ارزش و مقام معلم فقط به یک هفته ختم نشود
تقدیم به شهید همت معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر بود
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)لیلا حسین زاده آموزش و پرورش شهرستان بویراحمد؛در اهمیت و ارزش مقام معلم بسیار سخن گفته شده است و هرچه هم بیشتر بگویند باز در رسای معلمی کم است،چراکه ارزش و منزلت معلم با سرشت حقیقی انسان خدامحور و فطرت پاک ره یافتگان وصال عجین است و قدم زدن در این وادی،افق های وسیع تری را می نمایاند . این نوشتار با این پیش فرض و دیدگاهی ارزشمدارانه به رسالت و مقام و منزلت معلم،در صدد است تا با استناد به آیات و روایات و عمل و سخن بزرگان،به توضیح واضح تر و والاتری از مقام و منزلت معلمی در حد بضاعت و شرایط موجود بپردازد و افقی بی انتها را در ارزش و مقام معلم ترسیم نماید . برآیند نهایی این است که ارزش و مقام معلم بسی فراتر از آن چیزی است که در یک روز و یا یک هفته به آن پرداخته شود و در این پاسداشت جاودانه خود عنصر معلم می تواند با نگاه عمیق تر به منزلت خود،بازیگر اصلی باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), . ,در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
مفهوم علم و معلم
کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
معلم در آیات و روایات:
همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
مقام و منزلت معلم
مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ویژگی های معلم
نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
فرجام سخن
از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
منابع:
1-سورة علق آیات 4 و 5
2-سوره زمر، آیه 9
3-سوره بقره، آیه 32
4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
9-سوره علق، همان
10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
11-سوره محاربه، آیه 11
12-سوره زمر، آیه 9
13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
14-همان
15-همان، ص 46
16-همان، شماره 281، ص 37
17-همان
18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
انتهای پیام/ص
در این عرصه هم جامعه خصوصا جامعه اسلامی(دانش آموزان و اولیاء گرامی،مجموعه اداری،خدماتی کشور و .. ) و هم خود معلمان باید،به مسئولیت و ارزش ذاتی معلمی و نقش آن در انسان سازی ، بیش از پیش توجه نمایند و به باز تولید ارزش و مقام معلم اقدام نمایند و تا این مهم انجام نشود،خروجی نظام آموزشی ما در تمام مقاطع،تولید جوانان دلخواه و متناسب جامعه ارزشی و اسلامی به نحوه مورد انتظار،نخواهد بود .
,در اهمیت و مقام معلم همین بس که پروردگار عالم،اولین معلم بشریت است و در این نگاه عمیق، جهان آفرینش همچو مدرسه ای است که لفراد بشر هرکدام به تناسب تفاوت ها و درجات و استعداد شاگردان،این مدرسه هستند و در این مدرسه عالم گیر،شاگردان ممتازش نیز ارزش و منزلتی به بزرگی هردو عالم دارند.
, .,اساس فرهنگ و تفکرو شناخت بشری در خواندن و نوشتن و آموزش و سخن گفتن است و آنچه که به انسان پروبال می دهد و اورا از سایر موجودات ممتاز و برجسته کرده است در همین چند مورد است . معلم و معلمی در طول تاریخ منشاء هدایت بشر و چراغ فراروی انسان ها در گذر زمان بوده و خواهد بود و سیمای معلمی را در آیات و روایات متعدد قرآن از اولین (( الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم)) 1 تا آخرین آنها و در وجود مبارک ائمه اطهار و پیشوایان بزرگ اسلام به وضوح می توان مشاهد نمود و حقیقت و جوهره ی وجودی معلم را با نگاهی عمیق از این منظر باید جستجو نمود .صرف قوت حافظه و تحویل اصطلاحات و محفوظات علمی،ادبی و ... بی روح و حتی انتقال آنان بدون ایمان و راست گفتاری حکیمانه،هرگز نمی تواند مقام و منزلت و ارزش معلمی را بنمایاندو از طرفی نکاه ابزاری به علم و معلمی،هیچگاه مایه رشد و توسعه و ترقی نشده و نخواهد شد.معلمان بزرگ در هرجامعه ای صرف نظر از نوع نظام آن،همواره دارای صداقت و اخلاص و ایثار بوده اند.
,پرسش اصلی این است که مقام و منزلت معلم در سیمای الهی چگونه تعبیر و تفسیر می شود؟ مفروض این است که علم و معلمی در مکتب الهی از جایگاه بسیار والا و رفیعی برخوردار است و نگاه الهی به معلم در انسان سازی و پرورش جوانان و جامعه خدامحور مفسیر شده است که باز تولید این ارزش و مقام در جامعه امروزی نیاز به کار مضاعف و همت مضاعف با دیدگاهی عمیق دارد.
, . ,مفهوم علم و معلم
, مفهوم علم و معلم,کلمه علم در دو مفهوم عام و خاص معنی میشود.
,معنای نخستین علم دانستن در برابر نداستن است و قران کریم به این معنا نیز اشاره دارد که «آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسان نیستند»2 از این دیدگاه به همهی دانستنیها ، صرف نظر از نوع آن علم اطلاق میشود. اما در نگاه خاصتر به علم، صرفاً به دانستنیهایی اطلاق میشود که مبتنی بر تجربه حسی بوده و در این معنا علم در برابر همه دانشهایی قرار میگیرد که آزمون پذیر نیستند. علم به معنای اول با تولد و ظهور بشریت همراه بوده است و همیشه نیز وجود خواهد داشت. اما در معنای دوم در طی مراحل مختلف تاریخی در حال شکلگیری است.
, 2 , .,معلم نیز از کلمه علم بدست میآید و در فرهنگ لغت به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرس، آموزگار و استاد و شیخ آمده است. بنابراین در دیدگاه اول و معنای نخست با علم ترکیبی از شناخت است و در این نگاه، خداوند متعال اول معلم بشریت است چرا که در قرآن میفرمایند «عَلَم آدم الاسماء کلها»3و پیامبران، فرستادگان الهی، دومین معلم بشریت هستند و این بدان دلیل است که در اصل هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگسستنی دارد.
, 3, .,در حقیقت معلمان ثانی همانا شاگردان برجسته و برگزیده مکتب حق هستند که بر اساس مشیت الهی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیدهاند و با رسیدن به چنین مقامی اعتبار و منزلت یافتهاند. آنان با الهام خداوند و تربیت نفس تا سرحد خلافت معلم اول ارتقاء یافتند. بنابراین خداوند متعال هم معلم عمومی افراد بشر است و هم شاگردان ممتاز و برجسته خصوصی دارد که شاگردان این تدریس خصوصی همان انبیاء و برگزیدگان درگاهش هستند. نمونه عینی ارزش و مقام معلم را در سیمای انبیاء و امامان معصوم و بزرگان دینی به وضوح میتوان یافت.
,معلمان بزرگ و راستین سعی دارند تا انسان را بیدار نمایند و زوایای روح درخواب عمیق فرو رفته را آگاه سازند. معلم علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن افراد نیامده است،یاد میدهد، به کمک نور تذکر،تنبیه و یادآوری،اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکیها و آلودگیها بیرون میآورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق میدهند.4
, ., 4,نکته مهم اینکه در تعالیم معلمان بزرگ بشری و انبیاء، تعلیم کتاب با آموزش حکمت و معرفت همراه است و این واژه یعنی اینکه حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح و صرفاً علمی یا فلسفی نمیباشد. بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور با نور باطن و روشنی درون و بصیرت است.
,آری،ارزش و مقام معلم در این است که موجب رستگاری دنیوی و اخروی افراد و جامعه گردد، این حکمت و علم از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت برای مشتاقان حق و حقیقت دست یافتنی است و اعتقاد راقم سطور بر این است که معلم اگر بخواهد به این مقام خیلی نزدیک است.
, .,فرمولهای خشک و تخیلات متزلزل بدون صفای باطن و درک معرفت و بصیرت، نتیجهای جز تردید نگری و آشفتگی در جامعه نخواهد داشت. تعلیم و تعلم که در نگاه حضرت امام (ره) هر دو عبادتند، وقتی که با حکمت و تدبر و تعقل و فهم حقیقت و لطایف و دقایق و بصیرت همراه باشند به این معنا تعبیر و تفسیر می شود . تعلیم و تعلم صرف یاد دادن، یاد گرفتن و کسب علم و فنون و صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین بی روح نیست، بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط اساسی است. «صلاح دینی و سعادت جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد»5
, 5,آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد،تنها معلومات و مهارت های معلم نیست، بلکه تمام صفات،خلقیات،حالات نفسانی ورفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود.))6
, 6,رابطه معلم با مخاطب قبل از اینکه یک رابطة فرمولی و کلاسیک باشد، یک رابطه باطنی و معنوی است و معلم قبل از آنکه با درس و بحث و مشق دانش آموز سر و کار داشته باشد، با روح و جان و اندیشه و خرد و روان او سر و کار دارد. مفهوم و محتوای معلم صرفاً یک آقا بالای سر و یک آموزگار نیست. بلکه مهم تر از آن یک الگوی با نفوذ و مربی است که دانش آموز از اخلاق و رفتار، از طرز اداره کلاس،از رعایت عدل و انصاف، از وقت شناسی و نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی و حیا، از اخلاق و خوشرویی وادب ؛ درسها می آموزد و در زندگی بکار می گیرد. از این روست که وظیفه معلمی بسیار حساس و سنگین و مسئولیت آورد است. «استاد و معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش دردانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان یا دانشجویان قرار دهند.7 علاوه بر آن در بررسیهای علمی نشان میدهد که 35% کودکان درهفت سال دوم زندگی دوست دارند مانند معلم خود باشند»8
, 7, 8,با توجه به آنچه گفته شد. می توان دریافت که مفهوم علم و معلمی بسیار فراتر از آن چیزی است که امروزه در محاورات از آن یاد می کنند و مع الاسف دستخوش تعبیرات و تغییرات بی روح شده است.
, .,معلم در آیات و روایات:
, معلم در آیات و روایات:,همانگونه که آوردیم علم و معلم یا تعلیم و تعلّم با آفرینش بشر همراه بوده و ودر اولین آیات قرآن به پیامبر بحث آموختن و یاد دادن مطرح شده است. «الذی علم بالقلم،علم الانسان مالم یعلم»9و در سوره الرحمن میخوانیم «و الرحمن علم القرآن خلق الانسان علم البیان»10
, 9, 10,برای دانستن مقام و منزلت معلم در آیات کافی است تا قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث روایات را مرور کنیم، آنگاه به عظمت و ارزش این مقام بهتر پی می بریم. در آیهای دیگر می خوانیم «یرفع الله الذین آمنوامنکم و الذین اوتو العلم درجات»11، خداوند انان را که ایمان آورده و آنان را که دارای علماند، چندین درجه بالا می برد. و ((یا قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب»12 بگو آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند؟
, 11, 12,رسول اکرم (ص) در ضمن حدیثی فرمودهاند: من برای تعلیم و آموزش فرستاده شدهام»13و یا حضرت امیر(ع) میفرماید: دانشمندان تا روزگار باقی است پایدارند، بدنهایشان مفقود و آثار آنان در قلبها موجود میباشد14
, 13, 14,پیامبر اعظم فرمودهاند: «مثل عالمان و معلمان در زمین ، مثل ستارگان در آسمان است که مردم در تاریکی ها ی خشکی و دریا ،به کمک انان راه خود را پیدا می کنند و هرگاه این ستارگان خاموش شوند ، بسا راه یافتگان نیز گمراه شوند»15
, 15,آوردن حتی شمهای از ارزش و مقام معلم در آیات و روایات در این وجیزه هرگز نمیگنجد و از باب تبرک فقط به همین چند حدیث گهربار اکتفا میکنیم تا بگوییم که «گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت ....، چرا که از قدیم گفته اند در خانه اگر کس هست یک حرف بس است تا ارزش و مقام معلمی را در آیات و روایات بدانیم و خود بیشتر و بهتر دنبال نماییم.
,معلمی در منظر آیات و روایات جلوهای از قدرت لایزال الهی است که از مجموع آن میتوان به این سخن مشهور امام (ره) که فرمودند معلمی شغل انبیاست بهتر پی ببریم و بهتر بدانیم که معلمی هنر است که باید به آن عشق ورزید.
, .,مقام و منزلت معلم
, مقام و منزلت معلم,مقام معظم رهبری در بیان زییایی می فرمایند :«صرف نظر از مجاهحدین .... باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل معلمی است،زیرا همه برای مدت کوتاه مدت کار می کنند ، ولی معلم برای استمرار زمان کار می کند،همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده ی نیروی انسانی است»16
,اگر تربیت و علم آموزی را بهترین زمینه بالندگی و بالا بردن گوهر انسانیت بدانیم و هدفش را جامعه ی عملی پوشاندن به استعدادهای بالقوه افراد جهت رسیدن به کمال و قرب الهی و سعادت بدانیم ،واضح است که معلمان در این راه موثرترین نقش را خواهند داشت،اگر با نگاهی عمیق تر از آنچه که هست به تعلیم نگاه کنیم و آن را پلی برای آینده ی مطلوب و مورد رضای خدا در متعلم و معلم بدانیم،این معلمان هستند که در طی قرون و اعصار مختلف صاحب این عظمت و افتخار و مبنای انتقال و اتصال معنوی و مستمر،نسل ها هستند.
,امام صادق (ع) می فرمایند«تمام موجودات زمینی ، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می کنند » شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته های وی،از او به عنوان «استادنا الکرام علامه طباطبایی روحی فداه »یاد می کند. 17
,علامه حسن زاده آملی می گوید : محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود ، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بودند ، بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم ، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه نزنم ، کوشش داشتم چار زانو بنشینم،مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم ، یک بار در محضر الهی قمشه ای نشسته بودم ، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم ایشان فرمودند چرا چنین کردی ؟گفتم:من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم )) 18
,آری این است مقام و منزلت واقعی معلم راستین که با سخنان او می توان جان تازه ای بدست آورد و با شنیدن کلامش انسان پر بگیرد و پرواز کند و به سرچشمه زلال معرفت و بصیرت و حقیقت دست یابد،این منزلت واقعی معلمانی است که خود را نباخته اند و ارزش خود را با متاع دنیا نخریده اندو در خط نورانی اسلام ناب و امامت ولایت همواره بصیرت ها را افزایش داده و در هدایت جامعه در صراط مستقیم نه صراط های مستقیم ادعایی نقش داشته اند .
,شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد.و سال هاست که معلمان نمونه بشریت حتی با مرگشان و سرگذشت زندگی شان طفلان گریز پا را به مکتب می آورند . و الحمدالله چنین الگوهای معلمی در نظام اسلامی کم نیستند و ذکر این دو از باب تمثیل و ارادتی است که راقم سطور به این دو معلم عزیز دارد و گرنه سراسر گیتی مملو از معلمان راستین و گمنامی است که به رسالت معلمی خود مشغولند .
, شهید مرتضی مطهری نمونه عینی یک معلم راستین در عرصه علم و ایمان و حکمت و ایثار عملی بود و شهید محمد ابراهیم همت ،معلم 27 ساله ای که فرمانده لشکر اسلام شده و لباس پاسداری از اسلام و ارزش ها و ولایت را برتن کرد و پر کشید؛را هم می توان یک نمونه دیگر معلمی دانست که در اوج قلعه ایثار درس محبت می داد و طفلان گریز پا را به مکتب می آورد,درس معلم گر بود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
,ویژگی های معلم
, ویژگی های معلم,نخستین و اساسی ترین خصوصیت معلمی داشتن سوز و گداز؛انسان سازی است که باید اذعان کنیم که امروز به دلایل گوناگونی در جامعه معلمی،این خصلت رنگ باخته است و عده کمی هستند که همه وجودشان از شور و شوق و مسولیت پذیری در قبال انسان سازی موج می زند .معلم بودن در انحصار معلومات صرف کلاسیک و فرمولی هرگز نمی گنجد.
,لازمه معلمی،هنر معلمی است که قبلا ذکر شد.((دانش اکتسابی اگر با ایمان ، درست کرداری و راستای گفتاری حکیمانه همراه نباشد،نه تنها سرچشمه هدایت نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است .مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یا د می گیرند نیست و این آیین ،چنین دانشی را برای سعادت کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق،رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید)) 19
,آن علمی که علمای بزرگ به پای استادش می افتند ،آن علمی که مداد علمایش بر خون شهدایش برتری دارد و تعلیم و تعلم آن هر دو عبادت است،آن شغلی که همسان شغل انبیاء تفسیر و تعبیر شده است،صرف یاد دادن یا یاد گرفتن تعدادی اصلاحات فلسفی،ادبی ،هنری وفرهنگی و معادلات بی روح و فرمول های خشک و یا انباختن حافظه از چند واژه یا متن سخنرانی و مباهات کردن به آنها نیست و نخواهد بود.آن علمی که مداد علمایش بر خون شهداء افضل است،مدرک بالا نیست بلکه درک بالا است . علمی که در راستای تحصیل امور دنیوی است و صاحبش بر مردم فخر می فروشد و با چند اصطلاح بی روح مباهات می کند ، نه علم است و نه عالم بلکه جاهلی عالم نماست.
,از ویژگیهای بارز علمی می توان به توانایی های بالای علمی بر موضوع همراه با درک حقیقت و بصیرت و پاکیزگی و آراستگی در همه ابعاد مختلف زندگی،اخلاق و رفتار شایسته با کمال دلسوزی و اخلاق و عشق برای انسان سازی می توان برشمرد.
, .,فرجام سخن
, فرجام سخن,از مجموعه مباحث می توان به این یافته ها رسید که :
,-
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
-
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
-
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
-
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
ارزش و مقام معلم از چنان قداستی برخوردار است که در حقیقت با نگاهی الهی به معلم می توان دریافت که معلم می تواند زبان واسطه فیض الهی باشد و از این رو شغل انبیاء را دارد و معلم اگر در مسیر ارزشها گام بردارد وکارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و این با ارزشترین خدمت معلم به جامعه است.
, .,شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
شان و منزلت و مقام معلمی همان گونه که در آیات و روایات و تاکید بزرگان دین و جامعه آمده است اقتضاء می کند که به معلم و مسئولیت خطیر او با بصیرت و اعتبار خاص و ویژه ای نگاه شود و لذا بزرگداشت معلم در روز و هفته خاصی به این مناسبت نمی تواند قدر دانی واقعی و راستین از زحمات آنان و بها دادن به ارزش و مقام آنان باشد بلکه باید در طول سال معلمان مورد تجلیل قرار گیرند.
, .,در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
در بررسی مشکلات معلمان،در نخستین گام کمبودهای مالی خودنمایی می کند ، اما راقم این سطور معتقد است که درک معلم در جامعه از یک طرف و اعطای عزت حرفه ای از طرف دیگر خصوصا برای معلمان حق التدریس که سالهای سال با کم ترین حقوق کار می کنند،کم تر از مشکلات مالی نیست.حفظ شئونات معلمی توسط خود معلمان و درک متقابل جامعه از مسئولیت معلمی و احترام و تکریم این جایگاه که به شدت مورد تاکید دین مبین اسلام و خاصه اسلام فقاهتی و ناب و بزرگان نظام اسلامی و علمای اعلام است،نقش ارزنده ای در هدایت جامعه و اتصال نسل ها و انتقال ارزشها دارد.
, .,باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
باز تولید مقام معلم در انگاره های الهی مستلزم این است که تا زمانیکه در جامعه هم از طرف اولیاء دانش آموزان و دانشجویان و هم خود شاگردان و هم فضای عمو می جامعه و ارکان آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها،به معلم به دیده ی احترام و با نگاهی معنوی نگاه نکنند،خروجی نظام آموزشی ما تولید جوانان معنوی به آن گونه که انتظار داریم نخواهد بود و از طرف دیگر و مهم تر از آن ورود حساب شده و گزینش حقیقی در بکارگیری معلمان نیز در خصوص تولید نظام آموزشی بسیار موثر می باشد و تا نگاه خود معلمان به جایگاه و ارزش و مقام خودشان عوض نشود،انتظاری از نگاه جامعه هم نخواهد بود.
,منابع:
, منابع:,1-سورة علق آیات 4 و 5
,2-سوره زمر، آیه 9
,3-سوره بقره، آیه 32
,4-آشنایی با قرآن، شهید مطهری، ج 8، ص 58 – 57
,5-استاد جلالالدین همایی، مقام معلم ، 5/5/1345
,6-محمدرضا شرفی، تربیت اسلامی، ص 90
,7-ابراهیم امینی- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 90
,7-محمدباقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت اسلامی، ص 228
,9-سوره علق، همان
,10-سوره الرحمن، آیات 1 و 2 و 4
,11-سوره محاربه، آیه 11
,12-سوره زمر، آیه 9
,13-سلیمانی، محمد، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 3، ص 45
,14-همان
,15-همان، ص 46
,16-همان، شماره 281، ص 37
,17-همان
,18-غلامرضا گلیزواره، منظومه معرفت، ص 40
,19-غلامرضا گلی زواره، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 281، ص 37.
,انتهای پیام/ص
,]
ارسال دیدگاه