طنز نوشت دانشجو؛
سیلی سهمگین یارانه بر پیکر ما
دیروز گفته اگر طالب یارنه ای بر پشت بام رفته و فریاد نیاز برآرم و یا آن چنان سیلی فقر بر صورتم بنوازد که چهل همسایه دور و برم سرخیش را ببینند و اگر ثابت شد که پسر دوست همسایه قدیم پدر بزرگ مادرم سر سوزنی بیشتر گرفته باشد چند برابر آنچه از زمان محمود بگرفته ام ....[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "دانشجونیوز" ، نیما دشتی //چه صبح ها غروب و چه غروب ها که صبح شد و دولت تدبیر دست از سرم بر نداشت و مدام در گوشم می خواند که سعادت دنیا و عقبای تو در صرف نظر از این چندرغاز است، چرخ تدبیرش چنان بر حول یارانه نگیر می چرخد که دل کافر برایش کباب می شود و در دل می گوید محمود این چه آشی بود برای من پختی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "دانشجونیوز" , نیما دشتی,دیروز گفته اگر یارانه می خواهی بر پشت بام رفته و فریاد نیاز برآرم و یا آن چنان سیلی فقر بر صورتم بنوازد که چهل همسایه دور و برم سرخیش را ببینند و اگر ثابت شد که پسر دوست همسایه قدیم پدر بزرگ مادرم سر سوزنی بیشتر گرفته باشد چند برابر آنچه از زمان محمود بگرفته ام تا کنون را از حلقوم مبارکم به شیوه ای که تاریخ به خود ندیده بیرون خواهند کشید.
,یکی از دوستان که کمی بیش تر از من اهل فضل است و در حرف های قلمبه سلمبه شهره خاص و عام است می گفت: ما از اتوبان سیراف چپ می کنیم و آن وقت دولت تدبیر می گوید پل صراط یارانه ام از تیغ تیز تر و از مو باریک تر است، خب بگو بالکل راه مسدود است، جان برادر!
,او می گفت: حیف که تدبیرش گوشه هایی از تاریخ ایران را برایم زنده می کند وگرنه با الاغم وارد کاخ ریاستش می شدم و کاری می کردم که چنگیز هم نکرد، آخر چرا یقه ما را ول کن نیستی، جان برادر!
,قبل ها یواشکی یارانه را می گرفتم و با اندکی از آن دمبه ای می گرفتم هر روز سبیل مبارک چرب می نمودم، کسی از جیب خالی ام خبر نداشت ولی اکنون با تدبیر وزرای گرام از دوکیلومتری قیافه ام داد می زند که یارانه بگیرم و با انگشت نشانم می دهند، دخترکان محل هم با پوزخند تلخی جک ها و افاضاتی را نثار روح امواتم می کنند.
,

, یارانه دادند و من هم گرفتم، گناه کبیره که نکردم، همین مانده که حفظ جدول ضرب هم از شروط گرفتن یارانه شود.
,نمی شد ابهت ما لوطی ها را خورد نمی کردید؟ نمی شد انگ نیازمندی را نه هر روز بلکه هر دقیقه در بوق و کرنا نکنید.
,چه می شد اگر به جای این همه منبر رفتن و ادعای فضل و تدبیر کردن اندکی توان می گذاشتید و از ما بهتران را که خود نیز از همان هایید شناسایی می کردید و یقه ما را اینقدر سفت نمی گرفتید و انگ نداری و فقر و فلاکت و بدبختی را به ما نمی چسباندید.
,به قول دوستم که چند سال دیگر مرحوم می شود هر چند نداری ام محصول تدبیر تبیعض است ولی خود دولت هم می داند که سهم من در این کشور بیش از فرنگ رفته ها و وزیر و وزرا و مرفه هان بی درد است.
,امیدوارم کلید پیدا شود و قفل وا شود و ایضاً، من من دولت ما شود.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه