رود اما در کمال تعجب دیدیم که دوباره به جبهه رفت. نیمه دوم فروردین برگشت تا برای امتحانات نهایی خرداد و کنکور آماده شود امتحانات را که داد دوباره رفت وقتی کارنامه سازمان سنجش آمد خیلی تعجب کردم تمام نمراتش بدون استثنا رضایت بخش بودند.

,


وصیت نامه شهید از زبان خواهر شهید

,
, وصیت نامه شهید از زبان خواهر شهید ,


خداوندا: می خواهم که همچون شهدا مردانه به راه آنها قدم بردارم و تا آخرین قطره خون راه آنها را ادامه دهم. می خواهم همچون دوستانم به سوی آن ستاره ای که نور امید به من بخشیده پر بکشم.

,
,

خداوندا من نه بهشت می خواهم و نه شهادت، من ولایت می خواهم، ولایت مولا علی(ع) مرا به ولایت علی(ع) بمیران و آن جناب را در شب اول قبر به فریاد من برسان. در قسمتی از وصیت نامه ایشان قید شده که برای من

,

هیچگونه تبلیغی نکنید و بر سر مزار من اسم و مشخصات مرا ننویسید، قبر مرا هم سطح زمین درست کنید و بنویسید همگان به سوی او برمی گردند. و هنگام گذاشتن در قبر بر روی پیشانی ام پارچه ای که روی آن نام مبارک یا فاطمه الزهرا(س) است را ببندید... شهید حسین به معرفتی رسیده بود که اهل بیت و قرآن را جدانشدنی می دانست در پناه این دو بود که به کمال رسید.

,

 

,

آخرین سخنان برادر شهید 

, آخرین سخنان برادر شهید ,

برادر شهید می گوید:مردم ایران هر اتفاقی که بیفتد با جان و دل از میهن دفاع می کنند بدون مسئله مذهبی شیعه، سنی، کرد و ... و اگر الآن داعش و دشمن جرأت ندارند وارد خاک ایران شوند بخاطر وحدت، روحیه شهادت طلبی و ایثار است و دیگری براساس وصیت شهید عالی تنها نگذاشتن امام، ولی نعمت ماایرانیان، حفظ حرمت مردم و اینکه قدردان ولایت باشیم و با الگو قرار دادن رفتار و اخلاق شهدا ادامه دهنده راه آنها باشیم که قطعاً همیشه پیروز و سربلند خواهیم بود.

,


سخنان گوهربار

,
, سخنان گوهربار ,
, ,

سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده وقت لشکر 41 ثارا... در یکی از سخنرانی های خود در مورد شهید عالی چنین می گوید: آن جوان زابلی حسینعلی عالی شخصیتی بود با روحی بلند، او چه تعبیری از جنگ داشت که در همه شب های عملیات وقتی سیم خاردار آخری را باز می کرد روی سیم خاردار می خوابید و با گریه التماس بچه ها را می کرد تا از رویش رد شوند. وقتی این مطلب را برای آیت ا... بهاءالدینی تعریف کردم، ایشان بیش از 10 دقیقه گریه می کردند.

انتهای پیام/گ

,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه