یادداشت/
گذری بر تعزیه اردبیل
تعزیه، نمایشی مذهبی است که طی قرن ها دوران تکامل را پشت سرگذاشته و به جایگاه و شکل کنونی اش رسیده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از سبلانه،تعزیه، نمایشی مذهبی است که طی قرن ها دوران تکامل را پشت سرگذاشته و به جایگاه و شکل کنونی اش رسیده است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا،, سبلانه,در قرن دوم هجری وقتی که بخش عمده ی مردم ایران اسلام را پذیرفتند در کنار سایر مراسم آئینی که برای حفظ باورهای قدیمی بود به فکر نشان دادن دین جدیدشان در قالب سایر مراسم نمایشی افتادند.
و تعزیه به زیباترین شکل ممکن در ابتدا به صورت صامت و فقط از طریق لباس های مناسب و سایر وسایل نمایش در زمان دیلمیان بوجود آمد. بعد از آن مقتل نویسی که مانند نمایشنامه نویسی کنونی بود و تاثیر گرفته از فن سخنوری به شکل اجرایی تعزیه اضافه گشت و در طول زمان دو شکل محتوایی متفاوت پدید آورد. مناقب خوانی و فضایل خوانی که بیانگر نقش های منفی و مثبت می باشند. شقی (اشقیاخوانی، مخالف خوانی) و نبی (انبیاخوانی، موافق خوانی) نام گرفت.
تعزیه برای تقویت بنیان خود عناصر موجود در اطراف خود را جذب کرد مانند رنگ لباس ها، حالات چهره ها، ابزار مختلف صحنه ها، تعداد پرده های تعزیه به حرمت 72 شهید کربلا، هفتاد و دو موضوع دارد که در داستان کوتاه مجلس گفته می شود که این مجالس مربوط به پیش از عاشورا و بعد از آن می باشد. در واقع در ابتدا تمامی این پرده ها بصورت خیال سازی بوده اند.
بعدها عنصر بسیار اساسی که تعزیه بدان نیاز داشت موسیقی بود که به کمک تعزیه آمد از آنجا تکیه متن تعزیه از سخنوری و سخنوری هم از نثر منظومه های آهنگین بوجود آمده است بنابراین تنوع موسیقی امری الزامی شد و بعدها نقش هایی نیز به تعزیه اضافه گشته، چون معین البکاء که همان کارگردان تعزیه بود. سپس تکیه ها از زمان قاجار شروع به ساخته شدن کردند و تکیه دولت از زمان ناصرالدین شاه که متاثر از تماشاخانه آبرت مال لندن بود ساخته شد.
البته لازم به ذکر است که زنان نقش مهمی در تعزیه داشتند و با مویه ها و زاری هایشان لحظات عاطفی اجرا را تقویت می کردند و حتی زنان دربار قاجار تعزیه ی زنانه در اندرون کاخ ها برگزار می کردند.
حال تعزیه به عنوان یک نمایش نقش مهمی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد و هر ساله افراد بسیاری به عنوان تماشاگران چند هزار نفری این نمایش می باشند. تماشاگرانی که با آن می گریند، التماس دعا دارند نذری خیرات می کنند و امید حاجت دارند. نمایشی که حتی در آن شهر هم می گرید واشقیا و انبیاء هم سوگواران آنند. نمایشی که جوان و پیر و کودک ندارد. بازیگران آن هم از روی اخلاص حتی نقش تلخ اشقیاد را پذیرفته اند. عشق به حسین(ع)، عشق به اهل بیت ایشان و عشق به مذهب و اسلام حتی اقلیت های مذهبی را هم تماشاگر این اجرای نمایشی کرده است.
اجرای آن در مکان مختلف شهر اردبیل و توسط محله های مختلف هر ساله اتفاق می افتد با اجرای پرده های مختلف در طول روز در محله های مختلف شهر می گردند واجرا می کنند و مردم همراه آنها می شوند و با دیدن و شنیدن غرق در صحرای کربلا، دیگر رنگ سبز و قرمز معنایی غیر قابل تفسیر دارد. لوازم نمایش امری ضروری برای نزدیک بودن آن به حقیقت و همراه کردن تماشاگر با خویش است موسیقی که دهل، طبل و سرنا است دل همه را می لرزاند و اشک از دیدگان همه جاری می سازد.
اردبیل به خاطر داشتن سابقه ی تاریخی و آغازگر تشیع در ایران و به عنوان شهری مذهبی که به عاشقان ابوالفضل(ع) معروف است هرساله توسط گروه های مذهبی شاهد برگزاری شبیه خوانی است.
هر ساله کودکان و جوانان و نوجوانان بسیاری از پیرغلامان این عرصه درس می گیرند و پا جای پای پیشینیان می گذارند. اردبیل همیشه مفتخر به نوکری اهل بیت بوده و هست و خواهد بود.
در همین زمینه افتخاراتی نیز دارد همچون برگزاری مراسم پیرغلامان که سال گذشته اردبیل میزبان آن بود و نمایش و شبیه خوانی به زیباترین شکل ممکن زینت گر آن گشت، همچنین پروفسور عناصری افتخار تعزیه ایران، یکی از بنیانگزاران و گردانندگان بزرگترین گروه های شبیه خوانی اردبیل می باشد.
شبیه خوانی فقط یک نمایش ساده نیست و لباس ، موسیقی و گریم عناصر ضروری آن نیستند بلکه عشق عنصری است که عناصر دراماتیک پیش آن حتی جایی برای قد علم کردن ندارند. هیچ منتقدی آن را تحلیل و نقد نمی کند، محتوا و شکل اجرایی آن را آنالیز نمی کند چون هم در وجود، عقل و احساسشان شبیه خوانی، وقایع آن و حتی دیالوگ هایش را می شناسند. به جرات می توان گفت که هیچ نمایشی همچون تعزیه نمی تواند تماشاگرانش را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و همراه خویش کند و هیچ صحنه ی نمایش و سالن اجرایی نمی تواند چنین جمعیتی را در خود جای دهد. این نمایش یک چیز می خواهد و آن "عشق" که ما داریم و بس.
انتهای پیام/
در قرن دوم هجری وقتی که بخش عمده ی مردم ایران اسلام را پذیرفتند در کنار سایر مراسم آئینی که برای حفظ باورهای قدیمی بود به فکر نشان دادن دین جدیدشان در قالب سایر مراسم نمایشی افتادند.
و تعزیه به زیباترین شکل ممکن در ابتدا به صورت صامت و فقط از طریق لباس های مناسب و سایر وسایل نمایش در زمان دیلمیان بوجود آمد. بعد از آن مقتل نویسی که مانند نمایشنامه نویسی کنونی بود و تاثیر گرفته از فن سخنوری به شکل اجرایی تعزیه اضافه گشت و در طول زمان دو شکل محتوایی متفاوت پدید آورد. مناقب خوانی و فضایل خوانی که بیانگر نقش های منفی و مثبت می باشند. شقی (اشقیاخوانی، مخالف خوانی) و نبی (انبیاخوانی، موافق خوانی) نام گرفت.
تعزیه برای تقویت بنیان خود عناصر موجود در اطراف خود را جذب کرد مانند رنگ لباس ها، حالات چهره ها، ابزار مختلف صحنه ها، تعداد پرده های تعزیه به حرمت 72 شهید کربلا، هفتاد و دو موضوع دارد که در داستان کوتاه مجلس گفته می شود که این مجالس مربوط به پیش از عاشورا و بعد از آن می باشد. در واقع در ابتدا تمامی این پرده ها بصورت خیال سازی بوده اند.
بعدها عنصر بسیار اساسی که تعزیه بدان نیاز داشت موسیقی بود که به کمک تعزیه آمد از آنجا تکیه متن تعزیه از سخنوری و سخنوری هم از نثر منظومه های آهنگین بوجود آمده است بنابراین تنوع موسیقی امری الزامی شد و بعدها نقش هایی نیز به تعزیه اضافه گشته، چون معین البکاء که همان کارگردان تعزیه بود. سپس تکیه ها از زمان قاجار شروع به ساخته شدن کردند و تکیه دولت از زمان ناصرالدین شاه که متاثر از تماشاخانه آبرت مال لندن بود ساخته شد.
البته لازم به ذکر است که زنان نقش مهمی در تعزیه داشتند و با مویه ها و زاری هایشان لحظات عاطفی اجرا را تقویت می کردند و حتی زنان دربار قاجار تعزیه ی زنانه در اندرون کاخ ها برگزار می کردند.
حال تعزیه به عنوان یک نمایش نقش مهمی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد و هر ساله افراد بسیاری به عنوان تماشاگران چند هزار نفری این نمایش می باشند. تماشاگرانی که با آن می گریند، التماس دعا دارند نذری خیرات می کنند و امید حاجت دارند. نمایشی که حتی در آن شهر هم می گرید واشقیا و انبیاء هم سوگواران آنند. نمایشی که جوان و پیر و کودک ندارد. بازیگران آن هم از روی اخلاص حتی نقش تلخ اشقیاد را پذیرفته اند. عشق به حسین(ع)، عشق به اهل بیت ایشان و عشق به مذهب و اسلام حتی اقلیت های مذهبی را هم تماشاگر این اجرای نمایشی کرده است.
اجرای آن در مکان مختلف شهر اردبیل و توسط محله های مختلف هر ساله اتفاق می افتد با اجرای پرده های مختلف در طول روز در محله های مختلف شهر می گردند واجرا می کنند و مردم همراه آنها می شوند و با دیدن و شنیدن غرق در صحرای کربلا، دیگر رنگ سبز و قرمز معنایی غیر قابل تفسیر دارد. لوازم نمایش امری ضروری برای نزدیک بودن آن به حقیقت و همراه کردن تماشاگر با خویش است موسیقی که دهل، طبل و سرنا است دل همه را می لرزاند و اشک از دیدگان همه جاری می سازد.
اردبیل به خاطر داشتن سابقه ی تاریخی و آغازگر تشیع در ایران و به عنوان شهری مذهبی که به عاشقان ابوالفضل(ع) معروف است هرساله توسط گروه های مذهبی شاهد برگزاری شبیه خوانی است.
هر ساله کودکان و جوانان و نوجوانان بسیاری از پیرغلامان این عرصه درس می گیرند و پا جای پای پیشینیان می گذارند. اردبیل همیشه مفتخر به نوکری اهل بیت بوده و هست و خواهد بود.
در همین زمینه افتخاراتی نیز دارد همچون برگزاری مراسم پیرغلامان که سال گذشته اردبیل میزبان آن بود و نمایش و شبیه خوانی به زیباترین شکل ممکن زینت گر آن گشت، همچنین پروفسور عناصری افتخار تعزیه ایران، یکی از بنیانگزاران و گردانندگان بزرگترین گروه های شبیه خوانی اردبیل می باشد.
شبیه خوانی فقط یک نمایش ساده نیست و لباس ، موسیقی و گریم عناصر ضروری آن نیستند بلکه عشق عنصری است که عناصر دراماتیک پیش آن حتی جایی برای قد علم کردن ندارند. هیچ منتقدی آن را تحلیل و نقد نمی کند، محتوا و شکل اجرایی آن را آنالیز نمی کند چون هم در وجود، عقل و احساسشان شبیه خوانی، وقایع آن و حتی دیالوگ هایش را می شناسند. به جرات می توان گفت که هیچ نمایشی همچون تعزیه نمی تواند تماشاگرانش را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و همراه خویش کند و هیچ صحنه ی نمایش و سالن اجرایی نمی تواند چنین جمعیتی را در خود جای دهد. این نمایش یک چیز می خواهد و آن "عشق" که ما داریم و بس.
انتهای پیام/
در قرن دوم هجری وقتی که بخش عمده ی مردم ایران اسلام را پذیرفتند در کنار سایر مراسم آئینی که برای حفظ باورهای قدیمی بود به فکر نشان دادن دین جدیدشان در قالب سایر مراسم نمایشی افتادند.
و تعزیه به زیباترین شکل ممکن در ابتدا به صورت صامت و فقط از طریق لباس های مناسب و سایر وسایل نمایش در زمان دیلمیان بوجود آمد. بعد از آن مقتل نویسی که مانند نمایشنامه نویسی کنونی بود و تاثیر گرفته از فن سخنوری به شکل اجرایی تعزیه اضافه گشت و در طول زمان دو شکل محتوایی متفاوت پدید آورد. مناقب خوانی و فضایل خوانی که بیانگر نقش های منفی و مثبت می باشند. شقی (اشقیاخوانی، مخالف خوانی) و نبی (انبیاخوانی، موافق خوانی) نام گرفت.
تعزیه برای تقویت بنیان خود عناصر موجود در اطراف خود را جذب کرد مانند رنگ لباس ها، حالات چهره ها، ابزار مختلف صحنه ها، تعداد پرده های تعزیه به حرمت 72 شهید کربلا، هفتاد و دو موضوع دارد که در داستان کوتاه مجلس گفته می شود که این مجالس مربوط به پیش از عاشورا و بعد از آن می باشد. در واقع در ابتدا تمامی این پرده ها بصورت خیال سازی بوده اند.
بعدها عنصر بسیار اساسی که تعزیه بدان نیاز داشت موسیقی بود که به کمک تعزیه آمد از آنجا تکیه متن تعزیه از سخنوری و سخنوری هم از نثر منظومه های آهنگین بوجود آمده است بنابراین تنوع موسیقی امری الزامی شد و بعدها نقش هایی نیز به تعزیه اضافه گشته، چون معین البکاء که همان کارگردان تعزیه بود. سپس تکیه ها از زمان قاجار شروع به ساخته شدن کردند و تکیه دولت از زمان ناصرالدین شاه که متاثر از تماشاخانه آبرت مال لندن بود ساخته شد.
البته لازم به ذکر است که زنان نقش مهمی در تعزیه داشتند و با مویه ها و زاری هایشان لحظات عاطفی اجرا را تقویت می کردند و حتی زنان دربار قاجار تعزیه ی زنانه در اندرون کاخ ها برگزار می کردند.
حال تعزیه به عنوان یک نمایش نقش مهمی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد و هر ساله افراد بسیاری به عنوان تماشاگران چند هزار نفری این نمایش می باشند. تماشاگرانی که با آن می گریند، التماس دعا دارند نذری خیرات می کنند و امید حاجت دارند. نمایشی که حتی در آن شهر هم می گرید واشقیا و انبیاء هم سوگواران آنند. نمایشی که جوان و پیر و کودک ندارد. بازیگران آن هم از روی اخلاص حتی نقش تلخ اشقیاد را پذیرفته اند. عشق به حسین(ع)، عشق به اهل بیت ایشان و عشق به مذهب و اسلام حتی اقلیت های مذهبی را هم تماشاگر این اجرای نمایشی کرده است.
اجرای آن در مکان مختلف شهر اردبیل و توسط محله های مختلف هر ساله اتفاق می افتد با اجرای پرده های مختلف در طول روز در محله های مختلف شهر می گردند واجرا می کنند و مردم همراه آنها می شوند و با دیدن و شنیدن غرق در صحرای کربلا، دیگر رنگ سبز و قرمز معنایی غیر قابل تفسیر دارد. لوازم نمایش امری ضروری برای نزدیک بودن آن به حقیقت و همراه کردن تماشاگر با خویش است موسیقی که دهل، طبل و سرنا است دل همه را می لرزاند و اشک از دیدگان همه جاری می سازد.
اردبیل به خاطر داشتن سابقه ی تاریخی و آغازگر تشیع در ایران و به عنوان شهری مذهبی که به عاشقان ابوالفضل(ع) معروف است هرساله توسط گروه های مذهبی شاهد برگزاری شبیه خوانی است.
هر ساله کودکان و جوانان و نوجوانان بسیاری از پیرغلامان این عرصه درس می گیرند و پا جای پای پیشینیان می گذارند. اردبیل همیشه مفتخر به نوکری اهل بیت بوده و هست و خواهد بود.
در همین زمینه افتخاراتی نیز دارد همچون برگزاری مراسم پیرغلامان که سال گذشته اردبیل میزبان آن بود و نمایش و شبیه خوانی به زیباترین شکل ممکن زینت گر آن گشت، همچنین پروفسور عناصری افتخار تعزیه ایران، یکی از بنیانگزاران و گردانندگان بزرگترین گروه های شبیه خوانی اردبیل می باشد.
شبیه خوانی فقط یک نمایش ساده نیست و لباس ، موسیقی و گریم عناصر ضروری آن نیستند بلکه عشق عنصری است که عناصر دراماتیک پیش آن حتی جایی برای قد علم کردن ندارند. هیچ منتقدی آن را تحلیل و نقد نمی کند، محتوا و شکل اجرایی آن را آنالیز نمی کند چون هم در وجود، عقل و احساسشان شبیه خوانی، وقایع آن و حتی دیالوگ هایش را می شناسند. به جرات می توان گفت که هیچ نمایشی همچون تعزیه نمی تواند تماشاگرانش را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و همراه خویش کند و هیچ صحنه ی نمایش و سالن اجرایی نمی تواند چنین جمعیتی را در خود جای دهد. این نمایش یک چیز می خواهد و آن "عشق" که ما داریم و بس.
انتهای پیام/
در قرن دوم هجری وقتی که بخش عمده ی مردم ایران اسلام را پذیرفتند در کنار سایر مراسم آئینی که برای حفظ باورهای قدیمی بود به فکر نشان دادن دین جدیدشان در قالب سایر مراسم نمایشی افتادند.
و تعزیه به زیباترین شکل ممکن در ابتدا به صورت صامت و فقط از طریق لباس های مناسب و سایر وسایل نمایش در زمان دیلمیان بوجود آمد. بعد از آن مقتل نویسی که مانند نمایشنامه نویسی کنونی بود و تاثیر گرفته از فن سخنوری به شکل اجرایی تعزیه اضافه گشت و در طول زمان دو شکل محتوایی متفاوت پدید آورد. مناقب خوانی و فضایل خوانی که بیانگر نقش های منفی و مثبت می باشند. شقی (اشقیاخوانی، مخالف خوانی) و نبی (انبیاخوانی، موافق خوانی) نام گرفت.
تعزیه برای تقویت بنیان خود عناصر موجود در اطراف خود را جذب کرد مانند رنگ لباس ها، حالات چهره ها، ابزار مختلف صحنه ها، تعداد پرده های تعزیه به حرمت 72 شهید کربلا، هفتاد و دو موضوع دارد که در داستان کوتاه مجلس گفته می شود که این مجالس مربوط به پیش از عاشورا و بعد از آن می باشد. در واقع در ابتدا تمامی این پرده ها بصورت خیال سازی بوده اند.
بعدها عنصر بسیار اساسی که تعزیه بدان نیاز داشت موسیقی بود که به کمک تعزیه آمد از آنجا تکیه متن تعزیه از سخنوری و سخنوری هم از نثر منظومه های آهنگین بوجود آمده است بنابراین تنوع موسیقی امری الزامی شد و بعدها نقش هایی نیز به تعزیه اضافه گشته، چون معین البکاء که همان کارگردان تعزیه بود. سپس تکیه ها از زمان قاجار شروع به ساخته شدن کردند و تکیه دولت از زمان ناصرالدین شاه که متاثر از تماشاخانه آبرت مال لندن بود ساخته شد.
البته لازم به ذکر است که زنان نقش مهمی در تعزیه داشتند و با مویه ها و زاری هایشان لحظات عاطفی اجرا را تقویت می کردند و حتی زنان دربار قاجار تعزیه ی زنانه در اندرون کاخ ها برگزار می کردند.
حال تعزیه به عنوان یک نمایش نقش مهمی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد و هر ساله افراد بسیاری به عنوان تماشاگران چند هزار نفری این نمایش می باشند. تماشاگرانی که با آن می گریند، التماس دعا دارند نذری خیرات می کنند و امید حاجت دارند. نمایشی که حتی در آن شهر هم می گرید واشقیا و انبیاء هم سوگواران آنند. نمایشی که جوان و پیر و کودک ندارد. بازیگران آن هم از روی اخلاص حتی نقش تلخ اشقیاد را پذیرفته اند. عشق به حسین(ع)، عشق به اهل بیت ایشان و عشق به مذهب و اسلام حتی اقلیت های مذهبی را هم تماشاگر این اجرای نمایشی کرده است.
اجرای آن در مکان مختلف شهر اردبیل و توسط محله های مختلف هر ساله اتفاق می افتد با اجرای پرده های مختلف در طول روز در محله های مختلف شهر می گردند واجرا می کنند و مردم همراه آنها می شوند و با دیدن و شنیدن غرق در صحرای کربلا، دیگر رنگ سبز و قرمز معنایی غیر قابل تفسیر دارد. لوازم نمایش امری ضروری برای نزدیک بودن آن به حقیقت و همراه کردن تماشاگر با خویش است موسیقی که دهل، طبل و سرنا است دل همه را می لرزاند و اشک از دیدگان همه جاری می سازد.
اردبیل به خاطر داشتن سابقه ی تاریخی و آغازگر تشیع در ایران و به عنوان شهری مذهبی که به عاشقان ابوالفضل(ع) معروف است هرساله توسط گروه های مذهبی شاهد برگزاری شبیه خوانی است.
هر ساله کودکان و جوانان و نوجوانان بسیاری از پیرغلامان این عرصه درس می گیرند و پا جای پای پیشینیان می گذارند. اردبیل همیشه مفتخر به نوکری اهل بیت بوده و هست و خواهد بود.
در همین زمینه افتخاراتی نیز دارد همچون برگزاری مراسم پیرغلامان که سال گذشته اردبیل میزبان آن بود و نمایش و شبیه خوانی به زیباترین شکل ممکن زینت گر آن گشت، همچنین پروفسور عناصری افتخار تعزیه ایران، یکی از بنیانگزاران و گردانندگان بزرگترین گروه های شبیه خوانی اردبیل می باشد.
شبیه خوانی فقط یک نمایش ساده نیست و لباس ، موسیقی و گریم عناصر ضروری آن نیستند بلکه عشق عنصری است که عناصر دراماتیک پیش آن حتی جایی برای قد علم کردن ندارند. هیچ منتقدی آن را تحلیل و نقد نمی کند، محتوا و شکل اجرایی آن را آنالیز نمی کند چون هم در وجود، عقل و احساسشان شبیه خوانی، وقایع آن و حتی دیالوگ هایش را می شناسند. به جرات می توان گفت که هیچ نمایشی همچون تعزیه نمی تواند تماشاگرانش را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و همراه خویش کند و هیچ صحنه ی نمایش و سالن اجرایی نمی تواند چنین جمعیتی را در خود جای دهد. این نمایش یک چیز می خواهد و آن "عشق" که ما داریم و بس.
انتهای پیام/
در قرن دوم هجری وقتی که بخش عمده ی مردم ایران اسلام را پذیرفتند در کنار سایر مراسم آئینی که برای حفظ باورهای قدیمی بود به فکر نشان دادن دین جدیدشان در قالب سایر مراسم نمایشی افتادند.
,و تعزیه به زیباترین شکل ممکن در ابتدا به صورت صامت و فقط از طریق لباس های مناسب و سایر وسایل نمایش در زمان دیلمیان بوجود آمد. بعد از آن مقتل نویسی که مانند نمایشنامه نویسی کنونی بود و تاثیر گرفته از فن سخنوری به شکل اجرایی تعزیه اضافه گشت و در طول زمان دو شکل محتوایی متفاوت پدید آورد. مناقب خوانی و فضایل خوانی که بیانگر نقش های منفی و مثبت می باشند. شقی (اشقیاخوانی، مخالف خوانی) و نبی (انبیاخوانی، موافق خوانی) نام گرفت.
,تعزیه برای تقویت بنیان خود عناصر موجود در اطراف خود را جذب کرد مانند رنگ لباس ها، حالات چهره ها، ابزار مختلف صحنه ها، تعداد پرده های تعزیه به حرمت 72 شهید کربلا، هفتاد و دو موضوع دارد که در داستان کوتاه مجلس گفته می شود که این مجالس مربوط به پیش از عاشورا و بعد از آن می باشد. در واقع در ابتدا تمامی این پرده ها بصورت خیال سازی بوده اند.
,بعدها عنصر بسیار اساسی که تعزیه بدان نیاز داشت موسیقی بود که به کمک تعزیه آمد از آنجا تکیه متن تعزیه از سخنوری و سخنوری هم از نثر منظومه های آهنگین بوجود آمده است بنابراین تنوع موسیقی امری الزامی شد و بعدها نقش هایی نیز به تعزیه اضافه گشته، چون معین البکاء که همان کارگردان تعزیه بود. سپس تکیه ها از زمان قاجار شروع به ساخته شدن کردند و تکیه دولت از زمان ناصرالدین شاه که متاثر از تماشاخانه آبرت مال لندن بود ساخته شد.
,البته لازم به ذکر است که زنان نقش مهمی در تعزیه داشتند و با مویه ها و زاری هایشان لحظات عاطفی اجرا را تقویت می کردند و حتی زنان دربار قاجار تعزیه ی زنانه در اندرون کاخ ها برگزار می کردند.
,حال تعزیه به عنوان یک نمایش نقش مهمی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد و هر ساله افراد بسیاری به عنوان تماشاگران چند هزار نفری این نمایش می باشند. تماشاگرانی که با آن می گریند، التماس دعا دارند نذری خیرات می کنند و امید حاجت دارند. نمایشی که حتی در آن شهر هم می گرید واشقیا و انبیاء هم سوگواران آنند. نمایشی که جوان و پیر و کودک ندارد. بازیگران آن هم از روی اخلاص حتی نقش تلخ اشقیاد را پذیرفته اند. عشق به حسین(ع)، عشق به اهل بیت ایشان و عشق به مذهب و اسلام حتی اقلیت های مذهبی را هم تماشاگر این اجرای نمایشی کرده است.
,اجرای آن در مکان مختلف شهر اردبیل و توسط محله های مختلف هر ساله اتفاق می افتد با اجرای پرده های مختلف در طول روز در محله های مختلف شهر می گردند واجرا می کنند و مردم همراه آنها می شوند و با دیدن و شنیدن غرق در صحرای کربلا، دیگر رنگ سبز و قرمز معنایی غیر قابل تفسیر دارد. لوازم نمایش امری ضروری برای نزدیک بودن آن به حقیقت و همراه کردن تماشاگر با خویش است موسیقی که دهل، طبل و سرنا است دل همه را می لرزاند و اشک از دیدگان همه جاری می سازد.
,اردبیل به خاطر داشتن سابقه ی تاریخی و آغازگر تشیع در ایران و به عنوان شهری مذهبی که به عاشقان ابوالفضل(ع) معروف است هرساله توسط گروه های مذهبی شاهد برگزاری شبیه خوانی است.
,هر ساله کودکان و جوانان و نوجوانان بسیاری از پیرغلامان این عرصه درس می گیرند و پا جای پای پیشینیان می گذارند. اردبیل همیشه مفتخر به نوکری اهل بیت بوده و هست و خواهد بود.
,در همین زمینه افتخاراتی نیز دارد همچون برگزاری مراسم پیرغلامان که سال گذشته اردبیل میزبان آن بود و نمایش و شبیه خوانی به زیباترین شکل ممکن زینت گر آن گشت، همچنین پروفسور عناصری افتخار تعزیه ایران، یکی از بنیانگزاران و گردانندگان بزرگترین گروه های شبیه خوانی اردبیل می باشد.
,شبیه خوانی فقط یک نمایش ساده نیست و لباس ، موسیقی و گریم عناصر ضروری آن نیستند بلکه عشق عنصری است که عناصر دراماتیک پیش آن حتی جایی برای قد علم کردن ندارند. هیچ منتقدی آن را تحلیل و نقد نمی کند، محتوا و شکل اجرایی آن را آنالیز نمی کند چون هم در وجود، عقل و احساسشان شبیه خوانی، وقایع آن و حتی دیالوگ هایش را می شناسند. به جرات می توان گفت که هیچ نمایشی همچون تعزیه نمی تواند تماشاگرانش را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و همراه خویش کند و هیچ صحنه ی نمایش و سالن اجرایی نمی تواند چنین جمعیتی را در خود جای دهد. این نمایش یک چیز می خواهد و آن "عشق" که ما داریم و بس.
,انتهای پیام/
,,
,
]
ارسال دیدگاه