به مناسبت روز پدر:

درد و دل هایم با پدر ایران

درد و دل هایم با پدر ایران
جایگاه یک پدر بسیار جایگاه مقدس و والایی است به ویژه اگر این جایگاه، پدری برای یک ملت باشد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از دانش روز، سلام، سلام پدر جان، نمیدانم چه بنویسم، آنقدربرایم دشوار است که حتی توان حرکت دادن این قلم را ندارم چه برسد به اینکه بتوانم حق کلمات را ادا کنم و از دلتنکی هایم برایتان بگویم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانش روز, سلام، سلام پدر جان، نمیدانم چه بنویسم، آنقدربرایم دشوار است که حتی توان حرکت دادن این قلم را ندارم چه برسد به اینکه بتوانم حق کلمات را ادا کنم و از دلتنکی هایم برایتان بگویم.,

انتظار بسیار سخت و طاقت فرساست اما من سالهاست که در انتظار دیدن شما میسوزم و بار این سختی را به دوش میکشم. خسته ام از اینکه برای دیدن شما به تلویزیون دلخوش باشم و فقط دقایقی مهمان چشم هایم باشید .

, انتظار بسیار سخت و طاقت فرساست اما من سالهاست که در انتظار دیدن شما میسوزم و بار این سختی را به دوش میکشم. خسته ام از اینکه برای دیدن شما به تلویزیون دلخوش باشم و فقط دقایقی مهمان چشم هایم باشید .,

تا کی باید عکس شما مهمان این خانه باشد؛ پس این کلبه ی حقیرانه کی شایستگی حضورتان را دارد؟ سالهاست که از ندیدنتان رنج میبرم و حسرت کشیدن دست های پدرانه بر سرم را در دل دارم. دلم دیگر تاب این دوری را ندارد و هر لحظه به سوی شما پر می کشد.

, تا کی باید عکس شما مهمان این خانه باشد؛ پس این کلبه ی حقیرانه کی شایستگی حضورتان را دارد؟ سالهاست که از ندیدنتان رنج میبرم و حسرت کشیدن دست های پدرانه بر سرم را در دل دارم. دلم دیگر تاب این دوری را ندارد و هر لحظه به سوی شما پر می کشد.,

کاش میشدکه فقط برای یک بار شمارا از نزدیک ببینم و دلم ازاین بی قراری آرام گیرد. شاید این توفیق را از آن جهت نمی یابم که کیلومترها از شما دورم و شایسته ی دیدارتان نیستم . من دریک شهر دور افتاده ، باخیال شماشب و روز میگذرانم و درخواب هایم باشمادردودل میکنم، ازغصه هایم برایتان میگویم .

, کاش میشدکه فقط برای یک بار شمارا از نزدیک ببینم و دلم ازاین بی قراری آرام گیرد. شاید این توفیق را از آن جهت نمی یابم که کیلومترها از شما دورم و شایسته ی دیدارتان نیستم . من دریک شهر دور افتاده ، باخیال شماشب و روز میگذرانم و درخواب هایم باشمادردودل میکنم، ازغصه هایم برایتان میگویم . ,

خودتان قضاوت کنید؛ کدام فرزندی تا این حد از پدرش دوربوده؟ کدام فرزندی در حسرت دیدار پدرش شب و روزش مثل هم تیره نیست؟ تمام آرزویم در دیدار و صحبت با شما خلاصه شده . آیا این درخواست زیادی است؟ اگراین زیاده خواهی است، پس تمامی فرزندانت زیاده خواه و پرتوقع اند.

, خودتان قضاوت کنید؛ کدام فرزندی تا این حد از پدرش دوربوده؟ کدام فرزندی در حسرت دیدار پدرش شب و روزش مثل هم تیره نیست؟ تمام آرزویم در دیدار و صحبت با شما خلاصه شده . آیا این درخواست زیادی است؟ اگراین زیاده خواهی است، پس تمامی فرزندانت زیاده خواه و پرتوقع اند. ,

میدانم که کوچکتراز آنم که ازشما چیزی بخواهم امابرای اولین بارمیخواهم گستاخی کرده ودیدارشمارا طلب کنم، اندکی ازوقتتان رابه غنیمت گرفته و سخنان گران بهایتان را در دفتر دلم ثبت کنم. شاید این نامه به دستتان برسد و شاید نرسد اما حالا که این فرصت نصیبم شده میخواهم آن را مغتنم شمرده و تمام حرفهایم را گفته باشم.

, میدانم که کوچکتراز آنم که ازشما چیزی بخواهم امابرای اولین بارمیخواهم گستاخی کرده ودیدارشمارا طلب کنم، اندکی ازوقتتان رابه غنیمت گرفته و سخنان گران بهایتان را در دفتر دلم ثبت کنم. شاید این نامه به دستتان برسد و شاید نرسد اما حالا که این فرصت نصیبم شده میخواهم آن را مغتنم شمرده و تمام حرفهایم را گفته باشم. ,

دراین شهر دور افتاده، در خانه ای کوچک با تمام مشکلاتی که از سرتاپای این زندگی بالا میرود، ناجوانمردانه به هرگوشه اش زخمی میزند و او را به ستوه می آورد و چاره ای برای درمانش نیست جز صبرو تحمل، من دلخوش به این نامه ام که اگر هم به دستتان نرسد حداقل برای شما و به احترام شما نوشته شده و دلم را کمی آرام می کند.

, دراین شهر دور افتاده، در خانه ای کوچک با تمام مشکلاتی که از سرتاپای این زندگی بالا میرود، ناجوانمردانه به هرگوشه اش زخمی میزند و او را به ستوه می آورد و چاره ای برای درمانش نیست جز صبرو تحمل، من دلخوش به این نامه ام که اگر هم به دستتان نرسد حداقل برای شما و به احترام شما نوشته شده و دلم را کمی آرام می کند.,

اصراری نیست اگر سعادت دیدار شما را ندارم ، حقارت وکوچکی ازمن است که شایسته ی زیارتتان نیستم. میدانم که زیاده خواهی میکنم پدر و جسارت کردم، حتی از گله هایم شرمسارم اما چه کنم که دیگر اختیار دست خودم نیست و قلم به اراده ی دلم می نویسد، تقصیر از من است که از شما خرده میگیرم .

, اصراری نیست اگر سعادت دیدار شما را ندارم ، حقارت وکوچکی ازمن است که شایسته ی زیارتتان نیستم. میدانم که زیاده خواهی میکنم پدر و جسارت کردم، حتی از گله هایم شرمسارم اما چه کنم که دیگر اختیار دست خودم نیست و قلم به اراده ی دلم می نویسد، تقصیر از من است که از شما خرده میگیرم .,

جایگاه یک پدر بسیار جایگاه مقدس و والایی است به ویژه اگر این جایگاه، پدری برای یک ملت باشد. من، در مقام یک فرزند، جز آرزوی دیدار شما آرزوی دیگری ندارم و اولین دعایم همیشه سلامتی شماست و از خدا میخواهم که سایه ی شما را ازسرمان کم نکند، چرا که همه ی ما فرزندان ایران به شما نیازمندیم؛ نیازمند محبت و نگاه های مهربان، سخنان گرم و پر مهرتان و وجود پر برکتتان هستیم. امیدوارم که من را شایسته ی فرزندیتان بدانید و همواره پدر ایران و رهبر انقلاب مقدسمان باشید.

, جایگاه یک پدر بسیار جایگاه مقدس و والایی است به ویژه اگر این جایگاه، پدری برای یک ملت باشد. من، در مقام یک فرزند، جز آرزوی دیدار شما آرزوی دیگری ندارم و اولین دعایم همیشه سلامتی شماست و از خدا میخواهم که سایه ی شما را ازسرمان کم نکند، چرا که همه ی ما فرزندان ایران به شما نیازمندیم؛ نیازمند محبت و نگاه های مهربان، سخنان گرم و پر مهرتان و وجود پر برکتتان هستیم. امیدوارم که من را شایسته ی فرزندیتان بدانید و همواره پدر ایران و رهبر انقلاب مقدسمان باشید.,

اختصاصی دانش روز:

,

فرزند شما: م – ا از کرج

, فرزند شما: م – ا از کرج,

انتهای پیام/گ

, انتهای پیام/گ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه